در جستجوی عدالت

Description
یادداشت های یک چپ تنها اما امیدوار

ارتباط با مدیر کانال
@BehzadKazemiZagros
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

بازگشت به کانون
یا چگونه از دور باطل سلطنت‌طلبی خارج شویم

زمانی که در توصیف تجمع اعتراضی امروز با خواست اولیۀ رفع حصر رهبران جنبش سبز، از بازگشت مرجعیت مبارزه به داخل کشور می‌گویم - با احترام به چهره‌های مبارز اپوزیسیون و کسانی چون دکتر اسماعیلیون که هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند - مشخصاً به رشد حباب‌وار رضا پهلوی نزد عوام توجه دارم که تحت تأثیر رسانه‌هایی چون من‌وتو و ایران‌اینترنشنال، عکس شاه را در ماهواره‌ دیده‌اند و منتظر ظهور منجی‌ای هستند که هرگز قصد آمدن ندارد.
در عین حال، به‌نظر من عنصر وزن سیاسی بالایی ندارد و این حباب باز هم خواهد ترکید. بر همین اساس، معتقدم که شواهد موجود از نگرانی حاکمیت از پهلوی و پهلوی‌خواهان حکایت نمی‌کند؛ چرا که خیالشان راحت است که مثل هر بار، پهلوی کاری نمی‌کند، در نتیجه، انرژی یک نسل تخلیه می‌شود و به افسردگی می‌افتد.

زیرا این نخستین بار نیست که رضا پهلوی موج سیاسی تحت لوای مشروطه‌خواهی و سلطنت‌طلبی را ناکام و عقیم می‌گذارد:
موج اول بلافاصله پس از سقوط رژیم شاه آغاز شد؛ با خروج مخفیانۀ دکتر شاهپور بختیار از ایران و اولین تظاهرات در لندن. اما محمدرضا در دوران آوارگی در کشورهای مختلف که به شرط عدم فعالیت سیاسی بود، کاری جز نوشتن کتاب «پاسخ به تاریخ» نکرد. فرزندش هم پس از ادای سوگند پادشاهی، هیچ‌کاری صورت نداد و لیدرهای مخالف مشروطه‌خواه که مستقل از خانوادۀ سلطنت کار خود را پیش می‌بردند، نیز ناکام ماندند و دیر یا زود کنار رفتند یا کنار کشیدند. (دکتر علی امینی خیلی زود فوت کرد و دکتر شاهپور بختیار هم سرخورده شد.)

موج دوم، پس از فروپاشی شوروی و تثبیت سیاسی در ایران دهۀ هفتاد بود که با فعالیت برخی چهره‌های اپوزیسیون، از جمله برخی چپ‌گرایان سابق و سرخورده، حول شعار مشروطه‌خواهی داریوش همایون ادامه یافت، اما با ظهور اصلاحات، کانون فعالیت به داخل منتقل شد. (برخی چپ‌های ایرانی مقیم آلمان با برگزاری کنفرانس برلین تلاش کردند دولت‌ها و احزاب اروپایی را با جنبش اصلاحات در ایران آشنا سازند، اما با دخالت جناح محافظه‌کار رادیکال جمهوری اسلامی و برخی عوامل تندروی ایرانی و بیگانه این کنفرانس به افتضاح کشیده شد.)
لذا، فعالیت اپوزیسیون سلطنت‌طلب به تلویزیون‌های درجه چندم ماهواره‌‌ای برای ایرانیان خارج‌نشین محدود شد؛ چند سال طول کشید تا دستگاه‌های گیرندۀ ماهواره در داخل گسترش پیدا کنند و عامه با این مدعیان سلطنت‌طلب آشنا شوند، اما کسی جدیشان نمی‌گرفت. (آن ویدئوهای تلویزیونی یک دهه بعد به‌عنوان کلیپ بامزه در یوتیوب کشف شدند.) شخص رضا پهلوی در این مسائل به‌کلی منفعل بود و در کنج عافیت به سر می‌برد.

موج سوم هم بعد از سرکوب اصلاحات و پیوستن برخی اصلاحطلبان مثل محسن سازگارا به تلویزیون‌های ماهواره‌ای مثل نوریزاد و برخی فعالان سابق دانشجویی مانند افشاری و عطری به کمپین‌های ضدجمهوری اسلامی بود که در پی سرکوب جنبش سبز به اوج رسید. اما همان‌موقع هم مرجعیت مبارزه در داخل بود و سلطنت‌طلبانی مثل سکویی، با بیان‌های بسیار تند و موهن، حسد و نفرت خود را به مهندس موسوی بیان داشتند. البته آن زمان هم پهلوی کار خاصی نکرد.

موج چهارم هم از اعتراضات ۹۶ و ۹۷ زنان به حجاب و اعتراض عمومی به قیمت دلار شروع شد که در داخل به علت حصر رهبران جنبش سبز و محافظه‌کار شدن روزافزون اصلاحطلبان به امید به موفقیت دولت اعتدال و امیدواری کودکانه به توافق برجام، مرجعیت مبارزه وجود نداشت، مگر چهره‌های کمتر شناخته شدۀ چپ.
اینجا پهلوی روی موج «اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» سوار شد و با نوستالژی «تونل تاریخ» تلویزیون من‌وتو کارش را پیش برد، اما با گذشت حدود هشت سال هیچ‌کاری نکرد و نخواهد توانست/خواست بکند.
اما پس از سرکوب خونین اعتراضات آبان ۹۸ و شلیک به هواپیمای ایرانی در دی ۹۸، پهلوی رقبای تازه‌ای در داخل و خارج یافت که از جانب آنان احساس خطر کرد.
در پی انفعال او بود که اعتراضات خرداد و تیر ۱۴۰۰ و جنبش ژینا رخ داد، اما پهلوی ناتوان از ارائۀ ارزش افزوده‌ای در این اعتراضات، تنها تلاش کرد با شرکت در توافقی ظاهری و سپس بر هم زدن آن توافق، مرجعیت را‌ از رقیبی چون حامد اسماعیلیون بگیرد، ولو اینکه خودش هیچ کاری نکند.

بدین ترتیب، چهار نسل ایران معطل مدعی بی‌خاصیتی شدند که به‌اندازۀ مترسک سر جالیز هم فایده ندارد، اما مثل پدر و پدربزرگش حسود است و آدم بزرگ‌تر از خودش را نمی‌تواند ببیند. نه خودش کاری می‌کند، نه می‌گذارد دیگران کاری کنند. اپوزیسیون دلخواه نظام حاکم که خدمات نومیدسازی مردم معترض را بدو برون‌سپاری کرده‌اند.
@RezaNassaji

1 year, 6 months ago

.
مردم جان به لب‌رسیده می‌توانند حولِ مطالبات متنوعی دست به اعتراض بزنند. کمااینکه در تمام این سال‌ها هیچ هفته و ماهی نبوده که اشکال مختلف اعتراض علیه فقر، تبعیض، فساد، سرکوب، زن‌ستیزی، آلودگی هوا و .‌‌.. شکلی نگرفته باشد. سرکوب همواره‌ بوده و هست اما مقاومت نیز هرگز به‌کل تعطیل نشده و از معلم و بازنشسته‌ تا دانشجو و فعال محيط زيست، صدای خود را بلند کرده‌اند و هزینه‌ی بلند کردن صدای‌شان را هم با زندانی و شکنجه شدن و بی‌کار شدن پرداخته‌اند. این‌که اعتراضات به علل مختلف فاقد سازمان‌دهی است، می‌تواند محل بحث و نقد باشد. این‌که خيزش‌های خودانگیخته نمی‌توانند به سرمنزل مقصود برسند می‌تواند محل بحث و نقد باشد. اما این‌که عده‌ای هپروتی و وقیح در شهرهای اروپا و آمریکا بنشینند و به ستم‌دیدگان سفارش شعار و کجا بروید و کجا نروید بدهند، غیرقابل قبول است؛ به‌ویژه این افراد خود مطلقا در امنیت غرب توانایی سازماندهی جمع‌های بیست‌نفره و تدوام دادن خواسته‌های مشخص در تنها یک‌سال را ندارند. اگر این‌ها _بر فرض محال_ می‌توانستند طی چهار دهه؛ یکی دو حزب و سازمان بسازند و در حد یک میلی‌متر فرهنگ سیاسی ایران را جابجا کنند، قابل تأمل بود اما این‌که خود در عین پراکندگی و ناتوانی از به‌روز شدن و فهم تحولات جامعه‌ی ایران، از دریچه‌ی شبکه‌های اجتماعی از ستم‌دیدگان طلبکار هستند، شنیع است. در همین چند روز که اعتراضاتی از #دهدشت تا #تهران رقم خورده است، این افراد بدون ارائه‌ی دو سطر تحلیل و تبیین، مشغول فحاشی هستند که فلان شعار مال اصلاح‌طلبان است و بهمان تجمع پروژه است و چنین است و چنان است. ناتوانی نزدیک مطلق این‌ها در ارتباط داشتن با روند تحولات _ که خاصیت کلیه‌ی براندازان از چپ تا راست است_ باعث بروز عقده‌ی رهبری شده است. جمهوری اسلامی سعادتمند است که اپوزیسیون ندارد و هرچه هست یا فرقه است یا فاندبگیر یا لمپن و مشنگ. آنقدر سعادتمند است که اپوزیسیون‌نمای‌اش از مونترال و واشنگتن و برلین، در امنیت کامل با اینترنت آزاد پرسرعت نشسته باشد و به معترض خیابان بگوید اگر بگویی #مرگ_بر_دیکتاتور پس اصلاح‌طلبی.

