آنِ سوم

Description
پرت و پلاهای هادی داودآبادی فراهانی

آنچه بازنشر می‌کنم مطمئناً پسند من نیست.

@Hadi_Davoodabadi_Farahani
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 4 months, 1 week ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 6 months, 3 weeks ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 2 months, 3 weeks ago

2 months, 4 weeks ago

محمدت او بسیار است و فضایل وی بی شمار. در ابتدا شیخ ابوالقاسم کرکانی را رضی الله عنه ذکر آن بوده ست که مدتی می‌گفته است اویس، اویس، اویس!

#تذکره_الاولیاء
ذکر #اویس القرنی

3 months ago

هیچ وقت اسیر حقیقتی که یافته‌ای نشو

3 months, 1 week ago

و اگر لابد باید دل داد، باری به کسی دهیم که کرا کند.

#کشف_الاسرار
کرا کردن: ارزیدن

3 months, 2 weeks ago

چند نکته از سفرنامه علی خان ظهیرالدوله همراه با مظفرالدین شاه به فرنگستان- سن پطرزبورگ موزیکانچی دارد، نشر اطراف

  1. ظهیرالدوله توصیفی دارد از صف کشیدن نیکلا تزار روسیه و شاهزادگان و... برای استقبال از مظفرالدین شاه. مقایسه کنید با دیدار مقامات ایرانی در دورانهای مختلف با امثال پوتین و الیزابت و آنچه بعضا از آن استخراج می‌شود. افزون بر این رسیدن ۱۵۰ تن از اعضای سفارت‌خانه‌های دول مختلف که در روسیه بوده‌اند به خدمت مظفرالدین شاه.

  2. توصیفی دارد ار مرافعه هیئت ایران بر سر جای ایستادن که موجب خنده روسها می‌شود. هنوز هم همین است. در مراسمی دیدم که روی سن به خاطر رقابتهایی که با هم دارند به هم جا نمیدادند.

۳.بازدیدی دارد از عمارت پطر کبیر و وسایل باز مانده او در ارمیتاژ، در باره لوازم زندگی و تخت و رخت وی که در سطح طبقات ضعیف طهران است. نکته مهم اینکه در همان روزگار و همین روزگار ما هم حفظ چنین چیزهایی در بین روسها و اروپاییها جدی است.

۴.مقایسه کرده بین جواهرخانه موزه ارمیتاژ و ایران که اصلا ان را در سطح جواهرات ایران، کمی و کیفی، نمی‌داند.

3 months, 2 weeks ago

من عرف الله لایخفی علیه شیء #تذکره_الاولیاء

3 months, 2 weeks ago

من عرف الله لایخفی علیه شیء

#تذکره_الاولیاء

4 months, 1 week ago

در مطب
دخترک صورتی بازی‌کنان هر از گاهی می‌آید لب پنجره و به بیرون نگاهی می‌اندازد، ابراز شگفتی دختر در مواجهه با ارتفاع: یا علی یا ابالفضل

منشی: اسمت چیه خانم خوشگله؟

دخترک: 2√ (برای حفظ حرمت اشخاص و اسامی از نام مستعار رادیکال دو استفاده شد)

منشی: حالا 2√ یعنی چی؟

دخترک: من نمی‌دونم مامانم گذاشته!!

مادر آبی دخترک صورتی: خب بگو مامان، شاید یه جایی من نباشم. (رو به منشی) یعنی دوست داشتنی

منشی: چه خوب!

پیرزن شلوار پلاستیکی: اره خوب کردی ار این اسمهای عربی نگذاشتی.

منشی: اره من هم اسم بچه‌هام رو همه‌اش از روی شاهنامه گذاشتم؛ کیومرث، منوچهر.

مادر آبی دخترک صورتی: اره چی بود زمان مه همه‌ش فاطمه بود. الان تو کلاس دخترم 2√، این فقط 2√عه، یه فاطمه دارند یه فاطیما.

من در فرهنگ لغت 2√ را جست و جو می‌کنم: 2√ نوعی واحد طول در روسیه.

دخترک صورتی بازی‌کنان باز می‌آید لب پنجره و به بیرون نگاهی می‌اندازد، در مواجهه با ارتفاع ابراز شگفتی می‌کند: یا علی یا ابالفضل

5 months ago

در اتوبوس
آقایی که بلند و بی‌هدفون و امثالهم آهنگ گوش می‌کرد به دیگری که کفشهایش را درآورده بود و بو می‌داد می‌گفت بی‌فرهنگ اینجا محل عمومی است.

https://t.me/Hadi_Davoodabadi

5 months ago

حکایت آن مرد که عروس خود را بکر نیافت

عروسی خواست مردی چون نگاری
به مُهر خود ندیدش برقراری
چو آن شوهر به مُهر خود ندیدش
نشان دختر بخرد ندیدش
همه تن چون گلاب آنجا عرق کرد
چو گل جان را بجای جامه شق کرد
چو مرد از شرم زن را آنچنان دید
وزان دلتنگی او را بیم جان دید
دل آن مرد خست از خجلت او
بصحّت برگرفت آن علّت او
بدو گفتا که من ایمان ندارم
اگر این سرِّ تو پنهان ندارم
نگردد مادرت زین راز آگاه
پدر را خود کجا باشد درین راه
چو خالی نیست از عیب آدمی زاد
اگر عیبی ترا در راه افتاد
بپوشم تا بپوشد کردگارم
که من بیش از تو در دین عیب دارم
تو دل خوش دار و چندین زین مکن یاد
دگر هرگز مبادت زین سخن یاد
چو شد روز دگر بگذشت این حال
بریخت آن مرغ زرّین را پر وبال
چنان در ورطهٔ بیماری افتاد
که در یک روز در صد زاری افتاد
رگ و پی همچو چنگش در فغان ماند
همه مغزش چو خرما استخوان ماند
چو شوهر دید روی چون زر او
طبیب آورد حالی بر سر او
کجا یک ذرّه درمان را اثر بود
که هر دم زرد رویش زردتر بود
زبان بگشاد شوهر در نهانی
که کُشتی خویشتن را در جوانی
اگر آن خواستی تا من بپوشم
بپوشیدم وزین معنی خموشم
وگر آن بود رای تو کزین کار
مرا نبوَد خبر نابوده انگار
چرا زین غم بسی تیمار خوردی
که تا خود را چینن بیمار کردی
چنین گفت آنگه آن زن کای نکوجُفت
ز چون تو مرد ناید جز نکو گفت
تو آنچ از تو سزد گفتی و کردی
غم جان من بیچاره خوردی
ولی من این خجالت را چه سازم
که می‌دانم که میدانی تو رازم
چو تو هستی خبردار از گناهم
کجا برخیزد این آتش ز راهم
بگفت این وز خجلت بیخبر گشت
سیه شد روزش و حالش دگر گشت
چو هر چیزی که بودش آن ببخشید
نماندش هیچ چیزی جان ببخشید
اگر یک قطره شد در بحر کل غرق
چرا ریزی ازین غم خاک بر فرق
مشو چون قطره زین غم بی سر و پا
که اولی‌تر بوَد قطره به دریا
چرا زادی چو می‌مُردی چنین زار
چو زادی مرگ را گشتی سزاوار
چرا برخاستی چون می‌بخفتی
چرا می‌آمدی چون می‌برفتی

#الهی_نامه #عطار

7 months, 2 weeks ago

ترا آفراسیاب نفس ناگاه
چو بیژن کرد زندانی درین چاه

ولی اکوان دیو آمد بجنگت
نهاد او بر سر این چاه سنگت

چنان سنگی که مردان جهان را
نباشد زورِ جُنبانیدن آنرا

ترا پس رستمی باید درین راه
که این سنگ گران بر گیرد از چاه

ترا زین چاهِ ظلمانی برآرد
بخلوتگاهِ روحانی درآرد

ز ترکستان پُر مکر طبیعت
کند رویت به ایران شریعت

بر کیخسرو روحت دهد راه
نهد جام جمت بر دست آنگاه
الهی‌نامۀ عطار
#الهی_نامه #عطار

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 4 months, 1 week ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 6 months, 3 weeks ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 2 months, 3 weeks ago