یاقوت سرخ از خون

Description
سهمگین است زندگی با معشوقه ای که سالهاست فقط عکسی کنار دیوار است🍁
نام هنری نویسنده:نویسنده پشت نقاب
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

2 years, 6 months ago

یاقوت سرخ
پارت بیست و نهم
سورنا که از کار های اون دختر خندش گرفته بود گونشو بوسیدو گفت
" تازه اومدم مامان سرش شلوغ بود گفتم بریم باهم سوپرایزش کنیم"
ستاره که مشخص بود از اون سلیطه های زمونس جلو اومد و همونطور که چونشو میخاروند پرسید
" سلام بابای تابان! چقدر جوونی ! چی صدات کنیم؟"
سورنا لبخند دختر کشی زد و عینک دودی مارکشو از چشماش برداشت و چشمای سبزش که تقریبا همرنگ تابان بود رو به نمایش گذاشت
" نمیدونم ، به نظرم همون بابای تابان خوبه! حداقل اینجوری تو زبونتون میمونه و دیگه دخترمو اذیت نمیکنید"
تابان گونه سورنارو بوسید و از کولش بالا رفت تا روی کولش بشینه
" خب دخترا مثل اینکه امروز من زودتر از شما زحمتو کم میکنم ! باهم کنار بیاید"
بعدم سورنا حرکت کردو به سمت اون بوگاتی مشکی ماتش رفت
بعد از مدتی سکوت کل اتاقک ماشینو گرفت و حتی صدای آهنگ هم این سکوتو نمیشکست
" دنیز میدونه؟"
سورنا پرسید و تابان فین فینی کرد که نشون از بغضش میداد
" تو سه سال سه تا مدرسه عوض کرده ! نمیخوام دیگه اذیتش کنم "
سورنا سرفه مصلحتی کرد و بعد از توقف ماشین به تابان گفت
" این یه راز میمونه! روی کمک من حساب کن"
تابان لبخندی زد و در جواب گفت
" میشه فقط هفته ای یک روز بیای دنبالم؟ برام همین کافیه!"
هرچند تابان نمیخواست کسیو جای پدرش ببینه ولی خب این در این موقعیت صلاح دونست چند وقتی شایعاتو بخوابونه اونم وقتی اینجوری اون دخترا شیطونی میکردن بهتر بود درباره دروغ امروز چیزی نفهمن!
به قلم نویسنده پشت نقاب

2 years, 6 months ago

یاقوت سرخ
پارت بیست و هشتم
بعد از تلاش های بسیار اشکی روی گونه دنیز لیز خورد و باعث شد لیلی هم گریش بگیره توی این سه سال اولین بار بود که اشک دنیزو میدیدند و انگار دنیز با این قطره اشک به خودش اومده بود که با خشم گفت
" میکشمش ، به خدا میکشمش لیلی ! من اون عوضیو میکشم"
آرتام تیامو برداشت و با لفظ " دنیز دیگه خوبه بریم براش دارو بیاریم از اون جا دور کرد لیلی هم محکم دنیزو تو آغوشش فشرد ‌و اجازه داد خالی شه

سورنا بعد از تماس لیلی متوجه شد که باید دنبال تابان بره لیلی باید میموند پیش دنیز و آرتام هم تیامو برده بود گفتار درمانی و نیما درگیر تحقیق درمورد آیهان راد توی پایگاه امنیتیشون بود
همونطور که پشت فرمون بود فکرش درگیر شد دنیز که چند رور پیش خوب بود و حتی صبح باهم تلفنی حرف زده بودند پس چش شده بود دقیقا؟
نفهمید چجوری به مدرسه تابان رسید و از از ماشین پیاده شد تا وارد مدرسه بشه ولی قبل از ورود از در صدای آشنایی شنید
" من هم مامان دارم هم بابا حق نداری سرم داد بزنی!"
کاملا مشخص بود صدا صدای تابانه و حالا صدای جدیدی بلند شده بود
" دروغ نگو من میدونم تو بابا نداری ! اگر بابا داری پس چرا هیچوقت نیست هاااا؟ تو فقط یه مامان .."
قبل از اینکه صحبت های اون دختر تمون شه وارد شد و با لبخند گفت
" سلام دخترم"
همه بچه ها برگشتند و‌ به سورنا با اون تیپ نگاه کردند
حقم داشتند مرد حدود بیست و شش ساله بور که شبیه به مدلای آمریکایی بود و کت و شلوار مارک داشت تابان که سورنارو میشناخت لبخند شیطانی زد و بغل سورنا پرید تا نمایشی که سورنا راه انداخترو خوب پیش ببره
" سلام بابا دلم برات تنگ شده بود،کی اومدی؟"
به قلم نویسنده پشت نقاب

2 years, 6 months ago

یاقوت سرخ پارت بیست و هفتم مدام توی خواب تکون میخورد و باعث شده بود از تکون هاش پسرک هم بیدار شه دوباره توی خواب غرق شده بودو دست و پا میزد توی خوابش پر از رنگ قرمز بود قطره های خون تمام خونه پدریشو گرفته بود و اون داشت پابرهنه روی اون خون ها قدم میزاشت…

2 years, 6 months ago

یاقوت سرخ
پارت بیست و هفتم
مدام توی خواب تکون میخورد و باعث شده بود از تکون هاش پسرک هم بیدار شه دوباره توی خواب غرق شده بودو دست و پا میزد
توی خوابش پر از رنگ قرمز بود قطره های خون تمام خونه پدریشو گرفته بود و اون داشت پابرهنه روی اون خون ها قدم میزاشت پدرشو دید که داره با اورژانسو پلیس تماس میگیره اما از همه ترسناک تر مادرش بود که بین خون ها داشت جون میداد به مردی که بالا سر برادرش بود نگاه کرد مرد قد بلندی با چهره نامعلوم که ماسکی از جوکر به چهره داشت
با جیغ بلندی از خواب پرید و لیلی رو بالای سر خودش دید که با ترس بهش خیره بود
انگار تیام اینبار به سراغ لیلی رفتع بود تا ازش کمک بخواد
دنیز از شدت ترس نفسش بالا نمیومد و انگار هنوز توی اون صحنه ها مونده بود که تکونی نمیخورد
لیلی مدام دنیزو تکون میداد و صدا میکرد ولی اون فقط با چشمای باز به لیلی زل زده بود و این باعث وحشت لیلی شده بود
اولین باری نبود که دنیز اینجوری میشد ولی اولین باری بود انقدر نگاهش ترسناک بود انگار هزاران نفر داشتن تو نگاهش جون میدادن دنیز بدون اختیار بلند شد و شروع به حرکت کرد لیلی سعی میکرد دنیزو نگه داره و از تیام خواست بقیرو صدا بزنه ولی نمیشد انگار دنیز از کنترل خارج شده بود و اختیارش دست خودش نبود
" دنیز به خودت بیاااا"
آرتام که تازه رسیده بود به لیلی کمک کرد تا دنیزو روی تخت بشونونن و شروع به حرف زدن به دنیز کرد
به خاطر رشتش روانشناسی هم بلد بود پس از اون در درست وارد شد
" دنیز بهم گوش کن، میدونم که هنوزم اونجایی و داری صدامو میشنوی ، نباید تسلیم شی و بزاری شخصیت جدیدی توی وجودت شکل بگیره! برگرد دنیز"

به قلم نویسنده پشت نقاب

2 years, 6 months ago

یاقوت سرخ پارت بیست و ششم آرتام چشم غره ای رفت و نقشه دنیزو حدس زد پس اون جای دنیز جواب داد " چیزایی که سوگل میگه فقط حدسه! ممکنه سورنا فقط وکیل خوبی برای اون پاساژ باشه و ربطی به شخص آیهان نداشته باشه!!" دنیز بینگویی گفت و به سمت تخته هوشمند رفت تا عکس هایی…

2 years, 6 months ago

یاقوت سرخ
پارت بیست و ششم
آرتام چشم غره ای رفت و نقشه دنیزو حدس زد پس اون جای دنیز جواب داد
" چیزایی که سوگل میگه فقط حدسه! ممکنه سورنا فقط وکیل خوبی برای اون پاساژ باشه و ربطی به شخص آیهان نداشته باشه!!"
دنیز بینگویی گفت و به سمت تخته هوشمند رفت تا عکس هایی از پاساژو نشون داد
" بزرگ ترین و محبوب ترین پاساژ خاورمیانه! اون خیلی دچار خطا نمیشه ‌‌ قطعا از قبل سورنارو میشناختن و سورنا هم فقط خرده کارایی مثل مالیاتو براشون جمع میکنه"
نیما کمی قهوه نوشید و از جا بلند شد
" خب یه فکری بکنید که غیر از گدایی بتونیم وارد شیم چون با این اوصاف باید تقریبا همیشه بریم سرکار تا اوضاع عمارت سرپا بمونه"
لیلی لبخند ملیحی کرد و صندلیشو جلو کشید تا حرفی بزنه ولی دنیز جلوشو گرفت و بت جدیت گفت
" ما پولی از بانک برنمیداریم لیلی"
لیلی قیافه مظلومانه ای گرفت و گفت
" ما فقط میخوایم یکم پول از بانک قرض بگیریم دست و بالمون باز شد بهش برمیگردونیم"
سوگل همونطور که بلند میشد گفت
" تا به فنایی خیلی راه داریم ، همین الانم فقط از درآمدمون روزامونو میگذروندیم نه بودجمون"
دنیز هم بلند شد و به سمت در رفت
" خب فعلا بریم من به خاطر مسکنا خواب آلودم"
به قلم نویسنده پشت نقاب

2 years, 6 months ago

نیترومر؛ کانال های مفید را معرفی می کند.

? ارایه سرویسهای VPS(نسل جدید VPN) با امکان درآمدزایی مستند
? @WhiteHexagonfarsi ?

? کانالی پر از دانستنی های طب سنتی و سلامتی
? @attari_salamat1 ?

? کاریابی وماشین واملاک
? @brsfm ?

? یه کانال پر از ایده و ژست عکاسی و پروفایل برای همه
? @ide_zhest_akasi ?

? یک کانال خوب
? @kurdish_poet ?

? مجموعه فیلم و سریال روز(سینمایی ها)
? @dailyfilmmovies ?

? یک کانال خوب
? @dellbari2 ?

? یک کانال خوب
? @nini1394_71 ?

? کلیپهای شاد ،شعر،قصه شب،کارتونهای فارسی و انگلیسی
? @kodak6 ?

? اخبار شبکه نمایش خانگی
? @jockershow ?

? داستان های آموزنده
? @dastan_islame ?

? رمان یاقوت
? @yaghot569 ?

? ارزانی گلهای اپارتمانی بهشت
? @gologiahhmoft ?

? کانال دلنوشته
? @delyar79 ?

? فروش کمیاب ترین کاکتوس های موجود در ایران
? @balouchcacti ?

? تولیدی و خیاطی تک پوشان
? @Tak_pooshanstore ?

? یک کانال خوب
? @sheer_naab0 ?

? یک کانال خوب
? @World_Vmess ?

? اینجا همه چیز میزارم آهنگ ، شعر ، ایده بیو
? @naajvayetazeh ?

? عشـق بہ خدا حاجتروایی
? @hkatm89 ?

? پر فروش ترین کتاب های دنیا را رایگان بخوانید!!!
? @book8lovers ?

? دعاهای قرانی ،دعای محبت،دعای گشایش کار وازدواج و.....
? @Zekr_Va_Doa ?

? فیلترشکن v2ray و پروکسی
? @proxy48 ?

? اموزش نگهداری گیاهان اپارتمانی و گروه پرسش وپاسخ
? @goolvgiaha ?

? سیاه چال_Black hole
? @del_neoshta ?

? کانالی برای به چالش کشیدن اطلاعات فوتبالی خودتان
? @Football3Q ?

? Kinsta Team | اینترنت آزاد
? @kinsta_service ?

•••••••●●●❥✿???✿❥●●●•••••••
? تبادلات لیستی نیترومر
این لیست تبلیغاتی، به صورت خودکار توسط ربات @nitromerbot ارسال شده است.

2 years, 6 months ago

یه #نوستالژی دیگه اوردم با هم بگوشیم :)

2 years, 6 months ago
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago