✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
«آرش کمانگیر» (بهمناسبت زادروزِ سیاوش کسرایی)
از «آرشِ شیواتیر» در اوستا و برخی متونِ پهلوی سخنبهمیانآمده. در شاهنامه جز آرشی که همان کیارش است (و درکنار کیپشین و کیکاووس از فرزندان کیقباد) از آرشی نامشخص نیز سخنرفته و یکبار نیز به تعبیرِ «تیرِ آرشی» درکنار «گرزِ سام» اشارهشده. برخی برآن اند که آرش یکی از پهلوانان اشکانی بوده و ازآنجاکه ساسانیان نشانههای این سلسله را از تاریخ ستردهاند، هویت این پهلوان نیز از تاریخ حماسی و پهلوانیِ ایران زدودهشده. ازهمینرو فردوسی میگوید: «ازیشان بهجز نام نشنیدهام». بههرحال غیابِ آرش در شاهنامه مسألهٔ بسیار قابلتأمّلی است؛ بهویژه که میدانیم ثعالبی که اثرش مشابهت فراوانی به شاهنامه دارد، به آرش پرداختهاست.
تاریخنگارانِ فراوانی (البته با مطالبی کموبیش تکراری) به آرش و کمانداری و تیراندازیاش اشارهکردهاند (طبری، بلعمی، ثعالبی، بیرونی و...). مهمترینِ این اشارهها در آثارالباقیه ضبط شده. بیرونی در سخن از جشنِ باستانیِ سیزدهمِ تیرماه یا همان جشنِ تیرگان (که همامروز در آبانماه با نام «تیرما سیزّه شو» در مازندران برگزار میشود) از آرش و کمانداریاش یادمیکند. بیتِ مشهوری نیز فراوان شنیدهمیشود که در ویس و رامین فخرالدین اسعدِ گرگانی آمدهاست:
ازآن خوانند آرش را کمانگیر
که از آمل به مرو انداخت او تیر
(گاه بهجای «آمل» «ساری» نیز روایت میشود).
نکتهٔ قابل تأمل آنکه در تاریخ ثعالبی و آثارالباقیه آمده آرش پس از تیراندازی جانمیسپارد اما در تاریخ طبری، تاریخ بلعمی، اخبارالطّوالِ دینوری آمده پسازآنکه منوچهرشاه به هنرِ آرش پیمیبَرَد او را به آموزشِ سپاهِ ایران میگمارد.
در دورهٔ معاصر، نخستینبار در بازنویسیهای استاد احسانِ یارشاطر از اساطیرِ ایرانی، اسطورهٔ آرش حیاتی تازه یافت. همزمان با سیاوشِ کسرایی (۱۳۳۸) ارسلان پوریا در نمایشنامهای با برداشتی چپگرایانه («آرشِ تیرانداز» ۱۳۳۸؛ بازچاپ ۱۳۵۷ با عنوان «آرشِ شیواتیر») به این اسطوره پرداخت. نیز بعدها مهرداد اوستا («حماسهٔآرش»:۱۳۴۳) و بهرامبیضایی («برخوانی آرش»: ۱۳۵۶) به این داستان پرداختند.
بهسبب کمیاببودنِ نسخهی منظومهٔ مهرداد اوستا، کوتاه آن را معرفیمیکنیم: اوستا این اثر را در بحرِ هزجِ محذوف (مفاعیلن/ مفاعیلن/فعولن) سروده و این وزن و زبانِ غناییگونهای که بهکارگرفته، بهگمانم متأثر از اشعار مهدی حمیدی است؛ و مرادم بیشتر قطعهٔ «در امواجِ سند» (۱۳۳۰) حمیدی است که بر همین وزن و در قالبِ چهارپاره و با مضمونی وطندوستانه سرودهشده؛ وزنی که با محتوای پهلوانیِ اسطورهٔ آرش چندان هم همخوانی ندارد. البته بیتی که از ویس و رامین نقلشد نیز در همین وزن سرودهشده و شاید اوستا در وزنِ شعرش متأثّر از آن بودهباشد. برای نمونه، ابیاتی از لحظهٔ تیر انداختن و جانسپردن آرش از شعر اوستا:
چو ناوک پرگشود و بالگسترد
چنانچون بازِ پروازی بهپرواز
خروشیخاست در دلها که دیدند
نه از ناوک اثر نهاز ناوکانداز (ص ۴۸)[۱]
حتی همین «ناوک» (که گویا تیر کوچکی بوده و از غلافی پرتاب میشده) در شاهنامه بهندرت آمده. بهگمانام این واژه که بیشتر در ادبِ غنایی و اغلب در اشارهبه مژگانِ معشوق بهکارمیرفته، واژهٔ چندان مناسبی برای القای لحن و سبکِ حماسی نیست.
منظوهٔ آرشِ کمانگیرِ کسرایی که در دلِ زمستان و کنارِ شعلهٔ آتش از زبانِ عمونوروز، گرم و گیرا و در بحرِ رمل (که البته آن هم وزنی چندان حماسی نیست) روایتمیشود، با همهٔ کاستیهایش در وزن و لغزشهای زبانی، توفیقی بینظیر یافت. بسیار اند کسانی که بخشهایی از آن را (همچون بندِ «آری آری زندگی زیبا است...») ازبردارند. بهگمانام اخوانِ ثالث بیشازحد بر این کاستیها انگشتنهاده و خود در وزن، ریزهکاریهای روایی و صحنهپردازیهای «خوانِ هشتم و آدمک» ( ۱۳۴۶)، متأثّر از اثر کسرایی بودهاست.
نکتهای را نباید فراموش کرد: کسرایی با مادهٔ خام اسطورهٔ آرش همانگونه رفتارکرد که فردوسی روایتهای پراکندهٔ تاریخ اساطیری و پهلوانی ما را گردآورد و تکاملبخشید و ماندگارساخت. کسرایی آرش را از نهانگاهِ اسطوره و پستوی تاریخ به متنِ شعر و ادبیاتِ امروز وارد کرد و روحی دوباره در آن دمید. و این بههیچروی توفیق اندکی نیست. ازهمینرو تا ایران و ایرانی هست و حسّ و هیجانِ ملّی و میهنی در ما زنده است، نام کسرایی نیز درکنارِ آرش کمانگیر یا شیواتیر زندهخواهدماند:
«رهگذرهایی که شب در راه میمانند
نامِ آرش را پیاپی در دل کهسار میخوانند
و نیاز خویش میخواهند».
[۱] حماسهٔ آرش، چاپخانهٔ خراسان، ۱۳۴۳، با مقدمهٔ نعمت میرزازاده (م. آزرم).
شب عبدالحسین آذرنگ
هشتصد و دوازدهمین شب از شبهای مجلۀ بخارا به بزرگداشت استاد عبدالحسین آذرنگ، نویسنده، پژوهشگر، دانشنامهنگار، ویراستار و مترجمِ معاصر اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه چهاردهم بهمنماه ۱۴۰۳ با سخنرانی لیلا مرادی، کاظم حافظیان رضوی، محمدحسین رضوی راد و علی دهباشی در تالار فردوسی خانۀ اندیشمندان علوم انسانی برگزار خواهد شد. رونمایی از کتاب زیستن با کتاب و قلم (پرسشها و تدوین: محمدحسین یزدانی راد) که از سوی نشر اختران منتشر شده است، از دیگر بخشهای این نشست خواهد بود.
عبدالحسین آذرنگ در ۱۵ آذرماه ۱۳۲۵ در کرمانشاه به دنیا آمد. دورۀ ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به پایان برد. در دانشگاههای شیراز، اصفهان و تهران به تحصیل پرداخت و دورههایی را نیز در زمینۀ نویسندگی و نشر در خارج از کشور گذراند. از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۵ در مؤسسۀ انتشارات فرانکلین، و از ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۰ در مؤسسۀ تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی به کار اشتغال داشت و مدتی هم مدیر انتخابی مرکز مدارک علمی در همان مؤسسه بود. ورود او به حوزۀ نویسندگی و پژوهش با کار در مؤسسۀ انتشارات فرانکلین (۱۳۵۱ تا ۱۳۵۵) آغاز شد. پس از آن وی عضو هیئت علمی در مؤسسۀ تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی (۱۳۵۵ تا ۱۳۶۱)، مشاور در مرکز اسناد فرهنگی آسیا (۱۳۵۴ تا ۱۳۵۸)، عضو علمی دانشنامۀ جهان اسلام (۱۳۶۳ تا ۱۳۸۱) و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد بود. او از ۱۳۸۱ تا این زمان (۱۴۰۳) به دانشنامهنگاری اشتغال، و سمت مدیریت بخش مفاهیم جدید و تاریخ معاصر در دانشنامۀ ایران و عضویت در شورای عالی علمی در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی را بر عهده داشته است. افزون بر این سمتها، تحقیق، تألیف، ترجمه و ویرایش مقالههای دانشنامهای و نیز تربیت پژوهشگر مقالهنویس برای نگارش مقالههای دانشنامهای از دیگر فعالیتهای او بوده است.
یکی از زمینههای تحقیقات شخصی آذرنگ مسائل نظری نشر و ویرایش است. او تاکنون ۱۶ کتاب و شمار زیادی مقاله در زمینۀ نشر و ویرایش تالیف و منتشر، و در چندین دوره در مراکز مختلف، مباحث نشر و ویرایش را تدریس کرده است.
ازجمله تالیفها و ترجمههای او میتوان از این کتابها نام برد: تاریخ و تحول نشر؛ تاریخ ترجمه در ایران؛ نشر و انقلابی در راه؛ شصت چهره از میان قاجاریان و معاصران؛ رنگینکمان تمدنها؛ استادان و نا استادانم؛ تاریخ تمدن و فرهنگ جهان؛ تاریخ تمدن؛ تاریخ علم؛ تاریخ فلسفۀ غرب و چند اثر دیگر. آذرنگ برندۀ چندین جایزه، از جمله: جایزۀ کتاب سال؛ پژوهش فرهنگی؛ ترویج علم؛ مقالهنویسی؛ و جایزۀ گلاویژ از کردستان عراق است.
کتاب زیستن با کتاب و قلم، روایتهای جذاب و کمتر شنیدهشدۀ عبدالحسین آذرنگ از همنشینی با این دو یار مهربان (کتاب و قلم) است. این خاطرات که حاصل نیمقرن فعالیت مستمر راوی در حوزههای مختلف فرهنگی و اجتماعی است، در قالب پرسش و پاسخ و به شیوۀ تاریخ شفاهی گردآوری شده است.
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی: خیابان نجاتالهی (ویلا)، چهارراه ورشو، تالار فردوسی
نگاهی به کتاب قبلهٔ عالم، ناصرالدین شاه و پادشاهی قاجار
اثر عباس امانت.
گزارش از: محمدرضا ضیاء
PAST ONE O'CLOCK …
Past one o'clock. You must have gone to bed.
The Milky Way streams silver through the night.
I'm in no hurry; with lightning telegrams
I have no cause to wake or trouble you.
And, as they say, the incident is closed.
Love's boat has smashed against the daily grind.
Now you and I are quits. Why bother then
To balance mutual sorrows, pains, and hurts. Behold what quiet settles on the world.
Night wraps the sky in tribute from the stars.
In hours like these, one rises to address
The ages, history, and all creation.
(1930)
Source: THE BEDBUG and SELECTED POETRY
VLADIMIR MAYAKOVSKY
Translated from the Russian by Max Hayward and George Reavey
Edited by Patricia Blake.
This poem was found among Mayakovsky’s papers after his suicide on April 14, 1930. He had used the middle section, with slight changes, as an epilogue to his suicide note.
هیچ چیز دردناکتر از خودکشی نیست. تصمیم به پایان دادن به ارزشمندترین چیزی که یک انسان دارد: جان.
و این روزها خبر دو خودکشی، یک نوجوان (آیناز کریمی) و یک جوان (کیانوش سنجری) فراتر از درد است، فراتر. دریغ، دریغ، دریغ.
وزیرِ فرهنگِ ما
یادکرد مرد بزرگ فرهنگ ایران، قافلهسالار سخن و خادم ملت،
شادروان استاد دکتر پرویز ناتل خانلری
در سالروز درگذشت ایشان
پرویز ناتل خانلری پس از تحصیل در مدارس سن لویی، مدرسهٔ آمریکایی و مدرسهٔ ثروت به دارالفنون رفت و به پیشنهاد استاد بدیع الزمان فروزانفر در رشتهٔ ادبی درس خواند.
ایشان در طول تحصیل معلّم دبیرستانهای تهران بود تا اینکه دکترای زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۳۲۲ از دانشگاه تهران دریافت کرد.
استاد راهنمای رسالهٔ دکتری ایشان ملک الشعراء بهار و عنوان رسالهٔ او «تحول غزل در شعر فارسی» بود. این رساله بعدتر با عنوان
«تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی» منتشر شد.
دکتر خانلری از سال ۱۳۳۲ به سمت استادی دانشگاه تهران منصوب شد.
خانلری چه کرد؟
خانلری بنیاد فرهنگ را بنا کرد.
این بنیاد در مدت فعالیت خود بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب منتشر کرد که غالب آن از متون مهم تحقیقاتی در زمینهٔ ادبی، تاریخی، ادبی و علمیست.
خانلری همچنین فرهنگستان ادب و هنر، فرهنگستان زبان، بنیاد شاهنامه، انجمن فلسفه و حکمت و اسناد فرهنگی آسیا را تأسیس کرد.
پرویز ناتل خانلری تاریخ زبان فارسی را در ۳ جلد، وزن شعر فارسی، زبان و زبانشناسی و دستور زبان فارسی را نگاشت.
او بود که مجلهٔ جریانسازِ «سخن» را پایهگذاری کرد. این نشریه از سال ۱۳۲۲ تا ۱۳۵۷ محلی برای یادداشتها و مقالههای فرهنگی و ادبی استادان، پژوهشگران و نویسندگان پیشرو و برجستهٔ ایران شد.
با اجرای طرح «سپاه دانش» که ایدهپرداز و پایهگذار آن دکتر خانلری بود، میلیونها کودک روستایی به مدرسه رفتند. خانلری با قبول سمت وزارت فرهنگ، توانست مدرسه را به روستاهای دور و مناطق محروم ببرد.
خانلری نخستین کس در ایران بود که کتاب دستور زبان فارسی را بر مبنای زبانشناسی مدرن تألیف کرد.
کتابهای تاریخ زبان فارسی و وزن شعر فارسی خانلری هنوز از جمله مهمترین مراجع در این حوزهها هستند.
خانلری در سال ۱۳۵۹ منقحترین و معتبرترین نسخهٔ دیوان حافظ را منتشر کرد.
۴۸۶ غزل این دیوان با روش علمی و بر مبنای مقایسه ۱۴ نسخه خطی مهم تنظیم شدهاند.
نثر خانلری یکی از درخشانترین نمونههای نثر معاصر است.
شعر «عقاب» مشهورترین قصیدهٔ ناتل خانلری است که در سال ۱۳۲۱ در مجلهٔ مهر در تهران منتشر و به صادق هدایت پیشکش شده است.
#ایران
#پرویز_ناتل_خانلری
به یاد و خاطرۀ دکتر مصدق
در سالروز کودتای ۲۸ مرداد شعری از زندهیاد مهدی اخوانثالث را با صدای شاعر بشنویم که به دکتر محمد مصدق تقدیم شده است.
خدایان لایتناهی به دُردانگان خویش
همه چیز را در تمامیت خویش می بخشند:
لذات لایتناهی را و غمهای لایتناهی را.
(گوته)
مان، توماس. مقالات توماس مان (گوته، تولستوی، فروید، واگنر). ترجمه ی ابوتراب سهراب، شرکت سهامی کتابهای جیبی، ۲۵۳۷، ص. ۵۵.
تولستوی در اعترافات خود چنین میگوید «من تمام آثار روسو را خواندهام. تمام بیست جلد آثار او را مطالعه کردهام حتی فرهنگ موسیقی او را. احساس من نسبت به او فقط علاقه نیست بلکه پرستش است. در سن پانزده سالگی، به جای صلیب که معمولاً به سینه می آویزند من مدالی را به سینه میآویختم که عکس او را در بر گرفته بود. بعضی از عبارات آثار او را من چندان خواندهام که گاه به نظرم میآید که آنها را خودم نوشتهام.»
مان، توماس. مقالات توماس مان (گوته، تولستوی، فروید، واگنر). ترجمهی ابوتراب سهراب، شرکت سهامی کتابهای جیبی، ۲۵۳۷، ص. ۵۱.
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••