جامعه نو

Description
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr

موضوعات: سیاسی و اجتماعی
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 3 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 5 months, 2 weeks ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 month, 2 weeks ago

4 weeks ago

#الف

🏷 آنچه هست

*🖊 علی هاشمی | تحریریه جامعه‌نو:*
آینده را نمی‌شود پیش‌بینی کرد و بنا به اقتضای شرایط و پرهیز از مخاطرات، صرفاً می‌شود سراغ توضیحِ ایجابیِ مسائل رفت و روندها را تحلیل کرد. دیرزمانی است که اجباراً نمی‌توان صریح و روشن از آیندۀ این کشور و حکومت حرف زد و باید مثال بر مثال خروار کرد تا مبادا نتیجۀ استدلال‌ها مکدر شود. اساساً نمی‌شود به‌راحتی گفت چون ممکن است گوینده به سیاه نمایی و خالی کردن دل‌ها متهم می‌شود و لذاست که آگاهی در بند خودسانسوری، دندانش به جگر است. خب بلی اگر به این دلایل نمی‌توان از آینده گفت اما با علم و اطمینان و یقین می‌توان گفت که حال و گذشتۀ این کشور و حکومت چه بوده و چه هست! این نه نیازمندِ پیش‌بینی است و نه می‌شود بردش زیر سایۀ دیو سانسور و کتمان و انکارش کرد چون فاش‌تر از آن است که آفتاب. بلی با علم و اطمینان می‌توان از آن گفت چون این دیگر آینده نیست که رویدادهایش منوط به هزار چرخِ نخوردۀ سیبِ فلک و امر ملک باشد. ما تمام آنچه را که در این چند دهه گذشته است لحظه‌به‌لحظه زندگی کرده‌ایم و بحران‌ها و مشکلات، زندگیِ مرد و زن و کوچک و بزرگمان را زیر و رو کرده است و اساساً در این زمینه اصلاً نیازی به رسانه و کار رسانه‌ای نیست.
جامعه دهه‌هاست که با تورم و بیکاری و به محال سپردنِ یک‌به‌یکِ ملزوماتِ معمولیِ یک زندگیِ معمولی محشور است. آیا امروزه رفاه حتی به مخیلۀ بخش عظیمی از جامعه خطور می‌کند؟ همین‌که ذلیل‌تر نشوند ممنون‌دارِ روزگارند. اینکه رفاه را به محال سپرده‌اند، پیشرفت است؟ برای اینکه بدانند رفاه به محال سپرده شده است نیازی به سر چوب کردنِ فقرِ مردم در رسانه‌های داخل و خارج است؟ اینکه سفره‌هایشان طی دهه‌های گذشته خالی و خالی‌تر شده است، پیشرفت است که لازم باشد کسی نشانشان بدهد که خودشان سر سفره‌اند و دعاگوی باعث‌وبانی‌اش.
اینکه مردم امروز خدا خدا می‌کنند که برق نرود و گاز باشد و بحران انرژی به ملموس‌ترین شکل ممکن گریبان‌گیرِ همه شده، نشانۀ پیشرفت است؟ اگر این‌ها پیشرفت است پس پسرفت چیست؟ اینکه خرید خانه و ماشین به محال سپرده شده‌اند چه؟ اینکه همان سفره‌های خالی، از گوشت و لبنیات و پروتئین خالی و خالی‌تر شده‌اند و اساساً جامعه به چاهِ قوت لایموت پرت شده است چطور؟ یعنی اگر این خاک سیاه که دهه‌هاست به آن نشسته‌ایم و از آبِ دیده و عرقِ شرمِ مردم گِل شده است نشانۀ پیشرفت است، پس فلاکت و بیچارگی و پسرفت چیست؟
رودها و دریاچه‌های خشک‌شده چطور؟ آن‌ها نیز نشانۀ پیشرفت است؟ ورشکستگیِ نظام بازنشستگی و نظام بانکی چطور؟ آن وهمیاتِ بخار شده در محور مقاومت چطور؟ حداقل آنجا که وضع پیشرفت‌های فرضی و وهمی رسیده است به آنچه عیان است و حاجت به بیان ندارد. یک‌به‌یکِ بحران‌های گوناگونِ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و زیست‌محیطی و داخلی و خارجی که حکومت آن‌ها را ساخته و هیچ عزم و اراده‌ای نیز برای حلش ندارد و از قضا عاملِ استمرار و وخامتِ آن‌هاست و جامعه آن‌ها را زندگی کرده و می‌کند و هزینه‌اش را داده است و می‌دهد چطور؟ نشانه‌های پیشرفت هستند؟
پیشرفت و توسعه، ملاک‌ها و معیارهای روشنی دارد. از سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی تا حجم تجارت خارجی و درآمد سرانه، از بهبود معیارهای رفاه مانند فقر و توزیع درآمد و اشتغال و مسکن تا کارآمدیِ حکومت و نرخ مشارکت سیاسی و کاهش فساد (اداری و مالی) و پاسخگو بودن حکومت. وضعیت کشور و حکومت در این زمینه‌ها و سایر زمینه‌های مشابه و مرتبط، یعنی در واقع آنچه هست، در بارزترین و مشهودترین و مفهوم‌ترین شکل ممکن است. آن‌قدر بارز و مشهود و مفهوم که می‌شود برای تعریفِ هر ملاک و معیاری، صرفاً آن ملاک و معیار را در آینۀ آنچه هست بازتاب داد و گفت، نه چنین؛ مثلاً در تعریفِ مقولۀ کارآمدیِ حکومت گفت: نه چنین! در تعریف آزادی بیان گفت: نه چنین! در تعریف جمهوری گفت: نه چنین! در تعریف فساد و ناکارآمدی و خفقان گفت: چنین.
وقتی از آنچه هست حرف می‌زنیم و نه از آنچه خواهد بود (که ترسناک است و خدا، مردم و کشور را از آن حفظ کند)، داریم با علم و اطمینان و یقین از این مسائل و موارد حرف می‌زنیم که با هر متر و معیاری نشانه‌های پیشرفت نیستند. وقتی سال‌های سال است که اثری از عوامل رشد و توسعه نیست (وضع شاخص‌ها در دولت خاتمی و دو سالِ اولِ دولت روحانی قابل دفاع و امیدوارکننده بودند که البته بودند و آن امیدها، حسرت‌های دیروز و امروزِ مردم‌اند و فردای حکومت) و در عوض سال‌های سال است که موانعِ رشد و توسعه برجا و پایدارند، آنچه در گذشته و حال بوده و هست چیست و آنچه در آینده خواهد بود چه خواهد بود؟ پیشرفت؟

🆔@jameeno

4 weeks, 1 day ago
4 weeks, 1 day ago
[#یادداشت\_مهمان](?q=%23%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86)

#یادداشت_مهمان

🏷 قانون کلنگی: جامعه کوتاه‌مدت و قانون اساسی

🖊 امیرحسین علینقی | تحلیل‌گر حقوق اساسی:
مساله قانون اساسی امروزه یکی از مسائل مورد توجه جامعه ایران است و نه تنها در افق ادراک و بررسی صاحبنظران و اهل تخصص قرار دارد، بلکه به گفتگوی عمومی مردم ایران نیز راه یافته است. از این‌رو، مساله تغییر در روند مدیریتی-سیاسی جامعه، خواه‌ناخواه، با موضوع قانون اساسی و ضرورت یا عدم ضرورت فوری آن پیوند خورده است. ورود قانون اساسی به عرصه گفتگوی عمومی و تغییرطلبانه، باعث شده است تا این موضوع، از سطح مباحث حقوقی ارتفاع گرفته و جوانب دیگری را نیز دربرگیرد. با عنایت به توضیحات فوق، در این یادداشت، و در حد محدودیت‌های یک یادداشت تلگرامی، تلاش می‌کنم تا به ابعادی از موضوع «قانون اساسی» بپردازم.

ماهیت قانون اساسی
قانون اساسی «صورت‌بندی حقوقی» یک «سازش» بزرگ سیاسی در «سطح ملی» است که با به خدمت گرفتن «زبان» و بر بستری از «دوام و ماندگاری» شکل می‌گیرد. به‌علاوه، این شاخه از حقوق (حقوق اساسی) از محدویت‌هایی در عرصه ضمانت‌اجرا رنج می‌برد. این ویژگی‌ها باعث می‌شوند تا در خصوص ماهیت این قانون و مشابهت آن با دیگر قوانین و انتظارتی که از یک قانون اساسی می‌توان داشت، دست به عصاتر حرکت کنیم.
۱) اگر چه در ارتباط با متون حقوقی، اصل اولیه و مطلوب، همانا رسیدن به یک متن شفاف و تک‌معناست، اما، واقعیت آن است که زبان (به وصف کلی‌اش) وحشی‌تر از آن است که در بند خواسته‌ها و تمایلات معنایی ما در آید. لذا به نظر می‌رسد که چندان بی‌راه نباشد که همانند ویرجینیا وولف بر آن باشیم که گاه «کلمات ما را ناکام می‌کنند». (اسطوره شفافیت متن)
۲) در مقایسه با دیگر قوانین و مصوبات، قوانین اساسی متونی ماندگارترند. تلاش برای ماندگاری اما، نص‌نویسان را مجبور می‌کند تا «کلیت» بیشتری به نص خود بدهند و مثلاً به جای «شاه شجاع» از «زلف یار» صحبت کنند؛ و یا به جای محکمات از متشابهات استفاده کنند (در این زمینه خصوصاً نگاه کنید به تفسیر فخررازی از آیه ۷ سوره آل‌عمران). این در حالی است که «دقت» و یا «شفافیت معنایی» و یا «بی‌ابهامی» اصولاً میانه خوبی با «دوام» ندارند. به بیان دیگر، در ارتباط با زبان، روندهای دقت و دوام همسو نیستند. در نتیجه قوانین اساسی یا مجبورند جانب «دقت» را بگیرند و از عمر یا «دوام» خود بکاهند و یا اینکه جانب «دوام» را گرفته و بخشی از شفافیت خود را فدا کنند. (دیالکتیک دقت و دوام)
۳) همچنین قانون اساسی، محصول سازشی میان مردمی متنوع در یک جامعه متکثر، در حد دولت ملی، است. اگر چنین باشد، ضرورت هم‌نوایی و هم‌راستایی «متن» و «زمینه» ایجاب می‌کند که تکثر «زمینه»، در «متن» نیز بازتاب یابد. در این صورت، هر گونه تلاش برای حذف تکثر از متن و رسیدن به شفافیت و بی‌ابهامی و انسجام کامل قانون اساسی، ناگزیر، به حذف بخشی از جامعه از شمول قانون اساسی منتهی می‌شود. جدای از اینکه، آیا چنین شفافیتی می‌تواند از زاویه حقوقی-اخلاقی محل تایید باشد یا خیر، می‌توان به تبعات سیاسی و اجتماعی بیرون راندن بخش‌هایی از جامعه از زیرچتر فراگیر قانون اساسی نیز اندیشید. (ماهیت سازش بنیاد قانون اساسی، دیالکتیک شفافیت و شمول و همچنین متنیت متکثر قانون اساسی)
۴) قانون اساسی و حوزه مطالعاتی مربوطه‌اش (حقوق اساسی) به همراه حقوق بین‌الملل عمومی، برخلاف دیگر شاخه‌های حقوق، به این علت که قدرتِ حقوقیِ تضمین‌گری را بالای سر خود ندارند، با محدودیت‌هایی در زمینه «ضمانت اجرا» مواجه‌اند؛ به این معنا که بازیگران قانون اساسی، اگر شرایط را مناسب ببینند، ممکن است، این متن را زیر پا گذاشته و یا آن را مصادره کرده و به راه خود روند. لذا، متاسفانه، از این قانون و حوزه پژوهشی‌اش نمی‌توان ضمانت‌اجرایی را انتظار داشت که از قانون مدنی یا قانون تجارت و مجازات و قوانین گمرکی انتظار می‌رود. (مساله ضمانت اجرا در حقوق و قانون اساسی، بحثی مستقل و در عین حال مهم است و فرصت بیشتری برای بررسی طلب می‌کند.)
همه این اوصاف، محدویت‌هایی را بر قوانین اساسی تحمیل می‌کنند که، در نهایت، دست ما را از داشتن، یک متنِ بُرنده، سرراست، منسجم و بدون ابهام خالی می‌کند. از این زاویه، هر تحلیل و انتظاری از قانون اساسی، مستلزم عطف توجه به این محدودیت‌هاست.

اصلاح قانون اساسی در زمانه بحران
اکنون اما، می‌توان فرض کرد که یک متن شفاف و بدون ابهام می‌تواند در دسترس باشد. در این حال، می‌توان پرسید که آیا در شرایط نه چندان عادی موجود، می‌توان یا می‌بایست به اصلاح قانون اساسی تن داد؟...

- ادامه‌ی مطلب و متن کامل را در instant view و با لمس اینجا بخوانید.

🆔@jameeno

3 months, 3 weeks ago

#در_کرانه_روز

?دیوانه‌ی علوم‌تحقیقات!

دعاوی مختلف را درباره‌ی علت حرکت دانشجوی مشهورشده به «دختر علوم‌تحقیقات» شنیدیم. اجزای حکومت مدعی‌شده‌اند که این‌زن دیوانه و شیزوفرن بوده‌است. فرض که این‌ادعا را هم بپذیریم و از حکومت هم به‌خاطر این‌تشخیص رهایی‌بخش‌اش متشکر باشیم! پس باید دو نکته‌ی مهم را بگوییم:

۱- چون این‌زن بیمار است و ناآگاه به معنی رفتارش پس مجرم نیست. نمی‌باید هرچه‌زودتر بازداشتش را لغوکنند و مسئولیت ضبط و تیمار او را به خانواده‌اش وابگذارند؟

۲- حکومت می‌باید از عقلایش بخواهد درباره‌ی این‌پرسش بیاندیشند که چرا این‌«دیوانه» این‌کار خاص را کرد؟ مجانین هزار کار وحشتناک توانندکرد: می‌توانند وسط خیابان دراز بکشند و راه را ببندند، به شیشه‌ی مغازه‌ها سنگ‌بزنند، زباله بجوند، وسط میدان بزنند زیر آواز و... ممکن است پاسخ عقلای حکومت این باشد که تشکیلات به‌اصطلاح فرهنگی و آموزشی حکومت چنان‌رفتار وحشتناکی درمورد زنان این‌کشور و در برخورد با آنان کرده که «دیوانه»ها را هم دیوانه کرده‌است؟
ممکن است از خودشان بپرسند چرا هر«عاقل» کاری را که این«دیوانه» کرده می‌بیند بلافاصله تصورمی‌کند ناشی از عصیان در برابر فشار مدیران نادان حکومت است و کاملا باورمی‌کند یک‌اقدام اعتراضی رادیکال و کاملا حساب‌شده‌ی سیاسی است؟

?@jameeno

3 months, 3 weeks ago

? تقاضای جامعه‌نو از همراهان همیشگی: افغانستان و افغان‌ها

شما بیش از دیگران نظر گروه جامعه‌نو را در مسئله‌ی افغانستان و افاغنه می‌دانید؛ چون در این‌مورد بسیار نوشته‌ایم. بیش و پیش‌از دیگران به‌هنگام تدارک ایالات‌متحد برای تحویل افغانستان به طالبان اعلام‌خطرکردیم و پیش‌از دیگران گفتیم افغانان نه به‌خاطر خودشان که اشخاص زحمتکش و شرافتمندی‌اند، بلکه به‌خاطر حکومت مستقر در کشورشان می‌باید از ایران خارج شوند. حکومت مستقر در افغانستان پیش‌بینی‌ناپذیر، مشکوک و به واسطه‌ی وابستگانِ پرسه‌زنش در خیابان‌های ما حامل احتمالاتی خطرناک برای کشور ما است.
گفتیم مقصرِ حضور بی‌حساب آنان طمع‌ورزی کارفرمایان ایرانی و اهداف امنیتی حکومت است و گفتیم کارگر زحمتکش افغان تعطیلات ندارد و در خیابان پرسه‌نمی‌زند و اففانستانی‌های سرگردان در خیابان‌های ایران نه کارگر و نه توریست اند و مصلحت‌است کسی از آنان در ایران نماند.

اما این را هم گفتیم که این‌امر اقتضای مصلحتی خارج و دور از رفتار نژادپرستانه یا بیگانه‌هراسانه است و می‌باید کرامت و احترام افغان‌ها در هنگام نفی‌حضورشان در ایران حفظ‌شود. از ایرانیان که بزرگ‌منش، بخشنده، مظلوم‌نواز و غریب‌نواز و صاحب‌تمدن اند، هیچ‌گاه نژادپرست نبوده‌اند و به اخلاق و منش کورش افتخارمی‌کنند، انتطارمی‌رود موضوع نفی‌حضور افاغنه را در کشورمان را با حکومت حل‌کنند نه با برخورد خارج از حدود اخلاقی، انسانی و مروت ایرانی با شهروندان غالبا بی‌پناه افغانستانی.
می‌باید به حکومت فشارآورد که این‌گروهِ فعلا و به‌دلایل امنیتیِ ناشی‌از سلطه‌ی طالبان بر افغانستان از ایران بروند، اما دربرابر ناملایمات ناشی‌از حضور آنها هم می‌باید صبر پیشه‌کرد تا اصول اخلاقی و هویت سهل‌گیر و تکثرپذیر ایرانی خدشه‌دارنشود.
ممکن‌است اشخاصی از دو سو و به‌عمد اعمالی نادرست و تنفرانگیز را مرتکب‌شوند و بر آن‌جرقه‌‌ی نفرت بنزین بپاشند و آن‌شود که هیچ‌کدام از ما بدان راضی نیستیم.

از شما خواننده‌ی همراه انتظار داریم به‌عنوان بخشی‌از وظیفه‌ی ملی در انتشار مجدد و ترویج تحلیل‌ها و راهنمایی‌های پیشین جامعه‌نو در این‌باب بکوشید؛ با اشخاص موثر و اطرافیان خود درمورد این‌مسئله گفتگوکنید. شاید به‌کمک‌یکدیگر بتوانیم از پدیدآمدن حوادث ناخوشایند جلوگیری‌کنیم.

?@jameeno

3 months, 3 weeks ago

#در_کرانه_روز

? راه و بی‌راهه!

? شورای سردبیری:
نیویورک‌تایمز و یکی-دو منبع دیگر خبرداده‌اند که پس‌از ارزیابی شدت زیان‌های وارده دستور به تلافی حمله‌ی اخیر اسرائیل داده‌شده‌است. شاید این‌خبر راست باشد. حواشی دیگری هم مثل انجام تلافی از خاک عراق دارد که فعلاً از آن‌ها می‌گذریم.
اگر خبر راست باشد و چنین‌قراری داشته‌باشیم لابد حواس‌مان هم هست که این‌تلافی را نه در زمین عراق که در زمین و زمینه‌ی دیگری می‌باید انجام‌داد. درواقع می‌باید زمین بازی را عوض‌کرد و از میز پینگ‌پنگ موشکی به نه حتی پیست دو-و-میدانی که به میز شطرنج رفت.
ضربه‌ای که خورده‌ایم و گویا «نمی‌باید آن را کوچک‌شمرد» بی‌دفاع‌کردن آسمان کشور بوده‌است و می‌باید پیام و نتایج آن را بگیریم: مرحله‌ی بعدی هم درکار خواهدبود؛ و باز مرحله‌ی دیگر. چنان‌که قبلاً گفته‌ایم: گریبان ایران را رهانخواهندکرد! طرف مقابل اسرائیل نیست؛ پنتاگون است و برای آن‌ها این یک‌زدوخورد نیست؛ یک‌نقشه‌ی درازمدت و حوصله‌طلب است.

آئین جنگ، جنگ و گریز است! آن‌که بی‌پروا می‌جنگد و پیش‌می‌رود عاقبت به دام محاصره می‌افتد. حتی اگر پاسخ این‌پرسش که «آیا همچنان گریزی از رویارویی هست؟» دیگر منفی باشد، می‌باید با دادن اندکی‌غرور، زمان بخریم!

ملاحظاتی هست:
۱- چتر هیچ معاهده‌ی دفاع متقابلی که با دوست‌مان روسیه یا هرقدرت دیگری ببندیم تقابل ایران و اسرائیل را دربرنمی‌گیرد و شامل‌نمی‌شود. ما حتی شک‌داریم روسیه دربرابر تهاجم طالبان به ما گوش آن را بپیچاند. این به‌خاطر بددلی به روسیه نیست؛ به‌خاطر شرایط پیچیده‌ی وابستگی‌های متقابل چندلایه‌ی جهان است: «ما» فقط یک‌هدف متعالی و نهایی داریم و آن پیروزی بر دشمنانی است که ساخته و پرداخته‌ایم؛ اما برای دیگران لایه‌های بسیارمهم‌ترِ باقی‌ماندن دروابستگیِ متقابل اقتصادی، حفظ توازن‌های چندمحوره‌ی امنیت‌ملی و البته برنامه‌های توسعه‌ی داخلی‌شان برای افزایش توان‌شان به‌عنوان هدف وجوددارند که تحرکات بین‌المللی آن‌ها و عمل به پیمان‌های دوجانبه را مشروط-در-مشروط می‌سازد. بنابراین می‌باید به‌طریقی گام‌نهیم که پیمان‌های دفاع متقابل وزن اصلی را در محاسباتمان پیدانکند. اگر این‌توصیه‌ی کلی را به مسائل روز ربط‌دهیم می‌باید بگوییم پزشکیان از سفر به روسیه هیچ امتیاز چشمگیر تضمینی درمورد مشکلات امنیت‌ملی ایران با خودش نخواهدآورد. مشکلات بیشتر؟ شاید!

۲- ما به‌دلایل نامعلوم نیاز به توازن را هم در روابط بین‌المللی مانند نیاز به کاهش تعداد دشمنان فراموش‌کرده‌ایم. حتی اگر در اواخر دهه‌ی‌پنجاه به کشورهای غیرمتعهد نپیوسته‌بودیم با با پایان جنگ سرد و دوقطبی‌نماندن جهان می‌بایست موازنه‌ی «نه شرقی و نه غربی» را به توازن مثبت تغییر می‌دادیم. این‌فراموشی هزینه دارد. می‌باید آن را بپردازیم و تعاملات‌مان را اصلاح‌کنیم. درحالی‌که اسرائیل به‌نیابت از پنتاگون با ایران روبرومی‌شود پشت ما به مثلا زرادخانه‌ی پیمان ورشو گرم نیست! این‌جنگ نیابتی را می‌باید باشجاعت پایان‌داد. در زمان اوباما امکان کم‌هزینه‌ی آن پدیدآمد، دچار غرور بودیم و دچار به ترامپ شدیم. بعداز انتخابات آمریکا می‌باید چرتکه‌بیندازیم که هزینه‌ی آن‌غرور چقدرمی‌شود.
اگر کسی ارزیابی ما را بخواهد می‌گوییم هنوز در مرحله‌ای نیستیم که ثمنی به‌قدر لیبی سال2003 برعهده‌مان باشد. این هنوز امتیاز ماست. بهتر است آن‌خط‌مشی را که ولایتی اخیراً [به‌هردلیلی] به‌زبان‌آورده (که «به‌دنبال تعریف مجدد موازنه با دیگرکشور‌های غربی یا شرقی و جهان‌سومی‌ایم») به‌طورجدی درپیش‌بگیریم. از پینگ‌پنگ با اسرائیل خیلی‌واجب‌تر است!

۳- بعداز پرداخت آن‌هزینه ما همچنان نوکر و وابسته‌ی ایالات‌متحد نخواهیم‌بود. کماکان همان‌کشور مستقل بعداز سال57 می‌مانیم اما رفتار محیط پیرامون با ما متوازن‌تر می‌شود. معنی این‌توازن را بازنمی‌کنیم؛ اما تاثیرش این‌است‌که حتی با قدرتی که الان داریم فضای سوءظن و بیم بین ما و کل منطقه جایش را به آرامش‌خیال و نشستن بر صندلی برادر بزرگتر می‌دهد. نمایش توانایی‌های تهاجمی در صحنه‌ی عمل طی سلاح‌فروشی‌های دوسال‌اخیر و درگیری‌های ماه‌های اخیر اکنون می‌تواند پشتوانه‌ی برقرارساختن آن‌توازن باشد؛ البته اگر ضربه‌ی اخیر به اسرائیل آخرین‌پرده‌ی این‌نمایش بوده‌باشد. همین‌قدرش هم بیش‌ازکافی است؛ تا نهایت حد ممکن خود را به پرتگاه نزدیک‌کرده‌ایم و بر لبه‌ی پرتگاه برداشتن هرگامی به پیش اضافی است! حالا زمان انتخاب است: ایران بین تداوم چرخه‌ی تضعیف یا برگشتن روی ریل عادی‌سازی وضعیت انتخاب‌خواهدکرد.

حرف‌آخر این‌که آن ابتکارعملی که فردای انتخابات ایالات‌متحد عرضه‌کنیم پل عبور از وضعیت حاضر و پرتگاهی که به لبه‌اش رسیده‌ایم خواهدبود؛ هم ازنظر سیاسی و هم ازجنبه‌ی اصلاح و کنترل فضای ذهنی مجموعه‌ی ساکنان کشور از عامی و عارف و ازجمله این «عشق‌جنگ‌های جنگ ندیده».

?@jameeno

3 months, 3 weeks ago
3 months, 4 weeks ago

#در_کرانه_روز

? فشار عوام و مسیر مصدق!

دچارشدن را به «دنباله‌روی از خواست جمعیت» از مدت‌ها پیش به‌عنوان گرفتاری و نقطه‌ضعف رهبران در ایران شمرده‌اند. رامش سنگوی در کتاب خود به‌نام «شاه ایران» در سال 1968 این‌نقطه‌ضعف را درمورد دکترمصدق تشخیص‌داده و نوشته‌بود:
مصدق حامیان خود را با رویای یک‌ایران عاری‌از نفوذ خارجی به‌وجدآورد، اما به‌زودی اسیر خواست جمعیت شد که عامل‌اصلی تصمیم‌گیری سیاست در ایران است. در‌چنین‌شرایطی هرموفقیتی فقط مطالبات جدید پدیدمی‌آورد و کسی نمی‌تواند خلاف آن را درپیش‌بگیرد...

این‌مشکل هنوز هم وجوددارد. حکومت نیروهایی را (غالبا برای خنثی‌کردن یا سرکوب رقیب سیاسی) از شیشه درآورده و حالا خودش گیر آن‌ها افتاده و نمی‌تواند دربرابر تمایلاتشان مقاومت‌کند. در داستان تبادل موشکی پینگ‌پنگی‌اش با اسرائیل درحال دچارشدن به این‌بلّیه است. یک نیروی باورمند (آلوده به تعدادی ناکس) فشار تلافی می‌آورند و چه‌بسا تعجیل‌نکردن صدای آن‌ها را بلندتر هم بکند. عناصر این‌گروه پایداری و تکروهای فرصت‌طلب که روی اجاق حکومت حلیم خودشان را می‌پزند در این‌زمره‌اند.

در دوران ملی‌شدن صنعت‌نفت کسانی (به‌درست یا غلط) فکرمی‌کردند واسطگی آمریکا را بپذیریم و به توافق مقبولی با انگلیسی‌ها برسیم. اما کسی جرات‌نکرد کلمه‌ای با مضمون سازش یا کنارآمدن یا کاهش فشار به انگلیس به‌زبان‌بیاورد. اگر می‌گفت همه‌ی آن‌جمعیت به‌هیجان‌آورده‌شده او را خائن می‌خواندند. خود مصدق هم نمی‌توانست جلوی این‌روند را بگیرد. الان در همان‌مسیریم.

شجاعت می‌خواهد الان کسی در آن‌بالا به‌عقل و درایت فرمان را به‌سوی دیگر بچرخاند و راه دیگری بجوید.

?@jameeno

4 months ago
4 months ago
[#الف](?q=%23%D8%A7%D9%84%D9%81)

#الف

? استراتژی شکستن نعل اسب!

? شورای سردبیری:
درگیری اخیر میان جمهوری‌اسلامی و رژیم اسرائیل و این نقطه‌عطفی که اکنون در نزاع درازآمده‌شان پیش‌آمده درواقع نبرد خالص‌ترین (بخوانید: افراطی‌ترین) نمایندگان و در-صافی-مانده‌های دو ایدئولوژی آخرالزمانی است؛ فالانژهایی که چون به‌شدت افراطی‌اند، پس نیمه‌عمر کوتاهی هم دارند: به‌قدر عمر نور یک منور شلیک‌شده در میدان جنگ فرصت دارند برای تمام‌کردن کار طرف‌مقابل و زنده‌ماندن!

استراتژی هردو طرف درگیری هم بیش‌وکم یکی است -هرچند قدرتشان یکسان نباشد: از-نفس-انداختن طرف‌مقابل در آستانه‌ی پیداشدن اولویت‌های تازه و رویارویی‌اش با مسائل جدی و یا بحران‌های داخلی خودش؛ تا زمان مواجهه با آن مسائل که رسید خسته و زخمی باشد و خالی از رمق برای حل آن‌ها؛ تا از پابیفتد.

در انتهای این کوچه چه در انتظار ماست؟

چاره‌ی جُستن از این چنبر چیست؟

- ادامه‌ی مطلب متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.

?@jameeno

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 3 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 5 months, 2 weeks ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 month, 2 weeks ago