?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 4 months, 1 week ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 6 months, 3 weeks ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 2 months, 3 weeks ago
زمان و فهم: نشانههای راه
داشتم از ناامیدیام میگفتم، از تلاشهای پیدرپی برای انتقال مفاهیمی که به نظر میرسید در خلاء ناپدید میشوند. صدای آرام دوستم از آن سوی خط، از شهری که ساعتها با من فاصله داشت، جملهای را گفت که مثل دانهای در ذهنم کاشته شد: «بعضی مفاهیم برای درک شدن نیاز به زمان دارند.»
از آن گفتگو همین جمله یادم ماند و تبدیل شد به آغاز سفری طولانی در ذهنم. در پیادهرویهای روزانه، قبل خواب، و حتی در لحظات خیره شدن به فنجان قهوه در کافههای شلوغ داونتاون، این سؤال با من بود: این «زمان» مورد نیاز برای فهم چگونه میرسد؟
گاهی به دانشجویانم نگاه میکردم و میدیدم چطور برخی از آنها با مفاهیم کشتی میگیرند. یادم میآمد که خودم هم زمانی همین مسیر را طی کردهام و هم چنان درگیرش هستم. چطور بعضی مفاهیم که روزی برایم گنگ و نامفهوم بودند، حالا به بخشی جدانشدنی از درک من از جهان تبدیل شدهاند.
بعد از ماهها تأمل، الگویی شروع به شکل گرفتن کرد. «زمان» به تنهایی کافی نیست. زمان مثل بستری است که در آن دانههای فهم میتوانند رشد کنند، اما این رشد خودبهخود اتفاق نمیافتد. مثل باغی است که نیاز به باغبانی دارد - باغبانی که مداوم و صبور است.
فهم عمیق شبیه ساختن یک پازل هزار تکه است. اول، تکههای پراکندهای داریم که به نظر نمیرسد به هم مربوط باشند. بعد، کمکم، با تلاش مداوم، الگوها شروع به آشکار شدن میکنند. گاهی یک تکه که مدتها در دستمان نگه داشتهایم، ناگهان جای خودش را پیدا میکند. این همان لحظهای است که میگوییم «زمانش رسیده است.»
اما این «رسیدن زمان» یک رویداد تصادفی نیست. بیشتر شبیه نقطه عطفی است در مسیری که با پشتکار طی شده. برای کسی که مسیر را رها میکند، این نقطه عطف هرگز نمیرسد. مثل کتابی که در نیمه رها شده و هرگز معنای کامل داستان را آشکار نمیکند.
حالا که به آن مکالمه تلفنی فکر میکنم، میبینم که دوستم درست میگفت، اما این تنها نیمی از حقیقت بود. بله، فهم نیاز به زمان دارد، اما زمان بدون تلاش مستمر، مثل بذری است که هرگز آبیاری نشده. آنچه ما «رسیدن زمان» مینامیم، در واقع نقطه تلاقی پشتکار و فرصت است - جایی که سالها تلاش و تمرین، ناگهان خودش را در یک لحظه روشنبینی نشان میدهد.
این درسی است که حالا سعی میکنم به دانشجویانم منتقل کنم: صبور باشید، اما فعال. پیوسته در حال یادگیری باشید، اما انتظار معجزه نداشته باشید. فهم عمیق، مثل هر دستاورد ارزشمند دیگری، نتیجه ترکیبی از زمان، تلاش مداوم و البته، کمی هم شانس است - شانسی که معمولاً فقط سراغ ذهنهای آماده میآید.
HADI | زاویه دید
باباطاهر - بخشِ دوم.
باباطاهر - بخشِ اول.
اقتباس از «صد سال تنهایی» وچالشهای پیش رو
نتفلیکس بار دیگر نشان داد که در دنیای سرگرمی از رویارویی با چالشهای بزرگ هراسی ندارد. این بار، با اقتباس از شاهکار ادبی گابریل گارسیا مارکز، رمان صد سال تنهایی، گامی جسورانه در تولید محتوای اورجینال برداشته است. این اثر، که به دلیل پیچیدگی و غنای ادبی خود حتی خواندنش نیز چالشبرانگیز است، اکنون به یک سریال تلویزیونی و به یکی از بزرگترین تولیدات نتفلیکس در آمریکای لاتین بدل شده است. قرار است این سریال در اواخر پاییز ۲۰۲۴ منتشر شود و به گفته نتفلیکس، تمام تلاش سازندگان بر این بوده است که روح و جوهره رمان مارکز را حفظ کنند.
با وجود بودجه کلان و بهکارگیری بازیگران و عوامل حرفهای، اقتباس از رمان بزرگی چون صد سال تنهایی آسان نیست. این پروژه با چالشهای جدیای روبروست که تنها پس از انتشار میتوان قضاوت کرد که تا چه حد موفق بوده است. مهمترین چالشها عبارتند از:
۱. پیچیدگی روایت
داستان مملو از شخصیتهای چندلایه، رویدادهای جادویی، و خطوط زمانی غیرخطی است. بازتاب این ویژگیها در قالب یک سریال، نیازمند مهارت و دقت بسیار بالاست.
۲. واقعگرایی جادویی
این ویژگی منحصربهفرد آثار مارکز باید بهگونهای ارائه شود که هم برای مخاطب باورپذیر باشد و هم جذابیت جادویی خود را حفظ کند.
۳. انتقال زبان نمادین
زبان ادبی غنی و پرمعنای مارکز یکی از ستونهای اصلی رمان است. تبدیل این زبان به روایت تصویری یکی از دشوارترین وظایف تیم تولید است.
۴. انتظارات مخاطبان
صد سال تنهایی بهعنوان یکی از آثار کلاسیک و محبوب جهان، انتظارات بسیار بالایی از این اقتباس ایجاد کرده است.
اینکه آیا نتفلیکس میتواند از پس این چالشها برآید، سوالی است که تنها زمان به آن پاسخ خواهد داد. چیزی که مشخص است، این است که این اقتباس میتواند به یک نقطه عطف در تاریخ سریالسازی تبدیل شود. من شخصاً مشتاقانه منتظر انتشار این سریال هستم.
HADI | زاویه دید
قطار و کلمهها
پشت میز نشستهای. کتابها روی قفسه هستند. قبلاً مینوشتی. حالا دیگر نمینویسی.
"حیف نبود داستان رو گذاشتی کنار؟" سودابه میپرسد.
- نه.
- مطمئنی؟
- آره.
دروغ میگویی. شبها که نمیتوانی بخوابی، صدای کاغذها را میشنوی. داستاننویس درونت هنوز بیدار است و مینویسد. کاغذها روی هم تلنبار میشوند.
حمید هم پرسیده بود. جواب نداده بودی. دلیلی برای توضیح نمیدیدی.
سوار قطار دستسازت شدهای. قطار تقتق میکند. زنی پشت سرت نشسته. میترسد.
"نترس،" و میگویی. "چیزی نیست" قطارت به راهش ادامه میدهد.
پدرت اولین داستانت را در یک عصر گرم خوانده بود. هوا داغ بود. فقط عرق پیشانیاش را پاک کرده و چیزی نگفته بود. معلم ادبیات گفته بود استعداد داری. دختری عاشق نثرت شده بود. بعد رفته بود. همه رفته بودند. فقط کلمات مانده بودند. تو دیگر کلمات را هم نمینویسی.
پردهای نازک بین تو و واقعیت آویزان است. مثل پردههای خانه پدریات. پشت پرده، معادلات ریاضی هستند. خطوط کد هستند. جلسات کاری هستند. ایمیلهای فوری هستند. و تو همیشه میدوی.
داستاننویس درونت از گوشه تاریک ذهنت پوزخند میزند. میداند. همیشه میدانست.
شاید روزی، در جایی، کسانی تو را روی قطار دستسازت میبینند. نمیدانند که تو نویسنده بودی. نمیدانند که هنوز مینویسی. در خفا. در تاریکی. پشت پرده نازک. جایی که واقعیت نمیتواند نفوذ کند.
کلمات منتظرت هستند. صبور. بیصدا. مثل پرندگان در قفس. میدانند روزی پرواز خواهند کرد. همین. همین؟
HADI | زاویه دید
https://learning.google.com/experiments/learn-about/signup
یک اتفاق فوق العاده در جهان یادگیری از گوگل. البته هنوز در بسیاری از کشورها فعال نشده!
HADI | زاویه دید
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 4 months, 1 week ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 6 months, 3 weeks ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 2 months, 3 weeks ago