@Everydayresistance1

1 year, 6 months ago

🇻🇪

افشای توطئه‌های خشونت‌آمیز در ونزوئلا: پای USAID در میان است

دیوسدادو کابه‌یو، وزیر کشور ونزوئلا، روز پنج‌شنبه از خنثی‌سازی توطئهٔ مخالفان راست‌گرا برای بی‌ثبات‌کردن دولت نیکلاس مادورو خبر داد.

به گفتهٔ کابه‌یو، این توطئه که از سوی دفتر نمایندگی ایالات متحده برای توسعهٔ بین‌المللی (USAID) تأمین مالی شده، با هدف ایجاد خشونت و ناآرامی طراحی شده بود.

کابه‌یو ویدئویی را به نمایش گذاشت که در آن یک مزدور دستگیرشده، توضیحاتی دربارهٔ ارتباط میان این اقدام و حمله به واحدهای نظامی، ربودن یک قاضی ونزوئلایی، و سرقت یک محموله سلاح در سال ۲۰۱۹ داد. به گفتهٔ مقامات ونزوئلا، این اعترافات نشان از وجود طرحی هماهنگ برای تضعیف دولت مادورو دارد.

هنوز مقامات آمریکایی و USAID واکنشی نشان نداده‌اند.

@Bolivari

1 year, 8 months ago

✳️ تحولات سوریه به جاهای خطرناک رسیده و معارضین به شهر حما رسیده اند. بعد از حما به سمت حمص خواهد رفت و سپس دمشق.

ارتش سوریه تقریبا از کار افتاده است. علت آن عدم انگیزه سربازان بخاطر حقوق بسیار پایین ، فساد در ارتش و نفوذ امنیتی است.

این روزها مواضع ارتش، توسط اسرائیل، آمریکا و معارضین تحت حمایت ترکیه به صورت مرتب مورد حمله قرار می گیرد.

گروه های مقاومت مانند قبل حضور میدانی ندارند و روسیه به طرز عجیبی در حمایت هوایی اهمال می کند.

بنظر می رسد منطقه با یک طرح تازه علیه مقاومت روبرو شده که فراتر دولتی مانند ترکیه است.

هدف سقوط دمشق، رفتن به سوی عراق و بعد ایران است. بعید نیست جبهه یمن نیز شعله ور شود تا تمام اضلاع مقاومت درگیر شود.

برای ایران فعلا، تلاش برای فشار حداکثری، تضعیف درآمدهای نفتی، ترور و خرابکاری و البته راه افتادن اعتراضات عمومی در دستور کار است.
روزها و ماه های سختی در انتظار است و متاسفانه این بحران توسط سیاستگذاران به خوبی ادارک نشده است و تلاش ها برای پر کردن شکاف میان ملت - دولت نه تنها رخ نمی دهد، بلکه اقداماتی جهت افزایش تنش داخلی در دستور کار است که یقینا بخشی از آن حاصل نفوذ امنیتی اطلاعاتی در لایه های تصمیم گیری است.

#سلمان_کدیور

....
....
@Falaakhon

1 year, 8 months ago
**دهان وقاحت در ذهن استعمارزده**

دهان وقاحت در ذهن استعمارزده

هنوز هم هموطنانی هستند که دنبال علائم انفجار موشک حماس و جهاد در بیمارستان معمدانی (الاهلی) غزه می‌گردند تا اسرائیل را از حملۀ ۱۷ اکتبر ۲۰۲۳ به بیمارستان تبرئه کنند؟
در این مدت، اسرائیل تمام بیمارستان‌ها و پناهگاه‌های سازمان ملل و نهادهای بشردوستانه و حتی کلیساها را ویران کرد، پزشکان، امدادگران و خبرنگاران را دستگیر کرد و کشت. یک موردش، دکتر عدنان البرش، پزشک متخصص و رئیس بخش ارتوپدی مجتمع بیمارستانی شفا در شهر غزه، که پس از بازداشت، تحت شکنجه در زندان اوفر، در زندان ۱۹ آوریل کشته شد.
البته که نظر ایرانی له و علیه فلسطین مطلقاً تاثیری به حال آنان ندارد. اما تصور کنید با همین ساده‌انگاری ذهن استعمارزده توقع داشته باشند اسرائیل و امریکا با حملات هدفمند به ایران، براندازی را پیاده کنند. اولین بمب‌ها که به مناطق مسکونی و خدمات عمومی مثل بیمارستان‌ها برخورد کند، به همین صورت فرافکنی خواهد شد که «کار خود حکومت است».
بمب‌های بعدی با شواهدی غیرقابل‌انکار، با گزاره‌هایی چون «هر جنگ پیشرفته‌ای درصدی از خطا دارد که طبیعی است» توجیه می‌شود.
ویران شدن شهرها و کشته شدن مردم غیرنظامی - در شرایطی که تمام سران حکومت در پناهگاه‌هایشان در داخل و خارج در امان هستند - مستلزم توجیه «جنگ است دیگر؛ آزادی هزینه دارد» خواهد بود.
بعد که کشتار و آوارگی جمعی مردم را شاهد بودیم و نظامیان خارجی مثل عراق و افغانستان بابت اطلاعات نادرست و یا حتی محض تفریح مردم غیرنظامی را می‌کشند، جواب می‌شنویم: «تقصیر خودتان است؛ می‌خواستید خودتان رژیم را سرنگون کنید تا نیاز به مداخلۀ خارجی نباشد»
سپس به جایی می‌رسیم که مثل عراق و لیبی و سودان، گروه‌های مسلح نظامی و شبه‌نظامی باقیمانده از حکومت و یا مخالف حکومت مشغول تجاوز به زنان و غارت مردم هستند. آنگاه می‌گویند: «این مردم لیاقت آزادی را ندارند» و می‌فهمیم که مدعی مذکور یکی از جماعت شبه‌اپوزیسیون راستگرای خارج‌نشین بوده که اصلاً حاضر نیست پایش را به ایران بگذارد، و صد البته هیچ هم و غمی هم در قبال وضع زندگی مردم در داخل کشور ندارد.
آری، از رنج مردم فلسطین و... باید اینگونه درس آموخت. سرشت و سرنوشت ما مردم خاورمیانه و شمال آفریقا یکی است.
@RezaNassaji

1 year, 8 months ago

اگر می‌خواهی از «قانون» مایه بگذاری، بدان که تمام شهروندان در پیشگاه قانون برابرند. جایی برای ولی فقیه و رهبر نمی‌ماند، مطلقه و معظمش بماند.
از کیسۀ شریعت شکر بخور و بگو حجاب فرمان خداست؛ ما هم کاری نداریم که مصرح قرآن یا مستند سنت بوده یا نبوده. البته که فرمان نمی‌بریم، ولی حوصلۀ بحث دینی هم نداریم.
به‌علاوه، قانون عرفی است؛ حاصل قرارداد اجتماعی و ارادۀ اکثریت شهروندان، به شرط رعایت حقوق اقلیت. نه ازلی است نه ابدی؛ و نه تغییرناپذیر. برای تنظیم امور و رفع مشکلات مردم است، نه آنکه محض عیش اقلیت حاکم، اکثریت جامعه آزار ببینند.
قانون در معنای مدرن به کار شما ربطی ندارد. مگر اینکه یاسای چنگیزی را هم قانون بدانید.
@RezaNassaji

1 year, 8 months ago

چندی پیش در توییتر به عضو هیئت علمی علوم اجتماعی علامه که با طعنه پرسیده بود: "محیط‌زیستی‌ها چرا در فاجعه‌ی غزه ساکت‌اند"، پاسخ دادم که کارمند ایدئولوژیک و حقوق‌بگیر حکومت نمی‌تواند درباره‌ی مواضع کنشگران مدنی نظر بدهد. و البته گرتا تونبرگ را هم مثال زدم که از فعالیت زیست‌محیطی شروع کرد و تاکنون در چند تظاهرات در کشورهای مختلف اروپایی در حمایت از فلسطین بازداشت شده است.
این بحث از محیط زیست فراتر رفت و با جدل به ذکر تاریخ مبارزات چپ‌ها در فلسطین رسید (همین الان هم محبوب‌ترین رهبر فلسطینی، مروان برغوثی چپ و سکولار است، با وجود دو دهه حبس در اسرائیل). مدعی اما به موقعیت اکنون اشاره کرد که اسلامگرایان در خط مقدم هستند و چپ جایگاهی ندارد.
فارغ از واقعیت فوران پول نفت قطر، عربستان، ایران و... برای تبلیغ و تجهیز اسلامگرایان (و البته حمایت دولت‌های غربی از َاسلامگرایان افغانستان، ایران و... در مقابل چپ‌ها)، آیا لازم است یادآوری کنم که غلبه‌ی گروه‌های اسلامگرای اخوانی چون حماس در فلسطین بخشی از تکثیر و تشدید گفتمان بنیادگرایی اسلامی - از افغانستان و ایران تا شمال آفریقا و صحرا - است که هیئت تحریر الشام در سوریه هم نمود دیگری از آن است؟
در سوریه هم به غلبه‌‌ی اسلامگرایان اخوانی و سلفی در حلب افتخار می‌کنید یا مانند ما از کردهای چپ‌گرا دفاع خواهید کرد؟
@RezaNassaji

1 year, 8 months ago
**احتمال بقای نسل ما در اعماق …

احتمال بقای نسل ما در اعماق جداول عمر

دیروز، هشتم آذر، در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و در یادبود اکرم امینی، همکار فقید و مترجم ادبیات کودکان، صحبتی کوتاه داشتم و از موضع دوگانۀ پدیدآورنده-ناشر از دشواری کار و زندگی مترجمان و نویسندگان جوان در مناسبات فرسایشی و استثماری گفتم. از مواجهه با تجربۀ خودکشی و جوانمرگی نویسندگان و مترجمان؛ اینکه خودکشی امر اجتماعی است، و حتی اگر هنوز امیدی داشته باشی، عوامل مادی مرگ‌بار بر تو می‌بارد.
اینکه در مقام ناشر و کنشگر فرهنگی، افسوس من از کوتاهی برای امید دادن به جوانان تحصیلکردۀ مطرود و محذوف که جوانمرگ شده‌اند، همان‌قدر آزارنده است که ناتوانی‌ام در آخرین روزهای حیات همکارمان، اکرم امینی، از یافتن داروهای سرطان.
درست مثل شیندلر در آن سکانس پایانی فیلم که روی ریل ایستاده بود و می‌گفت: «شاید با فروختن حلقه و ساعتم می‌تونستم یکی دو تا یهودی دیگه رو نجات بدم»

اما واقعیت این است که حتی اگر نویسندگان، مترجمان، ویراستاران و... یهودی و فلسطینی باشند، ناشران ایرانی شیندلر نیستند. عمدۀ ناشران در ایران، مقاومتی در برابر طرد و حدف جوانان اهل فرهنگ - همچنان که مقاومتی در برابر سانسور - نیستند؛ آنها بخشی از خود مشکل‌اند، نه پاسخ بدان.
بیشتر ناشران نه بنگاه اقتصادی موفقی هستند (که سودآور باشند و بتوانند کتاب‌های بیشتر و بهتری به‌عنوان کالا تولید کنند تا چرخ اقتصادی این صنعت و تجارت بچرخد)؛ نه بنگاه فرهنگی‌اند (که کتاب‌های باارزش و مفید برای مسائل ایران جست‌وجو کنند، ولو اینکه در سانسور گرفتار آید و یا فروش نداشته باشد)؛ تا چه رسد به اینکه بخواهند بنگاه اجتماعی باشند (جایی که با تمرکز روی ارزش‌هایی چون برابری جنسیتی، قومیتی و طبقاتی، آزادی و... برای جامعه کارهای جدی کند و در سطح فردی هم جوانانی مستعد و باانگیزه را امید و معنایی برای زیستن در دوران دشوار ببخشد.)
ناشران ایران، همچون عمدۀ کارفرمایان، عمدتاً خودشان بخشی از «تیم ملی ناامیدی» هستند؛ چون از نسلی برمی‌آیند که امیدهای زیستن چند نسل در ایران را بر باد داده، به بهای اندوختن سرمایه‌هایی برای خودشان. نسلی که سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با کار دیگران و در دوران فوران پول نفتی قبل و بعد از انقلاب انباشت کرده، ولی حتی نتوانسته سرمایۀ نمادین بشود. چه برسد به اینکه اجازۀ انباشت چنین سرمایه‌هایی را به نسل بعد بدهد؛ نسل ما باید تا آخر عمر برای ناشران و دیگر کارفرمایان بی‌مایه و دون‌مایه کار ارزان و حتی رایگان کند؛ کار خود را بفروشد و حسرت و نومیدی را تحمل کند. یا آنکه مهاجرت کند، یا انتحار.

در مواجهه با این وضعیت، از ضرورت همدلی و یاریگری در زمانۀ سختی روزافزون گفتم. با تمثیل «امید» چونان چک بی‌محلی که موجودی ندارد، اما می‌توان چون چک ضمانت به دیگری قرض داد تا آنکه نوبت دیگران برسد.
برای آنکه عبدالکریمی‌وار در مصاحبۀ مطبوعاتی مهمل نبافم (هر بار که قصد استفاده از هر مفهوم علوم اجتماعی را دارم، نگرانم که عبدالکریمی قبلاً از سر جهالت آن را ضایع نکرده باشد. از ترس جهالت جماعت مدعی فلسفه تصمیم دارم باقیماندۀ عمر را پوزیتیویست و کمی‌گرا بشوم. البته چون جماعت تنبل پشت‌میزنشین هستند و با کار کیفی میدانی هم رابطه ندارند، امکان نجات هست.)، دست به کار عدد و کمیت جمعیت‌شناختی با ترسیم جداول عمر در دو بازۀ سرشماری 1395 و ارقام سالیانۀ 1401 شدم تا نشان دهم «امید به زندگی» در دو گروه سنی که ما «دهۀ شصتی» می‌نامیم، چگونه در پی مهاجرت و مرگ، تنها در فاصلۀ 5 سال، معادل یک سال کاهش یافته. این چیزی است که فراتر از صحبت دیروز با عنوان «احتمال بقای نسل ما در اعماق جداول عمر»، با موضوع تضاد نسل‌ها در ایران بسط خواهم داد.
@RezaNassaji

1 year, 8 months ago

«آوازی برای فیدل»ارنستو چه‌گوارا
*ترجمه‌ی سپیده جدیری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

تو گفتی که خورشید برخواهد دمید
بیا راهی شویم
در گذرگاه‌هایی که بر نقشه‌ها اثری از آن‌ها نیست
تا تمساح سبزی را که بدان عشق می‌ورزی رها سازیم.

بیا بِروبیم
تمام اهانت‌ها را
با ابروان‌مان،
که جارو خورده با ستارگانِ یاغی سیاه.
یا پیروز می‌شویم
و یا مرگ را پشت سر جا می‌گذاریم.

با شلیک اول، سراسر جنگل
در بُهتی تازه از خواب خواهد پرید
و همان جا و همان هنگام، هم‌نشینانی آرام
کنار تو خواهند ایستاد.

به آن هنگام که آوای تو بادهای چهارگانه را چهار پاره می‌کند،
اصلاحات ارضی را، عدالت، نان و آزادی را
ما یک صدا
کنار تو آواز سر خواهیم داد.

و به آن هنگام که ستُردنِ ستم‌پیشه
در پایان روز پایان می‌گیرد
همان جا و همان هنگام، به عزم واپسین پیکار
کنار تو خواهیم ایستاد.

و به آن هنگام که جان‌دارِ وحشی گُرده‌ی زخمی‌اش را زبان می‌کشد
که نیزه‌ی کوبا بر آن نشست
با قلب‌های پُرغرور
کنار تو خواهیم ایستاد.

هرگز گمان مبر که استواریِ ما را فرو بپاشند
آن کک‌های آراسته که هدیه به دست، جَست می‌زنند.
ما تفنگ‌هایشان را می‌خواهیم،
فشنگ‌هایشان و یک تخته سنگ
و نه هیچ چیز دیگر.

وگر راهمان را بربندد آهن
کفنی می‌طلبیم بافته از اشک‌ کوبا
تا پوشش استخوان‌ چریک‌هایمان شود
در سفری که در پیش دارند به تاریخ آمریکا.
و نه هیچ چیز دیگر.

• زَنجَرِه | @zanjarehh

1 year, 9 months ago

عوامل و زمینه‌های مهاجرستیزی در ایران
فاطمه موسوی ویایه

● مهاجرستیزی مانند هر پدیده اجتماعی چند علتی است، در همه جوامع شاهد قوم‌مداری هستیم، افراد احساس تعلق و تعهد گروهی دارند که به آنها هویت و احساس امنیت روانی می‌بخشد. قوم‌مداری به همبستگی و نظم اجتماعی کمک می‌کند و اندکی از آن برای ادامه وجود جامعه لازم است. با این حال تاکید بر وفاداری به یک گروه با قضاوت و طرد دیگرانِ متفاوت همراه است و این خطر وجود دارد که قوم‌مداری بی‌رحمی و ستم بر اقلیت‌ها را توجیه و تشویق کند.

● در جامعه ایران مانند هر جامعه سنتی دیگری قوم‌مداری و بی‌اعتمادی به بیگانگان وجود داشت، اما زمینه تاریخی مهمتری نیز هست؛ در عصر قاجار و پس از شکست ایران از روسیه و بعدتر قدرت گرفتن خارجیان، نوعی احساس حقارت تاریخی شکل گرفت، احساس اینکه ما عقب افتاده‌ایم و باید متجدد شویم. دولت رضاشاه نه تنها پاسخی به آرزوی مدرن شدن بود که با تاکید بر باستان‌گرایی و تفاخر به تمدن ایران پیش از اسلام و تحقیر اعراب و افغان‌ها ایرانیان را دچار غرور ملی ساخت.

● احساس قوم‌مداری در ایرانیان بالاست و به‌خصوص افرادی با پایگاه اقتصادی و سرمایه فرهنگی پایین‌تر قوم‌گراتر هستند زیرا با تحقیر دیگری که فرودست می‌دانند به خود عزت نفس می‌دهند. بهشتی و رستگار (۱۳۹۲)، مدارای اجتماعی در قومیت‌های مختلف شهر اصفهان را بررسی کردند، آن‌ها دریافتند قوم‌مداری در بین پاسخگویان آنان بالاتر از میزان میانگین است، و تعدادی از قومیت‌ها مدارای اجتماعی کمتری دارند، با بالا رفتن سرمایه فرهنگی و تحصیلات میزان مدارای اجتماعی (شامل مدارای سیاسی، مدارای دینی، مدارا با زنان و مدارای قومی و ...) افزایش می‌یابد.

● گذشته از این بستر فرهنگی، علت‌های ساختاری هم وجود دارد، با وجود بیش از چهار دهه از ورود مهاجران، دولت برنامه جامع مهاجرت را تدوین نکرد، انگار همواره انتظار می‌رفت پناهندگان در مدت کوتاهی به کشورشان برگردند. تا سال ۱۳۸۵ سیاست بازگشت مدنظر بود و تازه در این سال سیاست ساماندهی شروع شد. متاسفانه در دولت احمدی‌نژاد سیاست ساماندهی با رویکرد توسعه منابع انسانی و استفاده از ظرفیت مهاجرین همراه نبود. اساسا هیچ‌گاه دولت به دنبال افزایش مدارای اجتماعی نبود، دوره کوتاهی تقویت نهادهای مدنی در دولت اصلاحات مدنظر قرار گرفت ولی در آن دوره نیز گفتمان تسامح و تساهل شامل افزایش مدارای اجتماعی با مهاجرین نبود و در دولت‌های بعدی بر نگاه محافظه‌کارانه و بیگانه‌هراسی که مقوم فاشیسم هستند افزوده شد.

● متاسفانه آکادمی علوم اجتماعی نیز درباره مهاجرین افغانستانی در جامعه ایران حساس نبود. در دهه ۹۰ چند تحقیق در شهرهای مشهد، تهران، یزد و اصفهان انجام شد، یوسفی، موسوی و حسینی (۱۳۹۲) درباره شبکه حمایت غیررسمی مهاجرین افغانستانی مشهد پیمایشی انجام دادند و دریافتند ۴۲ درصد آنان در شهرک گلشهر ساکن شده‌‌اند و نوعی جداگزینی مکانی وجود دارد، در شبکه دوستان و آشنایان مهاجرین فقط ۱۹ درصد ایرانی بودند. زاهدی و همکاران (۱۳۹۴) در بررسی مهاجرین در شهر اصفهان به نتایج مشابهی رسیدند. مهاجرین دچار طرد اجتماعی هستند و به سکونت در مناطق محروم رانده می‌شوند. اخلاق و همکاران (۱۳۹۵) نداشتن احساس قدرت و منزلت و احساس عدم اطمینان و بدبینی بین مهاجرین در شهر مشهد را نتیجه این طرد اجتماعی می‌بینند.

● اما درباره عوامل مهاجرهراسی و مهاجرستیزی، تحقیقات میدانی اندک است، تنها یک مورد تحقیق روحانی و انبارلو (۱۳۹۷) در تحقیق از مردم شیراز به این موضوع پرداخته است: جوانان شیرازی مهاجران افغانستانی را مسئول بیکاری خود می‌دانند، وضعیت اقتصادی کشور و سرمایه فرهنگی پایین‌ آن‌ها باعث تقویت این باور شده و به سرخوردگی عاطفی آنان انجامیده با پیوستن به کمپین تلاش می‌کنند آنان را از محیط کار دور کنند. آنها احساسات منفی شهروندان شیرازی نسبت به افغانستانی‌ها را تحلیل کردند و دریافتند حتی فوبیای تجاوز و حمله از سوی افغانستانی‌ها در بین تعدادی از شهروندان وجود دارد.

● پس از به قدرت رسیدن مجدد طالبان و موج جدید مهاجرین، تنگنای اقتصادی شدید بر تضاد منافع بین اقشار اقتصادی ضعیف‌تر که بر سر بازار کار و مسکن با مهاجرین افغانستانی احساس رقابت دارند افزود و برساخت رسانه‌ای به احساس خشم و سرخوردگی عمومی دامن زد. تعدادی از سیاستمداران به دلایل مختلف با این جریان رسانه‌ای همراه شدند چون می‌توانستند با فرافکنی مشکلات به حضور مهاجرین، ناکارآمدی دولت را کم‌تر نشان دهند. در نهایت مهاجرستیزی در ایران راه‌حل کوتاه‌مدتی ندارد، در بلندمدت با تغییر شرایط سیاسی اقتصادی، تقویت فرهنگ دموکراتیک و مدارای اجتماعی و کاهش نابرابری می‌توان از آن کاست.

@women_socialproblems

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago