?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
آیا ما و آنها، یکی هستیم؟
🔹 در سالهای اخیر، محیط زیست عرصه حضور و فعالیت گروههای بسیار متنوعی از علاقمندان آن شده است. گروههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … زیادی هستند که از روی دغدغه یا منافع در این وادی ورود کرده اند.
🔸 در کنار دلایلی چون دغدغه های فردی و جمعی، منافع مادی و غیرمادی یا ملاحظات سیاسی و ...، یکی از دلایل گرایش روز افزون عامه مردم به محیط زیست، تلاش و فشار برخی از گروه های محیط زیستی بوده است.
آنان بر این عقیده اند که هرگونه تلاش برای حفاظت از محیط زیست (بدلیل ماهیت ویژه اش) از یک سو نیازمند همکاری و درک صمیمانه مردم است و از سوی دیگر، این همکاری می تواند بعنوان اهرم فشاری در صحنه تعاملات و کشمکش ها با سیاستگذاران و تخریب کنندگان محیط زیست استفاده شود. النهایه، بخشی از هزینه های فعالیتهای حفاظتی نیز می تواند توسط خود مردم تامین شود.
🔹در نظر بسیاری، مردمی کردن محیط زیست تا حدودی برای جریان تخصصی حفاظت از محیط زیست منافعی داشته است و توانسته است بعنوان یک پشتوانه قوی، این جریان را در رسیدن به اهدافش یاری کند.
اما از نظر برخی دیگر، "عمومی تر شدن" فزاینده محیط زیست، تجربیاتی تولید کرده است که از نظر متخصصان این رشته جای تامل دارد: به تدریج و بدلیل تلاقی و حتی تزاحم ایجاد شده بین "فعالیت حرفه ای و تخصصی" در زمینه محیط زیست از یک سو، و کنشگری مبتنی بر علاقه از سوی دیگر، نیاز به کنکاش برای تعیین صلاحیت و مرجعیت در مساله حفاظت از محیط زیست پررنگ تر شده و حتی به چالشی بین دو گروه متخصصین و علاقمندان تبدیل شده است. بدین ترتیب، سوالاتی از جنس زیر مطرح شد:
⬅️ اصولا چه کسی در خصوص تحلیل مسائل محیط زیستی و تصمیمگیری در مورد آنها صلاحیت و مرجعیت دارد؟ چه کسی کمتر صلاحیت دارد و چه کسی صلاحیت ندارد؟
⬅️ مرز بین تخصص و علاقه/عاطفه در فعالیت در عرصه محیط زیست کجاست و این مرز را چه کسی تعیین می کند؟ اصولا، آیا محیط زیست یک زمینه تخصصی (مثل همه رشته های دیگر) است یا ساحتی عمومی برای مشارکت همگانی است؟
⬅️ چه فرآیند و بستر منطقی و مکانیزمی، به افراد دارای علاقه (که از روی عاطفه و تعهد درگیر محیط زیست شده اند) اما فاقد دانش تخصصی این صلاحیت را می دهد که کنش گر محیط زیست باشند؟
⬅️ چه کسی و برمبنای کدام شاخص و صلاحیت، این مشروعیت را دارد که خود را وابسته، حامی، کنشگر، یا صاحبنظر محیط زیست بداند؟
از آنجایی که پاسخ این سوال ابعاد عمیق فلسفی و لایه های متعدد پارادایمی و حکمرانی دارد، به نظرم شایسته است که نهادهای ذیربط از جمله دانشگاهها، شبکه تشکلها، اندیشکده ها و دو سازمان محیط زیست و منابع طبیعی گفتمانهایی برای پاسخ به این سوال ترتیب دهند.
▪️ضرورت پرداختن به این سوالات هم از آن روست که با افزایش تعداد کنشگران این حوزه (و بالتبع تعدد و تنوع سلیقه ها و رویکردها و اندیشه ها) دور نخواهد بود که فعالیت تخصصی مبتنی بر اصول علمی در زمینه محیط زیست، تحت الشعاع پوپولیسم محیط زیستی قرار گرفته و اخذ تصمیمات درست حیاتی در این زمینه بسیار دشوار و ناممکن خواهد شد. وانگهی، تعدد مراجع مشروعیت و صلاحیت، تکه تکه شدن مفهوم یکپارچگی محیط زیست را به دنبال خواهد داشت.
▪️اگرچه این نوشتار مجالی برای پرداختن بیشتر به مساله نظری صلاحیت و مرجعیت فعالیت محیط زیستی فراهم نمی کند، اما مایلم براساس دیدگاه و تجربه حضورم در فعالیتهای تخصصی حفاظت از محیط زیست، به چند گروه که جایگیری آنها در صف محیط زیستیها برایم محل شک و شبهه است و گمان نزدیک به یقین دارم که این گروهها پایه های پوپولیسم محیط زیستی را تشکیل می دهند اشاره کنم:
◀️ باورمندان به توسعه پایدار
◀️ سلبریتی های محیط زیستی
◀️ حامیان حیوانات متمرکز بر سگهای ولگرد
◀️ گیاهخواران و خامخواران
◀️ باورمندان به تنوع هویت جنسی
◀️ فمینیست ها
[در این نوشتار، بدلیل محدودیت متنی، صرفا به اسامی این گروه ها پرداختم امابعدتر، در سلسله نوشتاری به جزئیات آسیبهایی که جریان تخصصی محیط زیست از هر یک از آنها می بیند، خواهم پرداخت.]
🔸اگرچه در ایران شعار “محیط زیست؛ مطالبه عمومی” مطلوب برخی سیاستمداران و فعالان حفاظت بوده است، اما به نظر من در ساحت اندیشه ای کمتر کنکاش و مداقَه ای در مورد ابعاد چنین شعاری صورت گرفته و همانند بسیاری از پدیده ها و چالشهای جهان معاصر، مساله حفاظت محیط زیست نیز گرفتار رویکرد سطحی نگرانه، ساده انگارانه و دور از چالش شده است.
🔹 امید بسیار دارم که اندیشمندان ما و بطور کل، سپهر اندیشه ای کشور (که متاسفانه اکنون به اقتضای فضای سیاسی، درگیر قبولاندن بدیهیات به سیاستمداران هستند) فرصتی داشته باشند تا با ورود به مساله محیط زیست و کنشگری محیط زیست، از منظر فلسفی و پارادایمی، در آگاه کردن ما از خطرهای پیش روی این بخش یاری رسانند.
صابر معصومی
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
فرزندْخوری و توسعه
الف) سه صحنه:
1. سال 1378 است. در حال عبور از کنار دانشگاه تهران هستم که می بینم داخل دانشگاه تجمعی بزرگ برقرار است. به داخل دانشگاه و کنار مسجد می روم. مخلوطی از نیروهای موسوم به حزب الله و دانشجویان حضور دارند. از حرکات و صحبتهایش متوجه می شوم بغل دستی ام ظاهرا از فرماندهان/هماهنگ کنندگان گروه فشار است. آرام از او می پرسم که اینجا چه خبر است. نگاهی به من می اندازد و به گمان اینکه یکی از خودشان هستم، با حرارت توضیح می دهد که نگران نباشم چون آنجا و آنجا و آنجا نیرو گذاشته است که منتظر یک اشاره هستند برای حمله و تارومار. از او می پرسم: "از آقا اجازه گرفته اید؟" یکه ای می خورد و می گوید: بعدا اجازه می گیریم.
در حوزه آب و محیط زیست، در چند گروه مجازی حضور دارم. اعضای آنها را معمولا مدیران و کارشناسان دولتی و فعالان غیردولتی تشکیل می دهند. در این نوع گروه ها عده ای با شور و حرارت و از روی حس وطن دوستی دائما در حال نقد و پیشنهاد و تحلیل و فعالیت هستند. اما نهایت امر، یک جمله، بیشترین تکرار را در این گروه ها دارد: این همه فعالیت و مشارکت ما قرار است به کجا برسد. چه کسی اهمیت می دهد؟
با جمعی از کارشناسان جوان، در یک فرآیند بین المللی مرتبط با ایران حضور دارم. بیشترین نگرانی ای که مطرح می شود این است که ما از ظرفیت شخصی خودمان و صرفا به خاطر کشورمان در این فرآیند شرکت کرده ایم اما نهاد مربوطه نه تنها از این مشارکت ما استقبال و حمایت نمی کند بلکه حتی تجربه امر به ممانعت از مشارکت و خوردن برچسب امنیتی را هم داشته ایم. ضمن اینکه سیاست کشور در این زمینه چنان پراکنده و مبهم است که عملا هیچ فرد و نهاد درگیری دقیقا نمی داند که همراستا با چه سیاستی حرکت کند.
ب) ذات انقلاب
در واکنش به بازداشت چند پیشکسوت جنگ، آقای دکتر کریمی پور نوشتند که: "حکومت ها، به ویژه حکومت های برخاسته از یک انقلاب، در برابر هر گونه مخالف، با هر رنگ و پیشینه و نیتی، کر و کورند. هدف حکومت ها یک چیز است و بس: ماندگاری." به بیان دیگر، همان جمله معروف که انقلابها، فرزندان خود را می خورند.
عجب نیست که این خاصیت انقلابها، به سطوح پایینی محدود نمی ماند. چه بسا که انقلابی ها از پاپ کاتولیک تر و از قائد خود انقلابی تر باشند و او را هم قربانی کنند. در صحنه اول، وقتی چنان فرد موسوم به حزب الله با چنان وقاحتی و برخلاف ادعاها، حتی حاضر است از مقتدای معنوی خود عبور و سرپیچی کند، نشان می دهد که انقلاب در مورد هر کس که بخواهد راهش را سد یا سرعتش را آهسته کند، استثنایی قائل نخواهد بود حتی اگر آن فرد رهبر باشد.
ج) تضاد با توسعه
اینگونه می شود که در فضای انقلابی، هیچ کس از فردای خود اطمینانی ندارد. انقلاب، عرصه بدون وقفه ی اعلان حضور و سرسپردگی است. بدین ترتیب اصولا:
⬅️ معیار پذیرش و مردودی، تخصص و تبحر نیست بلکه شدت اعلام سرسپردگی است. از این رو، منابع برای اعلان سرسپردگی مصرف می شود و بیماری شعار و پروپاگاندا، جای تلاش و کوشش و بهره وری را می گیرد.
⬅️ هیچ کس دست به کاری اساسی نمی زند و نمی تواند تصمیمی بلندمدت بگیرد مگر آنکه مجنون باشد.
⬅️ برای کاستن از ریسک ملامت و اتهام، کارها و تصمیمات بیشتر حالت شورایی پیدا می کنند (نگاه کنید به تعدد شوراها در ایران) تا امکان فرار از سوال فراهم باشد. بدین ترتیب هیچ کس نمی داند متولی فلان مساله و سیاست در کشور کیست. همه هستند و هیچ کس نیست.
⬅️ هیچ فردی احساس اطمینان از فردایش ندارد. زنده ماندن یا بلعیده شدن تبدیل به سوال هر روزه دیوانیان می شود. بدین ترتیب هیچ مدیری در هیچ موردی نمی تواند شفاف باشد و به دیگران حس پایداری بدهد.
⬅️ افراد دلسوز متخصص خارج از دایره انقلاب (و حتی مردم عادی)، خود را بیگانه و نامحرم یافته و در تضادی زهرآگین بین سکوت و فرار یا مشارکت بی حاصل، گرفتار می شوند. بدتر، ممکن است چه به خاطر سکوت یا مشارکت، مورد عتاب و عقوبت قرار گیرند.
د) چشم انداز پیش رو
انقلابها غیرقابل اجتناب و طبیعی هستند. شاید کمتر جامعه ای از تجربه انقلاب مصون باشد. انقلابها، همانند سیلابها، مضار و منافع خود را نیز دارند اما نمی توانند دائمی باشند.
نکته مهم، هنر هیات حاکمه است که چگونه با برنامه ریزی هوشیارانه، این سیلاب را با کمترین آسیب (بلکه بیشترین بهره) به درست ترین مسیر هدایت کنند تا در جایی آرام بگیرد.
ایران، نیازمند حکومتی عادی است تا در مسیر توسعه بماند. اگرنه، اصرار بی مورد به تداوم انقلابی گری، مهلک ترین ضربه ها را به آرمانهای همان انقلاب وارد خواهد کرد.
صابر معصومی
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
آماده بودن و منتظر نشستن، بهتر از غافلگیر شدن است
🔹در نشستهای مختلفی که با حامیان محیط زیست و دستاندرکاران و علاقمندان به توسعه بینالملل در دولت داشته و دارم، همواره موکدا پیشنهاد می کنم خود را برای دوران پسا-توافق آماده کنند.
🔸هرآنکس که آن رگه عقلانیت و خردمندی نهفته در دل کوه سخت نظام را درک کرده باشد، در مورد حاضر شدن ایران پای امضای توافق، علی رغم کارشکنی های جاهلان و ایادی سرویسهای جاسوسی بیگانه، تردیدی نمیکند. به هر ترتیب، یک حکومت و یک ملت نمی توانند تا ابدالدهر در دخمه هولناکی که گروهک خرابکار موسوم به دانشجویان پیرو خط امام (معصومه ابتکار و همدستانش) کنده اند، در پریشانی و عسرت بمانند.
▪️در نوشتاری دیگر، به کلیات محورهای اثرات پسا-توافق بر محیط زیست کشور و نیاز به ایجاد آمادگی برای کم کردن تبعات منفی و افزایش منافع آن برای این بخش اشاره کرده بودم.
🔹 برمبنای تجربه همکاری ام با سازمانهای مختلف توسعه و محیط زیست بین الملل، این را به قطعیت می توانم بگویم که ساختار و فضای سازمانهای بین المللی همچون تیغی دو دم است: هرکشوری (دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی) که بتواند حضور این سازمانها و پروژهها و فاندهای بینالملل را با دقت و قدرت بصورت جامع-نگرانه مدیریت کند، میتواند ضمن حفظ استقلال کشور، از این نمد برای خود کلاهی بدوزد اگرنه، این سرکنگبین جز صفرا نیفزوده و موجبات افزایش بی نظمی و آشوب در مناطق هدف و سیاستگذاری کشور خواهد شد. در یک کلام، توسعه بین الملل، برای ساختارهای منظم و هدفمند، نظم و هم افزایی، و برای سیستم های آشوب زده و ضعیف، پریشانی مضاعف به همراه می آورد.
🔸از این رو، چند موردی که برای مدیریت موفق حضور سازمانهای بین المللی محیط زیست و توسعه در کشور به ذهنم می رسد را عرض می کنم:
⬅️ تشکیل سازمان همکاری های توسعه بین الملل و صندوق بین المللی محیط زیست ایران: این دو نهاد نه تنها فعالیت تشکل ها و بخش خصوصی ایرانی در دیگر کشورها را تسهیل می کنند، بلکه بعنوان مرجع سرمایه گذاری ها و فعالیت های هدفمند سازمان های بین المللی در ایران، از تکروی و بی برنامگی و رقابتهای مضر این سازمانها جلوگیری کرده، منابع آنها را برای رسیدن به اهداف استراتژیک مطلوب کشور بسیج می کنند.
⬅️ نظام مند کردن مکانیزم حمایت مالی و تعاملات بین تشکل های محیط زیستی و سرمایه گذاران خارجی: چگونگی مدیریت و کانالیزه کردن مسئولیت اجتماعی بخش خصوصی خارجی، بازار کربن و دیگر مکانیزمهای مالی به سمت فعالیتهای احیا و حفاظت با محوریت تشکلهای محیط زیستی، ضرورتی عاجل است. این ساختارسازی بایستی پیش از حضور سرمایه گذاران خارجی انجام و پایلوت شده باشد.
⬅️ آماده سازی فنی و گفتمانی جامعه مدنی: ذهنیتی عموما اشتباه در بسیاری از کشورها وجود دارد و آن اینکه سازمانهای بین المللی بیشتر از ما می دانند یا هرچه از مصدر آنان آمد، آیه مُنزَل و فصل الخطاب است بخصوص که این سازمانها "منابع" روی میز می گذارند. بدین ترتیب، یک رابطه کارفرما-پیمانکار بین سازمان بین المللی (به پشتوانه منابع مالی و فنی و تحقیقات و پرستیژ) و تشکلهای محلی شکل می گیرد.
به تجربه، این، یک نگاه مخرب و آشوب زا بوده و کاملا باید معکوس باشد: اگر سازمان بین المللی نیاز به گزارش پیشرفتهای خود کاری دارد، بایستی با هدایت تشکلهای ملی و بومی و برمبنای نیاز واقعی منطقه هدف (و نه گمانه زنی های چند کارشناس بین المللی ناآشنا) برنامه ریزی و سرمایه گذاری کند.
برای ایجاد چنین آمادگی ای، نیاز است که مراجع مربوطه، با نگاهی انتقادی، ظرفیت لازم در تشکلهای کشور در خصوص ابعاد سیاسی و فنی، ساختار، رویکرد و ادبیات سازمانهای بین الملل، برنامه ریزی و اجرای پروژه های بین المللی، و مفاهیم به روز محیط زیست ایجاد نمایند.
⬅️ تمرکز بر گفتمانهای پارادایم-محور توسعه و محیط زیست: تا خود ندانیم چه می خواهیم، نمی شود از دیگران انتظار تاثیر مثبتی داشته باشیم. درحالی که پارادایمهای هویتی و توسعه ای کشور در ابرهای ابهام پیچیده شده اند، صحبت از هر راهی، خود به بیراهه رفتن است. امیدوارم کوتاهی از من باشد اما در فضای گفتمانی توسعه و محیط زیست کشور، بیشتر مسائل فنی و جنجالی و پارتیزانی و موردی و احساسی به چشم من می آید تا مباحث راهبردی مبنایی و کلان. بدین ترتیب ارائه تصویر مشخص از کشور به دیگران هم دشوار می شود.
من شخصا امیدی ندارم که با این "دست فرمان" کشتی ما نهایتا راه به ساحل امن ببرد و شاهد تغییراتی بنیادین باشیم.
سپهر حکمرانی ما پر از مرد میدان عملگرا و دگراندیش منتقد است اما حقیقتا متفکر تولید کننده پارادایم کم دارد.
اگرچه تولید فکر و پارادایم، مساله ای یک شبه و چند ساله نیست، اما اگر کشوری به دنبال استقلال عمل واقعی است، باید بیشترین سرمایه گذاری را در این زمینه انجام دهد.
صابر معصومی
گفتمان آب، توسعه و محیط زیست
? سلسله گفتگوهای دیپلماسی آب
✅️ عنوان : ضرورت حضور نهادی ایران در توسعه بینالملل و دیپلماسی محیطزیستی.
⭕️ سخنران : جناب آقای صابر معصومی
کارشناس ارشد توسعه بین الملل
مدیر نشست : جناب دکتر محمدرضا شهبازبگیان، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن دیپلماسی آب ایران
? پنجشنبه ۲۴ آبان ماه ساعت ۱۸
?جهت هماهنگی جهت حضور در نشست از طریق کانال های زیر با آقای جلالی هماهنگ شوید.
تلگرام : @mnjalali
شماره تماس 09120384489
join ? ? @HydroDiplomacy1
@Iran_waterdiplomacy
✔️ این یک شنبه
? در امتداد سلسله گفتگوهای کنشگران اجتماعی و مردم با فعالان محیط زیست؛ مدرسه روزنامهنگاری کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان برگزار میکند
عنوان جلسه هم اندیشی: برنامه ها و اولویت های سازمان محیط زیست در دولت چهاردهم
اعضای پنل :
? عباس محمدی مدیر دیدهبان کوهستان
? مسعود امیرزاده عضو کارگروه حقوقی شبکه تشکل های محیط زیستی کشور
? صابر معصومی، مشاور ارشد سازمان ملل و نهادهای بینالمللی در زمینه آب، محیط زیست و تغییر اقلیم
? گل خانم باقری نیا مدیر انجمن دنیای سالم
? جواد حیدریان؛ روزنامه نگار
? لطفا قبل از شروع جلسه برای پیوستن به اتاق صرفا مرورگرهای فایرفاکس، کروم و اپرا را نصب و از طریق لینک زیر به اتاق گفتگو وارد شوید?
https://www.skyroom.online/ch/zagrosmehraban/goftogohayeab
? نکته: تا زمان برگزاری نشست یکشنبه ۷ مرداد ( ساعت ۹ شب به وقت ایران ) اتاق تعطیل است؛ پس از گشایش اتاق، از طریق ایکون گزینه ورود مهمان به این اجتماع بپیوندید.
www.skyroom.online
Conferencing App
WebRTC Powered Conferencing App
پیشنهادها و نظرات من در مورد ماموریت آبی دولت جناب پزشکیان
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago