اهالیِ آرکید

Description
[مجمع ساکنین طبقات ساختمان آرکید]

همه چیز از اونجایی شروع شد که:
https://t.me/ArcadeNeighbors/188


چالش‌های بعدی و غیر-آرکیدی هم اینجا آرشیو میشن.
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

2 years, 11 months ago

همه صداهای بیرون اتاقک براش نامفهوم بودن تنها صدای بوق های پی در پی درون گوش هاش اکو میشدن و اون آرزو میکرد که صدای مخاطب رو دوباره نشنوه ، قطعا اونطوری خداحافظی براش سخت تر میشد ، “-الو ؟ …”
و آرزوش ناکام موند ، اما صدای اون کمی بدنش رو به گرما دعوت کرد “ -الو ، کسی پشت خطه ؟
+منم … هیونگ .
-جیسونگ ؟
+اره
-چرا با این شماره زنگ زدی ؟ بیرونی؟ چند دقیقه دیگه کارم تموم میشه ، کجایی بیام دنبالت ؟
+خواهش میکنم هیونگ ، نپرس کجام و نیا دنبالم ، اینطوری همه چیز رو برام سخت ترش میکنی …
-جیسونگ ! حالت خوبه ؟ امروز…امروز قرصاتو خوردی ؟
+هیونگ ، از وقتی اون رفت خداحافظی برام درد رو به همراه داره ، ولی میدونی …درد نمیدونه که تو دقیقا کی هستی ، زندگیت چطوری گذشته ، و یا حتی الان حالت خوب نیست ، درد نمیدونه که من اونو از دست دادمش ، نمیدونه که من بدن سردش رو لمس کردم و اون با لبای رنگ پریدش بهم گفت : برم چون اون میخواست رفتنم رو ببینه ، درد هیچی نمیدونه ، فقط چشماشو میبنده و دستات رو محکم میگیره و گرش رو دورش میندازه و به خودش اسیرت میکنه …
-بگو کجایی؟ داره بارون میباره ، نمیخوام مریض بشی آبی …
+دیگه وقتشه …بزار برم هیونگ ، میخوام از اینجا فرار کنم ، میخوام از این سیاره فرار کنم .
-خودت که میدونی بدون تو کامل نیستم ، میخوای کجای بری و تنهام بزاری اخه ؟
+میدونم ، ولی بزار خودخواه باشم ، بزار اینبار تنهایی محو بشم …
-چطور میتونی ازم همچین چیزی رو بخوای آبی ؟
+هیونگ من دیگه خسته شدم ، خسته شدم از بس با توهمش حرف زدم ، خسته شدم از بس با توهمش زندگی کردم ، اون من بود ، و وقتی رفت من رو هم با خودش برد ! نه من رو با رفتنش دفن کرد ، کالبدی که ازم بجا مونده داره با توهماتش روزاهارو میگذرونه ، زندگی رو برام بی معنی کرد ، تنها معنای زندگیم تو بودی …ولی مگه چقدر دیگه باید شاهد ذره ذره نابود شدنت باشم هیونگ ؟ چجوری ببینم هردفعه درد کشیدن من رو میبینی و دست هام رو میبوسی تا زخم هام رو مداوا کنی ، چطور میتونم بزارم ، هروقت که توی توهماتم غرق شدم تو تمام مدت برام پیانو بزنی و بغلم کنی تا وقتی که خوابم میبره ، چطور میتونم با فراموش کردن تو و هربار ازت پرسیدن اینکه تو کی هستی ، قلبت رو تیکه تیکه کنم ، چطور میتونم بزارم وقتی خوابم تو نخوابی و مدام حواست باشه که کابوس نمیبینم ، هیونگ نمیخوام بیشتر از این هروقت حالم بده ببینم که چجوری بدنت سرد میشه و چجوری هربار مرگ رو از جلوی چشمات رد میکنم ، دیگه وقتشه تمومش کنم .
+جیسونگا، حداقل بزار ببینمت ، هوم ؟ بعدش برو باشه ؟
-تو برای من معنی کلمه خونه رو ساختی ،هروقت لب هام رو میبوسیدی احساس میکردم تبدیل شدم به نت های موسیقی که دارن آزادانه پرواز میکنن، وقتی بغلم میکردی احساس میکردم گرمای خورشید بدن سردم رو در آغوش گرفته ، وقتی لبخندات رو میدیدم حاضر بودم تمام درد های این دنیا رو تحمل کنم تا بیشتر لب های بالا رفتت رو ببینم ، هیونگ تو پناهگاه منی ، و میخوام بدونی این پایان ما نیست .
+پایانمون کجاست ؟
-پایانمون قراره رقصیدن روی ابرا باشه ، پایان ما یجایی وسط اسمون و امواج دریاست ، پایانمون همونجاست، جایی که هیچ چیز کاملی وجود نداره و دریا و اسمون هم نقص هایی دارن ، پایانمون تا همیشه زنده میمونه ، پایانمون زندگی رو درون خودش جا میده ، پایانمون جاییه که خاطراتمون رو زیر شن های ساحل رها میکنیم و صدامون توی صدف ها تا ابد پیچیده میشه .
+میدونم مقصدی که انتخاب کردی کجاست ، صبر کن تا باهم به دیدار پایان بریم .”
تلفنی که برای اخرین بار مکالمه های طولانی اون دو نفر میشنید و بارونی که شاهد اخرین لحظه های زندگیشون بود .
___پایان .

2 years, 11 months ago

خب دوستان دیگه‌ کافیه مهلت تمدید هم تمام شد
ممنونم که شرکت کردید

2 years, 11 months ago

الو ...درد دارم .کتک خوردم یچیزی داره از بین دستام میره نمیدونم جونمه یا وطنمه یا خونه فقط هی سرم رو فشار میدم به شیشه تا درد کمتر شه داره میره نمیدونم چیه داره میباره اشک منه یا اشک آسمون یا گلوله ؟
دارم میمیرم؟نمیدونم فقط محکم دست هام رو روی قفسه ی سینم فشار میدم تا این مایع قرمز رنگ کمتر بره من هنوز رنگ قرمز رو دوست دارم زندگی رو دوست دارم گل های شقایق رو دوست دارم این چیه که از بین دست هام جاریه؟قرمز پرچم سه رنگه یا خون مهساست؟
الو ...درد دارم میشه یکی نجاتم بده؟

2 years, 11 months ago

-سلام جان برقا رفته و خونه پر از آب شده خواستم بگم اینجا نیا ما همه قراره بریم پیش بِلا تگزاس اونجا منتظرتیم. مراقب خودت باش!

2 years, 11 months ago

⊱ "ببخشید... من نتونستم...
نتونستم کنارت بمونم، نتونستم از پسش بر بیام، نتونستم بازم برات بخندم، من نتونستم..."

2 years, 11 months ago

به عابران رو زد و سکه‌ای قرض گرفت، تا تماس بگیرد و برایِ آخرین بار به او همه چیز را بگوید.
عرق از فرطِ دویدن بود یا باران خیسش کرده بود؟
بوق اول که خورد، خدا خدا میکرد بردارد.
بوق دوم لرزش پاهایش را بیشتر کرد.
سومین بوق بود که چشمانش را بست.
اما چهارمین بوق، هوا سردتر شد.
بدنش شل شد و چشمانش را ناامیدانه باز کرد.
پنجمین بوق فکر کرد که: 'بردارد که چه بشود؟'
ششمین بوق را به هفتمینِ آن نرساند.
شنیدنِ صدایش چه اهمیتی داشت؟ وقتی سایت بسته شده بود.
"هیچ‌کس نگفته بود که انتخاب واحد امروز است؛ مطلقاً هیچ‌کس!".

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago