هنر نوشتن

Description
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

اساشعر (۱۳۱)

میشکاوَچه
زِم بَزه چِله چوی میون
خو وینِسه؛
بهارآ نو کِلی . . .

ناخلوتی وا
عاروس تِتی
دارِ کَشه؛
ورفِ سِما

mishkàvache
zembazechele chuyemiyun
xu vinesse;
behàr o nukeli. . .

nàxelvativà
àrusteti
dàre kashe;
varfesemà

برگردان

جوجه گنجشک
درآغوش شاخه های یخ آجین
خواب می دید؛
فصل بهار و آشیانی نو . . .

بادِ ناگهانی
عروسِ شکوفه
در آغوش درخت؛
رقصِ برف . . .

#ویشار_مازنی
آدینه ۳ اسپند ۱۴۰۳

1 year, 6 months ago

فایل پی‌دی‌اف نخستین شماره‌ی دوره‌ی سوم "نامه‌ی کانون نویسندگان ایران

1 year, 6 months ago

کبوتران، آزادی را
اوج می گیرند
و ماهیان در توفان
زنان امّا
با گیسوانشان که رها می شود
از چنگ تاریکی

دیروز دیدم پروانه ای در شهر
دست در دست رنگین کمان
می رقصید

#سهراب_مهدی_پور

1 year, 8 months ago

ژان_ژیگول
یکی یک مُشت آفتابگردان داشتیم و
نشسته بودیم زیر درخت زبان گنجشک
بی حتی لانه ای متروک بر شاخه هایش
من و
سیامک و
ژوبین و
کسرا
و یک دو نفر دیگر که یادم نیست
از دور دیدیمش
مانندِ شخصیت های انیمیشن
بسوی ما قد می کشید
نه شال و
نه کلاه و
نه چتر
ژوبین برایش دست تکان داد:
- هی ژان! . . .
وقتی آمد و با هیچکس دست نداد و
نشست.
سیامک گفت:
- حیفِ آن ژاکتِ مامان بافت که تن ات نیست!
افسوسِ آن زبانت که به کار نمی آری
تا این جهانِ صاف و ساده را بپیچانی
کسرا کفی تخمه تعارف کرد
ژان، چیزی از جیبش در آورد و
به دهانش پرت کرد
آنگاه گفت:
- دنیا؛ نگو که روده ی سگ!
کو آنکه زبان به دهان نگیرد و
برای روده ی راست دست بزند؟
کسرا که خواست دست بزند،تخمه هایش ریخت
ژان، پُق خندی زد و راه افتاد
گنجشک های انگشت های کسرا
به دانه های ریخته شده نوک می زدند
ژان گفت: زبان باید فروگُشایَد
روده ی سگ را
در آفتاب پهن کرد
تا چرم و چَغور شود
و به دست و پای شیری- اگر که وجود داشته باشد- بپیچد
ادامه ی این تراژدیِ طنزآمیز را
باید که در کافه ای نشست و
همزمان با نوشِ جان کردنِ یک لیوان آب انارِ تُرش
گوش داد و
سیگاری گیراند و
به آمد و رفت ماشین های تک سرنشین نگریست
که با برف پاک کن هایشان
برای چراغ های راهنمایی خاموش
دست تکان می دهند
و می گذرند و
چرکاب ها را به رهگذران می پاشند.
#سهراب_مهدی_پور

1 year, 8 months ago

دوبیتی (۱۰۹)

چلاویمه، بهارِ چِلچِلامه
پارَیمه یِ لو تِکِ بِچا وامه
تیاری، پاشکلایی، پاتی مَلی
عمرون آ  گنگرج آ مِلِشامه

chelàvime, behàre chelchelàme
pàrayme ye lu teke bechà vàme
tiyàri, pàshkelàee, pàtimali
emrun à gangerej à meleshàme

برگردان

چلاوی ام، پرستوی بهارم
باد خنکِ بلندای پارَیمه ام
تیاری، پاشاکلایی، گت کلایی
عمران و گنگرج و ملکشاهی ام

#ویشار_مازنی

1 year, 8 months ago

دوبیتی (۱۰۷)

آسمون الب بَزو افرا بَسوته
افرائه تَش، اَل آ تًسکا بَسوته
دَس دامن گیرمه اَورِ تا بًواره
بَلیرونِ عاروس تیکا بَسوته

àsemun alb bazu afrà basute
afrà-e tash al à teskà basute
das dàmen girme avre tà bevàre
balirune àrus tikà basute

برگردان

آسمان غُرّید و درخت افرا سوخت
از آتش افرا، درخت توسکا سوخت
دست به دامنِ ابر می شوم که ببارد
عروس توکای بلیران سوخت!

#ویشار_مازنی
دوم آذر۱۴۰۳- آمل

1 year, 8 months ago

نامِ #چلاو از کجا آمده است؟

دهستان چلاو از دهستان های کوهستانی- جنگلی آمل به شمار می رود.
?آبادی های چلاو
دهستان چلاو از سی کیلومتری محور آمل- تهران در درّه ی هراز آغاز می شود و به سمت جنوب شرق پیش می رود و آبادی های لهاش- الیمستان- پاریمه- تیار- پاشاکلا- نجارکلا- گنگرج کلا- زرخونی- چمه بن- دایو- کردنشین- گت کلا- سنگچال- فیلبند را در بر می گیرد.
برخی آبادی های پِرِن و شازید/ شاهزید را نیز زیرگروه چلاو می دانند. و نیز روستاهای محمدآباد و زرکه را. با این حساب، شمار آبادی های چلاو به هفده می رسد.

?ریشه های واژگانی
چلاو/ چلاب
چل+ آو
چل+آب
چهل آو/ چهل آب
چِل او/ چِلو
چِل+ او
چهل چشمه / و . . .
در همه ی این ساخت ها، آو/ آب/ او به کار رفته است.

? وجه تسمیه یا چراییِ نامگذاری

اینکه چرا نام چلاو را بر این دهستان گذارده اند، روایت های چندی سرِ زبان هاست:
یکم: به علت بارش های پیاپی و جوشیدن چشمه های فراوان، به چلاو/ چلاب آوازه شد.
دو دیگر:
چون جویبار ها و رودهای فراوانی در درّه های این منطقه روان بود، با بهره گیری از آرایه ی اغراق به این دهستان چلاو/ چلاب/ چهل آب گفته اند.
سدیگر: به علت ریزش باران های پیاپی و تندبار که در گویش بومی به آن شِلاب می گویند، منطقه به نام شِلاب و با گذشت زمان و پیرو قاعده ی ابدال، به چلاب دگریده است.
چهاردیگر:
می گویند ریشه ی این نام، چلاندن است و چون باران به گونه ای از چلاندن ابرها فرومی ریزد و این منطقه، زادگاه باران است، به چلاب و چلاو شهره شده است!
پنجدیگر:
گمانه ای دیگر نیز هست که برابرِ آن، چَلاو/ چَلاب/ چَلو ( به فتحِ چ)درست است.
چَل+ آو
چَل+ آب
چَل+ او
چَل: چرخ چوبی که با آن آب از چاه می کشند.
[ همچنین چَل به چرخ نخ ریسی گویند.
و نیز پره های چوبین که با آب می چرخد و سنگ آسیاب را می گرداند.]
شاید منطقه ی چَلاو، به سبب وجود آب فراوان و آبشارها، در گذشته ها محلّ آسیاب ها بوده است.

چلاویمه، بهارِ چِلچِلامه
پارَیمه یِ لو تِکِ بِچا وامه
تیاری، پاشکلایی، پاتی مَلی
عمرون آ گنگرج آ مِلِشامه

#روح_اله_مهدی_پور_عمران
#ویشار_مازنی

1 year, 8 months ago

استادیوم آزادی، استادیوم بن سلمان، استادیوم سانتیاگو باید معلق بزند و روی پاهایش بایستد، آنگاه خارا می تواند گیتارش را بردارد و تماشاگران را به وجد بیاورد و موج مکزیکی راه بیندازد و فوتبال به همه بچسبد. قطارها باید به کف روی ریل ها بلغزند و کودکانِ در مسیر برای پنجره های مملو از مسافر، گُل پرتاب کنند و در ایستگاه های بینِ راهی، استقبال باشکوهی از آن ها بعمل آید و اشک ها و آغوش ها جاری شوند.
جنگنده ها در فرودگاه ها به خواب سنگین و ابدی فرو روند و اتوبوس های هوایی، مردم را به مهمانی های فرامرزی ببرند.
این روی پا ایستادن ها آنقدر مُسری شود که اپیدمیِ خوش خیمی، دنیا را مبتلا سازد. آنگاه است که دنیا روی پاهایش می ایستد و هیچکس سرگیجه نمی گیرد. شعر، به اینجا که می رسد، آوانگارد می شود و به تمام زبان های انسانی ترجمه می شود . . .
#سهراب_مهدی_پور
دهم آذر۱۴۰۳- آمل

1 year, 8 months ago

دوستم می گوید: همین طور خود به خودی نمی شود سرِ جای اصلی برگشت. کارِ یک روز و دو روز نیست. تا کی باید منتظر ماند این همه از مور و ملخ تا فیل و فنجان و همه و همه برگردند به حالتی که بودند و باشند به صورتی که باید باشند. باید خانه روی پایه هایش بایستد. پل روی فنداسیونش، مدرسه باید روی پاهایش بایستد تا دفتر و کتاب، تا شعرها و فرمول های ریاضی و فیزیک، اینقدر طنّازی نکنند و دو دو تا چهارتا سرشان بشود. باید دانشگاه روی پایه هایش بایستد تا مریم میرزاخانی بتواند در یک نفس کشیدن چهل تخته را سیاه کند از اعداد و ارقام و مِهری که بین شان می لولد و بیگ بنگ از آن ها متولد شد و کم کم آمیب ها رقصیدند در مانداب ها و حیات عطسه کرد و جهان نیشش تا بناگوش باز شد. باید ساختمان بزرگ شهرداری برگردد روی پاهایش تا بلوارها و بوستان ها چون شاخ شمشاد آراسته شوند و نهضت خانه سازی از پرستوها و چرخ ریسک ها تقلید شود و هیچ دّم جُنبانکی زیر باران، بی پناهگاه نباشد. بانک ها باید روی پاها بایستند. دادگاه ها، اداره ی مالیات، پست، مخابرات، پادگان ها، فرودگاه ها، بیمارستان ها، ثبت احوال، اداره ی املاک، نانوایی ها که یک بربری اش می ارزد به صدتا از این ادارات بی مصرفِ که فقط از خون مورچه ها ارتزاق می کنند.?

1 year, 8 months ago

روی سرم ایستاده ام و پاهایم دارند هوا را قیچی می کنند. همین روال اگر پیش برود؛ زمستان نیامده، هیچ قماشی دست نخورده نمی مانَد. حالا مشکل از اینجا پیش می آید که کدام درزی با کدام نخ و ماسوره می تواند این همه پارچه های بریده را بدوزد و بر تنِ سنگ ها و صخره ها اندازه کند؟!
روی سر ایستادن می دانید کی به سرم زده؟ پُر مدتی نیست؛ چند روز پیش که به باغ می رفتم، سرِ راهم لاک پشتی دیدم که به پشت افتاده بود و دست و پا می زد. معلوم نبود از کی وارونه شده است؟ شانس آورد سگی یا شغالی سر نرسیده و شکمش را سفره نکرده و او هنوز فرصت دارد که زندگی را امتحان کند، تجربه کند و با تمام خانه بدوشی اش بتواند بچه هایش را به پارک کلم ببرد و با چشم و دلی سیر برگرداندشان به بی خانمانی های همیشگی زیر این لاک بلندِ آبیِ آل که هیچ تضمینی ندارد فردا بالای سرشان باشد یا نباشد.
سر و ته بودن، آونگ بودن است. مغز، خون رسانی نمی تواند بکند و دیری نمی گذرد که تن، بمیرد و جان، پیشتر. عقل حکم می کند که پشتکی دیگر بزنیم و روی پاها بایستیم. آنگاه درخت و کوه و هر آنچه که در چنته ی این جهان است به حال اوّل و طبیعی اش برمی گردند و همه جا و همه چیز سر و سامان می گیرد. ?

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago