?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
⸺ حالا بریم سراغ خود نقاشی. این اثر رو کاراواجو، هنرمند معروف و برجسته ایتالیایی در سال ۱۵۹۷-۱۵۹۹ و در رم نگهداری میشه.
پس زمینه این نقاشی تیره اس و شخص دیگه ای وحود نداره جز خود نارسیوس و انعکاسش که نشون دهنده خودشیفتگی اون هست و اینطوریه که اون کسی رو جز خودش نمیدیده اصلا.
نشون دادن کنتراست تاریکی و روشنی به زیباترین و استادانه ترین حالت ممکن و طوری که به نقاشی عمق داده فوق العاده است. طوری که تصویر نارسیوس توی آب نه اونقدر واضح هست که متوجه آب نشیم و نه اونقدر کدر و از بین رفته.
نوع قرار گیری دست ها و بازو هاش و کلا تنه اش و انعکاسش شبیه یک دایره شدن که انگار نارسیوس اونجا گیر کرده و این عشق پایانی نداره.
⸺ نارسیوس دچار خودشیفتگی بود و به همین خاطر خواستگاه اصطلاح خودشیفتگی هست و به اسم اختلال شخصیت نارسیسم هم شناخته میشه. \- یکی از چندین نوع اختلال شخصیت. یک اختلال روانی است که در آن افراد احساس خودبزرگ بینی بیش از حد، نیاز عمیق به توجه و تحسین بیش از حد، روابط متضاد و عدم همدلی با دیگران دارند. با این حال، پشت این نقاب امنیت شدید، عزت نفس شکننده ای وجود دارد که در برابر کوچکترین انتقادی آسیب پذیر است. \-
⸺ نارسیوس با نرگس به زبان فارسی، پسر کفیسوس - خدای رودخانه - و لیریوپه بوده. وقتی نارسیوس به دنیا میاد یک پیشگو و تالعبین به مادرش میگه این بچه زندگی خوب و عمر طولانی ای خواهد داشت به شرط اینکه هیچ وقت قیافه خودش رو نبینه.
سال ها میگذره و نارسیوس بزرگ میشه، به جوانی زیبا و قوی تبدیل میشه و عاشقان زن و مرد زیادی داشته که همه رو رد میکرده و براش اهمیتی نداشتن. سرگرمی مورد علاقه اش گشتن توی جنگل و بین گل ها بود و دوست داشت تنها باشه.
یک روز وقتی توی جنگل میگشته؛ اِکو اون رو از پشت درخت ها میبینه و عاشقش میشه و میوفته دنبالش و سعی میکنه بهش حرف های محبت آمیز و زیبا بزنه اما همونطور که گفتیم، اِکو توانایی صحبت کردن مثل قبل رو نداشته دیگه. اِکو حواسش نیست و پاش روی شاخه درختی میره و شاخه میشکنه و نارسیوس صدای شکستن شاخه درخت رو میشنوه.
نارسیوس میگه کسی اینجاست؟ و اِکو فقط میتونسته بگه اینجاست.
نارسیوس هر چی دورش رو نگاه میکنه کسی رو نمیبینه و دوباره میگه که تو کی هستی؟ بیا بیرون ما باید باهم باشیم اینجا.
و اِکو این رو به معنای عشق نارسیوس به خودش برداشت میکنه و میاد از پشت درخت ها بیرون.
اِکو میاد تا نارسیوس رو در آغوش بگیره اما نارسیوس فرار میکنه و میگه مگر اینکه مرده باشم که تو بتونی از بدن من لذت ببری و از اونجا میره. اِکو بعد از این داستان به خودش خیلی آسیب میرسونه و دیگه چیزی جز همون زمزمه ها ازش باقی نمیمونه در این جهان.
نارسیوس به یک چشمه زلال و پاک میرسه که به دور از هر چیزی بوده. خیلی خسته و تشنه بوده و میره تا از اون آب زلال بنوشه و ناگهان تصویر خودش رو در آب میبینه و البته که نمیدونسته اون تصویر در واقع انعکاس خودش هست. اتفاقی که نباید میوفتاد و پیشگو راجع بهش اخطار داده بود دیگه اوفتاده بود.
نارسیوس عاشق تصویر انعکاس یافته توی آب میشه و متوجه نیست اون شخص خودشه و قلبش از اون عشق شروع به گرم شدن کرد.
⸺ توی داستان ساتورن گفتیم که اون همه بچه هاش به اسم های : هرا-هستیا-دیمیتر-پوزیدون و هادس رو خورده بود ولی یدونه از بچه هاش به اسم زئوس نجات پیدا میکنه توسط مادرش و بعد زئوس میاد بقیه خواهر ها و برادر هاش رو نجات میده که کاری به این داستان نداریم.
زئوس خدای عشق بازی بوده و زنان زیادی داشته و کلا خدای عشق هم بود. زئوس عاشق خواهر خودش، هرا میشه. هرا، زنی قدرتمند و حامی زنان و ملکه آسمان ها و بسیار زیبا بود. زئوس یک روز با یک حیله و بازی کاری میکنه که هرا عاشقش بشه و موفق هم میشه و حالا هرا هم جزو همسران زئوس بود. هرا بسیار متعهد و پایبند بوده به رابطه اشون ولی گفتیم که زئوس خیلی هوسباز بوده و شیطونی میکنه و زن های دیگه ای هم داشته و هرا ناراضی بود از این روابط.
زئوس همیشه میومده روی زمین و پیش موجوداتی به اسم نیمف ها میرفته. نیمف ها پری و دوشیزگان کوچکی بودن که بسیار زیبا بودن و زئوس میومد و با این پری ها عشقبازی میکرد.
یک روز هرا زئوس رو تعقیب میکنه و به دنبالش روی زمین میاد. زئوس این رو متوجه میشه و الهه ای به اسم اِکو ( اِکو نماد صدا بوده و خیلی پرحرف بوده و اصلا ساکت نمیشده) رو مامور سرگرم کردن هرا میکنه تا بتونه خودش به وقت گذرونیش برسه. اِکو اونقدر حرف میزنه که هرا عصبانی میشه و دیگه نمیتونه تحملش کنه و هرا کاری میکنه که اون دیگه نتونه حرف بزنه و فقط کلمه آخر هر جمله رو بتونه به زبون بیاره و اِکو رو به یک جنگل تبعید میکنه. داستان زئوس و هرا تا همینجا برای تحلیل امروز کافیه و ما فقط با اِکو کار داریم پس بریم سراغ داستان اصلی.
﹝پلی کن و داستان رو بخون﹞
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago