☀️گالری بوسه آفتاب♥️

Description
گالری بوسه آفتاب: کانال دکلمه و دلنوشته های حلما🖊🎙
با ما عشق و بخشندگی را همچون آفتاب تجربه کنید🌞🌈

Insta: Helma_art55 به پیج اینستاگرام من بپیوندید
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

1 year, 6 months ago

غزل شماره ۱۹۷ دیوان حضرت حافظ

«حافظ خوانی☕️کافه رادیو»📻

شاهدان گر دلبری زین سان کنند
زاهدان را رخنه در ایمان کنند

هر کجا آن شاخِ نرگس بِشْکُفَد
گُلرُخانَش دیده نرگس دان کنند

ای جوانِ سَروقَد، گویی بِبَر
پیش از آن کز قامتت چوگان کنند

عاشقان را بر سرِ خود حُکم نیست
هر چه فرمانِ تو باشد آن کنند

پیشِ چشمم کمتر است از قطره‌ای
این حکایت‌ها که از طوفان کنند

یارِ ما چون گیرد آغازِ سَماع
قُدسیان بر عرش دَستْ افشان کنند

مردمِ چشمم به خون آغشته شد
در کجا این ظلم بر انسان کنند؟

خوش برآ با غصه ای دل کَاهلِ راز
عیشِ خوش در بوتهٔ هجران کنند

سر مکش حافظ ز آهِ نیمْ شب
تا چو صبحت، آینه رخشان کنند

۱۴۰۳/۱۲/۶

1 year, 6 months ago

مرا بنویس! ⚘

قلم! به حرمت انسان به نام زن بنویس
بیا کمی خودِ من را برای من بنویس

پیاده شو بنویس از نفس‌کشیدن من
بدون فوت زمان یا که فوت‌وفن بنویس

همیشه دست مرا خوانده‌ای به دانایی
تمام حس مرا لای هر سخن بنویس

تکیده شد کمرت گاهی از شرنگ دلم
ولی نجابت غم را پر از شِکن بنویس

نوشتی از تب تندی که آتشم زده بود
شراره‌های مرا روی پیرهن بنویس

لبالب از غزل و واژه‌های بی‌تابم
مرا به سبک معاصر وَ یا کهن بنویس

غزالِ شعر مرا مست و بی‌رَسَن بنویس
بیا کمی خودِ من را برای من بنویس

#مهنازمحمودی
#اردیبهشت۹۸

1 year, 6 months ago

و اما بعنوان مدیر کانال بوسه آفتاب یه سرچ ساده گوگل زدم ببینم این ولنتاین چیه که به هم عروسک و شکلات و.... هدیه میدن و ایرانیها هم اینهمه خودشون به آب و آتیش میزنن که با دلار ۹۰ و اندی...
برای مثلا عشقشون کادو؛ هدیه به سبک اروپایی ها بخرند!!!؟؟
بعد دیدم مگه جشن های چند ساله خودمون چیه که ما فراموشش کردیم!!!؟
البته که میدونم اونها برای هر چیزی که به سختی بدست آوردن ارزش قائلند و همیشه هر چیزی چه دستاورد علمی باشه چه اجتماعی چه فردی چه اقتصادی به ثبت میرسونند کاری که ما کمتر انجامش دادیم
نمیخوام تعصبی برخورد کنم
اما خب اونها روز عشق یا ولنتاین به ثبت رسوندن.... همین!
و اما ولنتاین اصلا چی و کی بوده؟

«ولنتاين»
نام كشيشي بوده ،كه مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد. زيراكه فرمانرواي روم بنام كلوديس دوم ،براين باور بوده كه سربازي در جنگ خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد
كلوديوس به قدري سنگدل بودكه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.
ولي كشيشي به نام ولنتاين ،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند و به جرم جاري كردن عقد اورا اعدام كنند.
از آن زمان در كشورهاي غربي
روز ۱۴ فوريه را روز ولنتاين
( روز عشاق يا روز عشق ورزي )
مي گويند و آن را جشن مي گيرند

ما ایرانیها همیشه چه برای ازدواج و پیوند چه حرمت به زن نامی بودیم
پس این مشکل نداشتیم ...
با همه اینها عشق آفرینی زیباست
امیدوارم به ایرانی بودن خودمون افتخار کنیم و حداقل سعی کنیم تاریخ و جشن های خودمون درست مثل یلدا و نوروز بیشتر بشناسیم
و در یک کلام

تو مملکتی که به ازای هر ۲ ازدواج
۱ طلاق ثبت میشه 💔❤‍🩹😞😔
روز ولنتاین یا مناسبت های دیگه

لطفا به هم کتاب کادو بدید 📚
رابطه نیاز به فهم و درک داره نه شکلات و عروسک و برای محکم شدن پیوندها با هم زندگی هاتون بسازید نه اینکه خرابش کنید 🙁

ساختن سخته ؛ خراب کردن راحت!

#حلما_عقیانی
۱۴۰۳/۱۱/۲۵
برابر با ولنتاین اونطرفی ها

1 year, 8 months ago

غزل شماره ۱۸۴ دیوان حضرت حافظ

«حافظ خوانی☕️کافه رادیو»?

دوش دیدم که ملایک دَرِ میخانه زدند
گِلِ آدم بِسِرشتَند و به پیمانه زدند

ساکنانِ حرمِ سِتْر و عِفافِ ملکوت
با منِ راه‌نشین بادهٔ مستانه زدند

آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند

جنگِ هفتاد و دو ملّت همه را عُذر بِنِه
چون ندیدند حقیقت رَهِ افسانه زدند

شُکرِ ایزد که میانِ من و او صلح افتاد
صوفیان رقص‌کنان ساغرِ شکرانه زدند

آتش آن نیست که از شعلهٔ او خندد شمع
آتش آن است که در خرمنِ پروانه زدند

کس چو حافظ نَگُشاد از رخِ اندیشه نقاب
تا سرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند

۱۴۰۳/۹/۲۸

1 year, 8 months ago

غزل شماره ۱۸۳ دیوان حضرت حافظ

«حافظ خوانی☕️کافه رادیو»?

دوش وقتِ سَحَر از غُصّه نجاتم دادند
واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند

بیخود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند
باده از جامِ تَجَلّیِّ صفاتم دادند

چه مبارک‌سَحَری بود و چه فرخنده‌شبی
آن شبِ قدر که این تازه‌براتم دادند

بعد از این رویِ من و آینهٔ وصفِ جمال
که در آن‌جا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟
مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد
که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شِکر کز سخنم می‌ریزد
اجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند

همّتِ حافظ و انفاسِ سحرخیزان بود
که ز بندِ غمِ ایّام نجاتم دادند

۱۴۰۳/۹/۲۷

1 year, 11 months ago

قرار نیست یه جور دیگه باشه  !
دنیا همینه حوصله ات سر میره ... خودت باید یه فکری به حال حوصله سر رفتنت بکنی .

قرار نبود عوض بشه !
همینه که هست ، همین بوده و خواهد بود تا ابد دنیا همین شکلی میچرخه و برای همیشه و برای همه تا بوده همین بوده هیچی بهتر نمیشه .

و دیگران ، وسیله هایی برای اینکه حال بد تو رو درک بکنن نیستن و هیچکسی وظیفه نداره برات نقش فرشته نجات یا التیام بخش دردهاتو به عهده بگیره .
اگه هم کسی باهات در رابطه است معنیش اینه که باید فداکاری کنی و عشق بورزی نه که طلبکار باشی و منتظر که بهت عشق بورزد. 

اگه بقیه آدما اونطوری که دلت میخواد کنارت نیستن یا بهت در اون حدی که توقع داری احترام نمیزارن فقط باید از خودت سوال کنی که : مگه چه کاری کردی مگه چطوری رفتار کردی مگه چه ارزشی ایجاد کردی که اونا قانع بشن بهت عشق بورزن؟
نکنه از این توهمات داری که بالقوه دوست داشتنی هستی ؟
هیچکس نیست
دنیا اینجوریه که اگه به درد نخور باشی دوست داشتنی نیستی .
پس دو راه برای ما باقی میمونه

اولیش اینه که با تنهایی دوست بشیم و حقیقتا عاشق خلوت خودمون باشیم و از هیچکس هیچ انتظاری نداشته باشیم
دومیش هم اینکه برای آنچه شایسته خودمون میدونیم اون زحمتی که باید کشیده بشه رو بکشیم بعد ببینم تازه چی میشه

دنیا همینه واسه همه همیشه همین بوده

? #شایان_نایاش

1 year, 11 months ago

غزل شماره ۱۳۳ دیوان حضرت حافظ

«حافظ خوانی☕️کافه رادیو» ?

صوفی نهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کرد
بنیادِ مکر با فلکِ حُقِّه‌باز کرد

بازیِ چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عَرضِ شعبده با اهلِ راز کرد

ساقی بیا که شاهدِ رعنایِ صوفیان
دیگر به جلوه آمد و آغازِ ناز کرد

این مطرب از کجاست که سازِ عراق ساخت؟
و آهنگ بازگشت به راهِ حجاز کرد

ای دل بیا که ما به پناهِ خدا رویم
زآنچ آستینِ کوته و دستِ دراز کرد

صنعت مَکُن که هر که محبت نه راست باخت
عشقش به روی دل درِ معنی فراز کرد

فردا که پیشگاهِ حقیقت شود پدید
شرمنده رَهرُوی، که عمل بر مجاز کرد

ای کبک خوش خُرام کجا می‌روی؟ بایست
غَرِّه مشو که گربهٔ زاهد نماز کرد

حافظ مکن ملامتِ رندان که در ازل
ما را خدا ز زهدِ ریا بی‌نیاز کرد

۱۴۰۳/۶/۲۹

1 year, 11 months ago

غزل شماره ۱۳۲ دیوان حضرت حافظ

«حافظ خوانی☕️کافه رادیو» ?

به آبِ روشنِ می عارفی طهارت کرد
عَلَی الصَّباح، که میخانه را زیارت کرد

همین که ساغرِ زَرّینِ خور، نهان گردید
هِلال عید به دورِ قدح اشارت کرد

خوشا نماز و نیازِ کسی که از سرِ درد
به آبِ دیده و خونِ جگر طهارت کرد

امام خواجه، که بودش سرِ نمازِ دراز
به خونِ دخترِ رَز خرقه را قِصارت کرد

دلم ز حلقهٔ زلفش به جان خرید آشوب
چه سود دید ندانم که این تجارت کرد

اگر امامِ جماعت طلب کند امروز
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد

۱۴۰۳/۶/۲۸

1 year, 11 months ago

غزل شماره ۱۳۱ دیوان حضرت حافظ

«حافظ خوانی☕️کافه رادیو» ?

بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد
هلالِ عید به دورِ قدح اشارت کرد

ثوابِ روزه و حجِ قبول آن کس بُرد
که خاکِ میکدهٔ عشق را زیارت کرد

مُقامِ اصلیِ ما گوشهٔ خرابات است
خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد

بهایِ بادهٔ چون لعل چیست؟ جوهرِ عقل
بیا که سود کسی بُرد، کاین تجارت کرد

نماز در خَمِ آن ابروانِ محرابی
کسی کُنَد که به خونِ جگر طهارت کرد

فغان که نرگس جَمّاشِ شیخِ شهر امروز
نظر به دُردکشان از سرِ حقارت کرد

به رویِ یار نظر کن ز دیده مِنّت دار
که کاردیده، نظر از سرِ بِصارت کرد

حدیثِ عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعتِ بسیار در عبارت کرد

۱۴۰۳/۶/۲۸

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••