✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
قصد این یادداشت فقط یک هشدار است؛ هشداری که راقم این سطور در بعضی موارد و البته بسیار کمتر از دیگران و شاید کمتر مؤثر، در موضوعات دیگر هم داده، ولی مانند هشدارهای دیگر دلسوزان به وقت خودش شنیده نشده؛ حالا هم ماجرای شبکههای تلویزیونی ماهوارهای که سالهاست بسیاری و ازجمله نویسنده این یادداشت، بسیار درباره آن نوشته ولی بیثمر بوده. البته میتوان باز هم به این هشدارها، مانند بسیاری هشدارهای قبلی در موضوعات دیگر، گوش نداد ولی اینبار دیگر گوشندادن، فقط داستان هزینههای ازدسترفته نیست. میتوان باز هم گوشها و چشمها را بست و به رسانه ملی دلخوش بود، ولی واقعیت مانند همان رخدادهای دو سال پیش و مانند همین داستان سوریه است. اگر همچنان بخواهیم چشم بر واقعیت ببندیم، چیزی برایمان باقی نمیماند. اگر قرار است به هر دلیلی رسانه ملی همین باشد که هست، بسیار خوب همین باشد، ولی دستکم اجازه بدهید رسانههایی هم وجود داشته باشند که کار رسانهای مفید به حال کشور بکنند. گمانم بر آن است که اگر همانطور که رئیسجمهور در داستان حجاب توانست از طریق پیشبرد ایده وفاق، گامی مثبت بردارد، ضروری است که موضوع رسانه را هم به همین طریق حل کند.
اینستاگرام من: http://Instagram.com/mehrdadahmadisheikhani
#مهرداد_احمدی_شیخانی #سوریه #تلویزیون_دولتی_ترکیه #شبکه_فارسی_زبان #تلویزیون_بی_بی_سی #رسانه #رسانه_ملی #حجاب #وفاق
? یادداشتهای شرق: از ماجرای سوریه درس بگیریم
مهرداد احمدی شیخانی
? جهان مانند یک اتوبان شده و افکار عمومی زیر انبوهی از اطلاعات قرار دارد. حماقت نظام حکمرانی یک کشور آن است که در چنین جهانی که نمیتوان جلوی باران اطلاعات را در آن گرفت، دست و پای رسانههای داخلی را ببندند و در دریای حاصل از چنین بارانی بیندازند و بگویند حالا شنا کن. حاکمیت کشورمان به رسانه ملی فشل و ناکارآمدش دلخوش کرده و مردم کشور مشغول تغذیه از رسانههای بیرون مرز هستند و حالا تلویزیون دولتی ترکیه هم به جمع این رسانههای بیرونی اضافه شده. یادداشت امروزم در روزنامه شرق در مورد همین ماجرای اسفناک رسانه در کشورمان است 1403/10/1
? از ماجرای سوریه درس بگیریم
در خبرهای هفته گذشته بود که تلویزیون دولتی ترکیه، پس از رخدادهای سوریه، بهسرعت تصمیم گرفته یک شبکه تلویزیونی فارسیزبان راهاندازی کند و چنان با سرعت این کار را انجام داده که باعث حیرت است و از اواخر هفته گذشته خبر رسید که این شبکه فارسیزبان، پخش آزمایشی خود را آغاز میکند و بهزودی روی ماهواره در دسترس خواهد بود. پیشازاین هم شبکههای مختلفی، چه خصوصی، چه دولتی یا چه آنها که با سرمایه پنهان و نامعلوم برای کشورمان برنامه تولید و پخش میکردند، از طریق گیرندههای ماهوارهای در دسترس بودند و اضافهشدن یک شبکه تلویزیونی جدید اتفاق تازهای نیست، ولی شاید موضوع به همین سادگیها هم نباشد.
چند سال پیش و گمان میکنم قبل از پاندمی کرونا بود که تلویزیون بیبیسی اعلام کرد پخش بعضی شبکهها به چند زبان مختلف را به دلیل نداشتن مخاطب و همچنین ضرورت صرفهجویی، تعطیل میکند و این به رغم آن بود که تلویزیون فارسی آن همچنان پخش میشود. به این اضافه کنیم که هر روز کانالهای جدیدی در پخش برنامههای فارسی، چه تفریحی و تفننی و چه خبری و تحلیلی، به جمع شبکههای قبلی اضافه میشود و البته همه اینها هزینه مادی درخورتوجهی به دنبال دارد و منطقا نباید که بیمخاطب باشند، والا مانند همان چند تلویزیون تعطیلشده بیبیسی به زبانهای مختلف، این کانالهای فارسیزبان هم، دیر یا زود باید تعطیل میشدند، ولی تعطیل نشدند که هیچ، هر روز هم دارند گسترش و تنوع بیشتری پیدا میکنند و آخرینش همین تلویزیون فارسیزبان دولتی ترکیه، اگر در همین یکی، دو روزه، تلویزیون فارسیزبان جدیدی بعد از آن راه نیفتاده باشد که احتمالا به راه افتاده. اما چرا اینهمه تلویزیون فارسیزبان در جهان وجود دارد که اگر یک جستوجوی ساده هم انجام دهیم، برای هیچ کشور دیگری شاهد آن نخواهیم بود.
پیداکردن دلیلش چندان مشکل نیست؛ مخاطب. این شبکهها از هر نوعی که باشند، مخاطبانی در درون کشورمان دارند و به نظر میرسد که این تعداد، کم هم نباشند و شاهدش همین که یکی، دو سالی است که پخش تبلیغ کالاهای داخلی را در برخی از این کانالها میبینیم و این یعنی برای تولیدکننده داخلی، میصرفد که به این شبکهها بابت تبلیغ پول بدهد؛ از سس گوجه فرنگی بگیر تا فیلمهای در حال اکران روی پرده. و توجه داشته باشیم که تا همین چند سال پیش گفته میشد هر تولیدکننده داخلی که به این شبکهها تبلیغ بدهد، بهشدت مجازات خواهد شد. ولی حقیقت این است که تولیدکننده برای فروش کالای خود، مجبور به تبلیغ است، و الا ورشکست میشود، بنابراین از همان دولت سیزدهم بود که دیگر راه تبلیغدادن به این شبکهها باز و بیمجازات شد. اما برگردیم به همان ماجرای کانال فارسیزبان تلویزیون ترکیه.
راهاندازی این کانال بعد از ماجراهای سوریه و خروج نیروهای ایرانی از آن کشور که حرف و حدیثهایی به همراه داشت و همین دیروز دو نفر از فرماندهان نظامی لازم دیدند که درباره ادعای روسیه برای خروج ایرانیان از ترکیه توضیح دهند، کاملا نشان میدهد که موضوع چقدر پیچیده و گنگ است. داستان سوریه که امروز گفته میشود از مدتها قبل از آن باخبر بودیم، ولی برخی از رخدادها، ازجمله همین خروج ایرانیان که بعضی میگویند ایرانی نبودند، بعد از سقوط این کشور، سؤالبرانگیز میشود که اگر مطلع بودیم، پس این تعداد زیاد که گفته میشود بالغ بر چهار هزار نفر بوده، تا آن زمان آنجا چه میکردند و چرا آنگونه و از طریق کشوری دیگر از سوریه خارج میشوند؟ موضوع هرچه هست، ابهامهایی در خود دارد که قصد این یادداشت روشنکردن آنها نیست.
واقعیت جوامع این است که منتقدان همان کارکرد تبسنج را برای تشخیص بیماری دارند و ابزارشان برای نشاندادن این بیماری در جهان معاصر، رسانهها هستند و وقتی رمالی و معجزهگرایی مطلوب میشود و نقد و رسانه محدود، بیماری چون خوره به کالبد بیمار حمله میکند و کیست که نداند در چنین شرایطی از روغن بنفشه کاری برنمیآید. هرچه بود، محدودیت رسانه بهعنوان تبسنج، هشت سال طول کشید و آن هشدارها که بیمار را به رمالان نسپاریم، چارهساز نشد؛ اما عجیب آنکه این تجربه دوباره در 1400 تکرار شد و همان باقیماندههای بدنه کارشناسی کشور که شاید میتوانستند برای درمان بیمار کاری کنند، از ساختار تصمیمگیری بیرون ریخته شدند و دیگر نه رسانه قابلی بهعنوان تبسنج در اختیار بود و نه کارشناسی که کار مردمان را چاره کند. حالا و بعد از انتخابات 1403، تصمیم آن شده که پزشکی حاذق بر سر بیمار بیاید و تا حدی هم بر این تصمیم اصرار است؛ اما این، همه ضرورت ماجرا نیست. بهترین پزشک نیز برای تشخیص درست بیماری به تبسنج نیاز دارد و بدون نقد و نقادی در جایگاه تبسنج، یک جای کار میلنگد. به همین ماجرای سوریه نگاه کنیم یا به اعتراضات دو سال پیش. همه را قبلا منتقدان بارها گفته بودند، اما کمتر شنیده شده بود. این درست که حرف و سخن منتقد تلخ است، ولی بخش بزرگی از واقعیت در همین نقدهاست. آن که تعریف و تمجیدمان میکند که به کارمان نمیآید. این دیگر با خودمان است که کدام را ترجیح میدهیم؛ منتقدی که وجودش ناراحتمان میکند ولی عیبهای ما را آشکار میکند، یا فراموشکردن زخمی که چرک میکند و قانقاریا میشود و آخر هلاکمان میکند؟
اینستاگرام من: http://Instagram.com/mehrdadahmadisheikhani
#مهرداد_احمدی_شیخانی #تب_سنج #سیستم_بیولوژیک #سیستم_ایمنی #کرونا #پاندمی #پاندمی_کرونا #عنبرنسا #روغن_بنفشه #رمال #مصیبت_معجزه_هزاره_سوم #سوریه
? یادداشتهای شرق: به من نگو عیبم چیست
مهرداد احمدی شیخانی
? من کسی را نمیشناسم که اطرافیان خود را از بین کسانی برگزیده باشد که عیب او را بگویند و اشکالاتش را بر او آشکار کنند. این که جای خود دارد، کمتر دیدهام که کسی از شنیدن عیوب خود از زبان دیگران، چه آشنا و چه ناشناس استقبال کند. اگر نگویم این ویژگی همه ما، که خصلت اکثریت ماست. من و شما هم ندارد، تعارف که نداریم، همه از منتقد بدمان می آید، چه حاکم باشیم یا چه به قول شاه شهید ناصرالدین شاه، رعیت. یادداشت امروزم در روزنامه شرق در همین مورد است 1403/9/24
? به من نگو عیبم چیست
احتمالا در بسیاری از خانهها تبسنج وجود دارد و اکثر ما کار با آن را بلدیم و وقتی خود یا یکی از اعضای خانواده تب میکنیم، از آن استفاده کرده تا از میزان حرارت بدن آگاه شویم و بر حسب ضرورت به پزشک مراجعه کنیم. همین موضوع ساده، سه مرحله را در مسئله بیماری بر ما معلوم میکند؛ تب که نشانه وجود یک بحران در سیستم بیولوژیک بدن است، تبسنج که با دقت میزان این بحران را معلوم میکند و پزشک معالج که به شکلی کارشناسی، راهحل درمان را ارائه میدهد. حالا فرض کنید که انسان فاقد آن سیستم ایمنی باشد که با تبکردن، به ما خبر از بحران بیماری بدهد یا تبسنج وجود نداشته باشد که میزان بحران را به ما گوشزد کند یا پزشک متخصص وجود نداشته باشد که راه درمان را نشان دهد یا ما از آن جنس آدمهایی باشیم که کلا نه به تب توجه کنیم، نه تبسنج و نه اصلا پزشک متخصص را بهاصطلاح عامیانه به حساب آوریم. نتیجه چه میشود؟ ممکن است تب بیمار بالا بگیرد، دچار تشنج شود و حتی کار به مرگ او بینجامد. البته ممکن هم هست شانس با بیمار یار باشد و انتهای کار به اینجا نرسد. ولی منطقا چه برخوردی با چنین وضعیتی باید داشت؟ گمان نمیکنیم که کمتر کسی پیشنهاد کند که راه و روش معقول آن است که بیتوجهی نسبت به بیماری را در پیش بگیریم. برای نمونه هنوز از بیماری فراگیر و پاندمی کرونا مدت زیادی نگذشته و همه آن را به یاد داریم. غیر از آن جماعتی که سخنانی عجیبوغریب درباره درمان بیماری کرونا پیشنهاد میکردند که شامل عنبرنسا و روغن بنفشه و شیوه استعمال آن بود، آنچه عقلای جامعه در پیش گرفتند، روشی علمی بود که نتیجه آن گذر از این بحران جهانی بود و خوشبختانه در کشور ما هم با آنکه عدهای کمر بسته بودند که هر طور شده در مقابل علم بایستند، در نهایت صلاح مردم بر اینگونه نسخهپیچیها پیروز شد و مردم نجات یافتند. اما فقط شخص انسان نیست که برای تشخیص و درمان بیماری به نشانهها، تبسنج و پزشک نیازمند باشد؛ جامعهای هم که از انسانها ساخته شده، مانند پیکره یک موجود زنده، به تبسنج و پزشک متخصص نیازمند است و اینطور نیست که بشود کارش را با عنبرنسا و روغن بنفشه به سامان رساند. جامعه هم وقتی با بحران روبهرو میشود و علائم بیماری از خود نشان میدهد، نیازمند تبسنج است و محتاج پزشکانی حاذق که بیماری را بهدرستی تشخیص دهند و درمان صحیح را پیشنهاد کنند و قطعا آدم عاقل کسی است که مانند همان بیماری و تب، به متخصص آن رجوع کند، نه اینکه به رمال و روغن بنفشه متوسل شود. حال فرض کنید که شخصی برای درمان بیماری فیزیکی خود به پزشک مراجعه کند و درمان تخصصی و علمی را در پیش بگیرد، ولی در مقام درمان بیماریهای اجتماعی، روشی غیر از این اتخاذ کند. خب طبیعی است که جامعه با بحران روبهرو میشود و هرچه در رجوع به متخصص سهلانگاری شود و دیرتر این بیمار به متخصص رجوع کند، امکان درمان سختتر میشود و شاید هم در نهایت بیمار از دست برود. آنچه در سال 84 رخ داد، این بود که برای درمان بیماری، به جای رجوع به کارشناس و متخصص، جامعه و کشور به رمالی و معجزهگرایی سپرده شد و از دلش «مصیبت معجزه هزاره سوم» بیرون آمد. در کنار این حذف پزشک حاذق برای درمان بیماری، تبسنج، یعنی همان که میزانالحراره بیماری است نیز کنار گذاشته شد.
??مدتی پیش و قبل از دومین حمله اسرائیل به ایران، عراقچی به سوریه رفت و با "بشار اسد" دیدار کرد که اسمش را گذاشتند "دیپلماسی بازدارندگی". این دیدار آنقدر مسخره و بیمعنی بود که همان موقع برای بیمعنا بودن چنین دیپلماسیای، پست بالا را منتشر کردم و مثل همیشه با تمسخر و تحقیر بزرگان طرفدار دولت پزشکیان روبرو شدم. فکر میکنم حالا پس از سقوط بشار اسد و با نگاهی حتی به همین ماجراهای یک ماه پیش، دیگر همه فهمیده باشند که چقدر دیپلماسی و دیپلماتهای ما از مرحله پرتند
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••