?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
? مردان تنها در شرایط بحرانی و جنگ مورد احترام و توجه قرار میگیرند در این مواقع ، جملات پرطمطراق و تصاویر قهرمانانه از آنها به یادها میآید؛ گویی تنها در مرگشان است که ارزش واقعیشان شناخته میشود،همان قهرمانان خاموشی که در روزهای عادی، زحمات و دردهایشان در سایهها محو میشود
"قهرمان نامیدن"، "شجاع خواندن" و "شهید خطاب کردن" آن ها ، بهواقع رشوههای لفظیای هستند که جامعه به مردان میدهد تا بر قربانی شدن آنها سرپوش بگذارد. این عناوین، بهظاهر تجلیل از فداکاریهایشان به نظر میرسند، اما در عمق خود، راهی برای تشویق آنها به فدا کردن جانشان برای دیگران و بازتولید مفهوم "مردان یکبار مصرف" به شمار میآید.
? پنجاه و دو مردِ شریف، پنجاه و دو کارگر مدفون سو مدیریت شما شدند بی آنکه به احترامشان حتی یکساعت اعلام عزای عمومی کنید. نه! ما سالهاست مسیرمان از هم جداست. نه داغ های یکسانی داریم و نه شادیهای مشابهی. ما دیگر با شما هیچ نسبتی نداریم
چه میتوان کرد که شادی هایِ ما به مردن هایِ شما پیوند خورده است. شادی هایمان بیش، مرگهایتان بیشتر.
? در دهههای اخیر، به عنوان واکنشی به بیعدالتیهای اجتماعی شدید و قوانین تبعیضآمیز علیه مردان که توسط فمینیسم ترویج شده، تعداد بیشتری از مردان از برقراری هر نوع رابطه عاطفی با زنان پرهیز میکنند.
مِگتاو MGTOW (مخفف "Men Going Their Own Way") "مردانی که راه خود را میروند"، به پیشرفت شخصی و حرفهای مردان بدون هیچ مشارکت از سوی زنان تأکید دارد .
فلسفه مگتاو حول پرهیز از روابط هتروسکشوال میچرخد آن ها چنین روابطی را برای مردان خطرناک میدانند، زیرا تمام قوانین فعلی، هر مردی را در موقعیتی کاملا زیردست زن در یک رابطه زناشویی قرار میدهد.
اعضای مگتاو، نقشهای محافظت کننده و تأمینکنندهای را که به طور سنتی به مردان اختصاص داده شده، رد میکنند و آنها را ناعادلانه میدانند و زنمحوری را که بنفع زنان و به ضرر مردان در همه عرصه های زندگی_عمومی وخصوصی_ را رد، و دوگانگی در نقشهای جنسیتی، بیتوجهی و بی تفاوتی کامل نسبت به درد و رنج مردان در جامعه معاصر، انکار مشکلات مردانه یا تحقیر خواستههای آنها توسط "مدافعان برابری" را محکوم میکنند.
جامعه MGTOW با ازدواج مخالف است یکی از دلایل مخالفت آنها با ازدواج این است که در احکام جدایی، جانبداری از زنان وجود دارد ومسئولیتهای خانوادگی مردان تنها به تأمین مالی فرزندان محدود میشود و حق حضانت را از آنها سلب میکنند عدم امنیت حقوقی برای مردان در هرگونه اتهام بدرفتاری یا خشونت، MGTOWها را از آغاز هر رابطه عاطفی با زنان بازمیدارد.
اعضای MGTOW بر این باورند که هنگام انجام تجزیه و تحلیل هزینه-فایده و تجزیه و تحلیل ریسک-منفعت یک رابطه عاطفی بالقوه با زنان، خطرات و مضرات آن بوضوح بیشتر از مزایای آن است.
مگتاو، از جنبش حقوق مردان (MRA) متمایز است در حالی که هدف جنبش حقوق مردان تغییر وضعیت موجود (مانند تغییر قوانین) است، MGTOW بر خودمالکیتی و خروج کامل از تعاملات با زنان تأکید دارد.
اگرچه هر دو گروه معتقدند که تئوری سرکوب زنان در طول تاریخ یک افسانه است و جنس یکبار مصرف و قربانی همیشه مرد بوده است اما این دو گروه در تصمیم گیری برای اتخاذ رویکرد متفاوت هستند: در حالی که MRA مایل به حل مشکل از طریق اقدام و فعالیت هستند، اعضای MGTOW نمی خواهند جامعه را تغییر دهند، بلکه از آن عقب نشینی می کنند و به خود پناه می برند. بر اساس MGTOW، برای مردان مدرن امکان رقابت برابر با زنان وجود ندارد، صرفاً به این دلیل که یک زن انواع حمایت و مزایایی دارد که یک مرد حتی نمی تواند رویای آنها را ببیند "این مانند رفتن به جنگ با چاقو است در حالی که حریف شما یک تانک دارد."
از نظر MGTOW، فمینیسم یک جنبش برتریطلبانه است که بر اساس تئوری های دروغین و بر سراب نادرستِ ستم و روابط قدرت ایجاد شده توسط خود زنان با هدف استفاده از آن به نفع خود برای انقیاد و سوء استفاده از مردان است، از این رو، هر گونه تلاشی از سوی مردان برای رهایی از نقش و وابستگی به زنان، مستقیماً فمینیسم را مورد حمله قرار می دهد و از نظر آنها به عنوان تهدیدی برای منافع خود تلقی می شود.
فمینیست ها از توصیف MGTOW به عنوان یک گروه مردسالار و زن ستیز ابایی ندارند، اما حقیقت این است که MGTOW از زنان متنفر نیست، آنها به سادگی تصمیم گرفته اند بدون آنها زندگی کنند
?بسیاری از زنان به دلایل مختلف و نه لزوما بخاطر حمایت از مردان با فمینیسم مخالفت میکنند
از دلایل رایج مخالفت زنان با فمینیسم:
_عدم همخوانی باارزش های اخلاقی و مذهبی :
این جنبش با باورهای اخلاقی و مذهبی برخی زنان در تضاد است
_تاثیر منفی بر مردان نزدیک :
گاهی اوقات زنان ضدفمینیست میشوند چون مردی از دایره نزدیک به آنها، مانند همسر یا برادر، تحت تأثیر قوانین و سیاستهای ضدمردانه فمینیسم قرار گرفته است. در واقع، آنها به خاطر آسیبهای وارد شده به مردان نزدیک خود با فمینیسم مخالف شدند
_شباهت به یک فرقه مذهبی:
برخی زنان معتقدند فمینیسم مانند یک فرقه مذهبی عمل میکند که از نیاز زنان برای خودشکوفایی و توانمندسازی به شکلی هیجانانگیز ولی مخرب سوءاستفاده میکند. به عبارتی، آنها فمینیسم را یک ایدئولوژی افراطی و خطرناک میدانند.
اما به طور کلی، اگر با آن ها در مورد موضوعاتی که به امتیازات زنان مربوط است صحبت کنید، فمینیستها و ضدفیمنیست ها دقیقاً همسان صحبت میکنند.
امتحان کنید، به عنوان مثال در مورد حقوق باروری مردان صحبت کنید خواهید دید که فمینیستها و ضدها فمینیست ها در کنار هم متحد خواهند شد
همچنین میتوانید به موضوعاتی مانند مسائل مربوط به طلاق و ازدواج و تبعیض قضایی علیه مردان در دادگاه خانواده اشاره کنید تا ببینید چگونه زمینه همسویی فمینیستها و ضدفمینیستها فراهم میشود.
اما نیازی نیست وارد بحث و مناقشه شوید، فقط ملاحظه کنید که هر دو گروه زنان، از همان فرهنگ خدمتگزاری مردانه اما از دیدگاه و چشم اندازهای مختلف حمایت میکنند .
یک گروه آن را "جوانمردی" مینامد، دیگری "ساختارشکنی"، اما هدف هر دو یکسان است: اینکه مرد در موقعیت خدمتگزار قرار بگیرد
فرض کنید فمینیسم ناپدید شود: آیا وضعیت اجتماعی مردان به طور قابل توجهی تغییر میکند؟
درست است که قوانین آشکارای مردستیزی که فمینیسم در سالهای اخیر ایجاد کرده است ناپدید خواهد شد، اما ساختار اجتماعی زنمحوری که نه تنها فمینیسم را تغذیه و تقویت میکند، بلکه قرنهاست که قوانین فرهنگی و قضایی را ایجاد کرده که مرد را به لحاظ اقتصادی و اجتماعی استثمار میکند، همچنان تغییر نخواهد کرد.
مردان همچنان قربانیان اصلی خودکشی، جنگ، حوادث کاری خواهند بود، همچنان در رابطه و ازدواج استثمار عاطفی و اقتصادی خواهند شد و همچنان هزینه های انگل گونه کمک های اجتماعی زنان را پرداخت خواهند کرد
در واقع ضرب آهنگ طبل تغییر نمیکند، تنها دستها عوض میشوند .
زنان سنتی روز به روز برای جلوگیری از آگاهی مردان از وجود گزینههای دیگر تلاش میکنند ( شباهت دیگر که با فمینیست ها دارند ) زیرا از اینکه مردان تصمیم بگیرند راه خود را ادامه دهند، هراس دارند.
"سنتگرایی" فقط سرودهای فریبنده یک گذشته آرمانی غیرواقعی را ارائه میدهد که سعی دارد مردان را متقاعد کند "جایگاه طبیعی" آنها "ابزارهای دوریختنی" هستند که برای خدمت به شاهزاده خانمها خلق شدهاند
?"ما به مردان نیاز نداریم"
بسیار شنیدید که زنان اظهار میکنند "به مردان نیاز نداریم" چرا که معتقدند میتوانند به تنهایی نیازهای خود را برطرف کنند. حتی اگر این مردان باشند که زندگی آنها را تامین کنند، یا حتی مهمترین عامل برای کارکرد تمدن، برای این زنان ارزشی ندارد چون "این وظیفه مردان است" یا "این کار آنهاست".
هیچ فایدهای ندارد که مرتب درصد مردانی را که خدمات ضروری برای پیشرفت جهان را پشتیبانی وحمایت میکنند به آنها یادآوری کنیم، چرا که برای این زنان آن مردان به عنوان انسان به حساب نمیآیند. آنها این مردان را بیشتر شبیه مورچههای کارگر میبینند که فقط برای ملکه مستعمره خود کار میکنند، و خود را مانند ملکه مورچهها احساس میکنند.
آنها خود را فقط به دلیل داشتن توانایی زایمان، با ارزشتر احساس میکنند، حتی اگر در طول عمرشان این کار را انجام ندهند. البته این اتفاق میافتد چرا که مردان به آن اجازه دادهاند و حتی آن را تأیید کردهاند.
آنچه این زنان نادیده میگیرند، چه از روی جهل یا تکبر و خودبرتربینی یا هر دو، این است که آن دنیای راحتی که از آن لذت میبرند و آن را امری بدیهی میپندارند، میتواند در یک لحظه ناگهان ناپدید شود. من فقط در مورد آن خدماتی که فرض میکنند همیشه در دسترس خواهند بود، صحبت نمیکنم، بلکه در مورد محفاظتی که هر مردی مدت ها پیش از شما میکرد، نیز صحبت می کنم
روز به روز مردان بیشتری از این سخنان مغرورانه به تنگ می آیند و در مواقعی که این زنان دچار مشکل می شوند، به آنها پشت میکنند. ویدیوهایی در فضای مجازی وایرال شده که در آن مردان هنگامی که زنی در خیابان مورد حمله یا آزار قرار میگیرد،خیره میشوند ودخالت نمیکنند.
کامنت های "مردان کجا هستند؟" و سایر فریادهای مشابه اینگونه پر میشود. همان پیوند دوگانه "من از تو متنفرم اما به تو نیاز دارم حتی اگر قبول نکنم"
آنها میگویند "به مرد نیاز ندارم" تا زمانی که لحظهای فرا برسد که واقعاً به او نیاز داشته باشند. برای دختران که همچنان با لجاجت میگویند "به هیچ مردی نیاز ندارم"، من یک خط از دیالوگ رمزی بولتون در سریال بازی تاج و تخت را نقل میکنم:
"اگه فکر می کنی که این موضوع پایان خوشی داره اصلا حواست به ماجرا نبوده»
*?رابطه نزدیک بین خودکشی و مردانگی سنتی*
مردان به عنوان افرادی قوی و مصون از آسیب، موظف به حفاظت و تامین منابع مالی هستند. محافظت، وظیفه/تعهد یک مرد برای دفاع از زنان و جامعه است. این بدهی اجباری چیزی است که یک مرد با آن متولد میشود و بدون توجه به نحوه رفتار آنهایی که مکلف به خدمت به آنها هستند، باقی میماند.
از یک سو، ستم و فشار بر روی مردانی که به هر دلیلی در این الگو نمی گنجند، تجربه می کنند و نگرش هایی که با الگوها و نقش های تعیین شده مطابقت ندارد سرکوب میشوند؛ از سوی دیگر، فقدان منابع اقتصادی، عاطفی و.. برای مردان هنگامی که با مشکلاتی روبرو می شوند، آنها را آسیب پذیر می کنند و آسیب پذیری موضوعی تابو برای مردانگی است.
لئو شر، روانپزشک متخصص در رفتارهای خودکشی مردانه، اظهار می دارد که رفتار خودکشی مردان تحت تأثیر عوامل اجتماعی-اقتصادی مانند درآمد، ثروت و موقعیت در محیط کاری قرار دارد.
در زمان بحران اقتصادی ، ایدئولوژی مردانگی سنتی عاملی کلیدی است در این زمان هنجارهای مردانگی سنتی بیشتر برجسته می شوند و فشار بر مردان برای ایفای نقش های جنسیتی خود افزایش می یابد.
بودن فردی که نان به خانه میآورد هنوز هم برای هویت مردانه و اعتماد به نفس (مردان) ضروری است. بنابراین، امری عجیب نیست که در زمانهای بحرانی، خودکشی مردان مرتبط با بیکاری باشد
این موضوع می تواند به افزایش خشونت، اعتیاد و خودکشی مردان منجر شود. زیرا آنها سعی می کنند با این احساس ناکامی مقابله کنند.
الزامات و انتظارات جنسیتی باعث رنج بسیار زیادی در مردان می شود هنگامی که نتوانند آنها را برآورده کنند. بر اساس ویژگی های شخصیتی، پیشینه زندگی و خانوادگی یا قبلاً در معرض خشونت قرار گرفتن، مردان تمایل بیشتری به افسردگی، پرخاشگری یا خشونت دارند هنگامی که احساس می کنند مورد سؤال قرار گرفته اند یا انتظارات اجتماعی را برآورده نمی کنند این خشونت را ممکن است متوجه دیگران (مردان یا زنان) یا خود کنند. نشان دادن یا دفاع از مردانگی خود همچنین می تواند منجر به رفتارهای پرخطر بیشتری مانند مصرف الکل یا مواد مخدر شود. این ایده قدرت، کنترل و ریسک مردانگی همچنین با انتخاب روش های کشنده تر برای تحقق تصمیم به خودکشی مرتبط است؛ به همین دلیل تلاش های ناموفق کمتری وجود دارد.
برای بهبود سلامت روان مردان،باید مفاهیم منسوخ مردانگی و ایده های خود را درباره آنچه "واقعاً" مردانه است، پشت سر بگذاریم.
باید هنجارهای سنتی مردانگی را مورد چالش قرار دهیم و تعاریف جدیدی از مردانگی ارائه کنیم
? نابودی مردان توسط زنان، موضوعی است که قدمت دیرینهای دارد.
اساطیر یونان نمونه ای از این داستان را به عنوان یک هشدار در دنیای امروزی که مملو از "مردستیزی" است، ارائه می دهد.
اگر اصطلاح "مردستیزی" را نمی دانید، تعریف آن به شرح زیر است:
"مردستیزی" (misandry) به معنای نفرت، تبعیض یا بدبینی نسبت به مردان است. این پدیده در مقابل "زنستیزی" (misogyny) قرار دارد که نفرت و تبعیض علیه زنان است. "مردستیزی" می تواند در اشکال مختلف از جمله طرد اجتماعی، تبعیض، خصومت، تحقیر و تحقیر مردان ظاهر شود و در نگرشهای فردی، هنجارهای فرهنگی و شیوههای نهادی وجود داشته باشد.
اما داستان سایرن ها:
در اساطیر یونانی، سایرن ها موجودات جذاب و خطرناکی هستند که با سر زن و بدن پرنده به تصویر کشیده شده اند. آنها به خاطر موسیقی و آواز دلربای خود مشهور هستند که گفته می شود به طرز غیرقابل مقاومتی شیرین و در عین حال فریبنده است. براساس افسانه ها، سایرن ها در جزیره ای در یک چمنزار گلدار زندگی می کردند که توسط توده های اجساد مردانی که تسلیم ندای آن ها شده بودند، احاطه شده بودند.
جنبه اصلی اسطوره سایرن ها حول توانایی آنها در فریب دادن ملوانان با آهنگ ها و موسیقی مسحورکننده خود می چرخید. ملوانان که از زیبایی موسیقی سایرن ها مسحور شده بودند، به سمت منبع ملودی کشیده می شدند و باعث برخورد کشتی هایشان با صخره ها یا به گل نشستن آنها می شد. هنگامی که ملوان ها سرگردان و گرفتار می شدند،سایرن ها به آنها حمله می کردند و آنها را می کشتند.
مشهورترین داستان مربوط به سایرن ها، در "اودیسه هومر" یافت می شود. همانطور که اودیسه و مردانش از جنگ تروا به خانه باز می گشتند، باید از کنار سایرن هاعبور میکردند .با هشدار جادوگر، اودیسه به مردانش دستور داد که گوشهای خود را با موم زنبور عسل مسدود کنند تا نتوانند آوازهای سایرن ها را بشنوند. اودیسه که کنجکاو بود صدای سایرن ها را بشنود،دستور میدهد افرادش او را به دکل کشتی ببندند و هر چقدر هم که التماس کند، او را آزاد نکنند. همانطور که آنها در حال عبور بودند، اودیسه توسط آهنگ سایرن ها مسحور می شود و خواهش می کند که آزادش کنند، اما خدمه وفادار او طناب هایش را محکم تر می کند و باشدت بیشتری پارو می زند و در نهایت جان سالم به در می برند.
این داستان نه تنها خطرات وسوسه را برجسته می کند، بلکه مضامین دانش، قدرت و بقا را نیز مطرح می کند. سایرن ها نمادی از آزمون نهایی اراده و استقامت هستند که با وجود آهنگ زیبا و جذابشان، عوامل مرگ و نابودی هستند.
آن ها مظهر خطرات ناشناخته و ماهیت غیرقابل کنترل برخی تمایلات را تجسم می کنند.
اجازه ندهید برخی از وسوسه های زنان مدرن زندگی شما را نابود کند. به آینده خود و عواقبی که یک شب لذت سریع می تواند بر وضعیت مالی و شغلی آینده شما داشته باشد فکر کنید.
این یک توصیه رایگان است میتوانید آن را بپذیرید یا نه. اما اگر تا اینجا این متن را خواندهاید، امیدوارم این موضوع در ذهن شما کاشته شود که هر زمان که حاضر هستید همه چیزهایی را که برای به دست آوردن آن تلاش و زحمت کشیدهاید را برای یک شب لذت سریع از دست بدهید، به این موضوع فکر کنید.
باهوش باش. ایمن بمان
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago