?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
✅ معرفی «هفت تکایش» اثر سپهبد تیمور بختیار (برای نخستین بار)
✍ حسن آسترکی
این کتاب به تحلیل دیدگاهها و ایدههای سپهبد تیمور بختیار درباره انقلاب ملی ایران و آرمانهایش میپردازد.
هفت تکایش شامل هفت اصل فلسفی است که بختیار آنها را به عنوان پایههای انقلاب ملی ایران مطرح کرده است. این اصول شامل مباحثی مانند میهن، ملت، جامعه، دولت، فرهنگ، اقتصاد و سیاست است. بختیار در این اثر به دنبال ارائه راهحلهایی برای مشکلات ایران و ایجاد یک نظام اجتماعی و سیاسی جدید بر پایه اصول ملی و انقلابی است.
این کتاب برای علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران، به ویژه دوران پهلوی و تحولات سیاسی آن دوره، منبعی ارزشمند محسوب میشود.
@BakhtiariResearch
✅ خوشههای خشم بر سر مردم
روایتی از حمله صدام به مسجد سلیمان در تاریخ 30 مهر 1362
✍ قلمدار مهاجر
✅ خدمات علیمردان خان بختیاری (نائب الحکومه صفویه) در حوزه بهداشت، درمان و رفاه اجتماعی ایران
✍ حسن آسترکی
خلأ قدرت، پس از مرگ نادر شاه افشار سبب ورود ایران به یک دوره 50 ساله ناامنی گردید. هرچند زندیه تلاش کرد تا به حکومت خود رسمیت ببخشد، اما آنان حتی نتوانستند بر تمام ایران حکومت کنند و در نهایت در رقابت با قاجار هم شکست خوردند.
در سالهای ابتدایی این برهه سخت، سرداران لر تبار سپاه نادر در یک کش و قوس شدید با عقد پیماننامه ای تصمیم بر احیای حکومت صفویه گرفتند. با حضور ابوالفتح خان بختیاری، علیمردان خان بختیاری و کریم خان زند در این فرایند، پیمان فوق، به اتحاد سه لر مشهور گردید.
این حرکت با بروز اختلاف همراه گشت و به حذف سرداران بختیاری و در دست گرفتن قدرت توسط کریم خان زند انجامید. اما وی بر اساس همان پیمان نامه، مشروعیت پادشاهی نداشت و این پادشاهان گماشته شده صفوی در اصفهان بودند که بصورت سنتی حاکم ایران دانسته میشدند.
در برههای که کریم خان زند عملاً قدرت را در اختیار داشت، شاهد نگارش آثاری هستیم که به شخصیت علیمردان خان بختیاری در مواجهه با سایر شخصيتها، تاخته اند. در لابلای این تحریف ها، گاهی به مطالبی برخورد میکنیم که شاید بتواند آگاهی ما از این چهره را بهبود ببخشد.
از جمله، اشاره به خدمات علیمردان خان در جایگاه نایب الحکومه صفویه به بهداشت، درمان و رفاه اجتماعی کشور است. میتوان او را پیشگام در طرح ارائه خدمات رایگان پزشکی از سوی حکومت و بنيانگذار ساختار ساماندهی ایتام، معلولان و سالمندان دانست. در این راستا اصلاحاتی توسط وی انجام گرفت و دستور داد مخارج بیمارستانها را از بودجه دولتی تأمین کنند و در مورد رعایت بهداشت در شهرها و رسیدگی به پیران، یتیمان و از کارافتادگان نیز اقدامات مفیدی صورت گرفت.
در کتاب رستم التواریخ چنین آورده شده است:
«مقرر فرمود که کوچه ها و بازارها را پاک و پاکیزه و هموار بدارند و اخراجات دار الشفاها را از سر کار دیوان اعلی بدهند و مقرر فرمود که فقرای با استحقاق یعنی پیران فرتوت از کار افتاده بی مداخل بی ذخیره و اطفال يتيم بی مداخل بیکس بی ذخیره و اشخاص ناقص الاعضای بی کس بیمداخل بی ذخیره را موافق حساب باغنيا ومتمولین بسپارند و التزام نامچه از ایشان بگیرند که متکفل احوال ایشان باشند و هر يك از اغنیا که از این مطلب رو گردان باشند وصله ناهمرنگ مانند یهود به پیش جامه خود بدوزند.»
? کانال جُستارهای بختیاری پژوهی حسن آسترکی
➡️ @BakhtiariResearch
✅ دلیل نامگذاری هفت لنگ و چارلنگ از زبان افضل الملک
✍ حسن آسترکی
بینظیرترین توصیف از دلیل نامگذاری هفت لنگ و چهارلنگ را سالها پیش در کلام افضل الملک میرزا غلامحسین خان شیرازی خواندم. گرایش وی به حق گویی، یکی از نقاط قوت در آثارش است. متن او را میتوان سرمشقی برای پژوهشگران در نگهداری از حرمت قلم و توجه به اخلاق دانست:
«اراضى جانكى، كه محل نشيمن بختيارى است، به خاك اصفهان متصل است. اما، نمىدانم كه در جانكى، طايفهى هفت لنگ بختيارى سكنا دارند يا طايفهى چارلنگ بختيارى مسكن گزيدهاند. و من نمىدانم كه طايفهى بختيارى را چرا چارلنگ و هفت لنگ ناميدهاند؛ چرا اينها باهم از اضداد هستند؟ آشاقهباشى و يوخارى باشى، قرهقوانلو و آققوانلوى قاجاريه جهتش معلوم است و در تواريخ اين ازمنهى نزديك ضبط شده است؛ ولى، مورخين قدما جهت اختلاف چارلنگ و هفتلنگ را ننوشتهاند؛ و حال اينكه، اين دو قريه هردو از طايفهى بختيارى هستند.
من هم مثل مورخين سابق، مىتوانم جعل لغت و اصطلاح تازهيى از خود بيرون آرم و توجيهى براى هفتلنگ و چارلنگ بنگارم كه خود را مشهور سازم؛ ولى، بناى من اين تاريخ، از روى حقيقت و راستى است. لهذا، از خود جعل سخن و اصطلاح تازه نمىكنم و تملق از احدى ندارم. حتى، سخنانى به صدق مىنگارم كه سايرين احتراز كرده، به عرض سلطان ايران نمىرسانند. و من ابدا احتراز نكرده، از كسى چاپلوسى نمىكنم و به اغراق سخنى نمىنگارم. هرچه مىنويسم، از روى راستى است؛ و الا اينكه، عيب بعضى را چندان واضح نمىسازم.»
? کانال جُستارهای بختیاری پژوهی حسن آسترکی
➡️ @BakhtiariResearch
✅ چراغ سلطان، شخصیتی مجازی در تاریخ بختیاری
نوشته: حسن آسترکی
مدتی قبل از بعضی دوستان پژوهشگر خواسته بودم تا به شخصیت "چراغ سلطان بختیاری" توجه نکنند ولی عدم عنایت ایشان، باعث شد که تصمیم بگیرم از این موضوع بنویسم و اشتباه نوشتاری که به ایجاد متون بیپایه و بنیادی در تاریخ صدپاره بختیاری منجر شده است را برطرف کنم. اخیراً نام "چراغ سلطان" در تاریخ بختیاری مطرح شد و به حدی مورد توجه قرار گرفت که داستانها و نوشتههایی درباره او ارائه گردید. برخی از دوستان به سندی تاریخی مرتبط با شاه طهماسب اشاره کردهاند که در کتابی با موضوع مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی تهیه شده توسط عبدالحسین نوایی آمده است.
این مسئله منجر شد که چراغ سلطان به یک شخصیت جذاب برای دوستداران تاریخ عصر صفوی تبدیل شده و بحثهای مختلفی درباره او پیش بیاید. اما باید گفت که وجود شخصیت چراغ سلطان دارای ابهام اساسی است و نام وی بدون پسوند بختیاری در حداقل دو نسخه خطی از سند بازنویسی شده توسط مرحوم نوائی به ثبت رسیده است و در این متون حتی از نام «بختیاری» هم یاد نشده است؛ آنچنانکه مرحوم نوایی در اثر خود به "الوس بختیاری" اشاره کرده ولی در نسخ خطی، نام "الوس ممسنی" آمده است.
احتمالاً دلیل تغییر نام توسط نویسنده در بازنویسی سند از ممسنی به بختیاری، ناشی از نداشتن آگاهی کافی نسبت به تقسیمات ایلی است. اما دلیل اینکه چرا تاریخنگاران بختیاری داستانها و تحلیلهای بی بنیه درباره چراغ سلطان ارائه کردهاند، برای من قابل فهم نیست. این موضوع به خصوص برای شخصیتی به نام "صدرلر بختیاری" که او نیز یک اشتباه نگارشی است و باید از ساحت تاریخ بختیاری حذف شود، بیشتر شدت یافته است. امیدوارم تاریخنویسان بختیاری با دقت بیشتری به پژوهش خود بپردازند.
کانال جُستارهای بختیاری پژوهی حسن آسترکی
@BakhtiariResearch
✅ روایتی جالب است از قمهزنی روز عاشورا در مجلس روضه خوانی سردار جنگ بختیاری در کاخ چهلستون اصفهان:
سابقاً در هر شهری اعیان و حکام سالی چند روزی در منزلشان روضه خوانی میکردند و این عمل چه از لحاظ دین و چه از لحاظ اجتماع بسیار مفید و بجا بود. افسوس که پولهائی که سابقاً صرف دین میشد اکنون معلوم نیست به چه مصرف میرسد. گاهی در این کار تکلفات بسیار میشد و روزهای عاشورا نیز دستههای قمهزن از هر محلهای به راه میافتاد و با روپوشهای سفید در منزل اعیان و تکایا میرفتند؛ از طرف ثروتمندان لباس و چلوار سفید برای روپوش آنان داده میشد که در ثواب قمهزنی شرکت کرده باشند.
این قمهزنها که غالباً از الواط و اشرار محلات بودند این عمل را کفاره گناهان یکساله خود میپنداشتند. در صورتی که قمهزنی برخلاف دستورهای شرع مبین اسلام و خود گناه جدیدی است که مرتکب میشدند.
در هر صورت مرسوم بود که این الواط به منزل حکام میرفتند و بعضی اقوام و دستیاران خود را که در اثر شرارت در ظرف سال به زندان افتاده بودند مطالبه میکردند و آنقدر در منزل حکام قمه میزدند که بعضی بیهوش میشدند و برخی نیز میمردند تا بالاخره حاکم مجبور میشد زندانی آنها را بخشیده رها کند.
بخاطر دارم سردار جنگ بختیاری حاکم اصفهان بود و در ایوان بزرگ چهلستون روضهخوانی میکرد. من همه روزه با چند نفر از رفقای همسال، آنجا میرفتیم. منجمله روز عاشورا را رفته بودم؛ دستههای قمهزن آمده بودند و هر یک نمایش میدادند و زندانی محله خود را مطالبه میکردند و میرفتند ولی یکدسته آمده بود و زندانی خطاکاری را میخواستند، سردار جنگ در اجازه خلاصی او مقاومت کرد این دسته هم بنا به رسم خود، مشغول نمایش و قمهزنی شدند و آنقدر پافشاری کردند تا سردار جنگ اجباراً اجازه داد زندانی خطاکار را از زندان آورده به آنان تسلیم کرد. و خود شاهد بودم که زندانی را که آوردند و به سردسته تسلیم کردند؛ سردسته برای آنکه به حاکم معلوم کند که زندانی مجازات خواهد شد و از این پس توبه کرده است خود حضوراً آنچنان قمه را به فرق زندانی زد که صدای آن را از دور شنیدم و فوراً خون از فرق او جاری شد و مضروب در حین خوردن ضربه چنان خود را کوتاه کرد و سر و چشم و صورت را بدون اختیار حرکاتی داد که بسیار رقتآور بود.
من از دیدن چنین منظرهای بسیار ناراحت شدم و حس کردم مثل آنکه نجاری چوبی را رنده میکند و کم کم از چوب میکاهد؛ قلب مرا هم همچنان مثل آنکه رنده کنند و از آن بکاهند کم کم کاسته میشود تا یکبار طاقت ایستادن از من سلب شد و بجای خود نشستم. شخص ناشناسی پهلوی من ایستاده بود و حالت مرا دید فوراً آب سردی برای من آورد و به من نوشاند تا کمی حالتم که رو به راه شد دست مرا گرفت و از راهی دیگر که قمهزنان را نبینم مرا راهنمائی کرد تا در خروجی چهل ستون برد و به من سفارش کرد که فوراً به منزل خود بروم و از آن روز دیگر روزهای عاشورا را در منزل ماندم و از منزل خارج نشدهام و یا اگر به روضه رفتهام جایی رفتهام که از این لوطی بازیها نبوده است.
مأخذ: مهدوی، معزالدین. داستانهایی از پنجاه سال. تهران 1348، 2/51.
برگرفته از کانال میراث مکتوب.
✍ کانال جُستارهای بختياری پژوهی حسن آسترکی
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago