?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
چندی قبل از انقلاب، دکتر مظهری که رئیس گروه جامعهشناسی دانشگاه ملی بود، از دانشگاه ویسکانسین بورس گرفت و دو سال به آمریکا رفت، لذا من کفیل او در گروه شدم. آن زمان دنبال کسی میگشتیم که درس جامعهشناسی سازمانها را ارائه دهد، که شاپور راسخ، دکتر کاشفی را پیشنهاد داد و گفت بسیار خوب درس میدهد. ما تلفن زدیم و ایشان را دعوت کردیم. فردایش با لباس ارتش و مدال و... آمد دفتر من. من با تعجب گفتم: «شما سرهنگ هستید؟» گفت: «بله، ادارۀ چهارم ارتش هستم.» تحصیلکردۀ آمریکا بود و زن آمریکایی هم داشت. چند جلسه که درس داد، دانشجوها آمدند و گفتند نمیدانید چقدر خوب درس میدهد. اتفاقاً من که یکبار با ایشان صحبت میکردم گفتم: «شما که اینقدر خوب صحبت میکنید و نزدیک به دستگاه هم هستید، چرا نمیروید توی رادیو تلویزیون صحبت کنید؟» گفت: «مگر شاه اجازه میدهد؟ قرار نیست کسی جز شاه حرف حسابی بزند که وجهۀ ایشان کم بشود!»
پرسیدن و جنگیدن: گفتوگو با دکتر منوچهر آشتیانی درباره تاریخ معاصر و علوم انسانی در ایران
نشر نی، چپ دوم ۱۳۹۷
سفارش از سایت نشر نی
دانلود از طاقچه و فیدیبو
@DrMAschtiani
پرسش: بهعنوان کسی که در ایران همواره در حاشیۀ مناسبات رسمی سیاست و حتی دانشگاه قرار گرفته... کجا با این انقلاب همراهی قلبی داشتید و کجا عدم همراهی؟
پاسخ: من چون سه ایراد بنیادی به سیستم موجود وارد میدانم، نمیتوانستم و نمیتوانم با آن موافق باشم. لذا با تحولات و ساختارهای موجود از بیخ و بن مخالفم. ما از نظام شاهنشاهی بیرون آمدهایم، همچون اروپاییها که از نظام فئودالی عبور کردند، با این تفاوت که برخلاف آنها که کریتیسیسم، اومانیسم و راسیونالیسم را در این گذار به دست آوردند، به این اصول پایبند نبودهایم. لذا ما کماکان در باقیماندههای نظام کهنه شاهنشاهی گیر کردهایم. ضمن اینکه معتقدم باقیماندههای وابستگی به سرمایهداری آمریکا و انگلیس هم همچنان وجود دارد.
پرسیدن و جنگیدن: گفتوگو با دکتر منوچهر آشتیانی درباره تاریخ معاصر و علوم انسانی در ایران
نشر نی، چپ دوم ۱۳۹۷
سفارش از سایت نشر نی
دانلود از طاقچه و فیدیبو
عکس: تصاویر خمینی، شریعتی و مصدق در راهپیمایی ۱۳ ژانویۀ ۱۹۷۹ (۲۳ دی ۱۳۵۷) که حدود چهارصدهزار نفر در آن شرکت و محوطۀ دانشگاه تهران را پر کردند.
@DrMAschtiani
تأملات درباره بازتاب اندیشه غرب در ایران (4)
ما و میراث رزا لوکزامبورگ در عصر پسامارکس
سخن گفتن درباره بانویی که مانند مارکس پیوسته از تاریخ نبردهای پرولتاریای جهانی درس میآموخت، و مانند لنین همواره در این نبرد میزیست، و با چشمانی (به قول ویلی برانت، صدراعظم سوسیالدموکرات سابق آلمان) به زیبایی چشمان آهو (Rehaugen) دنیا را مینگریست، و هیچگاه مانند استالین روی به استبداد نیاورد (که آن را تحقق «دیکتاتوری پرولتاریایِ ارزشمند مارکس» بنامد) و سرانجام مانند دکتر ارانیِ ما، در زندان به قتل رسید، آسان نیست. قوّتِ مِی بشکند ابریق را!
... شارح این عبارات بیان خود را در وصف رزا لوکزامبورگ در مختصر زیر تنها منحصر به چند پارهگفتار از آثار متعدد این بانوی ارجمند میکند که در 1974 در سه مجلد انتشار یافته است:
... «بیست سال پیش مارکس وفات یافت و امروز ما با «بحران مارکسیسم» روبهرو هستیم! کار اصلی مارکس کشف طبقهی کارگر جدید و آگاهی بخشیدن به آن از دو طریق بود: «استنباط تاریخی مادی و تئووری تکامل کاپیتالیسم». آنجا که مارکس اساس رابطهی بین هستی (Sein) و آگاهی (Bewußtsein)، بین خواستن (Wollen) و عمل کردن (Tun) انسانها را بیان نمود، انسانها به پشتگاه افکار و اعمال خود راه یافتند! پس از مارکس، کشفیات بورژوایی پاره پاره شده است؛ فلسفه طبیعی (ناتورفیلوزوفی) به پایان رسیده است؛ فلسفهی تاریخ بورژوایی کنار رفته است و آنچه علوم اجتماعی و اقتصادی بورزوایی برابر مارکسیسم برای ما آوردهاند، رویکرد بینظریهگی (Theorielosigkeit) است!» (رساله «کارل مارکس»، تلخیص از مجلد اول آثار رزا لوکزامبورگ. 1903)
گزیدهای از مقاله منتشر نشده «ما و میراث رزا لوکزامبورگ در عصر پسامارکس»
از متن کتاب در دست انتشار «علوم انسانی و جامعه ایرانی» به کوشش رضا نساجی
@DrAschtiani
منوچهر آشــتیانی از «مارکسیسم و دیانت» میگوید…
حزب توده و بایکوت منتقدان درونی
دقیقاً یادم هست که آل احمد، خلیل ملکی و دیگران، کجا چه جلساتی را برگزار کردند - منجمله در منزل مهندس ملک - و کجا انشعاب رخ داد. یک شب تا صبح بحث کردند که بالاخره اعلام انشعاب بکنند یا نه. سرانجام وقتی تصمیم گرفتند که تحت عنوان «سوسیالیستهای جدید» انشعاب کنند و اولین اعلامیه را هم تحت همین عنوان منتشر کردند، یادم هست که آقای جواهرکلام آمد و خبر داد که رادیو مسکو، انشعابیون را «نوکر انگلستان» خوانده است.
همانجا، احمد آرام که جزو انشعابیون بود، عصبانی شد و گفت شما که قصد انشعاب داشتید و خودتان را بر حق میدانستید چطور نتوانستید واکنش دستگاه رهبری حزب کمونیست شوروی را پیشبینی کنید؟ احمد آرام معروف را میگویم!
... بعد هم به حالت قهر از جلسه بیرون رفت و دیگر هم فعالیت سیاسی نکرد؛ نه در کنار خلیل ملکی و در «سوسیالیستهای جدید» و سپس «نیروی سوم»، و نه برگشت به حزب توده. البته نمیدانم که آیا سوسیالیست ماند یا نه؛ چون بعداً کتابهای پوپر را هم ترجمه کرد. کسی که کتاب پوپر را ترجمه میکند، قاعدتاً نمیبایست سوسیالیست باشد. در آن جلسه اعتراض کرد که چرا باید شش ساعت بعد از اعلام انشعاب، با چنین واکنش پیشبینی نشدهای از سوی مسکو روبرو شوند.
علت عصبانیتش این بود که خلیل ملکی، احمد قاسمی و دوستانش تصور میکردند مسکو جانب آنها را میگیرد، به ما هم همین را میگفتند که ما بر حق هستیم و اکثریت حزب هم با ماست. یعنی بهزودی نیروهای رادیکال حزب مثل احسان طبری و کیانوری هم که به کادر رهبری اعتراض دارند به ما میپیوندند و ما عملاً حزب توده را از نو بنا میکنیم. اما معلوم شد که واقعیت ماجرا درست عکس این بوده است، بلکه در حزب برنامهریزی کرده بودند تا اینها را از حزب بیرون کنند و تصفیۀ سیاسی انجام شود. احسان طبری و کیانوری هم که قبلاً با خلیل ملکی همراهی میکردند، همچنان در حزب ماندند و با اعلامیۀ رادیو مسکو، عملاً این جریان منزوی و اخراج شد.
من هم عملاً دیگر نه در حزب فعالیت کردم و نه به این جریان پیوستم.
صص ۱۹-۱۱۸
ببینید، آگاهی ما اینقدر سطحِ پایین بود که اصلاً لازم نمیشد که مثلاً ادارهکننده اینها را رهبری کند. حتی ماها که خودمان یک سال کلاس کادر دیدیم و از بینمان منتخبین را انتخاب کردند. و بعد مهندس شرمینی گفت که هفتهای یکبار منزل من کلاس کادر بیایید. طبقۀ سوم یک خانۀ چهار طبقه در خیابان کاخ. بعد از یک سال ما کادر حزب شدیم. حدود هفت هشت نفر بودیم که جزو کسانی شدیم که بهعنوان کادر حزب در حوزه مینشستند. البته آن سال که ما بیرون آمدیم و خارج شدیم، سال آخر فعالیت قانونی حزب هم بود. سال آخری که کادر حزب شده بودم و خیلی بیا و برویی پیدا کرده بودم، مسئول حزب شدم در دبیرستان البرز و دخترانۀ انوشیروان دادگر. این دو تا دبیرستان نزدیک هم بودند در خیابان شاهرضای سابق. یعنی از شرق که میآمدید، اول البرز بود، بعد دبیرستان دادگر. من مسئول این دو تا دبیرستان بودم و یادم هست وقتی ما از حزب بیرون آمدیم، مهندس شرمینی آمد دم در دبیرستان البرز ایستاد و به هرکس از بچههای حزبی که میآمد، میگفت که از این به بعد با این شخص تماس نگیر. یک روز تمام برای دبیرستان البرز وقت گذاشت و یک روز هم برای دبیرستان دادگر. و عجیب هم دیگر بچهها تماس نگرفتند. حتی حرف هم با آدم نمیزدند و سلام و علیک هم نمیکردند. درحالیکه بعضیهایشان را خودم برده بودم در حزب.
ص ۸۰
پرسیدن و جنگیدن: گفتوگو با دکتر منوچهر آشتیانی درباره تاریخ معاصر و علوم انسانی در ایران
@DrMAschtiani
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago