رویای سیاه

Description
رمان رویای سیاه
_____
نویسنده:پوکرمن
(رضا زکی زاده)
نویسنده ی سایت یک رمان
_____
نظر،پیشنهاد،انتقاد:
@maroboro
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

8 years, 11 months ago

یه رویای سیاه تو خوابمی...

8 years, 11 months ago
9 years, 3 months ago

قسمت جدید داستان #کافه_چی
تا دقایقی دیگر
به کانال اختصاصی این داستان ‌بپیوندید:
@cafchi

9 years, 4 months ago

#داستان_کوتاه
"به تلخیه زهر"
نویسنده : پوکرمن (رضا زکی زاده)
@Royasiah

9 years, 4 months ago

بهتر از رویای سیاه میشه ،
مطمئن باشید ❤️

9 years, 4 months ago
بعد قسمت صفر

بعد قسمت صفر
قسمت اول رمان #کافه_چی ساعت ۱۱ بر روی کانال آپلود خواهد شد
با ما در پیچ و خم داستان همراه باشید !
تنها کانال داستان #کافه_چی :
@cafchi

9 years, 4 months ago

این دوستی‌ که اینو فرستاده میگفت
من اول توی کانال اون دنبال میکردم داستانو، اونم به اسم خودش میزد
بعد یه بار اشتباهی اسم پوکرمن بالاش اومد و من همه جارو زیر و رو کردم تا شمارو تو اینستا پیدا کردم .
میگفت میخواسته با پولایی که با هزار زحمت به دستشون آورده بخره داستانو ولی فهمید طرف کلاهبرداره و نخرید !
آگاه باشید .
از این طرفم حتما شکایت میکنم
#پوکرمن

9 years, 4 months ago
اینم یکی از دوستان زحمت کشیدن …

اینم یکی از دوستان زحمت کشیدن با ادمین اون کانال حرف زدن !
رویای سیاه‌ که کلا ۳ فصله اینا ۸ فصلش کردن !
تازشم ۶۵ تومن میگیرن !
نمیدونم کتابشم کردن یا دروغ میگن !
@Royasiah

9 years, 4 months ago

به نام حق

#کافه_چی #قسمت_صفر
نویسنده : پوکرمن ( رضا زکی زاده)
@cafchi

زندگی میتواند پر از اتفاق های بزرگ و کوچک باشد. در اصل زندگی مجموعه اتفاقاتی هست که خواه،ناخواه ما را تحت تاثیر خود قرار میدهد. اتفاقات بد شاید روزی فراموش شوند اما اگر روزی اتفاقات خوب تبدیل به خاطرات بد شود میتواند طرز تفکر، امید به زندگی، دید تو نسبت به آدم های دیگر و... را صدوهشتاد درجه تغییر دهد و از تو یک آدم جدید بسازد که فقط توی آینه شبیه قدیم است.
خاطره ! این به یاد آوردنی لعنتی ! بزرگترین و شاید تنها دلیل ناراحتی و غمگین بودن انسان هاست.
ما انسان ها شاید با نبودن کسی کنار بیاییم ولی با خاطراتش ابدا!
خاطره بیشتر از سلاح های اتمی خطرناک ، بیشتر از آنفلونزا همه گیر و بیشتر از هر صدایی توی مغزت پر سر وصدا تره ! خاطره خاصیت همیشگی دارد و حتی آلزایمر هم نمیتواند به فراموشی آن کمک کند.
یادم می آید پدربزرگم گل رُزی،هر چند خشکیده را قاب کرده بود و در اواخر عمرش ساعت ها بدون کمی خستگی، فقط به آن گل نگاه میکرد . با خودم میگفتم که بیچاره حتما آخر عمری دیوانه و یا شاید دچار آلزایمر شده است. اما پس از چند وقت که پدربزرگم فوت کرد، چیز هایی فهمیدم که باعث تعجبم شد.
پدربزرگم صندوقچه ای داشت که هیچ کس از ‌محتویاتش با خبر نبود ، حتی مادربزرگم.
بعد مرگش ، وقتی کلید آن صندوقچه را زیر فرش اتاقش یافتم، بلافاصله ناخودآگاه بر اثر کنجکاوی شدید بر سرش رفتم و بازش کردم.
جز دو‌تیکه کاغذ نیمه پاره ی چسب خورده و چند عکس قدیمی سیاه و سفید چیزی نیافتم. تعجب کردم !
انتظار داشتم چیزی قیمتی داخلش باشد ولی هیچی نبود.
به عکس ها نگاه کردم. دختری جوان با موهای فر و لباس سفید عروسی، با شاخ گل رزی بر سرش در عکس ها مشخص بود.
دختر ابرو های نازک و لبانی غنچه ای داشت اما اصلا شبیه جوانی های مادربزرگم نبود !
وقتی با دقت بیشتر به عکس ها نگاه کردم، فهمیدم گل رزی که پدر بزرگم قابش کرده، همان گل رزی هستش که دخترک بر سر دارد !
کاغذ های نیمه پاره را که باز کردم متوجه شدم نامه ای هستش که با خط زیبا نوشته شده و متنش این چنین بود :
" بسم الله الرحمن الرحیم
آقا صادق! کاش میتوانستم سرنوشت را جوری رقم بزنم که هر دوی ما خوشحال باشیم اما دریغ از این که حساب و کتاب این دنیا دست ما نیست !
اتفاقات، نا جوانمردانه، هیچکدام بر وفق مراد ما نبود و خلاصه نشد که بشود ! چه جمله ی ساده ولی بی رحمی !
من را ببخش؛ به خاطر همه چیز. میدانم که تقصیری نداشتم ، البته تو هم نداشتی ‌ولی احساس گناه میکنم‌. جگرم میسوزد میدانی!
به خداوندی خدا شرمم می آید که همراه نامه عکس و شاخه گل عروسی ام را برایت بفرستم اما نمیخواهم که از من هیچ یادگاری ای نداشته باشی و نمیخواهم هیچوقت فراموشم کنی!
شاید در زندگی دیگر مال هم باشیم اما در این‌ جهنم نه !
هر روز عاشقت میمانم...خدا حافظت باشد. "
چشمانم پر اشک شد. انگار آن غمی که پشت تک تک کلمات نامه بود، به من انتقال یافت! تازه فهمیدم محتویات صندوقچه برای پدربزرگم قیمتی ترین چیز دنیا بود !
حالا همه چیز با عقل جور در می آمد. پدربزرگم مردانه پای قولش مانده بود و هیچوقت عشقش را _که حتی اسمش را هم نمیدانم_ فراموش نکرد . با این که میگویند زمان هر چیزی را حل میکند اما باید این جمله را تصحیح کنم :
زمان هر چیزی را حل میکند جز درد عشق !
اگر بخواهیم با انصاف باشیم ،پدربزرگم هیچوقت برای مادربزرگم کم نگذاشت. چون میدانست که او عاشقش شده و این نشان از مردانگی اش بود .
هیچوقت نگذاشتم نامه را کسی ببیند. بیچاره مادربزرگم اگه میفهمید، آخر عمری دق میکرد. اما هر کسی یک رازی دارد. رازهایی‌که جز‌ خودش و خداش کسی نمیداند؛ نباید هم بداند.
زندگی مجموعه ای از اتفاقات هست که به خاطره تبدیل میشوند و خاطرات مجموعه درد های هستند که هیچوقت فراموش نمیشوند. خاطره مثل ایدز میماند. نه درمانی دارد و نه راه حلی و نه امید به چیزی. تهشم جونتو میگیره...به وَلاه میگیره !
و خاطرات من ، پارسا نامدار ، از پاییز اون سالی شروع شد که دانشگاهو کنار گذاشتم...

منتظر نظراتتونم
#پوکرمن
@cafchi

9 years, 4 months ago

رمان کافه چی از امشب شروع میشه
و سبکش با رویای سیاه متفاوته
منولوگه ، توی قسمت اول آشنا میشین بیشتر باهاش
امیدوارم با این داستانم ارتباط برقرار کنید
لینک کانالش :
@cafchi

از این کانالم لفت ندید ، اخبار اینجا اعلام میشه

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago