باغِ خِرَد | شهاب رویانیان

Description
@shahabrouyanian :مدیر کانال
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

3 years, 11 months ago

مقالهٔ «هفت‌قلم آرایش»
@shahab_rouyanian

3 years, 11 months ago

مقالهٔ «فاصلهٔ خط افق از ناظر»
@shahab_rouyanian

3 years, 11 months ago

نکاتی دربارهٔ درختان جنگلی:
هر درخت روزی ۳۸۰ لیتر آب از خاک جذب می‌کند

- در دنیای مرطوب و تاریک زیرین، ریشه‌ها در خاک پخش می‌شوند و شبکه‌ای چوبی را تشکیل می‌دهند. تا یک‌سوم درخت در زیر زمین پنهان شده است (p 14).

- ریشه‌های اصلیِ درختان مانند شاخه‌ها، قوی و چوبی هستند. هر نوکِ ریشه دارای یک کلاهک سخت برای فشار دادن به خاک در حین رشد است. این ریشه‌های بزرگ می‌توانند تا عمق ۱٫۵ متر به داخل زمین گسترش یابند (p 14).

- خرگوش‌ها و موجودات ریز مانند کرم‌ها و سوسک‌ها در میان ریشه‌ها زندگی می‌کنند (p 14).

- ریشه‌ها دو کار اصلی دارند. نخست درخت را محکم در زمین نگه می‌دارند تا در طوفان نیفتد. دوم، آن‌ها آبِ حاوی مواد معدنی را از خاک بیرون می‌کشند؛ درنتیجه برگ‌ها می‌توانند غذا بسازند (p 14).

- ریشه‌های اصلی به ریشه‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شوند. کوچک‌ترین آن‌ها که در انتهای ریشه قرار دارند، ریشک (rootlet) نامیده می‌شوند. آن‌ها پوشیده از موهای ظریفی هستند که می‌توانند آب را حس کنند (p 14).

- برخی از درختان دارای ریشهٔ اصلی بزرگی هستند که به آن «ریشهٔ اصلی» می‌گویند. درحالی‌که بیشتر ریشه‌ها به پهلو رشد می‌کنند، ریشهٔ اصلی به سمت پایین می‌رود. شبکهٔ ریشهٔ درخت اغلب گسترده‌تر از ارتفاع درخت است، به‌طوری‌که می‌تواند تاحدامکان آب پیدا کند (p 14).

- درختان بیشترِ کارها را آهسته انجام می‌دهند. اما خیلی سریع می‌نوشند. یک درخت بزرگ می‌تواند روزانه در حدود ۳۸۰ لیتر آب از خاک بمکد (p 14).

- ریشه‌ها در خاک پخش می‌شوند تا شبکه‌ای پنهان را تشکیل دهند. همسایگان جنگلی با یکدیگر در ارتباط هستند و غذا را از طریق ریشه به یکدیگر منتقل می‌کنند (p 37).

- اگر درختی آسیب ببیند و شروع به مردن کند، همسایگانش برای زنده نگه‌داشتن آن [از طریق اتصال ریشه] به او غذا می‌دهند (p 37).

- درختانِ یک گونه از یکدیگر مراقبت می‌کنند. درختان بلوط و راش و نوئل دوست دارند آب و غذا را فقط با همنوع خود به اشتراک بگذارند. اما در برخی مکان‌ها، درختانِ گونه‌های مختلف نیز مراقب یکدیگر هستند (p 36).

- ریشهٔ درختان بسیار حساس است. آن‌ها می‌توانند آلودگی را در خاک احساس و با رشد در جهتی متفاوت از آن دوری کنند (p 14).

- درختان گسترده‌تر می‌شوند تا زمانی که به درخت کناری برسند. این باعث ایجاد سقفی از شاخه‌ها و برگ‌ها می‌شود که جنگل را از طوفان محافظت می‌کند. اگر درختان زیادی بمیرند و شکافی به جا بگذارند، بادهای شدید می‌توانند وارد جنگل شده آن را ویران کنند (p 37).

- زندگی در دنیای طبیعی سخت است. وقتی درختان به یکدیگر کمک می‌کنند زنده ماندن آن‌ها راحت‌تر است. درختانی که در جنگل زندگی می‌کنند اگر همهٔ درختان سالم باشند بهتر رشد می‌کنند. اگر یکی از درختان مشکل داشته باشد، بقیه به آن کمک می‌کنند. درختان همچنین با هم کار می‌کنند تا جنگل را در زمستان گرم‌تر و پُرسرپناه‌تر و در تابستان خنک‌تر و مرطوب‌تر و سایه‌دارتر کنند (p 36).

Green, Jen, 2019, the Magic & Mystery of Trees, DK, New York.
@shahab_rouyanian

3 years, 12 months ago

واکنش مردم ایران به اشغال کشور در جنگ جهانی دوم

با وجود اعلام بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸-۱۳۲۴ش) نیروهای متفقین به بهانهٔ حمایت ایران از آلمان و حضور جاسوسان نازی در کشور، در ساعت چهار بامداد سوم شهریور ۱۳۲۰ از شمال و غرب و جنوب به ایران حمله کردند. ارتش ایران بیش از سه روز نتوانست مقاومت کند و دولت در ششم شهریور به نیروهای ایران دستور ترک مقاومت داد. استفادهٔ متفقین از ایران در سرنوشت جنگ جهانی دوم تأثیر حیاتی داشت. راه‌ها و راه‌آهن و سایر وسایل حمل‌ونقل و خطوط ارتباطی، نفت، اسلحه و مهمات، خواربار، مؤسسات نظامی و بندری، نیروی انسانی در ایران به‌حداعلا استثمار شد. ولی متفقین از هیچ‌گونه تجاوزی به حقوق ایران و مردم آن کوتاهی نکردند و حتی عده‌ای را بازداشت و وضع اقتصادی مملکت را مختل کردند. مواد غذایی به مصرف نیروهای متجاوز می‌رسید و مردم گرفتار قحطی شدند (مصاحب و همکاران، ۱۳۸۱: ۷۵۹).

نیروهای انگلیسی که نیمهٔ جنوبی ایران را در اشغال داشتند تا ۱۲ اسفند ۱۳۲۴ و نیروهای روس که نیمهٔ شمالی کشور را اشغال کرده بودند تا آخر اردیبهشت ۱۳۲۵ در ایران بودند (بیرشک، ۱۳۸۰: ۷۱).

با وجود اشغال کشور، مردم از سقوط و تبعید رضاشاه خوشحال بودند. زندانیان سیاسی آزاد شدند و روزنامه‌ها و کتاب‌ها فارغ از سانسور منتشر می‌شد و مالکان و کشاورزانی که زمین‌هایشان به دست رضاشاه و یا اطرافیانش غصب شده بود، آن‌ها را بازپس گرفتند (رجبی، ۱۳۷۴: ۱۰۳، ۱۰۴).

دکتر عباس زریاب خویی (۱۲۹۸-۱۳۷۳)، تاریخ‌نگار و ادیب مشهور، دلیل اصلی خوشحالی مردم را از سقوط رضاشاه، سیاست ضد دینی وی به‌خصوص ممنوعیت عزاداری در ماه محرم و همچنین کشف حجاب می‌داند و می‌نویسد:

این سیاست‌های غلطِ احمقانهٔ دولت، فاصله و شکاف میان دولت و مردم را روزبه‌روز زیادتر کرد تا جایی که در روز هجوم قوای متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰ مردم بازتابی نشان ندادند و بلکه خوشحال شدند و اشغال وطن خود را نادیده گرفتند (زریاب خویی، ۱۳۷۳: ۲۰۰، ۲۰۱).

هدایت‌الله حکیمْ الٰهی فَریدَنی، نویسندهٔ معاصر (متولد ۱۲۹۶) نیز در کتاب «با من به ارتش بیایید» که در سال ۱۳۲۶ نوشته و در سال ۱۳۲۷ منتشر شد دربارهٔ واکنش مردم به اشغال ایران در جنگ جهانی دوم نوشته است:

عدهٔ کثیری از خوانندگانِ آثار این‌جانب سؤال کرده‌اند آیا به‌تمام‌معنی از این ملت مأیوس هستم؟ آیا در این کشور امید اصلاح نیست و آیا ما فاسدترینِ ملل روی زمین هستیم؟ در پاسخ می‌گویم من از ملت مأیوس نیستم و بلکه فوق‌العاده هم نسبت به آن امیدواری دارم. ملت ایران به عقیدهٔ من قابل‌ترقی‌ترینِ ملل روی زمین می‌باشد ولی فریاد من و یأس من و بدبختی‌های ما از ناحیهٔ چند صد نفر طبقهٔ حاکمهٔ ما و کلیهٔ تشکیلات ما می‌باشد. ملت ایران به‌کلی از هیأت حاکمهٔ آن و از چند صد نفر یا چند هزار نفر هیأت مدیرهٔ آن جدا می‌باشد. ولی در نتیجهٔ آنکه سال‌های بسیاری است در پنجه و چنگال آنان اسیر و گرفتار است مزایای یک ملت زنده و حق‌بگیر را از دست داده است (حکیمْ الٰهی فَریدَنی، ۱۳۲۷: ۲).

من خِجْلت دارم که در برابر تاریخ بگویم در شهریور ