?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
دستش رو به جوهری که کف سفید حموم رو سیاه کرده بود زد و کف دستش به اون سیاهی آلوده شد. نمیدونست چرا اما هیچوقت اون جوهر، بوی جوهر نمیداد. کف دستش رو به پشانیش رسوند و رد سیاهی رو روی نیمهٔ راست صورت خودش حک کرد. از جا بلند شد و با دستی که ازش جوهر میچکید، از حمام خارج و به هال رفت. کاغذهای طراحیش درست اونجا، روی زمین خونهٔ سفید پخش شده بودند و روی اونها طرحهایی از ساختمانهای معروف به چشم میخورد. یک برگهٔ سفید از زیر تمام اونها بیرون کشید و اهمیتی به کثیف شدن بقیهٔ طراحیها نداد. دوباره و همراه با برگه به داخل حمام برگشت. جوهر روی دستش کمی خشک شده بود و چسبناک بود، پس دوباره دستش رو بهش آغشته کرد و شروع به طراحیِ نامنظمی روی برگه کرد. کاری که با وقتی که مداد طراحیش رو به دست میگرفت فرق داشت. زمانی که کارش با برگه تموم شد و عقب کشید. سرش پر از فکر بود، اما یک نقطهٔ سفید و خالی میون اونهمه افکار وجود داشت و تهیونگ ترجیح میداد توی اون نقطهٔ کوچیک غرق بشه و هر چیزی به جز اون رو مثل جوهر سیاه ببینه. به کاغذ خیره شد. کاغذی که پاکیش رو از دست داده بود و حالا جملهٔ ″کمکم کن″ رو با خط کثیفی حمل میکرد. ″چیکار داری میکنی؟″ به داخل وان نگاه کرد. مثل همیشه اونجا بود و بهش پوزخند میزد. ″گفتم داری چیکار میکنی؟″ ″نمیدونم.″ با پایینترین صدای ممکن لب زد و با این حرف پوزخند پسر رو عمیقتر کرد. ″احمق نباش، میخوای همه بفهمن؟″ با چشم به دوربین اشاره کرد و باعث شد تهیونگ هم سرش رو به سمت دوربین مداربسته برگردونه. چه راحت بهشون توی تمام خونهاش عادت کرده بود. پسر زانوهاش رو به آغوش کشید و در حالی که با غضب به دوربین نگاه میکرد گفت: ″تمیزش کن.″ تهیونگ با گیجی به اطرافش نگاه کرد. کثیفیِ زیادی احاطهاش کرده بود. ″چی رو؟″ پسر نگاهش رو از دوربین گرفت و به تهیونگ داد. ″تمام خونها رو.″ با شنیدن کلمهٔ خون، به کاغذ نگاه کرد. کلمهٔ روش دیگه سیاه رنگ به نظر نمیرسید؛ بلکه به رنگ خون بود. دستش رو بالا آورد و دوباره بهش نگاه کرد، اون هم به خون آلوده شده بود. کف حمام و راهی که تا هال طی کرده بود هم خونی بود. دیگه اثری از جوهر سیاه دیده نمیشد؛ فقط خون بود و خون. سرش رو به آرومی بالا و پایین کرد. جونگکوک از خون متنفر بود، باید تمیزشون میکرد. از جا بلد شد و به سمت اتاقش رفت. سطل رنگ سفید رو برداشت و به سمت حمام برگشت. از ساق پاش خون میجوشید و تمام سرامیک سفید خونه رو به رنگ سرخ درآورده بود. اما تهیونگ نه خبر داشت و نه اهمیت میداد. حتی درد رو هم حس نمیکرد. با سطل رنگ کنار کاغذ نشست. دستش رو داخل سطل فرو برد و روی کاغذ کشید. ضربدر بزرگی روی اون جمله کشید و بعد خودکارش رو از داخل جیبش خارج کرد. بدون اینکه منتظر بمونه تا رنگ خشک بشه، با خودکار روی اون سفیدی نوشت: ″من خوبم.″ و بعد به جونگکوکی که توی وان نشسته بود نگاه کرد. جونگکوک به کاغذ نگاه کرد و بعد لبخند زد و نگاهش دوباره روی صورت کثیف تهیونگ برگشت. ″آفرین.″ و درست بعد از شنیدن این کلمه، بخاطر زخم عمیق پاش سرگیجهٔ شدیدی گرفت. اما درست قبل از اینکه کف حمام بیهوش بشه، متقابلاً به پسر لبخند زد. پسری که زمانی معشوقش بود و حالا، چیزی جز یک وهم پوچ نبود. وهمی که یک خاطره بود از روزی که خون شاهرگ بریده شدهاش، کف حمام اتاق هتلشون توی پاریس رو قرمز کرده بود.
زادهی تنهاییهایم، امروز روز سختی برای شخصِ دومِ شما که من باشم بود. نمیدادم کسی که درون شیشه نگاهم میکند کیست. نگاهش غریبه نیست؛ اما آشنا هم نیست. پدر میگوید باید از او بترسم، چرا که وجود خارجی ندارد و در کمال بیرحمی میگوید من دیوانه هستم. لطفا اگر نامهی مرا میبینید سریع تر به کمک من بیاید، میانِ افکار زنندهام در تکاپوام. حتی نمیتوانم احساسات خودم را، از یکدیگر تشخیص دهم. علتش چیست؟! تو باید بدانی.
از من به من، 21 سپتامبر.
I know that u got daddy issues.
And if were my little girl.
I’d do whatever I could do.
روزی که اطرافیانم جای زنگ زدن، بهم پیام بدن واقعا عید منه.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago