shaakhezeytoon

Description
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 7 months ago

تروریست‌های کلامی

«ترور» در ادبیات این معانی را داراست: نوعی سرکوب سیاسی و خشونت، اعمال خشونت بدون توجیه مشروع با هدف ترساندن و حذف کردن. ترور بدون محاکمه، دلیل‌آوری و قابلیت تمایز گذاشتن بین بی‌گناه و باگناه صورت می‌گیرد و کاملاً غیرشفاف است. تروریست‌ها قادر به اثبات مدعا نیستند، اما می‌توانند دیگران را بترسانند و در نهایت حذف کنند. .
ترور فقط با اسلحه یا بمب‌گذاری انجام نمی‌شود، و تنها جای ارتکاب ترور دنیای واقعی و عرصه سیاست نیست. تروریست‌ها هم فقط آدم‌های کم‌سواد، فقرای اجیرشده، افراد مطرود حاشیه‌ای شده با چهره‌های پوشیده‌شده و ترسناک نیست.
ترور می‌تواند با کلمات انجام شود و محل وقوع آن هم #فضای_مجازی باشد. کافی است پا روی اخلاق بگذارید، دست به صفحه‌کلید شوید و ندانسته و نشناخته، یا آگاهانه، دیگران را با عباراتی بنوازید که هدف از بیان آن‌ها لکه‌دار کردن، ایجاد شبهه، عصبانی کردن، تحقیر یا تهدید باشد.
#ترور با کلمات در فضای مجازی وقتی انجام می‌شود که هیچ استدلال نمی‌کنید اما شخصیت و استدلال مقابل خود را متهم می‌کنید، و در مقابل ادعاهای معرفتی، گزاره‌های سیاسی و شخصی به میان می‌کشید؛ تلویحاً تهدید می‌کنید و ردیفی از کلماتی نظیر «معلوم‌الحال»، «نفوذی»، «روشنفکرنما»، «مزدور»، «جیره‌خوار» و ... به‌کار می‌برید.
ترور با #کلمات وقتی صورت می‌گیرد که تلویحاً به دیگران می‌گویید «من علاوه بر این کلمات در دنیای مجازی، قادرم در دنیای واقعی نیز برای شما دردسر درست کنم.»
ترور با کلمات در دنیای مجازی وقتی اتفاق می‌افتد که چنان وقیح می‌نویسید که اگر فرد هدف، وارد پاسخ شود، خودش را به اندازه شما تنزل داده و مثل شما یک #تروریست می‌شود و اگر پاسخ ندهد، شبهه پذیرفتنی بودن آن‌چه بیان می‌کنید به ذهن دیگران خطور می‌کند.
ترور با کلمات در فضای مجازی، امنیت روانی و آرامش ذهنی فرد مخاطب را هدف می‌گیرد. می‌خواهد حذف کند.
فرقی نمی‌کند چه اندیشه‌ای داریم، از کدام ایده سیاسی حمایت می‌کنیم، به کدام طبقه تعلق داریم، مذهبی هستیم یا نیستیم، داخل یا خارج ایران زندگی می‌کنیم، هزینه داده‌ایم یا نداده‌ایم، و از وضع موجود راضی یا ناراضی هستیم؛ اگر این گونه در فضای مجازی می‌نویسیم؛
#تروریست_کلامی هستیم.

1 year, 7 months ago

"از آن‌ها که رویاروی
با چشمانِ گشاده در مرگ نگریستند،
از برادرانِ سربلند،
در محله‌ی تاریک
یک تَن بیدار نیست

از آن‌ها که خشمِ گردن‌کش را در گِرهِ مشت‌های خالیِ خویش فریاد کردند،
از خواهرانِ دل‌تنگ،
در محله‌ی تاریک
یک تَن بیدار نیست"

#احمدشاملو
بامدادِ شاعر

1 year, 7 months ago

نمایشنامه‌ی کوتاه ِ « وای بر مغلوب » اثر غلام‌حسین ساعدی قصه‌ی مالیخولیای پیرزنی مسن است که فرزندانش در عصر سلطنت، راه بی‌عاطفه‌گی و بی‌بندوباری پیشه‌کرده‌اند. پیرزن نماد عصر سپری شونده و اشرافیت فئودالی‌ست. شخصیتی که وضع روحی و بیماری او بعنوان یک آلارم و آژیرخطر طنین انداز است. وضعیتی حاد که در پایان نمایشنامه به قتل و کشتار ختم می‌شود. حالت پیرزن گزارش پرارزشی از پیش‌بینی یک شورش ِ روانی‌ست که جامعه‌ی به ظاهرا مدرن و شیفته‌ی خویش صدای آن را نمی‌شنود. دختران پیرزن را رها می‌کنند و به سفر می‌روند چیزی شبیه به سفر و ددر رفتن مکرر مسئولان بحای رسیده‌گی به مریض! دو کلفت مسن بعنوان راویان ِ شرایط در میانه هستند. نمایشنامه دیالوگ‌محور است و می‌توان آن را بیشتر یک طرح و اسکیس نمایشی به حساب آورد اما مثل اکثر آثار نمایشی ساعدی با درآماتیزه کردن و طرح آکسیون‌ها و حذف و اضافاتی از بستر نوشتاری به اثری دیداری و نمایشی تبدیل‌اش کرد. کاری که هنوز فرصت آن را پیدا نکرده‌ام. انتهای نمایشنامه و صحنه‌ی قتل شکلی بکلی آبستره و تخیلی به خود می‌گیرد. چند مشکل ویراستی هم در اثر دیده می‌شود و «صیاد» که «سید» آمده است و ...

« کله‌ی سکینه از گوشه‌ای وارد می‌شود» که باید به «کله‌ی سکینه از گوشه‌ای دیده می‌شود» تغییر کند.صفحه هفتاد- هفتاد و سه. نمایشنامه‌ی «وای بر مغلوب» بافت ساده‌ای دارد اما همچون اکثر نمایشنامه‌های ساعدی یادداشت‌های بالینی از بیماران اوست و تجربیات درمانِ روانی در اندوخته‌ای که در زبان تکنیک-درمانی به آن «سیکودرآم» می‌گویند. روشی مهم که نخستین بار به «من ِ مدیوم» و «سوسیودرآم» و «سایکودرام» توسط روانشناس – درمانگر «ژاکوب مورِنو» در اوایل قرن بیستم به حوزه‌ی درمانی وارد شد. اتفاق مبارکی که توسط غلامحسین ساعدی برای نخستین بار در ایران ِ دیکتاتور زده‌ی عصر پهلوی پدیدار شد ، اما شوربختانه نه تنها قابل استفاده نبود حتا شکم نویسنده‌ی این آثار را در زندان‌های مخوف با میخ طویله سوراخ کردند و او را به جنون کشاندند. ارزش این آثارمثل هشدار ِ آرتور آداموف، اسلاویو مروژک، هشدار عصیان دهقانان توسط لوئیجی پیراندللو، باتلر ییتز ایرلندی و جنبش دوبلین، حتا هشدار داریو فو در مرگ یک آنارشست، بخاطر برجسته کردن تاثیر آسیب‌های اجتماعی بر روح افراد جامعه،‌ گنجینه‌ی بزرگ ملی شناخته شود اما صرفا بعنوان تئاتر سیاسی و منتقد درک شد و رژیم با این کار تصور ‌کرد بر تاثیر ویرانگر فقر و حاشیه نشینی بر روح آدمی سرپوش خواهد نهاد. سیستم اجتماعی بجای گوش سپردن و درک ریشه‌های ناسامانی اجتماعی و آسیب‌ها، این گزارشات ارزنده را با ضرب و شتم پاسخ ‌گفت. اواخر سال پنجاه و هفت رژیم دریافت با قطع درخت تناور نقد اجتماعی و هنر بالنده‌ی نمایش و ادامه‌ی انسداد تاریخیِ عضو شنیداری می‌تواند صرفا صورت مسئله را از بین برد اما با کشتن پزشک و درمانگر ، بیماری، در جلوی پنجره‌های کاخ‌ها آتش بزرگی خواهد افروخت.

نوشته‌ی #سیروس_شاملو
................

#غلام‌حسین_ساعدی
#ادبیات

1 year, 10 months ago

فاشیسم نیز معتقد است که در تربیت افراد کوتاهی شده. فاشیسم نیز امید فراوانی به‌نفوذ در مغز انسان‌ها و تسخیر قلوب آنها بسته است. فاشیسم، تعلیم خشونت در مدارس، روزنامه‌ها و تآترها را به‌خشونت حاکم در شکنجه‌گاه‌های خویش می‌افزاید. آری، فاشیسم تمامی ملت را چنین تربیت می‌کند و در تمام طول روز، بی‌وقفه بدین امر مشغول است.

فاشیسم نمی‌تواند چیز زیادی به‌تودهٔ مردم بدهد، چون سخت سرگرم «تربیت» انسان‌هاست. غذائی برای مردم ندارد، پس باید تقویت اراده و غلبهٔ بر نفس را تبلیغ کند. نمی‌تواند امر تولید را سر و سامان ببخشد و به‌جنگ نیاز دارد، پس باید به‌تقویت جرأت و روحیهٔ رزمندگی بپردازد. به‌فداکاری نیازمند است، پس باید به‌تشویق حس فداکاری در افراد دست بزند. اینها هم برای خود آرمان‌هائی هستند، توانائی‌هائی که از انسان‌ها خواسته می‌شود و بعضی نیز حتی آرمان‌ها و خواست‌های متعالی به‌شمار می‌آیند. ولی ما می‌دانیم که این آرمان‌ها در خدمت کدامین هدف است، تربیت‌کننده کیست و چه کسانی از چنین تربیتی بهره می‌گیرند: بی‌شک بهره‌گیران، تربیت‌شوندگان نیستند.

برتولت برشت

1 year, 11 months ago

«از فکر مراجعت به مملکت مشدی تقی و مشدی نقی چندشم می‌شود. یک نوع degout کهنه توی حلقم می‌آید. و در صورت اجبار به یاد جمله‌ی معروفِ to be or not to be می‌افتم - در یک دنیای تازه‌ای - شکست خورده و زخم بر داشته و پیر متولد شده ام. . . دنیای گندِ احمق - قربان عصر حجر که مردمانش آزادتر، باهوش‌تر و انسان‌تر از این دوره‌ی خلایی بوده‌اند.»

#نامه_به_مینوی
#صادق_هدایت

1 year, 11 months ago

بزرگی باشید باز نخواهید توانست درک کنید که من در مورد چه چیزی دارم حرف می‌زنم! اوه، مادر مقدس، آیا نیرویی در این جهان هست که بتواند به یک مرد مفهوم سیزده بار زایمان کردن را بفهماند؟! آخر چرا؟"
تولستوی با بازماندۀ نور چشمانش به حضرت ملک‌الموت نگاه می‌کند. فرشتۀ مقرب با دو انگشت اشاره و میانی دست راست شکل V را به تولستوی نشان می‌دهد.
"اوه، خدایا! چطور ممکن است! باورم نمی‌شود. من چقدر برای ادارۀ این زندگی زحمت کشیدم، چقدر برای سر و سامان دادن به امور این خانه کار کردم! آه مریم مقدس، فردا که من بمیرم حداکثرش می‌گویند سوفیا آندریونا برس؟ کی بود؟ زن لئو نیکلایویچ تولستوی بزرگ! اما هیچ‌کس نمی‌گوید این لئو نیکلایویچ تولستوی بزرگ در زندگی خصوصی‌اش چقدر شلخته و دست و پا چلفتی بود، و اگر زنش نبود محال بود که بتواند حتی امور شخصی خودش را اداره کند! آیا کسی خواهد آمد بگوید لئو‌ نیکلایویچ تولستوی؟ کی بود؟ شوهر سوفیا آندریونا برس بزرگ! اوه معلوم است که چنین چیزی امکان ندارد. جای من در انبار فراموشی تاریخ است!"
تولستوی با درماندگی به پای تخت نگاه می‌کند و ملک مقرب انگشت شست دست راستش را به او نشان می‌دهد، و تولستوی می‌بیند که فرشته با دست آزاد خود کلاهش را روی سرش مرتب ‌می‌کند.
"اوه لئو نیکلایویچ، آخر یعنی چه! من تمام عمرم یا در حال بچه آوردن بودم یا در حال تحمل درد کمر و تخمدان و یا عزاداری برای آن بچه‌هایمان که مردند! آه مسیح مقدس، ای پدر ما که در آسمان‌هایی! ای مادر مقدس، ای مادر مقدس ما که در آسمان‌هایی! شما می‌دانید من از چه دارم حرف می‌زنم. اما باشد، مهم نیست، لئو نیکلایویچ. بگو عزیزم، هر چه بود گذشت."
تولستوی به پای تخت نگاه می‌کند و در میان تصاویر رنگ‌باختۀ پیش رویش که هر لحظه محو و محوتر می‌شوند حضرت ملک‌الموت را می‌بیند که برخاسته است و دارد قاطعانه به سمت او می‌‌آید.
"بله، بگو لئو نیکلایویچ عزیزم، بگو، حالا دیگر مهم نیست. هر چه بود گذشت!

2 years ago

من به هیٸتِ «ما» زاده شدم
به هیٸتِ پُر شکوهِ انسان
تا در بهارِ گیاه به تماشایِ رنگین کمانِ پروانه بنشینم
غرورِ کوه را دریابم و هیبتِ دریا را بشنوم
تا شریطه‌یِ خود را بشناسم و جهان را به قدر همّتِ و فرصتِ
خویش معنا دهم
که کارستانی از این دست
از توانِ درخت و پرنده و صخره و آبشار
بیرون است.

#احمدشاملو :
✍️ ــ من غالبِ ایدئولوژی‌ها را نه به صورتِ فرمول‌های دسته بندی شده‌ی اعتقادات، بلکه به صورت توجیهاتی برای مقاصد شرورانه‌ی نهانی ارزیابی می‌کنم.
اگرعدالت و نیک‌خواهی درمیان باشدانسان کُلِ یک‌پارچه‌ئی خواهد بود فراتر از ایدئولوژی‌ها.
آن‌که منادیِ تعالیِ تبار آدمی است فراتر از ایدئولوژی‌ها و برداشت‌هائی که به پاره‌پاره شدن و تجزیه‌یِ این یک‌پارچه‌گی منجر شده است حرکت می‌کند.
ایده‌ئولوژی‌هائی که «ما» را به «من و تو و او» تقسیم می‌کند مُبلّغِ نابودیِ انسان است.
اندیشه‌ئی که جمعِ شریفِ انسانی را به پراکنده‌گی می‌خواند اندیشه‌ئی شیطانی است. عروج انسان و جلوس‌اش بر تختِ حرمتِ خویش تنها با نفی «تفرقه» میسّر است:
«تو برای وصل کردن آمدی!»ـــ باید آن حکایت مثنوی اشاره‌ی ظریفی به همین معنا باشد.
#ناصرحریری:
ـــ با مسئله‌یِ هویّت چه‌گونه کنار می‌آئید؟ منظورم ملیّت و قومیّت و این‌گونه مسائل است.
#احمدشاملو:
✍️ ــ من خویشاوندِ نزدیکِ هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمی‌کند، نه ابرو به‌هم میکشد نه لبِ خندش ترفندِ تجاوز به حق و نان و سایبانِ دیگران است.
نه ایرانی را به انیرانی ترجیح میدهم نه انیرانی را به ایرانی.
من یک لُرِ بلوچِ کُردِ فارسم. یک فارسی زبانِ تُرک، یک افریقائی اروپائی استرالیائی امریکائیِ آسیائی‌ام، یک سیاه پوست زرد پوست سرخ پوستِ سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کم‌ترین مشکلی ندارم، بل‌که بدونِ حضورِ دیگران وحشت تنهائی و مرگ را زیر پوستم احساس می کنم. من انسانی هستم در جمع انسان‌های‌ دیگر بر سیاره‌یِ مقدسِ زمین، که بدونِ دیگران معنائی ندارم.

منبع: در باره‌یِ هنر و ادبیات • به کوششِ ناصر‌حریری
دیدگاه‌هایِ تازه • گفت و شنودی با احمد شاملو • صفحۀ 130 و 131
چاپِ چهارم پائیز1377 • بابل • نشرِ آویشن و نشرِ گوهرزاد
نامِ شعر پاره‌ئی کوتاه از شعرِ #درآستانه • ازدفترِ:در آستانه
مجموعه آثارِاحمدشاملو • دفترِیکُم شعرها • صفحه‌یِ:971

2 years, 1 month ago

‍ روشنفکر کیست؟

خلاصه مشخصه ی روشنفکر این است که از جانب هیچکس رسالتی ندارد و وضع اجتماعی خود را از هیچ مقامی نگرفته است. فی حد ذاته - برخلاف پزشکان و آموزگاران که قدرت حاکم با تصمیم قبلی، آنها را به عنوان ماموران خویش ایجاد کرده - محصول هیچ تصمیم قبلی نیست، بلکه ثمره عجیب الخلقه ی جوامع غول‌آسا است..
هیچکس او را نمی‌خواهد و هیچکس او را به رسمیت نمی‌شناسد نه دولت
نه برگزیدگان قدرت حاکم
نه گروه‌های فشار
نه سازمان‌های طبقات استثمار شده و
نه توده‌ها.

#سارتر
در دفاع از روشنفکران

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago