?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
و سوگند دوباره به این چاله تیره و تار که هنوز هم مرا در خود بلعیده و شکنجه می دهد، در این زجر چندین هزار ساله حبس شده ام..
وجود نداشته ام در خیال دیگری زندگی می کند و ذره های ابدیت پاسخی برای این از هم گسیختگی پیدا نمی کنند.
گیر افتاده ام باید خاطرات روز های در بند بودنم را پشت هم ردیف کنم، یک مشت اراجیف ارزنده
تا گویا بدست آورم پاسخ پرسشی را که یکباره به سادگی در تن مرده این زنده، دیوانگی و ویرانگی پرورش داد
برای مروارید های غلتان
پنجره روز هایت را سخت باران زده زیبای من
تکیه بر کنج خانه ای غم زده
نشسته ای و من های های گریستن قلبت را می شنوم
بی کمک و دستانی درمانگر تو را می نگرم
فاصله گرفتی، به درد خود درهم پیچیده ای
شیشه هر پنجره را این زمستان سرد شکسته ای
پتویی نیست
لب ها به ارغوانی می زنند، مرگ پشت پنجره منتظر مانده
می توان درخواست کبریت کرد؟
به مانند دخترک کبریت فروشی که خیال هایش او را بردند و دیگر پس نیاوردند
بایست، شومینه اتاق کناری
هنوز هم اندک گرمایی دارد
با قدم هایی لرزان و سکوتی شنیدنی دور می شوی.
از آدم ها و حرف هایشان می گریزی، به جنگل تاریک و بی روح پناه می بری..
دیگر صدای کر کننده همهمهی آدم ها و جمعیت به گوش نمی آید.
فاخته آواز می خواند، هوا سرد است، خیلی سرد... می بایست مخفی شوی، از احساسات از عهد و پیمان ها
سرما می خواهد بر تنت جاری باشد، اشک ها می خواهند بمانی و مرگ چیزی ست فرسخ ها آن ور تر
تو دور می شوی و از ذهن ها می روی
آدم ها به سادگی فراموش می کنند
یادت را عطرت را گرمای آغوشت را
تو دور می شوی و آنجا همه چیز در نقطه تکرار همیشگی اش یکسان می ماند
گرفتار شده به مصیبت و کلمات تنها مشتی حرف به هم چسبانده شده اند که نه بلدند وصف کردن را و نه بر می آید از دستشان ابراز کردن را
البته شاید هم نویسنده ای بر سر مصیبت هایش قمار می کند و اکنون تقصیر به گردن کلمات افتاده ..
سال نو شده است شکفتن شکوفه های عشق را می بینی؟
لب هایم ز خنده تهی می شود
بوی چینش هفت سین را می شنوی؟
جان و تن خسته از دی
نغمه بلبل آواز خوان را بشنو
امید دارم و تنها امید است که مرا سرپا نگه می دارد.
بهارا عشقت را دریغ از حالم مدار.
اکنون دفتر این زندگی رو به روی من است ؛ این صفحه هم به پایان رسید ، ۴۰۲ را از دفترچهی زندگیم ورق میزنم و با به دست گرفتن قلم ، ۴۰۳ را شروع به نوشتن میکنم
با لبانی به لطافت شکوفه گیلاس خستگی هایش را می بوسید و در گوشه ها و ثانیه های روز های سپری شده رهایشان میکرد در این هیاهو دخترک عاشق شد سال جدید فصلِ جدید کتابی تقدیر ساز را رقم می زد. عشق چنان فریاد می کشید تا مخرب باشد دردی به تنگنا رسیده را و چشمانی…
با لبانی به لطافت شکوفه گیلاس خستگی هایش را می بوسید و در گوشه ها و ثانیه های روز های سپری شده رهایشان میکرد
در این هیاهو دخترک عاشق شد
سال جدید فصلِ جدید کتابی تقدیر ساز را رقم می زد.
عشق چنان فریاد می کشید تا مخرب باشد دردی به تنگنا رسیده را
و چشمانی دوخته شده به درخت گیلاس قدیمی،
صدای گریه و زجه ای که به گوش می رسید
شاخه های خشکیده و عشقی دفن شده در میان انبوه خاطرات ، همگی درحال کمرنگ شدن بودند
برای صاحب قابِ ماه زیبا
دستانت به رقصی شکوهمند خلق می کنند و من متحیر به زییایی های شمع هایت می نگرم
که چگونه می تواند چنین زیبا باشد
مانند خانه ای گرم که شومینه در آن حکم راوب قصه هایی غریبانه را دارد
که کلام را به زبان می آورد و دیگر ساکنان با شوقی معلوم نظارهگر گرمای مهماننوازیات میشوند ؛ حال کلمات روی ماه به تصویر می کشند ، گویا با دست گرفتن شمع هایت در مقابل ماه ایستادم و با گرمای ناشی از شمع ها ماه را در آغوش میگیرم
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago