?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
🚨فروپاشی اقتصادی چیست؟
فروپاشی اقتصادی زمانی رخ میدهد که یک کشور با بحرانهای شدید مالی، تورم افسارگسیخته، کاهش شدید تولید ناخالص داخلی (GDP)، و ناتوانی در پرداخت بدهیهای خود مواجه شود. در طول تاریخ، چندین کشور دچار فروپاشی اقتصادی شدهاند.
در اینجا به برخی از مهمترین موارد و وضعیت هر کدام به طور خلاصه اشاره میکنیم:
▪️زیمبابوه (دهه ۲۰۰۰)
- علل: سیاستهای نادرست اقتصادی، مصادره زمینهای کشاورزی از سفیدپوستان، و چاپ بیرویه پول.
- وضعیت: تورم به حدی رسید که به میلیاردها درصد در سال رسید (تورم ابری). پول ملی زیمبابوه تقریباً بیارزش شد و مردم به استفاده از ارزهای خارجی روی آوردند.
- نتایج: فقر گسترده، بیکاری بالا، و کاهش شدید استانداردهای زندگی.
▪️ونزوئلا (از ۲۰۱۰ به بعد)
- علل: وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، مدیریت نادرست اقتصاد، تحریمهای بینالمللی، و فساد گسترده.
- وضعیت: تورم بسیار بالا (تا حد ابرتورم)، کمبود مواد غذایی و دارو، و کاهش شدید ارزش پول ملی (بولیوار).
- نتایج: مهاجرت گسترده مردم (بیش از ۶ میلیون نفر)، فقر شدید، و فروپاشی خدمات عمومی مانند بهداشت و آموزش.
▪️آرژانتین (۲۰۰۱-۲۰۰۲)
- علل: بدهیهای کلان خارجی، سیاستهای نادرست اقتصادی، و تثبیت نادرست نرخ ارز.
- وضعیت: بحران بانکی، کاهش شدید ارزش پول ملی (پزو)، و افزایش بیکاری به بیش از ۲۰٪.
- نتایج: اعتراضات گسترده، شورشهای خیابانی، و پنج رئیسجمهور در کمتر از دو هفته. اقتصاد آرژانتین پس از سالها بهبود یافت، اما اثرات بحران هنوز احساس میشود.
▪️یونان (۲۰۱۰-۲۰۱۵)
- علل: بدهیهای کلان دولت، کسری بودجه شدید، و بحران مالی جهانی.
- وضعیت: یونان نتوانست بدهیهای خود را پرداخت کند و به کمکهای مالی اتحادیه اروپا و صندوق بینالمللی پول (IMF) نیاز پیدا کرد.
- نتایج: کاهش شدید دستمزدها، افزایش بیکاری، و اعتراضات گسترده. یونان هنوز در حال بهبود از اثرات این بحران است.
▪️آلمان (۱۹۲۳، پس از جنگ جهانی اول)
- علل: پرداخت غرامتهای سنگین پس از جنگ جهانی اول و چاپ بیرویه پول.
- وضعیت: تورم افسارگسیخته (ابرتورم) به حدی رسید که مردم برای خرید کالاهای اساسی به چرخدستیهای پر از پول نیاز داشتند.
- نتایج: فقر گسترده، ناآرامیهای اجتماعی، و زمینهسازی برای ظهور نازیها و جنگ جهانی دوم.
▪️روسیه (۱۹۹۸)
- علل: کاهش قیمت نفت، بدهیهای کلان دولت، و بحران مالی آسیا.
- وضعیت: دولت روسیه نتوانست بدهیهای خود را پرداخت کند و ارزش روبل به شدت کاهش یافت.
- نتایج: بحران بانکی، افزایش فقر، و ناآرامیهای اجتماعی. با این حال، روسیه پس از چند سال با افزایش قیمت نفت بهبود یافت.
▪️لبنان (از ۲۰۱۹ به بعد)
- علل: فساد گسترده، مدیریت نادرست اقتصاد، و بحران بانکی.
- وضعیت: کاهش شدید ارزش پول ملی (لیره لبنان)، تورم بسیار بالا، و کمبود سوخت، دارو و مواد غذایی.
- نتایج: اعتراضات گسترده، فقر شدید، و مهاجرت گسترده مردم.
▪️فروپاشی اقتصادی معمولاً نتیجه ترکیبی از عوامل داخلی (مانند فساد، مدیریت نادرست، و سیاستهای غلط) و عوامل خارجی (مانند تحریمها، بحرانهای جهانی، یا کاهش قیمت منابع طبیعی) است. کشورهایی که دچار فروپاشی اقتصادی شدهاند، اغلب با تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی، فقر گسترده، و ناآرامیهای اجتماعی مواجه شدهاند. بهبود از چنین بحرانهایی معمولاً سالها یا حتی دههها زمان میبرد و نیازمند اصلاحات اساسی اقتصادی و سیاسی است.
میشل فوکو، فیلسوف و متفکر فرانسوی، از مفاهیم خاصی مانند باستانشناسی (Archaeology) برای تحلیل دانش و گفتمان استفاده کرد.
این مفهوم به ما کمک می کند تا بفهمیم چگونه دانش در طول تاریخ شکل گرفته و تغییر کرده است.
▪️باستانشناسی دانش چیست؟
باستانشناسی دانش روشی است که فوکو برای بررسی گفتمانها (Discourses) و نظامهای فکری در دوره های مختلف تاریخی به کار میبرد.
او به جای اینکه به دنبال کشف حقیقت مطلق باشد، به این میپردازد که چگونه ایده ها، مفاهیم و دانش در یک دوره خاص شکل گرفته و چه قواعدی بر آنها حاکم است.
▪️مثال ساده:
فرض کنید میخواهیم بدانیم چگونه مفهوم جنون در طول تاریخ تغییر کرده است.
فوکو به جای اینکه بپرسد "جنون چیست؟"، به این میپردازد که در هر دوره تاریخی، مردم چگونه درباره جنون صحبت میکردند و چه قواعدی بر این صحبتها حاکم بود.
در قرون وسطی: جنون ممکن بود به عنوان نشانهای از ارتباط با نیروهای ماوراءالطبیعه دیده شود.
در دوره رنسانس: جنون ممکن بود به عنوان یک بیماری روانی در نظر گرفته شود.
در دوره مدرن: جنون به عنوان یک اختلال پزشکی تعریف شد که نیاز به درمان دارد.
فوکو نشان میدهد که این تغییرات نه به دلیل پیشرفت علمی، بلکه به دلیل تغییر در گفتمانها و نظامهای فکری حاکم بر جامعه بوده است.
▪️چرا این مهم است؟
باستانشناسی دانش به ما کمک میکند تا بفهمیم که دانش و حقیقت همیشه ثابت نیستند، بلکه تحت تأثیر شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی تغییر میکنند. این دیدگاه به ما یادآوری میکند که حتی مفاهیمی که امروز بدیهی میپنداریم، ممکن است در آینده تغییر کنند.
به طور خلاصه، فوکو با استفاده از باستانشناسی دانش، به ما نشان میدهد که دانش چگونه ساخته میشود و چگونه در طول تاریخ دگرگون میشود.
▪️**کسانی که مهارت خواندن را کسب نمی کنند، مهارت اندیشیدن را بهدست نمی آورند.
🗞️ روزنامهٔ فایننشال تایمز
✍ سایمون کوپر**
کاتبی را تصور کنید که بعد از اختراع ماشین چاپ، مشغول نوشتن متنی بود که تا به حال بارها و بارها آن را نوشته بود. چه احساسی داشت؟
احتمالاً با خودش فکر میکرد «مشغول چه کار بیهودهای هستم!» امروزه خیلی از آدمها وقتی مجبور میشوند متنی بنویسند که طولانیتر از سی کلمه است، همچین حسی پیدا میکنند. به خودشان میگویند: چه کسی متنی چنین طولانی را خواهد خواند؟
نکتۀ تلخ ماجرا این است که چندان اشتباه فکر نمیکنند. انسانها در خواندن متنهای طولانی به مشکل خوردهاند.
مجموعهای از ناشران، محققان، کتابداران و نویسندگان سراسر جهان، ماه پیش، با انتشار «مانیفست خواندنِ لیوبلینا» اعلام کردند: خواندنِ دیجیتال در حال تخریب عادتِ «خواندن عمیق» در میان ماست.
دستگاههای دیجیتال باعث شدهاند انسانهای امروزی، «بیشتر» از هر دورۀ دیگری در تاریخ بشریت بخوانند. اما آنها دیگر مثل قبل نمیخوانند. خواندنِ دیجیتال، به شکلی روزافزون، به تجربهای تکهتکه، کوتاهمدت، سطحی و گذرا تبدیل شده است. بنابراین شاید تعداد کلمات خیلی زیادی در روز بخوانیم، ولی همۀ آنها در قالب متنهای چند کلمهای یا نهایتاً چند خطی است. حال اگر بخواهیم همان تعداد کلمه را در قالبِ یک متن واحد بخوانیم، با دشواری بسیاری مواجه میشویم. زیرا درک متنی طولانی نیازمند مهارتهای «خواندن عمیق» است.
خواندن عمیق نقشی حیاتی در تمدن بشری داشته است. استیون پینگر، روانشناس و نویسندۀ آمریکایی، با رواج خواندنِ متنهای طولانی در بین عموم مردم از اواخر قرن هفدهم، توانایی «همدردی» کردن با دیگران در میان انسانها افزایش یافت.
مردم با خواندنِ متنهای مفصل دربارۀ زندگیِ دیگر انسانها، توانستند دنیا را از چشم آنها ببینند و این توانایی تأثیر بسیار مهمی در نگرش آنها دربارۀ موضوعاتی مثل بردهداری، شکنجه، ساحرهسوزی، استبداد و دیگر چیزها گذاشت.
از نظر استیون پینکر، خواندنِ عمیق باعث «انقلاب نوعدوستانه»ای شد که بعدتر به رویدادهای دورانسازی مثل انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه منتهی گردید. آنچه خواندنِ متنهای تکهپاره و کوتاه دیجیتال ما را از آن محروم میکند، دقیقاً همین توانایی دیدن دنیا از چشم دیگران است.
ماریان وولف، محقق آمریکایی، مینویسد: ما در دنیای آنلاین دائماً در حال اسکرولکردن، نصفهنیمه خواندن یا ذخیرهکردن متنهاییم تا در آیندهای نامعلوم آنها را بخوانیم، چون این رسانه برای خواندنِ عمیق طراحی نشده است.
خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «سادهگرایی» در دنیای امروز است. سادهگرایی یعنی تمایل به سادهکردن هر چیز پیچیده. اظهارنظرها و موضعگیریهای یکخطی، شفاف و سرراست و فرارکردن از درک عمیق و چندوجهی مسائل.
سایمون کوپر میگوید: استادِ سادهگراهای جهان، دونالد ترامپ است؛ کسی که هیچکس حتی توقع «همدلی» کردن را از او ندارد. اما ظهور این نوع سیاستمداران زنگ خطری برای جهان است.
پینکر میگوید:«هر وقت سیاستمداران شروع میکنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید».
آنچه خواندید مروری است بر یادداشت اخیر سایمون کوپر در فایننشال تایمز با عنوان «نگاه انداختن، اسکن کردن، اسکرول کردن: دوران خواندن عمیق به پایان رسیده است» (Skimming, scanning, scrolling — the age of deep reading is over).
🗂این مطلب در تاریخ ۱۹ اکتبر ۲۰۲۳ به انتشار رسیده است.
فیلسوف بودن ، فقط به معنای داشتن افکار ظریف و عمیق نیست ، حتی بنیان نهادن یک مکتب فکری هم نیست ...
بلکه حل کردن برخی از مشکلات در زندگی است ، آن هم نه در تئوری بلکه به شکلی عملگرایانه.
✍️هنری دیوید ثورو
▪️ترس و شکنجه
و حتی میتوان فردی دروغگو را با ترس وادار به گفتن حقیقت کرد؛ همانطور هم میتوان با شکنجه، مردی راستگو را وادار به دروغ گفتن کرد.
?روشنایی ماه اوت
✍️ویلیام فاکنر
♻️ عبدالحسین شریفیان
? فرهنگ فرمانروائی و دیکتاتوری
▪️جامعهی منفعل و بیتفاوت، خودش مقدمات جنایت را فراهم می کند و جنایتکاران، صرفا ابزار اجرای آن هستند؛
**دیکتاتور شخص نیست، دیکتاتور یک فرهنگ است!
یک شیوهی خاص از زندگی است که اساس آن در فرهنگ فرمانروایی و فرمانبری تعریف میشود، مسلم و مشخص است که دیکتاتورها نه در دامنِ مادر، بلکه در دامنِ جامعه پرورش مییابند.**
✍کارل_پوپر
?
▪️این فلان فلان شده ها به همه ما دروغ گفتند...!
?خاطره محمدرضاشجریان از سفر به شوروی و پیام سیاوش کسرایی برای هوشنگ ابتهاج (سایه) و سایر اعضای کمونیست کانون نویسندگان درباره سراب کمونیسم
✅ زیباترین انسان
▪️**زیباترین انسانهایی که تاکنون شناختهام آنهایی بودند که رنج میکشیدند، دچار فقدان شده بودند و با این حال راه خود را از اعماق درد و رنج گشودند و بیرون آمدند.
این افراد حسی از قدردانی، حساسیت و فهم زندگی داشتند که آنها را پر از دلسوزی، ملایمت و درک عمیق عاشقانه میکرد. زیبایی این افراد اتفاقی نبود.
✍️الیزابت کوبلر راس**
به مناسبت 30 آبان روز جهانی فلسفه
▪️فلسفه دشمن حرف مفت
✍محسن آزموده
سومين پنجشنبه نوامبر هر سال از سوی يونسكو به عنوان روز جهانی فلسفه تعيين شده. امسال اين سومين پنجشنبه مصادف است با همين امروز (21 نوامبر 2024، 1 آذر 1403) . اينكه در تعيين روز فلسفه، اين فرمول پيچيده را تعيين كردند و مثلا نگفتند هر سال 21 نوامبر روز جهانی فلسفه است، خودش گواهی است بر درستی اين اتهام كه اهل فلسفه مرض دارند كه همهچيز را سخت و پيچيده كنند! اما شايد هم ايشان میخواهند ما را كمی به تامل و دقت وادارند و مجبورمان كنند كه كمی فكر كنيم يا متوجه گذر زمان باشيم و تقويم را باز و حساب و كتاب كنيم. احتمالش هم هست كه علل و دلايل ديگری در اين شيوه نامگذاری مدنظر باشد كه من نمیدانم. مثلا دوستم نيما پس از تحقيق به اين نتيجه رسيد كه يك علتش تاكيد بر نظم و ديسيپلين به عنوان يكی از ابزارهای فلسفهورزی است.
در هر صورت براي ما ايرانیها انتخاب اين روز يك حسن ديگر هم دارد و آن اينكه میتوانيم در آرامش و آسايش آخر هفته به فلسفه و فلسفهورزی بپردازيم. در روزهای ديگر به علت مصائب و دردسرها اين مجال نيست و اگر وسط شلوغیها يكی بخواهد كمی وارد مقولات و معقولات شود، حوصله مخاطب سر میرود و به او میگويد: «بیخيال، فلسفهبافی نكن، وقت اين كارها نيست.» اما پنجشنبه و جمعه زمان خوبی است كه ما كمی از روزمرگیها و اشتغالات روزانه فاصله بگيريم و فلسفهبافی كنيم.
حالا ممكن است بپرسيم كه فايده و سود اين فلسفهبافي و در گام بعدي فلسفهورزي چيست؟ اصلا فلسفه به چه درد میخورد؟ بیاغراق فيلسوفان و اهل فلسفه بيش از هر گروه ديگری به اين سوال پرداختهاند و تلاش كردهاند آن را پاسخ بدهند، زيرا ايشان از همان ابتدا در كنار دهها جرم و گناه ديگر، در معرض اين اتهام هم بودهاند كه كاري بيهوده ميكنند و وقت مردم را تلف و جوانان را گمراه و باعث سردرد و سرگيجه جامعه میشوند. همه میدانيم كه سقراط، بنيانگذار فلسفه را در آتن خرمگس میخواندند و در نهايت هم به جرم توهين به مقدسات و منحرف كردن جوانها ناچار شد كه جام شوكران را سر بكشد. البته بايد گفت سقراط با افتخار و سربلندی شوكران حقيقت را نوشيد.
خب حالا با اين تفاصيل، فايده فلسفه چيست؟ چرا آدم بايد سر خود را با مفاهيم انتزاعی و پرسشهاي ظاهرا بديهي گرم كند و ساعتها و بلكه روزها و ماهها و سالها به فكر و تامل درباره اموری بپردازد كه نه فقط هيچ سود و منفعتی ندارد، بلكه دنيا و آخرت آدم را هم خراب میكند؟ شك نكنيد كه ميتوانم دهها فايده برای فلسفه ورزی- شما بخوانيد فلسفه بافی- برایتان رديف كنم. فلسفه هيچ كاری را به ما ياد نداده باشد، اين زبانبازی و بحث كردن را آموخته. اما غير از همه اينها به نظرم مهمترين فايده فلسفه اين است كه به ما ياد میدهد حرف مفت و ياوه نزنيم. مرادم از حرف مفت، سخنی توهينآميز نيست.
اين اصطلاح را از هری فرانكفورت، فيلسوف فقيد امريكایی كه همين چند ماه پيش (16 جولای 2023) در 94سالگی درگذشت، آموختهام. فرانكفورت در سال 1986 مقاله كوچكی با عنوان «درباب حرف مفت» (On Bullshit) نوشت كه محسن كرمی ترجمه خوبی از آن ارايه كرده (نشر كرگدن) . او در اين مقاله ميان حرف مفت و سخن دروغ تمايز گذاشته و میگويد حرف مفت، سخني است كه گوينده بدون توجه به راستی و دروغی آن را بيان میكند. فرانكفورت همچنين از رواج و شيوع حرف مفت با همين تعريف در زمانه ما سخن میگويد. اينكه آدمها به علل مختلف از جمله در دسترس بودن رسانهها، همگی اين امكان را يافتهاند كه هر وقت هر چه دل تنگشان میخواهد، بگويند. نفس اين موضوع كه همه ميتوانند حرف بزنند، اشكال ندارد. بر عكس، خيلي هم خوب است؛ بهتر است از زمانی كه فقط عده معدود و محدودی به علت مقام و جايگاهشان ميتوانستند اظهارنظر كنند. اما اين نبايد به رواج حرف مفت كمك كند يا آن را تشويق. ما بايد نسبت به آنچه میگوييم و مینويسيم، متعهد باشيم و فلسفه محك خوبی برای اين كار است. فلسفه و فلسفهورزی ابزار خوبی براي سنجش گفتهها و نوشتهها در اختيار ما می.گذارد. گو اينكه فلسفه به ما ياد میدهد كه حرف بیدليل و استدلال را نه بگوييم و بنويسيم، نه بپذيريم. اين شايد كار سختی باشد، شايد آزارنده باشد و عواقب نگرانكنندهای در پی داشته باشد. اما فيلسوف تنها دلبسته حقيقت است و از اينكه به طعن و تحقير ديگران دچار شود يا به گوشه انزوا رانده، نمیهراسد. خلاصه آنكه فلسفه دشمن حرف مفت است و از رسوا كردن ياوهسرايان و مزخرفنويسان باك ندارد. اگر همين يك كاركرد را هم داشته باشد، بايد آن را ستود و به آن توجه كرد، به ويژه در روزگاری كه گوشیهای همه ما پر است از حرف مفت و چرند…
?منتشر شده در روزنامه اعتماد
✅ **در باب پول :
همه روابط انسانی را باید با پول خرید. اگر پول نداشته باشی، مردها به تو اهمیت نمی دهند، زن ها عاشقت نمی شوند، نه نمی شوند؛ یعنی توجه و عشق به تو آخرین چیزی است که اهمیت خواهد داشت و در نهایت توجه و عشق تا چه اندازه حقیقی خواهند بود! اگر پول نداشته باشی دوست داشتنی نیستی! حتی اگر با زبان فرشتهها با آدمها سخن بگویی.
ولی اگر پول نداشته باشی، آن موقع دیگر زبانی که با آن صحبت میکنی به نظر دیگران زبان انسانها یا فرشتگان نخواهد بود.
این نوع زندگی که ما امروزه داریم، زندگی نیست، رکود است. مرگ در حال زندگی است. به تمام این خانه های لعنتی نگاه کن و همین طور به افراد بی هدف داخل خانه ها! گاهی اوقات فکر می کنم ما همه جسد هستیم، فقط فرقمان با جسد این است که درحالی که ایستاده ایم، درحال پوسیدنیم...
✍️جورج اورول
?همه جا پای پول در میان است**@rastmana
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago