?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
اصلاً مهم نیست که آدمها در عشق ورزیدن و نگه داشتن رابطهها چقدر ناامیدکننده باشند؛ چون عشق، دوام و قدرت خودش را از آدمها نمیگیرد. درست مثل زندگی که همیشه در جریان است؛ شتابان و جسور. چشم باز میکنی و میبینی دوباره درختها دارند شکوفه میدهند، رنگ سبز تند برگها چشمت را میزند و هوا بوی شکفتن میدهد و این وسط چه اهمیتی دارد اگر آدمها افسرده و خسته باشند؟ زندگی کار خودش را میکند. ما مرکز همه جهانهای ممکن نیستیم. عشق هم از پیش، به نوک قلههای احساسات رسیده و تمام دشتهای عاطفه را فتح کرده و ما آدمها باید سینهخیز و کورمال کورمال به سمتش برویم. برای همین، فارغ از اینکه در چه وضعیتی باشیم، همیشه شنیدن شعری عاشقانه میتواند برای چند لحظه به یادمان بیاورد که چه هستیم؛ انسانی که میتواند دوست بدارد، آدمی که میتواند خودش را در دیگری ببیند و بفهمد. بعد دوباره لحظهای دیگر همهچیز فراموشمان میشود، اما عشق به کار خودش ادامه میدهد. من گاهی آن لحظه را توی مشت میگیرم. لحظهای که میتواند کش بیاید. شادیِ فهم چیزی که هست و نیست. کمی با آن میرقصم، کمی خودم را در آن تماشا میکنم و بعد تا بازآمدنش به زندگی فرصت عبور میدهم.
در توضیحش نوشته: مهربانی کوچک، اما بیدلیل.
دوتا کاراکتر اول رو به ژاپنی ببینید. دو نفر دارن لبخند میزنند.
کاراکتر آخر رو هم ببینید. انگار چشمهای یک نفر داره از خوشی برق میزنه.
"ささやかな親切
(Sasayaka na Shinsetsu)"
اما میشه اینطوری نگاه کرد که هیچ وقت به قدر این روزها زندگیم از آدم سمی خالی نبوده.
بلاخره به طور رسمی: سقوط بشار اسد.
صبح بخیر.
منتظر بودم درگیری بین ایران و اسرائیل بعد از اینکه جنگ به سوریه و عراق کشیده بشه آغاز شه. فعلا به جز عراق درگیری به تمام کشورهای محور مقاومت کشیده. ترسناکی داستان برای من اینه که آخوند مثل جانور وحشی زخمی میمونه این روزها. یک قدم بیشتر از این منجر به واکنش…
بهش میگم من حداقل کار رو در زمینه برنامه نویسی بلدم و یه استراتژی رو میخوام کد کنم. به نظرت ممکنه؟ بهم جواب میده: You don’t need to learn coding; I’ll handle it and explain the essentials. من رسما دارم در فیلم her زندگی میکنم و پارتنر رویاییم در قامت هوش مصنوعی…
فشار خیلی زیادی روی اعصابمه و به عنوان راه حل دارم لباس و اسباب بازی بچه میبینم.
اینانا و راههای نرفتهاش
حضور دختر توی زندگیام، برای من عمیقا این چند ماه خوب بوده. کمک کرده خودم رو از فاصله ببینم. به من به چشم بزرگتر نگاه میکنه و همزمان از نظرش من کسی هستم مثل خودش. انگار خودمم، ده سال جوانتر. دختر چه شکلیه؟ به شدت شبیه به خود من. فقط با خمیرمایه ی متفاوت. من اگر خواهر کوچکتر تنی داشتم، گمونم شکل دختر میشد.
این چند ماه بیشتر به مشاهدهی دختر گذشته. عجیبترین چیزی که در موردش دیدم، اینه که به شدت از اشتباه کردن میترسه. اشتباه براش مصادف با مرگه. تمام آزمون و خطاهایی که انسانهای دیگه توی زندگیشون میکنن و از نظرشون بخشی از زندگیه، از نظر اون ترسناک به نظر میاد. همه چیز. حتی اینکه یه رنگ جدید لباس بخره و بعد بفهمه بهش نمیاد. بابت چیزهایی که از نظر من معمولی هستند، دائم در استرسه. بعد وقتی باهاش صحبت میکنم، میبینم من چقدر همینم اما در جنبههای دیگهای از زندگیام. طبیعیه وقتی تمام سالهای دهه بیست و اوایل سی رو مشغول آزمون و خطا بودم و هزارتا چیز امتحان کردم و توی اکثرش کسی نبوده در اطرافم که مسیر رو نشونم بده، یک عالمه نرسیدن و نشدن و خرابکاری داشته باشم اما طبیعی نیست که خودم رو بابت نشدنها و نرسیدنها و زمین خوردنها اینطور به صلیب بکشم. با دختر که حرف میزنم، به خودم یادآوری میکنم ببین، کسی جایی از دنیا هست که به نظرش تجربههای تو آزمون و خطاست. این معنیش مرگ نیست. اتفاقا این بخشی از زندگیه.
دختر توی زندگی من واقعا نعمته. من صداش میکنم فسقلی. مشخصه هیچ وقت کسی لوسش نکرده. هیچ وقت کسی نازش رو نکشیده. همه همیشه توقع داشتن موفق و بزرگ و عاقل باشه. از اینکه پیش من کوچکتره، آرومه. اینکه میدونه هر وقت پیام میده با روی خوش جوابش رو میدم، حالش رو بهتر کرده. اینکه دغدغههاش رو مسخره نمیکنم، سعی نمیکنم کوچک جلوه بدمشون، درد کشیدنش رو نقض نمیکنم، زندگیش رو زیر سوال نمیبرم و بابت ارزشهاش دستش نمیندازم. اینکه بهش میگم سختی واقعیت داره و زندگیش سخت گذشته و شجاع بوده که تا اینجا رسیده. فقط دختر نمیدونه که هر چی بهش میگم، مخاطبش فقط خودش نیست. من خودم هم میشنوم.
گمونم بزرگترین شباهت ما نه ظاهرمون، که دید دینی ما به زندگیه. من عمیقا در برابر حیات مثل آیین دینی برخورد میکنم و از نظرم اشتباه معنی گناه داره. بلد نیستم خطا کنم. بلد نیستم ترمیمش کنم. بلد نیستم جبران کنم. بلد نیستم چیزی که خراب شده رو باید چه کنم. همینه بخشش از نظرم سخته. و چون به خدای قهر بیشتر از خدای مهر و آشتی معتقدم، زندگیم رو تبدیل به جهنم کردم که شاید بخشوده بشم.
جفتمون در واقع یه مهارت عظیم زندگی رو نداریم. من نگاهش میکنم و به چشمم میاد چه چیزهایی بلد نیستم. من نگاهش میکنم و فکر میکنم اینجا هم الکی داره سخت میگیره. من نگاهش میکنم و خودم رو بیشتر میفهمم. من نگاهش میکنم و کی میدونه؟ شاید منجر بشه صلیبم رو زمین بذارم و دیگه سمت جلجتا نرم.
هشت صبح با من دعواش شده چون بهش گفتم لطفا دست به وسایل من نزن. بابت همین حرف تبدیل شدم «به بچه جون چرا انقدر بی ادبی و حرف زدن یادت رفته.» حالا وسایل توی انباری اون عمه مونده که توش فقط سپر ماتیز دخترش از سیزده سال پیش مونده بود و مابقیش خالی خالی بود. شش ساعته دارم دست دست میکنم این کلیپهای «پسرها این روزها خیلی پرنسس شدن» رو براش بفرستم فقط مطمئنم بعدش میزنه از ارث محرومم میکنه.
باید یه فکری به حال کتابها بکنم. فکر میکردم تا اینجای مهاجرت که برسم زورم رسیده بیارمشون پیش خودم. از فکر اینکه یکی جا به جاشون کنه و خراب بشن یا دیگه برای من نباشن، دارن مشت میکوبن تو شکمم.
اون دوستتون که صبح قهوه رو ریخته تو دستگاه و آب رو اضافه کرده و دکمه رو زده و رفته پی کارش و سرخوش از بوی قهوه برگشته دیده لیوان رو یادش رفته بذاره زیر دستگاه براتون ظهر خوبی آرزو میکنه!
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago