?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
اگر مبانی برون فقهی فقه مثل خداشناسی، جهانشناسی، انسانشناسی تغییر کند که در حال تغییر هستند. سرمشقهای جدید، جای سرمشقهای قدیم را خواهند گرفت و دیگر احکام آن با عقل و عرف جدید نامأنوس نخواهد بود. تحولات تدریجی است و در هیچ جای دنیا هیچ علمی به یکباره متحول نشده است. فقها نیز همچون دانشمندان دیگر علوم حق دارند که در قبال انقلابهای علمی مقاومت کنند چراکه فکر آنها دربند تعهدات و تعلقات قبلی آنها شکل گرفته است. دلیلی وجود ندارد که مثلاً فقه همان است که صاحب جواهر میگفته است و آنچه که آیت الله منتظری در اواخر عمر تدریس میکرد یا آیت الله معرفت میگفت فقه نیست.
نقد دلیل دوم: به نظر دکتر سروش بسط فقه عملاً عقب نشینی در مقابل عرف جدید جوامع است. این اتفاق عیب فقه نیست بلکه وظیفه فقه است چون در غیر این صورت به وظیفه ذاتی خود عمل نکردهاند. آقای سروش میفرمایند، اگر فقها بخواهند به عرف عقلا عمل کنند چیزی از فقه قدیم باقی نمیماند. اولاً عبادات و شبه عبادات باقی میماند. ثانیاً همه معاملات تغییر نمیکند تنها معاملاتی تغییر میکند که عقلا از آن رویگردان شدهاند. ثالثاً چه باک اگر فقها به وظیفه خود عمل کردند و چنین اتفاقی افتاد.
این حکم خدا به پیامبر خویش است که مردم را به «عرف عقلا» ترغیب کند: «وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ» (اعراف، 199) امر به معروف دقیقا به همین معناست، اسلام طالب خوبیهای عرفی است. عرف و معروف، امور درست زندگی هستند که همه انسانها از آن نظر که انسان هستند مطابق آن زندگی میکنند نه از آن نظر که اهل این دین یا آن دین هستند، اصولی چون وفای به عهد، صداقت، عدالت، انصاف، مصلحت، نفی ضرر، نفی حرج و جبران خسارت و غیره در شهود همه آدمیان هست. خدا در قرآن به پیامبر خود میفرماید با زنان مومن بر اساسی اصولی پیمان ببند از جمله اینکه و در آنچه خود زنان تشخیص میدهند که نیک است از تو نافرمانى نكنند: «وَ لَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ» (ممتحنه،12) باز در وصف مؤمنان میفرماید: مومنان امور روزمره زندگی خود را با مشورت یکدیگر اداره میکنند: «وَ أَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ.» (شوری،38) پیامبر نیز در امور روزمره مردم با آنان مشورت میکرد و بر اساس نظر جمع همین عقلا با همه حسن و قبحی که داشتند تصمیم گرفت: «وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» (آلعمران، 159) بنابراین فقها یا همه عالمانی که در امور روزمره زندگی مردم میخواهند برنامه ریزی کنند یا قانونی بنویسند یا تصمیمی بگیرند، وظیفه دارند که عرف عقلا را ملاک قرار دهند، بلغ ما بلغ.
نقد دلیل سوم: آقای سروش بنا بر این آیه که: «از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار گردد شما را اندوهناك مى كند مپرسيد.» استفاده کردهاند که از نظر قرآن بسط و تحول در علم فقه ممنوع است. اولاً این آیه مربوط به سوال از پیامبر است که شریعت را به مردم ابلاغ میکرده است و به غیر پیامبر ارتباطی پیدا نمیکند. ثانیاً چنانکه از شأن نزول و سیاق آیه استفاده میشود این آیه مربوط به عبادات است نه معاملات و سیاسات که اموری عرفی هستند. ثالثاً قرآنی که بشر را به تفکر، تدبر، تعقل و تفقه تشویق کرده است از سوال که مقدمه این امور است نهی نمیکند برعکس میفرماید هر آنچه نمیدانید را از آنان که میدانند بپرسید: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (نحل، 43) بنابراین قرآن منع از هر سوالی نمیکند بلکه میفرماید با پرسش از چند و چون عبادات وظایف خود را دشوار نکنید و در واقع دینی که قرار است سهله و سمحه باشد را با پرسش از جزئیات برای خودتان سخت نکنید.
✍️ محمد نصر اصفهانی
1403/09/09
https://t.me/mohammadnasresfahani
? نقدی کوتاه در نقد دکتر سروش بر بسط فقه
ارکان اصلی نقد استاد محترم جناب آقای دکتر سروش با فقیه محترم جناب آقای علیدوست، بنا بر جمعبندی خود ایشان از سه جلسه گفتگو را میتوان در سه محور خلاصه کرد:
اول- اینکه «فقه را بسط بینهایت دهیم اندیشهای به غایت ناسنجیده است، چون هر علمی و هر موجودی ظرفیت و قابلیت بسط محدودی دارد و بسطپذیری نامحدود فقه، مطلقاً بر هیچ دلیلی استوار نیست.»
دوم- «مورخان علم گفتهاند که ظهور الکتریسیته در تاریخ، حاصل کشف استعدادهای نهفته در شمع و چراغ نبود بل برآمده از گسستی تاریخی بود.» نتیجه اینکه «جامعه جدید به هیچ وجه بسط جامعه کهن و قبایلی عرب نیست تا فقهش در خور آن باشد بل نیازمند گیتی اساسی و بنیان حقوقی تازهیی است تا مشکلاتش حل شود.»
سوم- «بسط آن هم عملاً جز عقب نشینی در مقابل عرف جدید جوامع نیست.» پس «چاره در قبض فقه است به حکم ضعف ذاتی فقه و به حکم بسط ناپذیری آن و به حکم آیه ۱۰۱ سوره مائدة: «لا تسألوا عنْ أَشْيَاء إِنْ تُبْدَ لَكُم تَسُؤْكُمْ»
نقد ادعای اول: جناب دکتر، چنانکه خود فرمودهاید: بسط بینهایت یک علم به غایت ناسنجیده است. چون هر علمی و هر موجودی ظرفیت و قابلیت بسط محدودی دارد و بسط پذیری نامحدود فقه مطلقاً بر هیچ دلیلی استوار نیست ولی هیچ فقیهی چنین ادعایی نکرده است که قصد بسط بینهایت فقه را دارد، اصولا مگر چنین چیزی ممکن است. علم فقه نیز چون دیگر علوم تعریف خاص و چهارچوب خاص دارد و اگر بخواهد بسط و تحول پیدا کند باید در همان حیطه و چهار چوب بسط پیدا کند. ادعاهای گزاف از جانب هر دانشمندی در هر دانشی محتمل است ولی چنین ادعاها، حدسهایی است که دیر یا زود توسط اهل علم رسوا و ابطال میشود.
نقد ادعای دوم: فیلسوفان علم، در مورد تحول علم سخنان متعددی گفتهاند نظریه انباشتگی قدما، حدس و ابطال پوپر و نظریه سوم که آقای دکتر سروش بر اساس آن استدلال کردهاند نظریه امثال کوهن و فایرآبند است که معتقد هستند که تحول علم آن هم «نادراً» برآمده از گسستی تاریخی، انقلاب یا جهش در سنت یک علم است. بله نتیجه نظریه امثال کوهن همین است که «جامعه جدید به هیچ وجه بسط جامعه کهن و قبایلی عرب نیست تا فقهش در خور آن باشد بل نیازمند گسستی اساسی و بنیان حقوقی تازه یی است تا مشکلاتش حل شود.» ناقدان نظریه فوق معتقد هستند که گسست انقلابی در علم قابل اثبات تاریخی نیست، آنچه از تاریخ علم برمیآید این است که علم همچون یک کشتی است که هر روز بخشی از آن تعمیر و بعضاً تعویض میشود به طوری که در مقایسه بین گذشته دور و حال انسان احساس میکند که کشتی موجود هیچ شباهتی به کشتی قدیم ندارد.
آقای دکتر سروش به خوبی واقف هستند که بسط و تحول در یک علم آن را از آن علم بودن خارج نمیکند، همانگونه که تحول در فیزیک، ریاضی، پزشکی، فلسفه و معرفتشناسی و غیره آنها را از فیزیک، ریاضی، پزشکی، فلسفه و معرفتشناسی بودن خارج نساخت. این قاعده علمی بر علم فقه هم جاری است و تحول آن، آن را از علم فقه بودن خارج نمیکند. معرفت شناسی تحول یافته هم معرفت شناسی است چنانکه فقه تحول یافته هم فقه است. با وجودی که هیچ مرز تاریخی دقیقی نمیتوان برای تفکیک به دست داد ولی برای سهولت آن را به جدید و قدیم تقسیم میکنند
نقد ادعای سوم: چنانکه ملاحظه شد در این ادعا آقای دکتر سروش به سه دلیل، علم فقه را بسط ناپذیر و چاره کار را در فتوا به قبض فقه دادهاند: اولا به دلیل «ضعف ذاتی فقه و به حکمِ بسط ناپذیری آن»، ثانیاً به این دلیل که «بسط فقه عملاً عقب نشینی در مقابل عرف جدید جوامع است، ثالثاً به دلیل آیه «لا تسألوا عنْ أَشْيَاء إِنْ تُبْدَ لَكُم تَسُؤْكُمْ» که مومنان را از بسط فقه منع کرده است.
نقد دلیل اول: ایشان معتقد هستند که فقه معرفتی بسط ناپذیر است چون از ضعف ذاتی رنج میبرد. تفاوت بین علم و شبهعلم و اسطوره در این است که علم ﻗﺎﺑﻞ نقد است. فقه ادعای علم بودن و قابل نقد بودن دارد. فقها چون به لحاظ نظری خود را مخطئه و جایز الخطا میدانند، معتقد به شبهعلم یا اسطوره بودن دانش خود نیستند. بر همین اساس فقها امکان کسب حقیقت را روا ولی کسب یقین و جزمیت را ناروا میدانند. بنابراین اگر سخن از یقین میگویند بنا بر نظریه مخطئه خود، مدعی یقین روانشناختی است. بنابراین اگر فقه، علم است و علم هم قابل بسط و تحول و قابل نقد است به چه دلیل ضعف ذاتی دارد و قابل تحول نیست؟ تحول در علوم به دلخواه، توصیه و دستور کسی اتفاق نمیافتد.
? کتابخانه ملی ایرانیان!
برای انجام کاری گذارم به کتابخانه ملی افتاد؛ که مصادف شد با تغییر و تحولات مدیریتی در این مهمترین مرکز اطلاعات، کتاب و کتابخوانی در کشور. تجربه کار منظم، متمرکز در محیط کتابخانه گرچه تجربهای پرثمر و قابل تقدیر برای من بود؛ اما در کنار آن، نقایص ابتدایی موجود در کتابخانه هربار باعث تعجبم میشد. به همین دلیل، با هماهنگی قبلی دوستی، به دیدار ریاست جدید کتابخانه رفتم که شنیدهها حاکی از این بود که فردی فاضل، کتابخوان و کتابشناس است.
در بدو ورود به بخش ریاست کتابخانه، اختلاف کیفیت فضای عمومی و فضای اختصاصی باعث شگفتی و در عین حال اندوهم شد. حرفم را با جناب آقای امیرخانی، بعد از تبریک، از همین جا شروع کردم که این میزان اختلاف در امکانات و پاکیزگی تنها با اختلاف میان شمال تهران و حاشیههای شهر قابل مقایسه است.
کتابخانه (به استثنای بخش مربوط به ریاست که از پاکیزگی و تجمل میدرخشد) به شدت فرسوده و درحال پوسیدن است. برنامه جستجوی کتاب قدیمی، موکتهای کتابخانه، نمازخانه و راه پلهها بسیار آلوده و کثیف و پوسیده است. صندلیهای غذاخوری و قفسه وسایل مراجعان شکسته و خراب است. خارج کردن اوضاع از این فضای رو به ویرانی و تعمیر کردن برخی درحد بستن یا محکم کردن چند پیچ است. مهرهای نمازخانه کثیف و آلوده هستند.
ایشان پاسخ دادند: درست است، ولی بودجه نداریم و درخواست کردهام...
حقیقتاش دلخور شدم. عرض کردم وقتی برای نصب یک بنر بسیار بزرگ که از ورود آقای دکتر عارف برای تودیع و معارفه خبر میدهد، بودجه هست (بنری که چند ساعت بیشتر در معرض دید نبود و ظاهرا به دلایل امنیتی(!)حتی ساعت و مکان برگزاری مراسم هم روی آن نبود)، چطور برای محافظت حداقلی از این مکان که سرمایه یک ملت است بودجه نیست؟
باز، صحبت را متوجه این نکته کردم که کتابخانه ملی تبدیل به قرائتخانه شده است. اغلب قریب به اتفاق مراجعان برای امتحان و آزمونهای زبان و آمادگی برای مهاجرت اینجا هستند درحالیکه ماموریت کتابخانه این نیست. در عین حال، از فضای غیر دوستانه کتابخانه، ناواردی و بیاعتنایی بعضی کتابدارانی که انگار هیچ نسبتی با کتاب ندارند، جز این هم حاصل نمیشود. گفتم کاش برایشان دوره آموزش ضمن خدمت بگذارید تا از این بیگانگی با کتاب و کتابخوانی و کتابخوانان بیرون بیایند...(در ذهنم به این فکر کردم که کتابفروشان راسته انقلاب اطلاعات بیشتری از کتاب دارند تا برخی کارکنان شما...ولی نگفتم) تنها به چند تجربه ناخوشایند از عدم همکاری کارکنان برای یافتن کتاب اشاره کردم.
کتابخانه ملی، که دفتر ریاست آن نشان نمیدهد، زیر سایه رخوت و رکود و پوسیدگی، بیبهره از ابتداییترین توجهات، امکانات و رسیدگیهاست، چه به روزآمدی و بهرهگیری از تجربیات جهان در زمینه مدیریت روزآمد دادهها و اطلاعات...
به امید آن روز که با اراده مدیریت جدید برای اصلاح، بودجهها در جای خود مصرف شوند و کتابخانه ملی ایرانیان به عملکردی در خور ملتی با سابقه تمدنی ایران دست یابد. ??
✍️ محمد نصر اصفهانی
1403/09/02
https://t.me/mohammadnasresfahani
نظام و عملکرد صاحبان قدرت در فلسفه سیاسی غایت گرایانه یا نظریه اعتبار مسلمانان شرط چهار چوب شریعت لازم نیست، چون این جمهور مسلمانان هستند که میزان و حد قوانین مورد نظر شرعی خود را برای اجرا مشخص میکنند. آنان میتوانند با مشورت یکدیگر اجرای قوانینی از شریعت که مصلحت میبینند را متوقف کنند. میتوانند مدیریت سیاسی و حکومت عرفی خود را به رهبران معنوی خویش واگذار کنند یا واگذار نکنند. با این حال جرای تعهدات و اعتبارات ضروری است و صاحبان قدرت باید پاسخگو بوده و در صورت ناتوانی در توسعه و عدالت اجتماعی باید آن را به تواناتر از خود واگذار کنند. مردم نیز همواره موظف هستند متقابلاً به تعهدات خود نسبت به حاکمیت عمل کنند. در عین حال مردم حق نظارت، استیضاح و عزل رهبران سیاسی عرفی خود را دارند، روشن است که چنین حقی اگر مورد غفلت قرار گیرد تن به استبداد دینی دادهاند که بدترین نوع استبداد است.
✍️ محمد نصراصفهانی
1403/08/26
ایام بزرگداشت علامه محمد حسین طباطبایی
https://t.me/mohammadnasresfahani
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago