?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 3 months, 1 week ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 5 months, 3 weeks ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 month, 2 weeks ago
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله_الحسین
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
بابا ببین منم، رقیه دخترت
حالا منم شدم، شبیه مادرت
شبیه مادرت، خورده تنم لگد
از روی نی دیدی، چطور منو میزد
یه جوری زد هنوز چشام تاره
چه ارزشی داره یه گوشواره؟
موندم با زخم گوشای پاره/ بابا بابایی
کنج خرابهمو، مونسمه سرت
با روضههای من، گریونه خواهرت
بهار عمر من، دیگه شده خزون
خودم دیدم لبات، میخورد خیزرون
بزم شراب که غصه تو خوردم
پای غمت طاقت نیاوردم
منم شبیه خواهرت مُردم/بابا بابایی
#السلام_علیک_یا_رقیه_بنت_الحسین
پر میکشم تا عرش اعلی با رقیه
ذکر عروج ما زمینی ها رقیه
گفتم زمان ناتوانی یا علی و
در موقع بیچارگی ام یا رقیه
عرض توسل میکنم هر روز و هر شب
تا کربلایم را کند امضا رقیه
قلب مرا با یک نگاهش زیر و رو کرد
خشکیِ دل را میکند دریا رقیه
تنها نه اینکه ساخته امروز ما را
ما را شفاعت میکند فردا رقیه
اعجاز او بالاتر از کار مسیحاست
صد مرده را یکجا کند احیا رقیه
پیچید عطر یاس احمد در مدینه
وقتی قدم بگذاشت بر دنیا رقیه
زهرا اگر آئینه ی ختمُ الرُّسُل شد
مرآت زهرا گشت سر تا پا رقیه
با گفتنِ "بابا" دل از اربابمان برد
شد دلربای خانه ی مولا رقیه
جبریل محو دیدن این صحنه میشد:
می خُفت وقتی در بَرِ سقّا رقیه
افسوس بعد از کربلا و آن هیاهو
محروم شد از نعمت بابا، رقیه
از کربلا تا شام از هِجرِ پدر سوخت
همراهِ آهِ زینب کبری، رقیه
کنج خرابه سرزده مهمانش آمد
دلتنگ بابا بود از عاشورا، رقیه
کاری بجز جان دادن از او برنیامد
وقتی که بی تن دید جانان را، رقیه
کاخ یزید و آنهمه شوکت فرو ریخت
می مانَد و مانده ست پابَرجا رقیه
#السلام_علیک_یا_زوجة_ولی_الله_یا_ام_البنین
بِسمِ ربِّ الحَسن، خدای حسین
باز، دارم به سر هوای حسین
من دلی دارم از علی سرشار
سینه ای روشن از ولای حسین
من کیَم؟! جز کنیز زینب او؟!
قمرم کیست؟! خاک پای حسین
با دو گوشم هنوز می شنوم
صوت زیبای ربّنای حسین
ای بشیر! از حسین من چه خبر؟
دل من لک زده برای حسین
نه فقط اینکه چار تا پسرم؛
هر دو عالم شود فدای حسین
خجلم از رباب، چون نرسید
مَشک سقّا به خیمه های حسین
می نشینم به روی خاک بقیع
عوض خاک کربلای حسین
خون عباس روسفیدم کرد
آنکه شد صاحبِ لِوای حسین
صد ابالفضل من به قربانِ
تن زخمی و سرجدای حسین
شد حسینِ غریب، تنهاتر
بی رمق گشته بود پای حسین
بی برادر شد و قَدَش تا شد
دشت پر شد ز وایوایِ حسین
اشک خون ریخت چشم عباسم
رفت از حال در عزای حسین
از کنار فرات تا گودال...
فاطمه سوخت با نوای حسین
فاطمه می شنید در گودال
بینِ جمعیّتی! صدای حسین
می کِشم آه تا دم مرگم
سر بریدند از قَفای حسین
ای یاس زهرا! جان مولا! کی میایی؟
دل مرده هستیم، ای مسیحا! کی میایی؟
آقا! زبان دشمنانت نیش دارد
خسته شدیم از اهل دنیا، کی میایی؟
این نفس امّاره مرا بیچاره کرده
از پا در آورده دلم را، کی میایی؟
از هجر تو آواره می گردم من آخر
خیمه نشین دشت و صحرا! کی میایی؟
نام مرا در هر قنوت وِتر بُردی
ای روح و معنای دعاها، کی میایی؟
مادر صدا کرده تو را در بین آتش...
ای پاسخ فریاد زهرا! کی میایی؟
در مجلس ما روضه ی عباس برپاست
گریه کن چشمان سقّا، کی میایی؟
چشمان خشکم را دوباره خیس کن، خیس
من را اسیر حضرت عباس بنویس...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #امام_زمان_ارواحنا_فداه
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_عباس_علیه_السلام
#السلام_علیک_یا_زوجة_ولی_الله_یا_ام_البنین
دوباره سفره ی دل باز کردی
و با نوحه گری، اعجاز کردی
شبیه فاطمه چشم تو باران
بنا کردی دوباره بیتُ الاَحزان
کنار چار تا قبر خیالی...
چه اشکی و چه سوزی و چه حالی!
تو به قدر فراتی گریه داری
که روی قبر اولادت بباری
تو تنها در لقب "امّ البنینی"
پسر دیگر نداری، بی بنینی
تو رنگ شادی از قلبت زدودی
چه اشعاری که با ناله سرودی
بگو "لاتَدعُوَنّی" باز مادر
نما تو روضه را آغاز مادر
بگو کنج بقیع از اوج احساس
شدم دلتنگ تو عباس! عباس!
جوان قد رشید من کجائی؟
علمدار حسینم! کربلائی؟!
"قیامت قامتا! قامت قیامت!"
یل ام البنین! مادر فدایت
بلندای قدت تا آسمان بود
شعاع هیبتت تا بی کران بود
تو می کردی غضب وقتی چو حیدر
به پا می شد قیامت بین لشکر
شنیدم کربلا "شقّ القمر" شد
سر و پیشانیت همچون پدر شد
شنیدم من ولی باور نکردم
الهی دور عباسم بگردم...!
ولی شد باورم وقتی شنیدم
که دستانت جدا شد، قد رشیدم
گرفتی مَشک آبت را به سینه
مبادا تشنه لب مانَد سکینه
چو تیری مَشک را بر سینه ات دوخت
دل تو بهر اولاد علی سوخت
ز قلب مَشک آبت آبرو ریخت
رطب های نخیل آرزو ریخت
وجودت را به سیل خون سپردی
به چشمت تیر نه! تو چشم خوردی
دلم آتش گرفت از سوز آهت
نیامد تیر، بیرون از نگاهت
نشد! بیرون نیامد تیر ای داد
سرت خَم بود، اما داد بی داد؛
تو را دشمن شبیه مرتضی زد
سرت را با عمودی بی هوا زد
چه غوغایی میان علقمه بود
بجای من کنارت فاطمه بود
زمانی که تو از مرکب فتادی
جبین بر چادر زهرا نهادی
شدی تو زائر آن روی نیلی
کبودی های جا مانده ز سیلی
اگر چه بر زمین افتاده بودی
دم جان دادنت تنها نبودی
تو بودی گر چه عمری نور عینم
ولی سوزد مرا داغ حسینم
دوباره می روم مادر من از حال
امان از روضه ی گودال...گودال
به گودالی که غرق همهمه بود
که در پیش غریب فاطمه بود؟!
یکی با نیزه او را تاب می داد
یکی با سنگ او را آب می داد
یکی تکریم او را با عصا کرد
یکی از تن لباسش را جدا کرد
یکی آورد هدیه خنجرش را
یکی بر نیزه ای می زد سرش را
نبودم من ولیکن مادرش بود
به بالای بلندی خواهرش بود
چه دید از تل، که زینب قدکمان شد؟!
بهار عمر او از چه خزان شد؟!
چه ها دیده که دارد این نوا را:
حسینا...واحسینا...واحسینا...!
علیست مرکز و هستی مدار حب علیست
بهشت بردنت ای دوست کار حب علیست
ز لعن دشمن او دست بر نمی دارم
چرا که بغض سقیفه کنار حب علیست
چقدر حشر محبان مرتضی زیباست
"حلالزاده رهش از حرامزاده جداست"
#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا_المرتضی
#سینه_زنی_زمینه
آرزوم اینه باشم فدائی سلطان
افتخار من اینه: (گدائی سلطان) ۲
اگرچه بدم اما/ جواب منو میده
پناه داد منو مثلِ/ آهویی که ترسیده
چشم من به جز خوبی/ از رضا مگه دیده؟!
اگه خسته و زارم، اگه بی قرارم
اگه از گناه حالا، اینه روزگارم
تنها دلخوشیم اینه: من رضا رو دارم
رضا یارضا مولا... رضاجان رضاجان
چه جوری دلش اومد؟! تو خیلی عطوفی
برا چی به تو زهر داد؟! (وقتی که رئوفی) ۲
دست و پا زدی تنها/ تو حجرهی دربسته
حق داری اگه بغضی/ گوشهی گلوت نشسته
جواد تو شد آخر/ درمون دل خسته
کی گفته که بعد از این، سرت رو زمینه
علی اکبرت حالا، کنارت میشینه
الهی کسی داغِ جَوونو نبینه
رضا یارضا مولا... رضاجان رضاجان
میدونم برات سخته امام غریبم!
اما باز بخون روضه (من ابنِ شبیبم) ۲
من از کربلا خیلی/ میسوزه دلم، ریّان!
مرکبا بودن سیراب/ ولی جدّ ما عطشان
مونده بود روی خاکا/ آیه آیه ی قرآن
نالهی "حسین" رویِ لب مادرش بود
نگاهش دم آخر، سمت خواهرش بود
تشنه بودن بابا، غم دخترش بود
یاحسین حسین مولا... حسین جان حسین جان
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 3 months, 1 week ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 5 months, 3 weeks ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 month, 2 weeks ago