اشعار رحیمی رامهرمزی

Description
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 7 months ago

هملت: می‌خواهید این قره‌نی را بنوازید؟
گیلدنسترن: سرورم، من نمی‌توانم.
هملت: استدعا دارم.
گیلدنسترن: حتی نمی‌دانم چگونه آن را در دست بگیرم، سرورم.
هملت: آسان است، مثل دروغ گفتن. این سوراخ کلید‌ها را با شست‌تان بگیرید، با دهان خود در آن بدمید تا با نوای گویای موسیقی به سخن درآید. بببینید، منافذش این‌ها هستند.
گیلدنسترن: ولی من مهارتش را ندارم. نمی‌توانم صدای موزونی از آن بیرون آورم.
هملت: پس ببینید چه بی‌مقدار و ناچیزم می‌شمارید! مرا بازی می‌دهید و چنین می‌نمایید که منافذ مرا می‌شناسید و می‌خواهید مرا بنوازید و حدیث راز مرا از سینه‌ام بیرون بکشید. می‌خواهید از بم‌ترین تا زیرترین نواهای مرا به صدا درآورید. این ساز کوچک نغمه و نوای فراوان دل‌انگیز دارد و شما نمی‌توانید آن‌را به حرف بکشید. آن‌گاه، خدارا، گمان می‌کنید که نواختن من از قره‌نی آسان‌تر است؟
هر سازی که برای‌تان باشم می‌توانید انگشت ناشیانه بر پرده‌هایم زنید و مزاحمم شوید، اما نمی‌توانید مرا بنوازید.

"ویلیام شکسپیر"
@js313

1 year, 7 months ago

خشکید به دست باغبان باغ
ولی
هرکس که رسید
پای پاییز نوشت

#رحیمی_رامهرمزی
#نورباعی
@kar471

1 year, 7 months ago

چند کانال‌ تلگرامی سودمند در زمینهٔ ادبیات و علوم انسانی

مقالات دکتر علی‌اشرف صادقی
https://t.me/aliashrafsadeqi
ادب و فرهنگ
https://t.me/aaadab1397farhang
انجمن مبارزه با نشر جعلیات
https://t.me/jaliyat
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
https://t.me/AfsharFoundation
تاریخ اصفهان
https://t.me/ALI4asS
تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران‌زمین
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
تنیده ز دل بافته ز جان
https://t.me/Tanideh_az_del
جستارهای ابوالفضل خطیبی
https://t.me/dr_khatibi_abolfazl
چهارخطّی
https://t.me/Xatt4
حاصل اوقات
https://t.me/HaseleOwqat
خزائن التراث العالمیّة
https://t.me/khazaneha
دیوار مهربانی نسخ خطّی
https://t.me/nosakhekhati
روزشمار فرهنگ و هنر ایران
https://t.me/farhang_honar_irann
روزگارآلود
https://t.me/RuzegarAlud
شهرام یاری
https://t.me/Shsyari
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
https://t.me/theapll
فرهنگ مکتوب و شفاهی گلپایگان
https://t.me/farhangegolpayegan
کانون پژوهش‌های شاهنامه
https://t.me/shahnameh_ferdowsi
کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
https://t.me/divaanha
کتابخانهٔ ایران‌شناسی
https://t.me/ketabkhaneyeiranshenasi
کتابخانهٔ سپهسالار
https://t.me/sepahsalaar
کتابستان
https://t.me/ketabestan1399
کتابسرای دارالصّادقین
https://t.me/darbook110
کتابسرای مازیار
https://t.me/ketab_maziar
مؤسّسهٔ پژوهشی میراث مکتوب
https://t.me/mirasmaktoob
مباحث ایران‌شناسی
https://t.me/IranologyTopics
نسخ خطی فارسی در کتابخانه‌های جهان
https://t.me/n_kh_f_j
ویراستار
https://t.me/virastaar
یادداشت‌های شاهنامه
https://t.me/shahnameh1000

http://t.me/mr_moshtaqian

1 year, 9 months ago

هر بار که با بی کسی ات درگیری
تنهایی و گرد غم به دل می گیری
این اوست در آغوش گرفته است تو را
آئینه ام از آه چرا دلگیری!؟

#رحیمی_رامهرمزی

1 year, 11 months ago
ای باغ کویر خس و خاشاک …

ای باغ کویر خس و خاشاک شده
ای رنگ بهار از رخ تو پاک شده
ای مادر داغ دیده آه ای وطنم
هرگوشه ی سینه ات گلی خاک شده
#رحیمی_رامهرمزی
https://chat.whatsapp.com/GyeJCqvj6P09q953ox9I3e

2 years ago

در فتح جهان نصیب تان این آه است
حسرت زدگی عاقبت این راه است
بالاست اگرچه دستتان اما باز
هر دست به جز دست خدا کوتاه است!

??
از رفتن و آمدن ستم ها دیده است
برف و باران بر سر او باریده است
از هرطرفی از همه کس پا خورده
این جاده که چون مار به خود پیچیده است!

??
روشنگر صبح منزلم باش فقط
همصحبت درد دل من باش فقط
می ترسم از این شب مه آلود سیاه
آیینه ی من مقابلم باش فقط!

#رحیمی_رامهرمزی
@kar471

2 years ago

.
      در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به ‌دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی هیچ کار نکرده‌ای.
      از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از آسمان بر‌آید و نه از زمین و نه از کوه‌ها، امّا تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو به ‌این ‌مانَد که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرّین شلغم بار کنی یا کارد جواهرنشان به‌دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای به ‌آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!

بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم، فلسفه و فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، امّا این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع. تو ندانی چه شگفتی‌ها و چه جهان‌های بیکران در تو موج ‌زند. آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.

#فیه_‌ما_فیه
#مولانا
@Ketab_va_hekmat

2 years ago

یک باغچه خاطرات شاد آورده
آن یار مگر مرا به یاد آورده!؟
او آمده برسر مزارم امروز
یا عطر عبور اوست، باد آورده؟

#رحیمی_رامهرمزی

https://telegram.me/rahimiramhormozi

2 years ago

نیستی نیک تنگ چشم، به خرج؛
کدیه را بس فراخ کام نه‌ای

مسعود سعد سلمان

«تنگ چشم» کنایه است از زُفت و خسیس؛ و «فراغ کام» کنایه است از فزون جوی و آزمند. بی میانجی و به آسانی می‌توان به معنای کنایی در این دو کنایه راه برد. از این روی، این هر دو از گونهٔ کنایهٔ «نزدیکِ آشکار‌اند.

نیز خاقانی راست:

دهر سپید دست سیه کاسه‌ای است صعب؛
منگر به خوشزبانی این تُرش میزبان

«سپید دست» کنایه است از ستمکار؛ و «سیه کاسه» کنایه است از فرومایه و تنگ چشم.

یا گژدهم در نامه‌ای به کاوس می‌نویسد، و بدین سان دربارهٔ سهراب داوری می‌کند:

سوارانِ ترکان بسی دیده‌ام؛
عنان پیچ زین گونه نشنیده‌ام....

بر آن کوه بخشایش آرد زمین
که او اسپ تازد بر او، روز کین

عناندار چون او ندیده است کس؛
تو گفتی که سام سوار است و بس.

«عنان پیچ» و «عناندار» دو کنایه از گونهٔ نزدیک آشکارند از سوارکار و تازندهٔ توانا.

از آنکه نادان بودم چو گِرد کردم ریش،
مرا به نامْ همه ریشْ گاو خواند پدر

مسعود سعد سلمان

«گِرد کردن ریش» کنایه‌ است از بالیدگی و مردی؛ و «گاو ریش» یا «ریش گاو» کنایه‌ای است از گونهٔ «نزدیکِ نِهان» از نادان و دانا؛ زیرا به آسانی نمی‌توان پیوند در میانهٔ دو معنای کنایه را یافت؛ و به خواست سخنور راه برد.

یوسف من گرگ مست، باده به کف صبح فام؛
وز دو لب باده رنگ، سرکه فشان در عتای

« گرگ مست»کنایه‌ای است از گونهٔ نزدیکِ نِهان از نیم مست.

نیز مجیرالدین بیلقانی راست:

ز روز و شب شده‌ام سیر؛ چون به پیشِ دلم،
سیه گلیمی شب همچو روز شد پیدا.

دمی خوشم چو سٓحٓر می‌دهد؛ و گر بخورم،
سپید دست چو روزم، چو صبحدم رسوا.

در این بیت‌ها «سیه گلیم » کنایه از تیره روز و نگون بخت است؛ و «سپید دست»کنایه از ستمگار.

مسعود سعد سلمان راست:

از عشق تو، در چشمِ خِرد میل زدم؛
پس دست به تسبیح و به تهلیل زدم.

بر فرقت تو چو طبلِ تحویل زدم،
من دست، به جای جامه، در نیل زدم.

«میل زدن در چشم» کنایه از کوری‌ست؛ « طبل زدن» کنایه از رهسپاری است؛ و «جامه در نیل»کنایه از سوگواری و اندوه است.

و نیز هم او در سخن از رنج‌های زندان، گفته است:

از ضعیفیً دست و تنگی جای
نیست ممکن که پیرهن بدرم.

«پیراهن دریدن» کنایه از بی‌تابی و ناشکیبی بسیار است.

بابا کمال خجندی راست:

با ما خبر خاک کف پای تو گفتند،
دامن بگرفت اشک به دندان و روان رفت.

« دامن به دندان» کنایه از شتافتن و تند و چالاک رفتن.

منبع:
زیبا شناسی سخن پارسی، «بیان» میرجلال‌الدین کزازی، نشر مرکز، چاپ دوازدهم، ۱۴۰۰، صص ۱۷۰_۱۶۹
#آستانه
@astanejanan

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago