باشگاه کتابخوانی

Description
خوشبخت، کسی است که به یکی از این دو چیز دست‌رسی دارد: یا کتاب‌های خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.
✍ویکتور هوگو

نقد و پیشنهاداتت رو برامون ارسال کن:
@Sh_roostaei
@TheMJA

برنامه ترم جدید:
یک هفته درمیان
سه شنبه ها ساعت ۱۰ تا ۱۲
چهارشنبه ها ساعت ۱۴ تا ۱۶
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 3 months, 1 week ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 5 months, 3 weeks ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 month, 2 weeks ago

2 months ago

⭕️دوستان جلسه امروز برگزار نمیشه⭕️

2 months, 1 week ago

برگزیدگان مسابقه قصه گویی یلدایی?*
?سرکار خانم فاطمه ورمزیار
?***جناب آقای مهدی مرتضوی آزاد

برای دریافت جوایز به شناسه زیر مراجعه کنید:
@Sh_roostaei

@buali_book_club

2 months, 1 week ago
4 months, 2 weeks ago

دشت سوخته
دشت سوخته بود، کبوتر جایی برای فرود آمدن نداشت. ناگهان چشم اش به شاخه ای افتاد و بی درنگ فرود آمد، اما شاخه ی زیر پایش سفت بود. نتوانست تعادل اش را حفظ کند. خواست دوباره پرواز کند که دستی مانع اش شد و او را در چنگ گرفت. کبوتر روی لوله ی تفنگ شکارچی فرود آمده بود.

احمق ما مرده‌ایم
داستانک های رسول یونان
نشر مشکی

@buali_book_club

4 months, 2 weeks ago

باران
آلبوم را ورق زد و به جوانی خود رسید. به درختی تکیه داده و ژست گرفته بود. پشت سرش در گوشه ای از آسمان، تکه ابری سیاه دیده می شد. ناگهان ابر شروع کرد به بزرگ شدن و لحظاتی بعد باران تمام صورت اش را خیس کرد... 
آلبوم را و زندگی اش را خیس کرد... 
آن روز، روز عجیبی بود. فقط در خانه ی پیرمرد باران باریده بود.

احمق ما مرده‌ایم
داستانک های رسول یونان
نشر مشکی
@buali_book_club

4 months, 2 weeks ago

مرد شلاق اش را در هوا چرخاند و گفت:
ـ آرام اند چون برّه. نگاه شان کنید! 
بعد سرش را فرو برد در دهان یکی از شیرها. و آن شیر من بودم. فرصت را غنیمت شمرده، بدون معطلی سرش را از گردن قطع کردم. به خاطر تمام شلاق هایی که در سیرک خورده بودم. 

احمق ما مرده‌ایم
داستانک های رسول یونان
نشر مشکی
@buali_book_club

4 months, 3 weeks ago

آن ها نباید عاشق شوند
مرد به همکارش گفت:
من تو را دوست دارم!
دخترک پرسید:
از چی حرف می زنی؟
مرد جواب داد:
از عشق!
در درون دخترک، قطعه ای با صدای خفیف آژیر کشید. احساس خطر کرد و بی درنگ گفت:
این برنامه برای من تعریف نشده!
سپس، روی اش را برگرداند و رفت. مرد که به اشتباه خود پی برده بود، سعی کرد موضوع را با هیچ کس در میان نگذارد. بی چاره نمی دانست صدایش در اتاق کنترل ضبط شده است. چند روز بعد او را به کارخانه سازنده اش برگرداندند و آنتی ویروسی قوی در قلب اش نصب کردند.

احمق ما مرده‌ایم
داستانک های رسول یونان
نشر مشکی
@buali_book_club

4 months, 3 weeks ago

آخرین ترور

پس از آنکه آخرین ترورش را انجام داد، تصمیم گرفت بقیه عمرش را با شرافت زندگی کند، اما وقتی خواست ماسک اش را درآورد با مشکل روبه رو شد. ماسک برای همیشه به صورت اش چسبیده بود.

احمق ما مرده‌ایم
داستانک های رسول یونان
نشر مشکی

@buali_book_club

4 months, 3 weeks ago
4 months, 3 weeks ago

نوبت

- روز و شب نشسته می لمبونه! چیزی برای ما باقی نمی ذاره. اگه حرفی هم بهش بزنی دنیا رو به هم می ریزه. این طوری ادامه بده، ما از گشنگی می میریم!
لاشخور جوان بعد از گفتن این جمله ها به چشم های لاشخور پیر زل زد. او حرف های لاشخور جوان را زیاد جدی نگرفت و در حالی که از روی شاخه می پرید، گفت:
- بده بخوره! چاق و چله شه! ما شیرهای زیادی را خورده ایم او را هم خواهیم خورد!

احمق ما مرده‌ایم
داستانک های رسول یونان
نشر مشکی
@buali_book_club

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 3 months, 1 week ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 5 months, 3 weeks ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 month, 2 weeks ago