?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
آیا منابع غلات کمکی به شناخت میراث حدیثی امامیه میکنند؟
یک نمونه: قطعاتی از حدیث حسن بطائنی در غیبت نعمانی، کمالالدین و الهفتالشریف
حدثنا محمد بن أحمد الشيباني رضي الله عنه قال حدثنا محمد بن أبي عبد الله الكوفي عن سهل بن زياد الآدمي عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني قال: قلت لمحمد بن علي بن موسى عليه السلام إني لأرجو أن تكون القائم من أهل بيت محمد الذي يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما فقال عليه السلام يا أبا القاسم ما منا إلا و هو قائم بأمر الله عز و جل و هاد إلى دين الله و لكن القائم الذي يطهر الله عز و جل به الأرض من أهل الكفر و الجحود و يملوها عدلا و قسطا هو الذي تخفى على الناس ولادته و يغيب عنهم شخصه و يحرم عليهم تسميته و هو سمي رسول الله صلى الله عليه و آله و كنيه و هو الذي تطوى له الأرض و يذل له كل صعب [و] يجتمع إليه من أصحابه عده أهل بدر ثلاثمائه و ثلاثه عشر رجلا من أقاصي الأرض و ذلك قول الله عز و جل: أين ما تكونوا يأت بكم الله جميعا إن الله على كل شيء قدير فإذا اجتمعت له هذه العده من أهل الإخلاص أظهر الله أمره فإذا كمل له العقد و هو عشره آلاف رجل خرج بإذن الله عز و جل فلا يزال يقتل أعداء الله حتى يرضى الله عز و جل. قال عبد العظيم فقلت له يا سيدي و كيف يعلم أن الله عز و جل قد رضي قال يلقي في قلبه الرحمه فإذا دخل المدينه أخرج اللات و العزى فأحرقهما .
- کمال الدين و تمام النعمة ج ۲، ص ۳۷۷
شاید سادهترین تبیین چنین مشاهدهای این باشد که حدیث نعمانی و الهفتالشریف هر دو اجزایی از یک متن یکپارچه و بلند از حسن بطائنی بودهاند. این متن یکپارچه از حسن بطائنی دردسترس پردازندهٔ حدیث رازی کمالالدین بوده و از آن برای نگارش بخش پایانی حدیث خود الهام گرفته است.
حال که فرض یکپارچگی متن احادیث نعمانی و الهفتالشریف قوت گرفته است، بسیار قابل توجه است که حدیث الهفتالشریف شباهت ساختاری بالایی با بخش آغازین حدیث سدیر صیرفی دارد: در هر دو، راوی از امام دربارهٔ شیخین میپرسد. امام پس از بیان گمراهی و ظلم ایشان، بیان میکنند که این مظالم در هنگام ظهور امام قائم ع استیفا خواهند شد. به علاوه، هستهٔ اصلی سخن در حدیث سدیر، که بیان شباهت امام قائم ع با حضرت یوسف ع در غیبت بود، در تکهٔ دیگر حدیث بطائنی دیده میشود (قلت فما سنة یوسف؟ قال السجن والغیبة). بنابراین، به نظر میرسد تحریر کامل حدیث سدیر صیرفی، که آن را پیشتر بازسازی کردیم، یکی از زیرمتنهای حدیث بلند حسن بطائنی است. گفتنی است فراز «یضع السیف علی عاتقه ثمانیة أشهر هرجا» در حدیث بطائنی، که عیناً با خطبهٔ معروفی از امیر مؤمنان ع مشترک است (ن.ک. کتاب سلیم، ح۱۷) مؤید تلفیقی بودن متن حدیث حسن بطائنی است.
برای جمعبندی، یک بار سیر متون مورد بحث را از ته به سر مرور میکنیم، البته با این قید که پشت سر هر یک از ادعاهای آن یک «احتمالاً» مفروض است: شیخ صدوق به طریق رازی خود حدیثی در باب غیبت و امامت امام زمان ع نقل میکند. قسمت پایانی این نقل برگرفته از متنی بلند از حسن بطائنی است که تکههای آن در غیبت نعمانی و الهفتالشریف بر جای ماندهاند. حسن بطائنی خود در ساخت این متن از متون کهنتری از جمله خطبهای مشهور از امیرمؤمنان دربارهٔ ملاحم و فتن بهره برده است. یکی از منابع او برای ساخت این متن، حدیث بلند سدیر صیرفی در باب شباهت امام عصر ع به حضرت یوسف و غیبت آن حضرت است. این سیر طولانی قدمت حدیث سدیر صیرفی و یکپارچگی متن آن را تأیید میکند. در ادامه، شواهد دیگری بر این مطلب ارائه و زمینهٔ صدور حدیث سدیر صیرفی به شکل دقیقتری شناسایی خواهد شد، انشاءالله.
پینوشت: با سپاس از خانم دکتر پاکروان برای معرفی حدیث بطائنی در کتاب الهفتالشریف.
آیا منابع غلات کمکی به شناخت میراث حدیثی امامیه میکنند؟
یک نمونه: قطعاتی از حدیث حسن بطائنی در غیبت نعمانی، کمالالدین و الهفتالشریف
حدیث مشابهت امام قائم ع با چهار پیامبر - که در ادامه آن را حدیث شباهت مینامیم - اسناد و تحریرهای متعددی دارد که یکی از آنها را در نوشتهٔ دیگری مطالعه کردیم. کتاب غیبت نعمانی تحریر مهم دیگری از این حدیث را معرفی میکند که از جهاتی منحصربهفرد است.
و حدثنا علي بن أحمد عن عبيد الله بن موسى عن عبد الله بن جبله عن الحسن بن علي بن أبي حمزه عن أبي بصير قال سمعت أبا جعفر الباقر عليه السلام يقول: في صاحب هذا الأمر سنن من أربعه أنبياء سنه من موسى و سنه من عيسى و سنه من يوسف و سنه من محمد صلوات الله عليهم أجمعين فقلت ما سنه موسى قال خائف يترقب قلت و ما سنه عيسى فقال يقال فيه ما قيل في عيسى قلت فما سنه يوسف قال السجن و الغيبه قلت و ما سنه محمد صلى الله عليه و آله قال إذا قام سار بسيره رسول الله صلى الله عليه و آله إلا أنه يبين آثار محمد و يضع السيف على عاتقه ثمانيه أشهر هرجا هرجا حتى رضي الله قلت فكيف يعلم رضا الله قال يلقي الله في قلبه الرحمه .
- الغيبة (للنعمانی) ج ۱، ص ۱۶۴
نخست، سند این حدیث از طریق عبداللهبنجبله به حسن بطائنی میرسد و بنابراین واقفی است؛ با این حال، متن آن بر خلاف تحریر سلیمانبنداود که «سجن» را تنها شباهت امام قائم ع با حضرت یوسف ع معرفی میکرد، همردیف «سجن» از «غیبت» نیز بهعنوان دیگر وجه شبه امام قائم ع با حضرت یوسف ع نام برده است. در بعضی تحریرهای دیگر این حدیث «غیبت» تنها شباهتی است که میان این دو شخصیت الهی مطرح میشود. همچنین در حدیث سدیر صیرفی که پیشتر به آن پرداختیم، این غیبت حضرت یوسف ع از برادرانش بود که او را به امام قائم ع شبیه میکرد. با این حال شناخت دقیق متن اولیهٔ حدیث شباهت - اگر ممکن باشد - محتاج بررسی مفصلتری است؛ خصوصاً که همهٔ اسناد قابل اتکای آن به علیبنابیحمزهٔ بطائنی میرسند.
اما وجه تمایز دیگر تحریر حسن بطائنی از دیگر تحریرهای حدیث شباهت، پایانبندی متفاوت آن است. اکثر تحریرهای این حدیث در شباهت میان امام قائم ع و پیامبر اکرم ص تنها به بیان عبارت «السیف» اکتفا کردهاند. در مقابل تحریر حسن بطائنی عبارتی نسبتاً طولانی را در باب این مشابهت آوره است، تا جایی که نهایتاً از چارچوب اصلی حدیث شباهت خارج میشود و راوی از امام سؤال دیگری میپرسد.
در کتاب الهفتالشریف که از میراث کهن سنت حدیثی غلات است، حدیث دیگری از حسن بطائنی نقل شده که مطالبی در باب سیرهٔ حضرت مهدی ع در هنگام ظهور در بر دارد:
عن الحسن بن علي بن ابي الحمزة عن أبيه عن أبي بصير قال: كنا جلوسا عند ابي جعفر الباقر علينا منه السلام فجرى ذكرهم، قال أبو جعفر: عليهم لعنة الله . فانها ضالان مضلان، والله ما زال في القرون الأولى مبتدأ اول ما بعث الله آدم على وجه الأرض، فان الله، جل ثناؤه، قد بعث سبعة آدميين قبل آدم فما زال في تلك الأمم الماضية والقرون السالفة حتى بعث الله محمدا فصنع ما وصفناه وما قد علمتموه وبلغكم منها. فهكذا اراد الله لهما حتى يبعث الله قائمهم فيخرجهما عضدین طريين فيحرقهما. والله لفتنة للناس بها ذلك اليوم أعظم من فتنتهم بها اليوم، ثم ينسفهما بالريح ثم ان الله يبدل السماء غير السماء والأرض غير الأرض، فحينئذ تستقيم لنا الدنیا.
- الهفت الشریف، ص 164
طریق حسن بطائنی از پدرش از جمله طرق محبوب در نزد غلات نیست و همین نکته مؤید واقعنمایی سند حدیث ذکرشده است. اکنون به دو عبارت «يضع السيف على عاتقه ثمانيه أشهر هرجا هرجا حتى رضي الله قلت فكيف يعلم رضا الله قال يلقي الله في قلبه الرحمه» در حدیث اول و «حتى يبعث الله قائمهم فيخرجهما عضدین طريين فيحرقهما» در حدیث دوم که به ترتیب زیرخطدار و کج شدهاند توجه کنید. این دو عبارت، که در دو حدیث مختلف از حسن بطائنی آمدهاند، در حدیثی از میراث رازی شیخ صدوق پشتسرهم ظاهر شدهاند:
Telegram
رسائل کنعانیه
میراثدار پیامبران؛ بازخوانی حدیثی مهم در باب غیبت اول. یک واقفیِ خلوتگزین در نوشتهٔ پیشین به رسالهٔ مهم نصرة الواقفة اشاره شد. این رساله شاید تنها میراث مکتوب واقفیان باشد که به لطف کتاب الغیبة شیخ طوسی، به صورت شاکلهمند برجای مانده است و در شناخت باورهای…
دعای غریق، از قم تا سمرقند
فرستهٔ سوم
أخبرنا علي بن عبد الرحمن بن ماتي، بالكوفة، ثنا الحسين بن الحكم الحبري، ثنا قبيصة، ثنا سفيان، عن الأعمش، عن عمارة بن عمير، عن أبي عمار، عن حذيفة رضي الله عنه رفعه، قال: «يأتي عليكم زمان لا ينجو فيه إلا من دعا دعاء الغريق» هذا حديث صحيح على شرط الشيخين، ولم يخرجاه
- المستدرك علی الصحیحین، ط العلمیة، ج۱ ص۶۸۷
أخبرنا أبو محمد المؤملي، ثنا أبو عثمان البصري، ثنا أبو أحمد بن عبد الوهاب، أنا يعلى بن عبيد، عن الأعمش، عن إبراهيم، عن همام، عن حذيفة قال: ليأتين عليكم زمان لا ينجو فيه من نجا إلا من دعا مثل دعاء الغريق.
شعب الإیمان للبیهقي، ط زغلول، ج۲ ص۳۰
يزيد بن هارون قال: أخبرنا سفيان بن نشيط، قال حدثني أبو عبد الملك، مولى بني أمية قال: سمعت أبا هريرة، يقول: «تكون فتنة لا ينجي منها إلا دعاء كدعاء الغريق»
- المصنف لإبن أبي شیبة، ت الحوت، ج۷ ص۵۳۱
قال محمد بن مهاجر، وحدثني الجنيد بن ميمون، عن صفوان بن عمرو، عن أبي هريرة، رضي الله عنه قال: " الفتنة الرابعة عمياء مظلمة تمور مور البحر [...] يصبح الرجل فيها مؤمنا ويمسي كافرا، ولا ينجو منها إلا من دعا كدعاء الغرق في البحر [...] .
- الفتن لنعیم بن حماد ج۱ ص۲۳۸
این حدیث مورد توجه نگارندگان کتب غريب الحديث قرار گرفته و به شرح معنای عبارت «دعاء الغَرِق» در آن پرداختهاند. ابو عبید هروی در این باره میگوید:
في الحديث (يأتي على الناس زمان لا ينجو منه إلا من دعا دعاء الغرق) قال أبو عدنان: هو الذي غلبه الماء ولما يغرق بعد، فإذا غرق فهو الغريق، كأنه أراد إلا من أخلص الدعاء، ألا ترى قول الله عز وجل: {فإذا ركبوا في الفلك دعوا الله مخلصين له الدين}
- الغریبین في القرآن والحدیث ج۴ ص۱۳۷۰
دیگران هم همسو با ابوعبید مراد حدیث از عبارت «دعاء الغرق» را دعای خالصانه دانستهاند. (ن.ک النهایة في غريب الحديث لإبن أثیر ج۳ ص۳۶۱ و غریب الحدیث لإبن الجوزي ج۲ ص۱۵۴)
بنابراین، با توجه به تداول کاربرد تعبیر دعای غریق در معنایی عام و همچنین انفراد نسخهٔ سمرقندی در اطلاق این نام بر دعای ثبات قلب، شاید بتوان گفت تحریر اولیهٔ حدیث عبد الله بن سنان فاقد بخش دوم بوده است. در این صورت، طبق این حدیث امام صادق ع ضمن هشدار نسبت به وقوع غیبت در آینده، رمز نجات در آن دوران را وجود حالتی نفسانی در فرد مؤمن معرفی میکنند که در آن از یک سو به جهت عدم دسترسی به حجت خدا، خود را همچون غریق در معرض هلاکت و اضطرار کامل میبیند، و از سوی دیگر دفع این بلا را تنها در قبضهٔ قدرت خداوند میبیند، پس خالصانه برای نجات دعا میکند. این نقش محوریِ دعا در عصر غیبت در روایات متعددی مورد تأکید قرار گرفته است. برای نمونه در حدیث زراره که پیشتر به آن پرداختیم، امام صادق ع در جواب زراره که از ایشان درخواست راهکاری برای نجات در آن دوران داشت، به او دعای «اللهم عرفني نفسك» را تعلیم دادند. همچنین طبق حدیث ابن اسحاق، امام عسکری ع نجات در دورهٔ غیبت را در گرو اعتقاد به امامت امام زمان ع و همچنین توفیق یافتن بر دعا برای فرج ایشان عنوان میفرمایند. (کمال الدین ج۲ ص۳۸۴)
متن حدیث عبد الله بن سنان از طرق متعدد دیگری از دیگر اصحاب امام صادق ع همچون أبان بن تغلب، زراره و حارث بن مغیره روایت شده است. بررسی تاریخی این دسته از روایات مجال دیگری میطلبد و در اینجا تنها به یک مشاهده توجه میدهم. جالب است که علی رغم دلالت متن این احادیث بر وقوع غیبت، عمدهٔ افراد حاضر در اسناد آنها، از راویان بلاواسطه از امام گرفته تا نویسندگان کتب اولیه و مصنفین بعدی، همگی عمدتاً افراد امامی هستند که قرابتی با جریانهای مهدوی همچون واقفه نداشتهاند. شاید بتوان گفت یکی از عوامل عدم گرایش واقفیان به نقل این احادیث، عدم ترکیب مفهوم مهدویت و غیبت در متن آنها باشد. در متن این روایات تنها از وقوع غیبت برای یکی از ائمه خبر داده میشود، بدون اینکه بر مهدی موعود بودنِ آن امام تأکید شود. اما ابتنای ایدهٔ اصلی واقفه اولاً بر این بوده است که امام کاظم ع همان مهدی موعود هستند، و غیبت در واقع نتیجهٔ مهدویت ایشان است. به همین جهت، این دسته از احادیث در باب غیبت دلالت تامی بر مراد واقفه نداشته و در نتیجه عمدتاً در محافل حدیثی امامی حفظ شدهاند. بنابراین، شایسته است که متن و سند این دسته از روایات به عنوان گواهی بر استقلال امامیه از واقفه در موضوع غیبت مورد مطالعهٔ دقیقتر قرار گیرد.
دعای غریق، از قم تا سمرقند
بخش دوم
متن نسخهٔ سمرقندی دو بخش دارد: در بخش اول، امام صادق ع از وقوع غیبت و حیرت شیعیان در آینده خبر میدهند و ملتزمان به دعای غریق را تنها نجاتیافتگان آن زمانه معرفی میکنند. در بخش دوم، امام به درخواست راوی متن دعای غریق را بیان میکنند و تذکر میدهند که این دعا باید دقیقاً همانگونه که فرمودهاند خوانده شود. بخش اول در هر سه نسخه از حدیث عبد الله بن سنان مشترک است، اما بخش دوم فقط در نسخهٔ سمرقندی دیده میشود و دو نسخهٔ دیگر بهکلی دربارهٔ چیستیِ دعای غریق ساکتاند. آیا در تحریر اولیهٔ حدیث ابن سنان، دستورالعمل خواندن دعای غریق موجود بوده و نسخههای قمی ناقص هستند، یا آن را باید افزودهای متأخر به متن حدیث قلمداد نماییم؟
ابتدا فرض کنید تحریر اصیل حدیث، منطبق با نسخهٔ سمرقندی بوده باشد. در این صورت طبق متن آن، امام ع دو تأکید اساسی بر روی اهمیت حفظ عین متن دعای غریق گذاشتهاند؛ نخست، خواندن این دعا را شرط لازم برای نجات از هلاکت در دوران غیبت معرفی نمودهاند، و در ضمن هنگامی که راوی تنها عبارت «مقلب القلوب» را با «مقلب القلوب والأبصار» جایگزین میکند، امام ع او را برحذر داشته و تأکید میکنند که باید عین متنی که تعلیم دادهاند خوانده شود. با وجود اهمیت ویژهٔ دعای غریق در این روایت، چرا متن آن در نسخههای قمی افتاده است؟ اگر در زمان حیات حلقهٔ مشترک اسناد نسخههای قمی، یعنی حماد بن عیسی، متن این دعا به عنوان دعای غریق در میان شیعیان مشهور بوده باشد، چنان که امروزه «دعای فرج» چنان شهرتی دارد که نیازی به نقل متن آن نیست، آنگاه میتوان تصور کرد که به اتکای همین شهرت، حماد از نقل ذیل حدیث ابن سنان صرفنظر نموده است. در غیر این صورت، در نسخههای قمی با تقطیع مُخِلّی مواجهیم که متن را از غرض اصلی صدور آن خارج کرده است. با این حال، طبق فحص نگارنده، بیرون از نسخهٔ سمرقندی حدیث عبد الله بن سنان، دعای مشهور «یا مقلب القلوب ثبت قلبي علی دینك» هیچکجا «دعای غریق» خوانده نشده است. بلکه بالاتر از این، نگارنده نمونهٔ دیگری را سراغ ندارد که «غریق» به عنوان اسم یک دعای بهخصوص عنوان شده باشد. در عین حال تعبیر دعای غریق نه به عنوان نام دعایی مشخص بلکه به عنوان استعارهای از دعا در نهایت استیصال و اخلاص در ادبیات کهن اسلامی متداول بوده است. قرآن کریم در چند آیه برای روشن شدن خداجویی انسان در هنگامهٔ اضطرار و ناسپاسی او پس از رفع محنت، دعای خالصانهٔ او در حین غرق شدن را مثال میزند. (انعام ۶۳، یونس ۲۲، اسراء ۶۷) در منابع امامی، روایتی از سکونی از رسول خدا ص بیان میدارد که در پی فساد امت، زمانی فرا خواهد رسید که آنان خدا را همچون فرد غریق بخوانند، ولی اجابت نشوند:
علي بن إبراهيم عن أبيه عن النوفلي عن السكوني عن أبي عبد الله عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله : سيأتي على أمتي زمان تخبث فيه سرائرهم و تحسن فيه علانيتهم طمعا في الدنيا و لا يريدون به ما عند الله ربهم يكون دينهم رياء لا يخالطهم خوف يعمهم الله منه بعقاب فيدعونه دعاء الغريق فلا يستجيب لهم .
- الکافی ج۸ ص۳۰۶
همچنین حدیثی از علی بن اسباط در کافی و امالی صدوق در باب نصایح خداوند به حضرت عیسی ع، صریحاً «دعاء الغریق» را ترجمه میکند:
حدثنا الشيخ الفقيه أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن موسى بن بابويه القمي رحمه الله قال حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رحمه الله قال حدثنا عبد الله بن جعفر الحميري عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عن علي بن أسباط عن علي بن أبي حمزه عن أبي بصير عن أبي عبد الله الصادق جعفر بن محمد عليه السلام قال: كان فيما وعظ الله تبارك و تعالى به عيسى بن مريم عليه السلام أن قال [...] يا عيسى ادعني دعاء الغريق الذي ليس له مغيث [...] .
- الأمالي للصدوق ج۱ ص۵۲۱ و همین حدیث در الكافی ج۸ ص۱۳۱
اما در احادیث عامه، تعبیر دعای غریق دقیقاً در بافتی مشابه حدیث عبد الله بن سنان به کار رفته است. حدیثی که از حذیفة بن یمان و همچنین از ابو هریره روایت شده، خبر از فتنهای در آینده میدهد که در آن تنها کسانی نجات مییابند که همچون غریق خدا را بخوانند. با توجه به این که متن تحریرهای این حدیث در روشن شدن کاربرد «دعاء الغریق» به عنوان وصف یک گونه دعا و نه اسم یک دعای خاص مؤثرند، تعدادی از آنها را در ادامه میآورم.
دعای غریق، از قم تا سمرقند
فرستهٔ اول
حدیث شیعه عمدتاً در شهرهای کوفه، قم و بغداد شکل گرفته و تدوین یافت؛ اما در اواخر قرن سوم قمری شهر سمرقند شاهد جوششی در فعالیتهای علمی بر روی حدیث شیعی بود که نوید ظهور یک مکتب حدیثی مهم را در منطقهٔ ماوراءالنهر میداد. با این حال، به دلایلی که بر نگارنده معلوم نیست، فروزش این ستارهٔ جوان خیلی زود به خاموشی گرایید و از آغاز قرن پنجم به بعد، نشانی از حضور یک محدث شیعی برجسته در این خطه در دست نیست. از میراث مکتب سمرقند، کتاب تفسیر اثر محمد بن مسعود عیاشی و همچنین رجال کشی برجای ماندهاند. در کنار این دو کتاب، بخش دیگری از میراث این مکتب از رهگذر سفر شیخ صدوق به خراسان و ماوراءالنهر به دست ما رسیده است. شوربختانه صدوق هنگامی به این خطه سفر نمود که مدارس حدیثی آن از رونق افتاده بودند. راوی میراث سمرقند برای شیخ صدوق، فردی است به نام ابوطالب مظفر بن جعفر بن مظفر علوی، که اگر نبود سفر شیخ صدوق به سمرقند و استماع حدیث ایشان از وی، ما اکنون از او شناخت چندانی نداشتیم. قابل انتظار است که این فترت زمانی و مکانی نسبت به کانونهای حرفهای حدیثنگاری و حدیثپژوهی شیعی منجر به ورود آسیبهایی در توشهٔ ارزشمند صدوق از مکتب حدیثی سمرقند شده باشد. این امر، مطالعهای انتقادی برای تنقیح میراث سمرقند به روایت صدوق را ایجاب میکند. اسانید روایات سمرقندی صدوق عمدتاً به مشایخ شناختهشدهٔ شیعه در قرن دوم و سوم میرسند که میراثشان مستقلاً در شهرهای قم و کوفه موجود بوده است. بنابراین، میتوانیم به کمک مقایسهٔ این میراث سمرقندی با نظایر آن در کانونهای اصلی حدیث شیعی به تنقیح آن بپردازیم. بررسی ما نشان میدهد که مجموعهٔ احادیث سمرقندی صدوق گر چه عمدتاً هستهٔ اصیلی دارند، اما متن و همچنین اسنادشان خالی از آسیب نیست؛ آسیبی که ریشه در دورهٔ حضیض مکتب سمرقند در فاصلهٔ عیاشی تا صدوق دارد. دوران اوج فعالیت مکتب سمرقند مقارن است با آغاز غیبت امام دوازدهم ع، و به همین خاطر بخش قابل توجهی از مرویات سمرقندی صدوق مربوط به مهدویت هستند. نوشتهٔ حاضر مطالعهٔ موردی حدیثی در باب غیبت است.
حدیث زیر که دربردارندهٔ توصیه به «دعای غریق» است را صدوق از طریق سمرقندی خود نقل نموده است:
و بهذا الإسناد عن محمد بن مسعود قال وجدت بخط جبرئيل بن أحمد حدثني العبيدي محمد بن عيسى عن يونس بن عبد الرحمن عن عبد الله بن سنان قال قال أبو عبد الله عليه السلام : ستصيبكم شبهه فتبقون بلا علم يرى و لا إمام هدى و لا ينجو منها إلا من دعا بدعاء الغريق قلت كيف دعاء الغريق قال يقول يا الله يا رحمان يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي على دينك فقلت يا الله يا رحمان يا رحيم يا مقلب القلوب و الأبصار ثبت قلبي على دينك قال إن الله عز و جل مقلب القلوب و الأبصار و لكن قل كما أقول لك يا مقلب القلوب ثبت قلبي على دينك .
- کمال الدین ج۲ ص۳۵۱
صدوق و نعمانی از طریق مشایخ قمی برجستهای چون صفار و عبد الله بن جعفر حمیری، صاحب کتاب الغیبة، دو نسخهٔ دیگر از حدیثی با متن مشابه را از عبد الله بن سنان نقل مینمایند:
حدثنا أبي و محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رضي الله عنهما قالا حدثنا محمد بن الحسن الصفار عن العباس بن معروف عن علي بن مهزيار عن الحسن بن محبوب عن حماد بن عيسى عن إسحاق بن جرير عن عبد الله بن سنان قال: دخلت أنا و أبي على أبي عبد الله عليه السلام فقال كيف أنتم إذا صرتم في حال لا ترون فيها إمام هدى و لا علما يرى و لا ينجو منها إلا من دعا دعاء الغريق فقال له أبي إذا وقع هذا ليلا فكيف نصنع فقال أما أنت فلا تدركه فإذا كان ذلك فتمسكوا بما في أيديكم حتى يتضح لكم الأمر .
- کمال الدین ج۲ ص۳۴۸
حدثنا محمد بن همام قال حدثنا عبد الله بن جعفر الحميري عن محمد بن عيسى و الحسن بن ظريف جميعا عن حماد بن عيسى عن عبد الله بن سنان قال : دخلت أنا و أبي على أبي عبد الله عليه السلام فقال كيف أنتم إذا صرتم في حال لا ترون فيها إمام هدى و لا علما يرى فلا ينجو من تلك الحيره إلا من دعا بدعاء الغريق فقال أبي هذا و الله البلاء فكيف نصنع جعلت فداك حينئذ قال إذا كان ذلك و لن تدركه فتمسكوا بما في أيديكم حتى يتضح لكم الأمر .
- النعمانی ص۱۵۹
علاوه بر مطابقت بخش اول متن حدیث سمرقندی با این دو حدیث، توجه به دو نکته میتواند ما را قانع سازد که هر سه، نسخههایی از یک حدیث واحد هستند. اولاً با مرور روایات مربوط به غیبت و مهدویت در مییابیم که عبد الله بن سنان در موارد بسیار نادری در اسناد این دسته از احادیث ظاهر میشود. همچنین در میان احادیث شیعی در زمینهٔ غیبت، توصیه به «دعای غریق» مختص سه نسخهٔ مذکور است.
ولادت پنهانی؛ بازخوانی حدیث عبد الله بن عطاء مکی در ولادت حضرت مهدی ع
فرستهٔ دوم
اما عبّاد بن یعقوب رواجنی، صاحب کتاب أخبار المهدي و متوفی ۲۵۰، نسخهٔ ارزشمند دیگری از این حدیث را ضبط نموده که نشان میدهد هر دو مضمون مهدوی روایتشده از عبد الله بن عطاء، یعنی خفی المولد بودن مهدی و همچنین مطابقت سیرهٔ ایشان با سیرهٔ نبوی، رویهمرفته یک روایت واحد هستند:
۳) همان ص۱۶۹: و حدثنا محمد بن همام قال حدثنا جعفر بن محمد بن مالك قال حدثنا عباد بن يعقوب عن يحيى بن يعلى عن أبي مريم الأنصاري عن عبد الله بن عطاء قال: قلت لأبي جعفر الباقر عليه السلام [خفی المولد بودن قائم:] أخبرني عن القائم عليه السلام فقال و الله ما هو أنا و لا الذي تمدون إليه أعناقكم و لا يعرف ولادته [سیرهٔ نبوی قائم:] قلت بما يسير قال بما سار به رسول الله صلى الله عليه و آله هدر ما قبله و استقبل .
پ) تحریر محمد بن سنان
نعمانی به پنج طریق حدیثی را از محمد بن سنان با مضمون ولادت پنهانی مهدی موعود نقل میکند:
۱) نعمانی ص۱۸۲: حدثنا علي بن الحسين قال حدثنا محمد بن يحيى العطار قال حدثنا محمد بن حسان الرازي قال حدثنا محمد بن علي عن محمد بن سنان عن رجل عن أبي جعفر عليه السلام أنه قال: لا تزالون و لا تزال حتى يبعث الله لهذا الأمر من لا تدرون خلق أم لم يخلق .
۲) همان: حدثنا علي بن أحمد عن عبيد الله بن موسى العلوي قال حدثنا محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عن محمد بن سنان عن أبي الجارود قال سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: لا يزالون و لا تزال حتى يبعث الله لهذا الأمر من لا يدرون خلق أم لم يخلق .
۳) همان ص۱۸۳: حدثنا محمد بن همام قال حدثني جعفر بن محمد بن مالك عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب...
۴) همان: و قد حدثني عبد الله بن جعفر الحميري عن أحمد بن محمد بن عيسى قالا جميعا حدثنا محمد بن سنان عن أبي الجارود عن أبي جعفر الباقر عليه السلام قال: لا تزالون تمدون أعناقكم إلى الرجل منا تقولون هو هذا فيذهب الله به حتى يبعث الله لهذا الأمر من لا تدرون ولد أم لم يولد خلق أم لم يخلق .
۵) همان: حدثنا علي بن أحمد عن عبيد الله بن موسى عن محمد بن أحمد القلانسي عن محمد بن علي عن محمد بن سنان عن أبي الجارود قال سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: لا يزال و لا تزالون تمدون أعينكم إلى رجل تقولون هو هذا إلا ذهب حتى يبعث الله من لا تدرون خلق بعد أم لم يخلق.
همچنانکه ملاحظه میکنید در نسخهٔ محمد بن سنان، عبد الله بن عطاء حضور ندارد. با این حال متن تحریر او همبستگی زیادی با تحریرهای حدیث عبد الله بن عطاء دارد. برای نشان دادن این همبستگی، نسخهٔ حمیری از حدیث محمد بن سنان را با تحریرهای حدیث ابن عطاء مقابله میکنیم:
عن أبي جعفر الباقر عليه السلام [عن أبي جعفر، الف | عن أبي جعفر، ب] قال: لا تزالون تمدون أعناقكم [تركت الناس مادین أعناقهم إليك، الف۵ | ما هو أنا و لا الذي تمدون إلیه أعناقکم، ب۳] إلى الرجل منا تقولون هو هذا [لا يشار إلی رجل منا بالأصابع، الف۵ | لیس منا أحد یشار إلیه بالأصبع، الف۱] فيذهب الله به [إلا مات قتيلاً أو حتف أنفه، الف۵ | إلا مات غیظاً أو رغم أنفه، الف۱] حتى يبعث الله لهذا الأمر [حتی یبعث الله، الف۵] من لا تدرون ولد أم لم يولد خلق أم لم يخلق [من غيبت عن الناس ولادته، الف | ولا يعرف ولادته، ب۳].
از طرفی، در نسخهٔ شمارهٔ ۱ محمد بن سنان «عن رجل» روایت میکند، که نشاندهندهٔ وجود ابهام در منبع اوست. شاید علت رویگردانی صدوق و کلینی از نقل این حدیث همین ابهام در منبع محمد بن سنان باشد؛ چرا که او نمیتواند مستقیماً از ابو الجارود روایت نموده باشد. با توجه به تصریح ابن سنان بر نقل وجادهای احادیث، و با توجه به همبستگی متنی نسخهٔ او با سایر تحریرهای حدیث عبد الله بن عطاء، به نظر میرسد نقل محمد بن سنان نیز نسخهٔ دیگری از حدیث عبد الله بن عطاء از امام باقر ع است که صرفاً تعویض سندی در آن رخ داده.
با این حساب، سه منبع مستقل از نیمهٔ اول قرن سوم، حدیث عبد الله بن عطاء از امام باقر ع در باب ولادت پنهانی حضرت مهدی ع را گواهی مینمایند.
جالب است که طبق حدیث دیگری که یعقوب بن یزید و سعد بن عبد الله اشعری آن را از ایوب بن نوح روایت نمودهاند، امام رضا ع نسبت به گمانهزنی مشابهی دربارهٔ قائمیت خودشان، پاسخی مشابه حدیث امام باقر ع میدهند. (همچنین ن.ک. امام رضا ع و صیانت از مهدویت در برابر واقفه)
نیمهٔ شعبان ۱۴۴۴.
Telegram
رسائل کنعانیه
***📜*** امام رضا علیهالسلام و صیانت از مهدویت در برابر واقفه نخست؛ معرفی حدیث احمد بن هلال این روایت از امام رضا علیهالسلام را ابن بابویه در الامامة والتبصرة، صدوق در عیون و کمال الدین، نعمانی و شیخ در غیبت و صاحبان اثبات الوصیة و دلائل الامامة در کتب خود آوردهاند:…
ولادت پنهانی؛ بازخوانی حدیث عبد الله بن عطاء مکی در ولادت حضرت مهدی عفرستهٔ اول
در یادداشت «برکنار از وقف» از ضرورت توجه به پراکنش موضوعی احادیث غیبت گفتیم. از میان مباحث مرتبط با غیبت، زیرموضوع «ولادت پنهانی مهدی موعود» از این جهت اهمیت دارد که گروههای مختلف مدعی غیبت اعم از واقفه گرایشی به نقل و یا برساختن میراث مؤید آن نداشتهاند. با این حال، امامیه از دیرباز به این موضوع در باب امامت و مهدویت امام دوازدهم استناد مینمودهاند. (برای نمونه ن.ک. فرق الشیعة ص۱۱۱)
یکی از شواهد خفي المولد بودن امام قائم، حدیثی است که از عبد الله بن عطاء مکی، فرزند عطاء بن أبي رباح، از امام باقر ع نقل شده است. در این نوشته از رهگذر جمعآوری تحریرهای پیدا و پنهان این حدیث و مقایسهٔ متون و اسناد آنها، قدمت آن را ارزیابی مینمایم.
طبق بررسی من، مجموعهٔ نسخههای برجایمانده از این حدیث به سه دسته تقسیم میشود:
الف) تحریر عباس بن عامر قصبانی
کلینی، نعمانی و صدوق رویهمرفته ۵ طریق به تحریر قصبانی ارائه میدهند که از قرار زیرند:
۱) کلینی ج۱ ص۳۴۲: الحسين بن محمد و غيره عن جعفر بن محمد عن علي بن العباس بن عامر عن موسى بن هلال الكندي عن عبد الله بن عطاء
۲) صدوق ج۱ ص۳۲۵: حدثنا أحمد بن هارون الفامي و علي بن الحسين بن شاذويه المؤدب و جعفر بن محمد بن مسرور و جعفر بن الحسين رضي الله عنهم قالوا حدثنا محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري عن أبيه عن أيوب بن نوح عن العباس بن عامر القصباني
۳) همان: حدثنا جعفر بن علي بن الحسن بن علي بن عبد الله بن المغيرة الكوفي قال حدثني جدي الحسن بن علي بن عبد الله عن العباس بن عامر القصباني عن موسى بن هلال الضبي عن عبد الله بن عطاء قال:
۴) نعمانی ص۱۶۷: حدثنا محمد بن همام بإسناد له عن عبد الله بن عطاء المكي قال:
۵) همان ص۱۶۸: حدثنا علي بن أحمد عن عبيد الله بن موسى العلوي قال حدثني محمد بن أحمد القلانسي بمكة سنة سبع و ستين و مائتين قال حدثنا علي بن الحسن عن العباس بن عامر عن موسى بن هلال عن عبد الله بن عطاء المكي قال: خرجت حاجا من واسط فدخلت على أبي جعفر محمد بن علي عليه السلام فسألني عن الناس و الأسعار فقلت تركت الناس مادين أعناقهم إليك لو خرجت لاتبعك الخلق فقال يا ابن عطاء قد أخذت تفرش أذنيك للنوكى لا و الله ما أنا بصاحبكم و لا يشار إلى رجل منا بالأصابع و يمط إليه بالحواجب إلا مات قتيلا أو حتف أنفه قلت و ما حتف أنفه قال يموت بغيظه على فراشه حتى يبعث الله من لا يؤبه لولادته قلت و من لا يؤبه لولادته فقال انظر من لا يدري الناس أنه ولد أم لا فذاك صاحبكم.
همچنین ردی از این خبر در حدیثی از حسن بن موسی الخشاب، که به نظر میرسد حاصل خلط حدیث قصبانی با حدیث دیگری از اسحاق بن محمد بن ایوب باشد، دیده میشود. عباس بن عامر قصبانی محدثی شیعی است که با توجه به اسانیدش احتمالاً در نیمهٔ اول قرن سوم میزیسته. نجاشی او را «شیخ صدوق ثقهٔ کثیر الحدیث» میخواند و شیخ طوسی دو طریق به کتاب او از حسن بن علی کوفی و ایوب بن نوح میدهد. در اسناد شمارهٔ ۲ و ۳ بهترتیب همین دو نفر از قصبانی نقل میکنند. با این حساب، با توجه به این که متن نسبتاً بلند این حدیث در هر پنج نسخهٔ ذکر شده با شباهت بالایی روایت شده، به نظر میرسد نقل آن متکی به منبعی مکتوب از قصبانی باشد.
ب) تحریر عبّاد بن یعقوب رواجنی و متعلقات آن
نعمانی حدیث دیگری را از عبد الله بن عطاء در سیرهٔ حضرت مهدی به دو طریق نقل میکند:
۱) نعمانی ص۲۳۰: أخبرنا عبد الواحد بن عبد الله بن يونس قال حدثنا أحمد بن محمد بن رباح قال حدثنا أحمد بن علي الحميري قال حدثني الحسن بن أيوب عن عبد الكريم بن عمرو قال حدثنا أحمد بن الحسن بن أبان قال حدثنا عبد الله بن عطاء المكي عن شيخ من الفقهاء يعني أبا عبد الله عليه السلام قال: سألته عن سيرة المهدي كيف سيرته فقال يصنع كما صنع رسول الله صلى الله عليه و آله يهدم ما كان قبله كما هدم رسول الله صلى الله عليه و آله أمر الجاهلية و يستأنف الإسلام جديدا .
۲) همان ص۲۳۲: أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد قال حدثنا علي بن الحسن عن أبيه عن رفاعة بن موسى عن عبد الله بن عطاء قال: سألت أبا جعفر الباقر عليه السلام فقلت إذا قام القائم عليه السلام بأي سيرة يسير في الناس فقال يهدم ما قبله كما صنع رسول الله صلى الله عليه و آله و يستأنف الإسلام جديدا .
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago