✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
? «جادوی پرامپت» به زبان فارسی
مهناز آقایی : اگر میخواهید با هوش مصنوعی به بهترین نحو تعامل کنید، پاسخ در پرامپتنویسی نهفته است! در کتاب «جادوی پرامپت»، که به عنوان پروژه درس مباحث ویژه از دوره علم داده دانشگاه تهران نوشته شده، به بررسی تکنیکهای دقیق و مؤثر پرامپتنویسی پرداختهام.
?این کتاب توسط ChatGPT نگاشته شده و هدف آن ارتقای مهارتهای کاربران در تعامل با مدلهای هوش مصنوعی است.
?
? تکههایی از یک کل منسجم
✍ پونه مقیمی
روزی آماده میشویم که خداحافظی کنیم. خداحافظی با هرچه و هر کس که بیشتر عشق ورزیدیم، بیشتر از خودمان! آن روز احتمالاً روز شادی نخواهد بود امّا قطعاً روز بزرگتر شدن ما خواهد بود.
روزی که ارزشِ آدمِ درونیمان را ببینیم دیگر راضی نمیشویم به آدمهای درگیرِ رفتن! به آدمهای نصفهنیمه در رابطه! چون آن روز دلمان نمیآید آدمِ درونیمان را کمتر دوست بداریم و به کم راضیاش کنیم.
آن روز مقابلِ تمام سختیهایِ زندگی میایستیم و دستِ آدم درونیمان را میگیریم و آرام زمزمه میکنیم: "من هستم، با هم رد میشویم. من تو را بیشتر از اشتباهاتت دوست دارم. من کنارت هستم."
?
✍ دکتر مقدسی
◽️سرنوشتِ خشم
خشمِ ابرازنشده یا شنیده نشده، گُم نمیشود؛ جایی برای ابراز شدن یا تخلیه شدنش پیدا میکند، حتی اگر آسیبی بزند، چه به دیگری، چه به خودِ فرد و چه به شور زندگی او.
خشمِ شنیده نشده، گاهی به بهانهای کوچکتر بر سرِ دیگریِ بیربطی تخلیه میشود و این شدّت زیادش هم خودِ فرد را سردرگُم میکند و هم آن دیگری را. "آخر چرا من اینجا اینگونه رفتار کردم؟"، "چرا مراقب پیوندمان نبودم؟"، "چرا دیدم آسیب میزنم امّا نتوانستم جلوی خودم را بگیرم؟". حتماً تجربهاش کردهاید که این تخلیهکردنِ نامتناسب خشم، بیشتر روی عزیزان و نزدیکترین کسانمان صورت میگیرد؛ (آنهایی که کم و بیش مطمئنیم به این راحتی رهایمان نمیکنند)، یا روی آدمها یا موجودات ضعیفتری که زورشان به ما نمیرسد (البته اگر بعد از آن زورِ احساس گناه زمینگیرمان نکند).
خشم شنیدهنشده، گاهی خودِ فرد را نشانه میرود؛ همچون کودکِ کلافهای رها شده در اتاقی پر از چیزهای شکستنی. فرد شروع به تخریب خودش میکند، زیاد می خورد، کارش را رها میکند، به آبروی خودش لطمه میزند، خودش را متّهم میکند، دستاوردهایش را بیارزش میکند و ... . چه کسی رنجیده؟ من. میتوانی خشمت را ابراز کنی؟ نه. پس آنکه رنج میبرد را (خودت را) از میان ببر. اگر تو نبودی یا احساسات و نیازهایت اینگونه نبود نمیرنجیدی. پس خودت را تنبیه کن. تو بدی، تو ناکافی هستی، تو هیچ کس نیستی. ویران شو.
گاهی هم این خشم، شورِ زندگی را نشانه میرود و زندگی را ویران میکند. آخر این زندگی چیست که اینگونه پُر از حالِ بَدَم میکند و روزنی برایم نمیگذارد؟ خستهام از آن. دلم میخواهد ترکَش کنم. دیگر در هیچ کدام از بازیهایش شرکت نمیکنم تا اینگونه کلافه نشوم و از پا نیفتم. زندگی نمیکنم تا به این درد نرسم؛ به دردِ خشمی که از آن به خودم میپیچم و در خودم فرو میریزم.
از اینها پیچیدهتر هم داریم:خشمِ تجربهنشده. آن هم گُم نمیشود. این خشم در لایهای عمیقتر از خشمهای قبلی گیر میافتد و برای ابراز شدنش مسیرِ طولانیتری را زخمی میکند. این خشم من را از من میگیرد.
#روانشناسی
*?Join :* @o2opia
?
**بات تلگرامی فال حافظ
امکانات زیر را برای شما فراهم کرده است:
۱- امکان گرفتن فال حافظ و تفسیر فال
۲- جستجوی کلمه بین غزل های حافظ
۳- جستجوی غزل بر اساس شماره غزل
۴- دریافت فایل صوتی غزلیات
با صدای موسوی گرمارودی :**@Faale_HafezBot
یلدایتان پرفروغ و پرخاطره...
*?Join :* @o2opia
?
ادبیات مسئولیتگریز
چرا این روزها واژهٔ
ناترازی اینقدر رایج شده؟
اگر چنین واژهای تا این حد در گفتگوهای روزمره ضروری بوده، تا پیش از رواج این اصطلاح چگونه زندگی میکردهایم؟
پاسخ ساده است: کلمهٔ درست، دقیق و جاافتاده همان "کمبود" است.
اما اصطلاح "کمبود" نشان میدهد که سیاستگذاریها، شیوهٔ مدیریت و سبک تصمیمگیری نادرست بوده که چیزهای بسیاری "کم" است: برق، آب، انرژی، درآمد و ...
"ناترازی" میگوید: آنچه ما داریم با آنچه شما میخواهید، یکاندازه نیست؛ تراز و برابر نیست.
پس مشکل بین طرفین تقسیم میشود:
نیمی از مشکل ناترازی تقصیر شماست (که انرژی زیاد مصرف میکنید و چراغهایتان روشن است و خرجتان زیاد است و دلتان میخواهد مثل ممالک مترقی زندگی کنید). نیمی هم بر عهدهٔ ما (که انرژی کافی تامین نکردهایم و منابع مالی تامین نمیکنیم و زیرساخت برای خلق ارزش اقتصادی ایجاد نمیکنیم و ...).
این نوع ادبیات را میشود ادبیات مسئولیتگریز نامید؛
حرفهایی پر از جملههای بدون فاعل، آکنده از واژههایی که همه برای تقسیم تقصیرها "خلق"، "تحریف" یا "بازتعریف" شدهاند.
#اطلاعات_عمومی
*?Join :* @o2opia
?
✍ دکتر ناظری
میدانی چرا آدمها خسته میشوند؟ خستگی، بیش از آنکه امری جسمانی باشد، نشانهای از شکاف در هستی ماست. آنکه میگوید «خستهام»، در حقیقت به مرزی اشاره میکند که میان میل و مسئولیت قرار دارد. پذیرش مسئولیت، در نهایت، چیزی نیست جز تسلیم در برابر میل دیگری؛ در برابر انتظاراتی که از بیرون بر او تحمیل میشوند.
وقتی کسی میگوید خستهام، در واقع دارد میگوید دیگر نمیخواهم نقش خود را در این زنجیره ایفا کنم. خستگی، شکلی از اعتراض است: به رابطهای که تمام شده اما همچنان ادامه دارد، به رؤیایی که دیگر درخششی ندارد، یا به هدفی که دیگر محال بهنظر میرسد. اما ژاک لکان به ما میآموزد که این گریز از مسئولیت، در حقیقت گریز از مواجهه با میل خودمان است.
سوژهای که خسته میشود، در واقع در برابر فقدان میل زانو میزند. او ناامید از تحقق میل، بهانهای میسازد: بیانگیزگی، ناامیدی، یا حتی خستگی. این همان لحظهای است که خستگی، تو را در میان دو گریز متوقف میکند: گریز از چیزی که پشت سر گذاشتهای، و گریز از چیزی که هنوز در پیش رو داری. پشت این «خستگی»، همان فقدانی است که ساختار هستی ما را شکل میدهد. پشت هر تلاش بیوقفه، تُهیای پنهان است که نمیتوان از آن گریخت؛ همان که هیچگاه به چنگ نمیآید.
اما خستگی نه یک شکست است، نه یک پایان، بلکه توقفی است میان دو ندانستن:
ندانستن اینکه آیا گذشته تو را تعریف کرده، یا هنوز میتوانی آیندهای را تصور کنی که در آن از نو ساخته شوی. آدمها در خستگی به این نقطه میرسند: "جایی که احساس میکنند دیگر نمیتوانند به جلو حرکت کنند، اما بازگشت هم برایشان ممکن نیست." گویی زبان از گفتن باز میماند و تنها چیزی که باقی میماند، سکوت است، اما سکوت ما را به لحظهای میرساند که میتوانیم بفهمیم:
ادامه دادن، همیشه به معنای پیش رفتن نیست، گاهی ایستادن نیز نوعی ادامه دادن است.
#روانشناسی
*?Join :* @o2opia
?
کلمات سال 2024 :
کاکیستوکراسی
پوسیدگی مغز
مانیفِست
اکونومیست امسال کلمه یونانی « kakistocracy» را به عنوان کلمه سال انتخاب کرده است.
کلمه kakistocracy «کاکیستوکراسی» به معنای «حکومت بدترینها» یا حکومتی با حضور شهروندان کم صلاحیت است. به بیانی این کلمه نالایقسالاری یا ناشایستهسالاری نظام حکومتی را نشان میدهد که از سوی بدترین، بیصلاحیتترین، یا ناراستترین افراد جامعه اداره میشود. این اصطلاح از قرن هفدهم ابداع شد، اما بیشتر از اوایل دهه ۲۰ میلادی در نقد حکومتهای مختلف در مناطق مختلف جهان استفاده شده است.
اکونومیست این کلمه را ربط داده است به حضور دوباره دونالد ترامپ در کاخ سفید.
دیکشنری آکسفورد هم کلمه سال خود را منتشر کرده است: « brain rot» یا «پوسیدگی مغز» کلمه سال آکسفورد است.
اشاره آکسفورد به حضور مداوم و بدون فکر در شبکههای اجتماعیست که تاثیر مخربی بر مغز انسان دارد. کاسپر گراتوول، رئیس زبان آکسفورد میگوید: «پوسیدگی مغز» یکی از خطرات درک شده زندگی مجازی و نحوه استفاده ما از اوقات فراغت را بیان میکند.
طبق اعلام انتشارات دانشگاه آکسفورد، اولین استفاده ثبت شده از «پوسیدگی مغز» در «والدن» اثر هنری دیوید ثورو، منتشر شده در سال 1854 بود. ثورو در رساله خود نوشت: «در حالی که انگلستان برای درمان پوسیدگی سیبزمینی تلاش میکند، آیا هیچ تلاشی برای درمان پوسیدگی مغز که بسیار گستردهتر و کشندهتر است، انجام نمیشود؟»
دیکشنری کمبریج هم کلمه « manifest» را انتخاب کرده است. مانیفِست، یک متن که یک گروه از آن برای بیان اصول، عقاید و اهداف خود خطاب به مردم استفاده میکند.
کمبریج میگوید این کلمه در رسانههای اصلی بهشدت گسترده شده است.
✍️فاطمه لطفی . روزنامه نگاری جدید
#اطلاعات_عمومی
*?Join :* @o2opia
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••