?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
در اون قبر مرده ای نبود که بتوان گریه کرد!!!
امروز ۸ اسفند ۱۴۰۳، مجلس شورای اسلامی طرح پیشنهادی کمیسیون آموزش مجلس در خصوص تدریس اختیاری ۲ ساعت ادبیات و فرهنگ اقوام را رد کرد. فارغ از این که این طرح هیچ ارزش حقوقی و فرهنگی درباره زبان مادری را نداشت، و حتی به نوعی محتوای آن را می توان تمسخر قانون اساسی و تمسخر روح اصل ۱۵ دانست، عدم تصویب این طرح نشانگر برخی واقعیت های تلخی و نگران کننده می باشد؛
۱. در جهانی که چنین موضوعات بدیهی حتی در کشورهای جهان سوم مانند عراق، هند و کوزوو حل شده، عدم تصویب طرح کاملا خنثی و در حد ۲ ساعت آموزش اختیاری آنهم به زبان فارسی نشانگر عقبماندگی تاریخی جامعه ایرانی و دنده معکوس جریان های سیاسی و فکری است.
۲. ایران کشور و ملّتی چند قومی، چند زبانی و چند فرهنگی است. توسعه پایدار، امنیت پایدار، انسجام ملی و انسجام سیاسی و اجتماعی زمانی ممکن خواهد بود که تمام شهروندان و تمام اقوام ایرانی احساس تبعیض و احساس محرومیت از حقوق طبیعی و تاریخی خود نداشته باشند.
۳. دنیای آینده دنیای بدون مرز و انحصار در تمام عرصههای نظام فرهنگی و حیات اجتماعی خواهد بود. گیر گردن در باتلاق مفروضات و تفکرات پوسیده دوره پهلوی، جامعه ایرانی را در شرایط و موقعیت بدوی نگه خواهد داشت و مدعیان تمدن چند هزار ساله، خود را در میان جمع محدود جوامع منجمد و عقب افتاده خواهند یافت.
۴. طرح بی ارزش کمیسیون آموزش مجلس و چنین رویکرد اکثریت مجلس، نه خدمت به کشور، ملت و نظام جمهوری اسلامی، بلکه خیانتی است که ریشه و منشأ آن، جهل، بدویّت و عقب ماندگی ذهنی و فکری نخبگان و صاحبان منصب و موقعیت در مرکز می باشد.
آغاز و پایان حزن انگیز هفته فرهنگی تبریز
روز جمعه ۲۶ بهمن در سالن نمایشگاهی پارک گفتگوی تهران به مناسبت هفته فرهنگی تبریز حضور یافتم. اتقاق نظر تمام غرفه داران از جمله دوستان صدا و سیمای تبریز این بود که این رخداد به هیچ وجه در سطح و شان تبریز نبود.
مهمترین ایراد و ضعف این رویداد عدم اطلاع رسانی و تبلیغ از طرف شهرداری تهران و شهرداری تبریز در سطح شهر تهران بود. صدا و سیما نیز برنامه ای برای اطلاع رسانی چنین برنامه ای را نداشت. در سال گذشته هفته فرهنگی قزوین با دهها بنر بزرگ در اتوبان های تهران اطلاع رسانی شد.
ایراد دوم و غمناک این رویداد این بود که این جشنواره بیش از این که فرهنگی باشد، به غرفههای خوراک و پوشاک و فرش و کیف و کفش اختصاص داشت. دو غرفه ضعیف کتابخانه مرکزی تبریز و غرفه قوپوز یا سازهاي آذربایجانی تنها نمایندگان فرهنگی بودند.
اما مراسم اختتامیه و تذکر به رئیسجمهور بابت شعر خوانی ترکی تمام نقاط ضعف و ایرادت را تحت الشعاع خود قرار داد. شاید در تاریخ کشورها و از جمله در تاریخ ۴۶ ساله جمهوری اسلامی، اولین بار چنين جسارتی به رئیسجمهور یک کشور و ملت انجام گرفت با این تذکر که شعر ترکی نخواند.
چنین افرادی که چنین بی حرمتی به دکتر پزشکیان و نیز مردم ترک ایران نمودند، هنوز نمی دانند که سلسله های ترک تبار نزدیک به هزار سال این کشور و این مرز و بوم را محافظت کردند و لشگر عاشورا و دیگر رزمندگان دفاع مقدس آخرین مرزبانان جان برکف این سرزمین هستند. این جسارت کنندگان هنوز نمی دانند که در طول هزار سال گذشته ترک های ایران چقدر به فرهنگ و زبان فارسی خدمت کرده اند.
به این پدرخوانده های فرهنگی باید یادآوری نمود که ملت یکپارچه ایران در طول هزاران سال گذشته دارای زبان ها و فرهنگ های قومی متکثری بوده اند و ایران به یک فرهنگ و زبان و قومی تعلق ندارد. وحدت، انسجام ملی و رمز مدنیت و آینده پرافتخار ایران فقط در گرو حفظ حرمت، حقوق و هویت تمام گروه های قومی و مذهبی کشور ممکن و میسّر خواهد بود.
معمای مذاکره و گفتگو با آمریکای ترامپ
دونالد ترامپ در کتابهایش، بهویژه «هنر معامله» (The Art of the Deal) و «چگونه مثل یک میلیاردر فکر کنیم» (Think Like a Billionaire)، درباره استراتژیهای مذاکراتی خود توضیح داده است. مهمترین اصولی که او مطرح میکند شامل موارد زیر است:
۱. اهداف بزرگ تعیین کن
ترامپ معتقد است که باید از همان ابتدا به دنبال اهداف بزرگ و جاهطلبانه بود. او میگوید که اگر قرار است مذاکره کنید، بهتر است برای یک توافق عالی تلاش کنید، نه صرفاً یک توافق متوسط.
۲. موضع قدرت را حفظ کن
یکی از اصول کلیدی او این است که همیشه از موضع قدرت مذاکره کنید. این به معنای داشتن گزینههای جایگزین (Plan B) و نشان دادن اینکه به معامله وابسته نیستید.
۳. برند شخصی را تقویت کن
ترامپ معتقد است که داشتن یک تصویر قدرتمند و شناختهشده باعث میشود طرف مقابل شما را جدیتر بگیرد. او از رسانهها برای ساختن برند خود استفاده میکند و این را یکی از ابزارهای اصلی قدرت در مذاکرات میداند.
۴. اهرمسازی کن
او تاکید دارد که باید از هر چیزی که در اختیار دارید، به عنوان یک اهرم استفاده کنید. این شامل اطلاعات، فشار روانی، یا حتی تهدید به خروج از مذاکره است.
۵. مذاکره را بازی بدان و از آن لذت ببر
ترامپ مذاکره را به نوعی بازی تشبیه میکند که باید از آن لذت برد. او بر این باور است که اعتماد به نفس بالا و حتی کمی نمایش، میتواند تأثیر زیادی در نتیجه داشته باشد.
۶. همیشه آماده ترک مذاکره باش
یکی از مهمترین تکنیکهای او این است که اگر شرایط به نفع شما نبود، از مذاکره خارج شوید. او در کتابهایش بارها تأکید میکند که «عدم معامله بهتر از یک معامله بد است.»
۷. فضای عدم اطمینان ایجاد کن
ترامپ گاهی عمداً مواضع نامشخص و متناقض اتخاذ میکند تا طرف مقابل را در حالت عدم اطمینان نگه دارد. این روش باعث میشود که مذاکرهکننده مقابل محتاطتر عمل کند و شاید امتیازات بیشتری بدهد.
۸. خودت را فردی غیرقابل پیشبینی نشان بده
او معتقد است که غیرقابل پیشبینی بودن یک مزیت است، زیرا باعث میشود طرف مقابل محتاطتر رفتار کند و از ترس واکنش شما، امتیازات بیشتری بدهد.
۹. طرف مقابل را خسته کن
یکی دیگر از تاکتیکهای ترامپ، طولانی کردن مذاکرات و فشار آوردن بر طرف مقابل برای خسته کردن اوست. او معتقد است که وقتی طرف مقابل خسته شد، راحتتر امتیاز میدهد.
۱۰. از رسانهها برای تقویت موضع خود استفاده کن
ترامپ استاد استفاده از رسانهها برای تأثیرگذاری بر روند مذاکرات است. او با اظهارنظرهای عمومی و توییتهایش، جو مذاکرات را تغییر داده و فشار بر طرف مقابل را افزایش میدهد.
این استراتژیها در حوزه تجارت، سیاست و حتی مذاکرات دیپلماتیک او (مانند مذاکراتش با کره شمالی و چین) به کار گرفته شدهاند.
#میرقاسم_بنی_هاشمی
اصلاحات بایستی به موقع انجام شود!
?میرقاسم بنی هاشمی
نگاهی عمیق به تاریخ تحولات سیاسی و امنیتی معاصر نشان میدهد که در چند دهه گذشته مهمترین دلیل فروپاشی نظام های سیاسی مختلف و حتی کشورهای قدرتمندی مانند اتحاد جماهیر شوروی، تاخیر در آغاز و یا انجام به موقع اصلاحات ساختاری می باشد. به ویژه قبل از زمانی که تقاضاها و اعتراضات اجتماعی رادیکال و انقلابی گردد. به سه نوع تجربه اشاره می گردد؛
۱. در سطح جهانی دو تجربه چین و شوروی و در سطح منطقه ای تجربه انقلاب اسلامی و سرنوشت پهلوی دوم بسیار مهم می باشد. حزب کمونیست چین با اجماع و به موقع از ۱۹۷۱ با گذار از ایدئولوژی مائوئیستی به سمت اقتصاد بازار آزاد، اصلاحات ساختاری بزرگی را در عرصه های مختلف نظام حکمرانی و حرکت به سمت توسعه و تولید ثروت و قدرت آغاز نمود. اما شوروی پس از ۱۹۸۵ و دوره گورباچف، اولا با تاخیر در انجام اصلاحات اقتصادی (پروستاریکا)، و نوسازی سیاسی(گلاسنوست)، ثانیا با عدم اجماع بین دو طیف الیگارش محافظه کار و تحول خواه حزب کمونیست و ثالثا به خاطر عقب ماندگی نظام بوروکراتیک به سرنوشت شومی دچار گردید. در ایران نیز محمدرضا شاه با تاخیر چندساله در شنیدن نصایح سیاسی مصلحان اجتماعی و مذهبی و پذیرش دیرهنگام اراده و صدای ملت سقوط کرد.
۲. نتایج و پیامدهای قیام ملت های عربی در حکومت هایی که اکثرا با کودتا سرکار آمده بودند، نشانگر این بود که حتی این قیام ها نیز این حکومت ها را بیدار نکرده و بر سیاست پیشین خود پای فشردند. در تونس و مصر موجب سقوط بن علی و مبارک گردید، در یمن، سوريه و لیبی موجب جنگ داخلی شد. فقط محمد ششم پادشاهی مراکش یا مغرب با پذیرش انتخابات آزاد و اراده ملت در چارچوب قانون اساسی مشروطه خود را از سرنوشت سقوط رهانید.
۳. تجربه سوریه نیز بسیار عبرت انگیز می باشد. بشار اسد با کمک حامیان خارجی خود، گرچه توانست بر شورشیان مسلح غلبه کند، ولی پس از مذاکرات آستانه، بی توجه به خواسته های مردمی به تنظیمات کارخانه بازگشت تا در نقطهای که حمایت روسیه و ایران ممکن نشد، مجبور به فرار شد.
بیم و امیدها در گذار به دولت جدید در سوریه
میرقاسم بني هاشمی
مهمترین چالش قیام های مردمی پس از آغاز بهار عربی، چگونگی گذار به نظم سیاسی جدید و یا دولت پسا دیکتاتوری ها بود. چنان چه دیده شد، گذار به دموکراسی و صلح و امنیت در مصر، یمن، لیبی و تونس با بحران، کودتا و حتی جنگ داخلی مواجه شد. پس از موفقیت معارضان سوری در فتح دمشق و فرار بشار اسد، همچون قیام های مردمی دیگر نگرانی و بیم جدی در خصوص چگونگی گذار به نظم و نظام سیاسی وجود دارد، هر چند امیدهایی هم هست. اما نگرانی ها کدامند؛
۱. یکی از چالشهای جدی تنوع و تکثر گروه های مخالفان می باشد که به لحاظ اعتقادی و منافع همسو و یکپارچه نیستند. تحریرالشام، ارتش ملی سوریه، ارتش آزادي بخش سوریه، جبهه دمکراتیک سوریه و کردها و دیگر گروه های کوچک. گرچه تحریرالشام به رهبری ابومحمد جولانی بر امور مسلط است، ولی گذر زمان اختلاف منافع را تشدید خواهد کرد. حضور داعش و نیز درگيري ارتش ملی تحت حمایت ترکیه در مناطق مرزی با گروه های کردی پ ک ک و ی پ گ و جایی که کردها بر منطقه مسلط هستند، می تواند به منازعه فرسایشی منجر گردد.
۲. دولت ها و قدرت های جهانی و منطقه ای همچون ۱۳ سال گذشته دیدگاه کاملا متعارضی نسبت به معارضان و کیفیت نظم سیاسی جدید دارند و اختلاف دیدگاه و منافع آنها یکی از چالشهای مهم گذار به دولت جدید خواهد بود. به طور بالفعل تهاجم نظامی رژیم صهیونیستی مهمترین چالش پیش روی خواهد بود.
اما امیدهای گذار به نظم و نظام سیاسی جدید
۱. الگوی رفتار گروه های حاکم بر حلب، دمشق و دیگر شهرها به ویژه نوع رفتار با اسیران جنگی ارتش اسد مایه دلگرمی و امید بوده است.
۲. عفو عمومی در حلب، و سپس در کل سوریه، تلاش مدنی و مسالمت آميز در فرایند انتقال دولت جدید و بهره گیری از مکانیزم های بوروکراتیک دولت حزب بعث، عدم تعرض به اماکن مذهبی خصوصا حرمین حضرت زينب و رقیه، تعهد به آزادی های فردی و اجتماعی تا کنون امیدبخش بوده است.
۳. عدم مخالفت جدی دیگر گروه ها با رهبری نانوشته ابومحمد جولانی( احمد شارع) در مدیریت دوره انتقالی و نیز در مورد نخست وزیری دوره انتقالی محمد البشیر می تواند دلگرم کننده باشد.
۴. تجربه ۲۲ سال مبارزه جولانی از مبارزه با آمریکا در عراق تا جدایی از القاعده و داعش و جبهه النصره بیانگر پختگی رهبر تحریرالشام و ظرفیت های گذار فکری به نظم سیاسی است.
#میرقاسم_بنی_هاشمی
✅ بشار اسد تمام شد ولی این آغازی برای ایران است
✍ عباس عبدی:
چرا برخی از اصحاب قدرت سخنان بدیهی را نمیشنوند ولی از سخنان بیربط و خیالی و بیمبنا استقبال میکنند؟ سخنانی که در باره سوریه و دفاع از حضور ایران در آنجا زیاد گفته شد. آیا سیاستگذاران ایران یک لحظه هم به این صرافت نیفتادند که در باره سیاست خود در سوریه به نظرات منتقدان هم توجه کنند و فقط حرفهای غیرعقلانی طرفداران کم دانش را نشنوند؟ مگر همه منتقدان دشمن و بدخواه شما بودند؟ اگر قدری گوش میکردید امروز با چنین وضعی مواجه نبودیم که همه شما مهر سکوت بر لب زدهاید و کوچکترین توضیحی در باره اتفاقات سوریه نمیدهید که فقط طی یک هفته همه سرمایهگذاریهای سیاسی، اقتصادی و نظامی دود شد و به هوا رفت.
اولین مشکل شما نداشتن رسانه به معنای واقعی است همین شنبه شب مهمترین کارشناس سیاست خارجی و داخلی صدا و سیما میگفت که سقوط دمشق به این راحتی نیست در حالی که ساعتها پیش از آن چند منبع خبری خروج اسد از سوریه را اعلام کرده بودند و دمشق عملا سقوط کرده بود. این تحلیل همه را به یاد سعید الصحاف وزیر تبلیغات صدام حسین میاندازد که نیروی بیگانه تا پشت ساختمانش آمده بودند، و او میگفت آنها را اسیر کردهایم. بعد هم خودش را تسلیم کرد. یا آن مجری مشهور تلویزیون در حالی که نیروهای مخالفان بسوی دمشق و کاخ ریاسث سرازیر بودند و از بشار اسد هم خبری نیست میگوید: «کجا سوریه برگشته به ده سال قبل؛ حالا یه بخشی از حلب رو فقط گرفتهاند!»
با چنین رسانهای که مجریان و کارشناسانش حرفهای بیپایه و خلاف واقع را تکرار میکنند نمیتوان آگاهی جمعی مفیدی تولید کرد و بیش از همه سیاستگذاران را دچار گمراهی و اشتباه میکند. کارشناسان زیادی بودند که حداقل به نحوه حضور ایران و سیاستهایش در منطقه و سوریه نقد داشتند ولی هیچگاه مجال اظهار نظر در رسانه رسمی را نیافتند چون تصمیم خود را گرفته بودند و حوصله پاسخگویی به نقدهای مزاحم سیاستهای خود را نداشتند. بدون تردید باید گفت که نظام رسانهای رسمی و بطور مشخص صدا و سیما نقش مهمی در شکلگیری این وضعیت ناخوشایند داشته است. اگر آزادی بیان رعایت شده بود خیلیها میتوانستند با استدلالهای خود مردم و سیاستگذاران را قانع کنند که تغییر رفتار دهند.
مشکل دوم رویکرد غیرعلمی به موضوع سیاست خارجی است. سیاست خارجی عرصه اعتماد و رفاقت بازی نیست. آنجا میدانی برای تامین منافع ملی است. اگر این نگاه را داشته باشیم دیگر به اینجا نمیرسیم که یک مقام سابق نظامی پس از خراب شدن اوضاع بگوید که: «ترکها و بعضی از کشورهای عربی دو ماه قبل تضمین داده بودند که هیچ اتفاقی در سوریه نمیافتد.» و بعد بگوید که ما را فریب دادند. مگر تضمین شفاهی اعتباری دارد؟ تضمین کتبی هم بیاعتبار است چه رسد به شفاهی. فریب در سیاست خارجی یک قاعده رفتاری است. مگر کودک هستید که فریب بخورید؟ فریب خوردن در سیاست خارجی عذر بدتر از گناه است.
مشکل سوم تنهایی ایران است. تنهای تنها. ظاهراً همه طرفهای ذینفع میدانستند که در سوریه چه اتفاقی رخ خواهد داد جز ایران. در ایران حتی یک نفر نیز از این خواب خوش و در واقع آشفته بیدار نشده بود تا اعلام خطر کند. کافی است به این خبر وزارت خارجه روسیه توجه کنیم که؛ «بشار اسد پس از مذاکره با تعدادی از شرکتکنندگان در درگیری سوریه، ریاست جمهوری و سوریه را ترک کرد و دستور انتقال مسالمت آمیز قدرت را صادر کرد.» آن دیگری در مقام خبرگزاری نیروی نظامی برای توجیه شکست، مسئولیت را به گردن بشار اسد انداخت و نوشت؛ «رییسجمهوری سوریه به اندازه کافی به توصیههای جمهوری اسلامی در خصوص «مردمسالاری و دفاع مردمی» توجه ننمود»
اینها عوامل و ریشههای توجیهگری سیاستهای نادرست است.
ولی شاید مهمترین علت اتخاذ سیاستهای پرهزینه عدم پاسخگویی و شفافیت است. هنگامی که قدرت داشته باشیم و در کنار آن پاسخگو نباشیم نتیجه منطقی آن بینیازی از نظر کارشناسان و واقعیات عینی و علمی است. امروز که بشار اسد فقط طی چند روز سقوط کرد امری بدیهی به نظر میآید شاید در گذشته برخی تصور میکردند که این رژیم ماندگار است، ولی همیشه افراد تیزبینی هستند که سیاستگذاران را از خطرات احتمالی آگاه کنند و انذار دهند ولی اگر گوش نکردند آیا میتوان آنان را به پاسخگویی طلبید؟
بشار اسد تمام شد ولی این آغازی برای ایران است. اول از همه خیلی سریع و روشن پاسخ داده شود که اشتباه کجا بود و چقدر هزینه دادیم؟ آیا ممکن است گروهی معتبر و کارشناس مستقل تشکیل و به این پرسش پاسخ دهند؟ اگر نه بدانید که در جهل و اشتباه مرکب قرار داریم. در مرحله دوم باید ببینیم بقیه سیاستهای جاری تا چه اندازه از مبانی و این الگوی خطا تبعیت کرده است؟ قدرت حقیقی انسان در پیروزیها تجسم پیدا نمیکند در نحوه مواجهه با شکستها و اصلاح رویکردها است که نمود مییابد.
@noghteh3
خوشامدگویی ترکی و تجزیه طلبی
جناب امیر سیدین از روزنامهنگارانی است که خود را مدافع آرمان های دموکراسی، کثرتگرایی و گفتگوی انتقادی می داند. برخی یادداشت ها و مطالبي که در دو دهه گذشته از ایشان دیده می شود، از کنشگران مخالف با جامعه تک صدایی است. اما پرسش این است که چرا جناب سیدین و طیفی از نویسندگان و کنشگران که خود را مخالف انحصارطلبی می دانند، وقتی به مسأله تکثر قومی و حقوق زبانی می رسند، از تمام ایده های دمکراتیک تهی شده و حتی از اصول اخلاقی دور می شوند.
در پروازی که سه شنبه ۱۷ مهر از تبریز به تهران حرکت می کرد، من هم شاهد خوشامدگویی چند ثانيه ای از طرف کادر محترم پرواز بودم. ابتدا به تفصیل به زبان فارسی و انگلیسی تمام دستورالعملهای ایمنی پرواز را گفتند و پس از چند دقیقه به ترکی تنها خوشامدگویی کوتاهی داشتند. پروازهایی که معمولا بیش از ۸۰ درصد مسافرین آن آذربایجانی و ترک زبان می باشند.
جناب سیدین، اگر جنابعالی و همفکرانتان، تحمل خوشامدگویی چندثانیه ای به زبانی که نزدیک به یک سوم جمعیت کشور را تشکیل می دهند و هزاران سال در این مرز و بوم زیسته و نزدیک به هزار سال مسئولیت حفظ و حکمرانی آن را داشته اند را ندارید، به شکل گیری بنیان های دمکراسی، توسعه و حتی تکوین امنیت پایدار در این کشور دل نبندید و امیدوار نباشید. ایده آل و آرمانشهر این منش و بینش شما در نهایت دولت پادگانی و خودکامه رضاشاه می تواند باشد.
*⭕️ فراخوان مقاله برای همایش «بایستهها و ابعاد مفهومی وفاق ملی»*
معاونت راهبردی ریاست جمهوری برگزار میکند:
همایش وفاق ملی
دبیرخانه وفاق ملی در معاونت راهبردی ریاست جمهوری در تاریخ ۱۲ آذرماه ۱۴۰۳ و همزمان با روز قانون اساسی، همایش وفاق ملی را با حضور اندیشمندانی از سراسر کشور برگزار خواهد کرد. در این همایش ابعاد نظری و مفهومی وفاق ملی، چالشها و موانع احتمالی آن و لوازم عملی و بایستهها و نتایجِ تحقق وفاق ملی مورد بررسی و گفتگو قرار خواهد گرفت.
وفاق ملی که توسط رئیس جمهور محترم به عنوان ایده محوری دولت چهاردهم مطرح شده است هنوز از حیث بنیانهای نظری و مفهومی و البته مصادیق و اقتضائات عملی، برای بخشی از شهروندان و صاحبنظران مبهم است. در عین حال، این ایده استعداد غنی شدن و ساختن دستاوردهایی در جهت حل مسائل کشور و بسط خیر همگانی ایرانیان دارد. «دبیرخانه وفاق ملی» در معاونت راهبردی ریاست جمهوری میکوشد با جلب همکاری طیف وسیع و متنوعی از صاحبنظران و اندیشمندان و تصمیمسازان کشور ایدهٔ «وفاق ملی» را نظرا غنیتر و عملا پردستاوردتر سازد.
همایش وفاق ملی، نخستین گامِ دولت و دبیرخانهٔ وفاق ملی در معاونت راهبردی برای تبیینِ ایدهٔ محوری وفاق ملی و مفاهیم و نظریات مرتبط توسط اندیشمندان، صاحبنظران و مسئولان است.
*? محورها:*
? ابعاد و مولفههای مفهومی وفاق ملی
? نسبت گفتگو، مذاکره و وفاق ملی
? نسبت سیاست توافقگرا و وفاق ملی
? نسبت همبستگی و وفاق ملی
? نسبت عدالت و وفاق ملی
? نسبت مصالحه و وفاق ملی
? نسبت توسعهٔ فراگیر، فراگیری نهادهای عمومی و وفاق ملی
? نسبت امنیت ملی و وفاق ملی
? نسبت سیاست خارجی، قدرت ملی و وفاق ملی
? نسبت کشف و حل مساله با وفاق ملی
? اقتضائات تقویت سیاست توافقگرا و افول سیاست ستیز
? اقتضائات کاهش شکافهای درونحاکمیتی، بین حاکمیت و جامعه و بین گروههای اجتماعی
? ابزارها، فرآیندها و فناوریهای توافقساز
? مدلهای طراحی و تحقق توافقهای برد-برد
? ابزارهای مصالحه برای حل مسئله
? وفاق ملی، قانون اساسی، برنامه توسعه هفتم و سیاستهای کلی نظام
? مبانی نظری نسبت توافقسازی و وفاق ملی
? تجربههای کامیابِ داخلی و جهانی وفاق ملی
? زمینهها، چالشها و فرصتهای وفاق ملی
محققان و اندیشمندان محترم میتوانند برای شرکت در این همایش ملی چکیدهٔ مقاله یا طرح سیاستی که ارائه خواهند کرد را در ۵۰۰ کلمه حداکثر تا تاریخ ۳۰ مهرماه ۱۴۰۳ به [email protected] (آدرس ایمیل دبیرخانهٔ وفاق ملی) ارسال کنند.
ابرچالش ها و دولت پزشکیان
چند دهه آزمون و خطا در سیاست های کلان اقتصادی، نزدیک به ۲۰ سال تحریم های فراگیر و فلج کننده، ۱۵ سال منازعه و تلاش نهادها و نیروهای سیاسی برای خالص سازی و حذف همدیگر، مهاجرت صدها هزار نفر و شاید میلیون ها نفر کارشناس و نیروهای متخصص به خارج از کشور، فرار صدها میلیارد دلار سرمایه به کشورهای پیشرفته یا همسایه، خانه نشینی بخش عظیمی از خبرگان با اتهامات سیاسی و فکری، تمرکزگرایی اداری افراطی و امنیتی سازی مطالبات برحق مناطق محروم برای توسعه ملی متوازن، موجب شده تا کشور به لحاظ ایجاد، توسعه و نوسازی زیرساختهای حیاتی خود با عقب ماندگی های بزرگ و جبران ناپذیری مواجه گردد.
امروز دولت پزشکیان صرفا یک فرصت نیست، بلکه کمک به آن از طرف تمام نهادهای حاکمیتی و نیروهای سیاسی و اجتماعی ضرورتی تام و اجتنابناپذیر برای گذار به ابتدای دوره و مقطعی است تا به تدریج امکان مواجه با ابرچالش های پدید آمده فراهم گردد. ایران امروز در عرصه توسعه زیرساخت ها و رفاه شهروندان به طور آشکار در رقابت با دولت های هم سطح خود مانند عربستان و ترکیه بازنده است. عربستان پروژه ۵۰۰ میلیارد دلاری نئوم را استارت زده، ترکیه در ۱۰ سال گذشته نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار فقط در انرژی های پاک سرمایهگذاری کرده اند و ایران امروز نیازمند صدها میلیارد دلار سرمایه برای جبران عقب ماندگی ها، توسعه زیرساختها و مواجه با ابرچالش هاست.
آنهایی که در ۳ دهه گذشته چوب لای چرخ دولت های توسعه گرا گذاشته اند، و فرصت های بزرگ تاریخی را از فرزندان، جوانان و نسل آتی این ملت گرفته اند، چنان که امروز به خاطر منافع و امنیت ملی خود را کنار نکشند، ایران و جمهوری اسلامی نه با ابرچالش ها، بلکه در یک دهه آتی با بحران های بزرگ سیاسی و امنیتی مواجه خواهد شد.
قصه تلویزیون ما
نویسندگان تنبیهات یادداشت ارزشمندی در خصوص شبکه سهند دارند، در توضیح بیشتر در مورد این که چرا با وجود منابع عظیم انسانی و مادی چنین تلویزیونی کارآمد نیست، اشاره به نکاتی خالی از لطف نیست؛
۱. دلیل مهم این که هنوز این شبکه پیوند ارگانیکی با جامعه و زیست بوم خود ندارد. سیاست کنترل صدا و سیما چنان است که این شبکه در برزخ نمایندگی دستورات و تنبیهات تهران و نیازهای مردم منطقه قرار دارد.
۲. شبکه سهند نمی تواند از منابع عظیم انسانی سازمانی و برون سازمانی برای انعکاس مطالبات و دردهای مردم آذربایجان بهره گیرد، چون اصلا چنین ماموریت و اجازه ای ندارد. مثلا تلویزیون تبریز هنوز جرات پرداختن عمیق به فاجعه زیست محیطی دریاچه اورمیه را نداشته و حتی گاها در توجیه این بحران بر می آید. حداکثر جواز مدیران شبکه، تهیه برخی مستندها از طبیعت و یا مناطق تاریخی منطقه و برنامه های کلیشهای طنز می باشد.
۳. مدیران محافظه کار شبکه سهند و دیگر شبکه های استانی در آذربایجان، گرفتار دو گفتمان رسمی و مردمی در خصوص هویت فرهنگی منطقه هستند. دو گفتمانی که در تعریف بنيانهای هویتی مردم آذربایجان شکاف عمیقی با هم دارند. مثلا این تلویزیون در دو دهه گذشته قادر به برگزاری برخی جلسات علمی در خصوص مسائل مبتلابه رسانه ها و فضای عمومی استان مانند زیرساختها، زبان مادری، تاریخ و موسیقی آذربایجان نمی باشد. چون اجازه ورود به چنین مسائلی را ندارد.
۴. شبکه استانی به غیر از موارد خاص، قادر به برقراری ارتباط با بخش زیادی از اهل هنر، ادبیات و محافل مستقل تاریخنگاری آذربایجان برای تولید برنامههای بومی ندارد و لذا اکثریت برنامه های آن پخش تکراری فیلمها، سريالها و حتی برنامه های مستند صدا و سیمای مرکز می باشد.
۵. در حوزه مسائل سیاسی و اجتماعی مانند انتخابات و حتی بررسی وضعیت زیرساختهای اقتصادی استان، شبکه سهند نه تنها ماموریتی در آگاهی بخشي و پویایی عرصه سیاست ندارد، بلکه مانند تهران، فقط نمایندگی تفکرات طیف توجیه گر و اقلیت سياسی را ایفا می کند.
۶. نهایت این که در جهانی که تمام مرزهای جغرافیایی در حال فرو ریختن است و مردم منطقه قادر به دسترسی و استفاده از صدها شبکه تلویزیونی مورد علاقه خود هستند، پلاتفرم تنگنظرانه، سختگیرانه و محدودیتهای اعمالی غیرقابل فهم تهران، مدیران و کارشناسان شبکه سهند را در وضعیت بسیار متعارض و متناقضی قرار داده است که نتیجه آن گسست عاطفی و اجتماعی اکثریت مردم آذربایجان با این تلویزیون محلی میباشد.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago