?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
شنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳
ناحیه ی چپِ مغزم به کرّات درد میکند. فکر که از نورون ها عبور میکند، ناخواسته آماس میشود و گاهی میسوزد. خسته شدم.
روزهایی که منچستر بازی داره یه سردرد بدتری به قبلی ها هم اضافه میشه. دیگه بالای ده سال میشه این تیم حالش خوب نیست. تا چه باشد زین پس.
بعضی وقتا به اون لحظه ای فکر میکنم که حرف خاصی برای گفتن نیست و دو نفر مسیر نسبتا طولانی ای رو با سکوت طی میکنند. آخرین باری که تونستم اینکار رو بکنم با حسن بود که به مدت دو ساعت و نیم پیاده روی کردیم، برای خوابگاه خرید کردیم، رفتیم کافه و قهوه خوردیم و هیچ نگفتیم. خیلی خوش گذشت. سکوت همیشه جوابه.
این روزها هم به فکر مهارت جدیدی ام. امید دارم به نتیجه ای. خدا هم بزرگتر از مشکلات ماست بهرحال.
خلاص.
پنجشنبه و جمعه ششم و هفتم اردیبهشت
پوسته ی آرمادیلو به او کمک میکند که در هنگام احساس خطر، در خودش جمع شود و بدل به توپ گردد؛ عملکرد درونگرایی نیز چنین است.
دیروز واقعا اتفاقی خاصی نیوفتاد جز اینکه یک رُل گفتم که واقعا سخت و جانکاه بود و امیدوارم نتیجه ی کار مسرت بخش باشد. همچنان به دنبال راهی میگردم که بشود از توانایی هایم درآمد ساخت اما چه سود تا کنون هیچ خبری از حیلتی نیست.
بالاخره پیامک جلسه ی شورای پزشکی آمد و باید ساعت ۸ صبح روز نهم در محل معاونت نظام وظیفه حضور بهم رسانم. باشد که بابی شود جهت معافیت و تعیین نقطه ای خوب در طول مدت سربازی.
امید دارم اما با لبانی آویزوون بهرحال خصلت آدمی اینگونه ایجاب میکند که دو روز را به یک حال نگذراند.
خلاص.
در کل بنظر من ازدواج از زیباترین و شیرین ترین تجربیات یک انسانه شما در تن های همدیگه که خصوصی ترین بخش زندگیتون هست هم باهم شریک میشید چه برسه بقیه ابعاد زندگی در کنار هم خانواده میسازید رشد میکنید و همیشه کسی هست که از پدر و مادر هم بهتون نزدیک تره و میتونید…
این کار رو خیلی دوستش دارم
چون همه ی دیالوگ های «دکتر سوسکه» که بجاش حرف میزنم از بداهه های خودمه.
همه ی وقت و انرژیم رو صرف این کار کردم و امیدوارم دوسش داشته باشین
الان خودشم میذارم اینجا خواستید ببینید ?
شنبه یکمِ اردیبهشت ۱۴۰۳
لاشه ام که به خانه رسید دیگر فقط سوت بود که از گوش هایم میشنیدم. فشار ذهنی چیزیه که از اول امسال برام تبدیل به عادت شده و هرچی که بیشتر میگذره برام تمرین تاب آوری بیشتره.
یه پروژه ی سنگین به تورم خورده که اگه آورده مالی برام نداشته باشه واقعا نمیصرفه ادامه ش بدم چون قدم های اولش بسیار سنگینه. فرض کنید قراره یک آشغال رو جوری تبلیغ کنید که مردم تا تهش بخورند و بگن چه خوشمزه ست. اینه داستان.
این روزها سر درد شدید دارم. منتظر جواب کمیسیون پزشکی ام و همچنان ادامه میدم. باشد که از این روزها یک نتیجه ی مثبت نصیبم بشه و اه...
خلاص.
از اول فروردین که تصمیم گرفتم این سبک ویدیو ها رو بسازم تازه فهمیدم اوه مای مشتبا چقدر سخت و دشواره تولیدش.
یعنی از چیزی که فکر میکنید خیلی خیلی سخت تره.
به چشمامم نگاه میکنم قشنگ از اول سال تا الان همینجوری خطی و خطی تر شده. تا آخر سال برنامه هایی دارم که احتمالا با شمایل کیم جونگ اون در خدمتتون خواهم بود دیگه
شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳
همیشه از داد و بیداد های مسئولین بیمارستان در حضور بیماران نفرت دارم. واقعا نمیدونم چه دلیلی داره در حضور کسانی که خودشون مثلا از درد کلیه یا استخون درد، نای حرف زدن ندارن، یهو بیای داد و بیداد بکنی که نمیدونم چرا حق من رو خوردی و چمدونم من اینهمه شیفت وایسادم برای من رد نشده. بخدا به مراجع ارتباطی نداره.
[این متن تا ساعت ۸ صبح دیروز نوشته شده و نویسنده از ادامه ی آن منصرف شد. به دلایل حوصله، شرایط حساس کنونی و الخ]
خلاص.
جمعه ۲۴ فروردین ۱۴۰۳
ملال، بیکاری و هعی
خلاص.
شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۳
شلوغ شروع شد؛ خیلی خیلی شلوغ. ساعت ۱۰ صبح که از خواب بیدار شدم بدو بدو رفتم سراغ پیج و دینگ دینگ! ۱۲۰۰ ویو بعد از نزدیک به ۱۲ ساعت. اصن چشمام برق زد. وضعیت کاملا برعکس با ویدیوی قبلی شد. هرچی خستگی از اون مونده بود اینجا تخلیه شد و راحت شدم. دم همه تون گرم بچه ها.
بعدش بدو بدو رفتم سمت بیمارستان. اونجا تا ساعت ۲ و نیم علاف دوتا دکتر شدم و شکر خدا بخش زیادی از کارم پیش رفت. فقط برای کلیه باید سه تا آزمایش بدم که خدا بخیر کنه. صحبتی که با دکتر داشتم احتمال معافیت میداد حال باید دید چی میشه ...
اما برای دورشناخته ی جدید هم برنامه چینی کردم و فردا شب یه اپیزود دیگه داریم. اینبار درمورد پسر دوم فریدون یعنی «تور» صحبت میکنم. البته اینبار از شاهنامه نیست ولی بی ربط هم به اون نیست. کلا جالبه دیگه؛ منتظر باشید^^
خلاص.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago