رَوا

Description
روا(رَ)[په‌.](ص.)صفت فاعلی، مشتق از مصدر [رفتن] و پسوند ‌صفت ساز [ آ ] می‌باشد و به آنچه که می‌رود و نیکوست که برود اطلاق می‌شود، مثلاً آدمی‌زاد...

https://t.me/BiChatBot?start=sc-2c33fc1e6c

@ahessamb
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

2 years, 8 months ago

ده سال بعد دوباره دیدمش، به مراتب تکیده‌تر از قبل و البته که چند لحظه طول کشید تا شناختمش. این بلایی‌ست که حوادث طبیعی بر سر آدم می‌آورد، چیزهایی مثل سیل، زلزله و عشق.

@theRava

2 years, 8 months ago

کاریش نمیشه کرد، افتاده اتفاق...
@theRava

2 years, 8 months ago

سنگینی تمام جهان را
با او سبک‌تر از پر کاهم

_حسین صفا

2 years, 8 months ago

این همه پریشانی بر سر پریشانی؟

2 years, 8 months ago

می‌کشد به میدانم، صف‌کشیده‌مژگان‌م
گر ز جنگ برگشتم، مردِ صدهزارم بین!

2 years, 8 months ago
واقعا هرچی از چاوشی بگم کم …

واقعا هرچی از چاوشی بگم کم گفته‌ام. عصر توی توییتر نوشتم «چاوشی عزیز من» چون خیلی روزها بهتر از هر هوش مصنوعی‌ای حالم رو فهمیده و آهنگ جدیدش وصف اون روزهام بوده.
دوستت دارم مرد! شاید خیلی با هم خوشحال نبودیم ولی خب همینه دیگه، غمه که آدما رو به هم گره میزنه.

2 years, 8 months ago

ماه بالای سر آبادی است
اهل آبادی در خواب
روی این مهتابی
خشت غربت را می‌بویم.

2 years, 8 months ago
دامن کشان

دامن کشان
‏ساقی میخواران
‏از کنار یاران
‏مست و گیسوافشان می گریزد...

2 years, 8 months ago

پاییز خیمه زده و چه پاییزی! هرگز این قدر سرد بوده است؟ هرگز. راستش را بخواهی گاهی حس میکنم تمام زمین یخ زده و تنها موجود زنده‌ای که روی آن قدم می‌زند من‌ام؛ من و تو؛ اگرچه فاصله مان بیشتر از حدود زمزمه‌رس، بیشتر از حدود فریادرس است. اگرچه که اگر من امروز اینجا فریاد تو کنم تو هرگز صدایم را نخواهی شنید؛ اگرچه که امروز ترسوتر از آنم که فریاد بزنم و شجاعتر از آنکه سکوت کنم. اگرچه که امروز اگر در این سرمای سوزان زمین بمیرم خبرش هفته‌ها بعد به تو خواهد رسید. باز با این‌ همه گرمای تو را حس می‌کنم. ما می‌خواستیم از چیزی دفاع کنیم که زیبا بود و زیبایی ارزشش را داشت. ما؛ یعنی من و من، یعنی ما دو نفر. و ما هنوز بر سر نعش‌های برزمین‌افتاده عاشقان در سکوت خواهیم گریست. ما؛ یعنی ما دو نفر، یعنی من. ما در جنگی حقیقی بودیم و برخورد پیاپی ترکش‌ها را دیدیم.
رها شدیم.
دوست داشتن شاید تنها چیزی بود که ارزش جنگیدن را داشت. من خود دیدم که آن دوست جوانم چطور دست به سینه‌ی خونین برده و لخته‌لخته پایان جنگ را انتظار می‌کشد. تمام نشد! هرگز تمام نشد و من لخته‌لخته تمام شدن دوستم را دیدم. چه جوان‌هایی! چه مردهایی! اما رها شدیم؛ واقعیت این است که تنها ما مانده‌ایم. ما تنها مانده‌ایم، دیگر‌ هیچ‌کس به پشتیبانی ما نخواهد آمد؛ با این همه آیا این لذت شریف را رها خواهیم کرد؟ نه.

عزیزکم!
آنجا مردی بود که شعر می‌دانست
و اینجا شعری است که مردانگی می‌داند
روزی می‌خواستم کلهر باشم، امروز می‌بینم کمان‌چه ام.

2 years, 8 months ago

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود…

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago