?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
و جزئیات مربوط بهش هم حتی نازتره.
خیلی نازه.
بچهها.
همه چیز خیلی ناگهانی بود، یا این فقط چیزی بود که پسر مو مشکی فکر میکرد. منطقی نبود. وقتی رنگها از جلوی چشمهاش محو شدند و نگاهش رو با رنگهای تیره و خاکستری پر کردند، فهمید یک چیزی درست نیست. نور. نور خورشید از پنجرۀ آپارتمان کوچک تکنفره، روی بازوهای خاکستریاش افتاده بود. اما اون هم رنگی نداشت. چقدر بد میتونست باشه؟ همه چیز بی رنگ بود. خاکستری. خاکستری. خاکستری. باید چیکار میکرد؟ تنهایی برای اون مسئلهای نبود؛ اما ندیدن رنگها، ندیدن رنگها برای اون مسئلهای متفاوت بود. رنگها. اون تمام عمرش رو با رنگها سپری کرده بود. نقاشی. نقاشی. نقاشی. بومهای رنگی. رنگی. رنگی. قلممو و قلممو؛ کاغذهای رنگارنگ، لباسها. رنگها. رنگها. برای پووین، رنگها همه چیز بودند. این اتفاقی نبود. فکر کرد؛ چطور همه چیز به یک باره از این رو به اون رو شده بود؟ چطور تمام دنیاش از رنگهای روشن تبدیل به رنگهای تیره و بومهای نقاشی بیذوق و خاکستری، تبدیل شده بود؟ دنبال جواب بود. اون جواب میخواست. گیتار سبز رنگ، زنگ زده، گوشهای افتاده بود. کر و کور، موسیقی بدون رنگ چه معنایی داشت؟حالا همه چیز بیهوده بود و پسرک بی رنگ و روح، وقتی بین پاکت خالی قهوههای فوری و رنگهای خالی یا ناتموم ایستاده بود؛ فهمید. عوض شده بود. همه چیز تغییر کرده بود. شاید ذهن یک نقاش هم میتونست جای ترسناکی باشه. خاکستری، بدون روح فاسد؛ و حالا که رنگی وجود نداشت؛ تیره و پسر مو مشکی درحالی که به انگشتهای خاکستری رنگش خیره شده بود، فکر کرد: اون دیگه قرار نبود رنگها رو ببینه. اون دیگه رنگها رو نمیدید.
تا ′رادیو هفت پنجِ′ سال دیگه، خیلی مونده و قبلی رو هم از دست دادم؛ میشه الان برات بنویسم؟
شبها برای من مناسب نیستند.
احساس تنهایی و سردرگمی.
رهاش کن. گفتن این حرفها فایدهای نداره. مسخرهست. قد محتوای سنگین معدهام که هربار یادش میفتم میخوام بالا بیارم. فراموشش کنن. نذار ذهن چروک و مثلهشدهات بیشتر از این نابود بشه. نذار زیر دست و پاهاشون تکه تکه بشه. بذار همه چیز عادی بگذره.
اگر ميخواستین به یه نفر اعتراف کنین چجوری اینکار رو انجام میدادین؟
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago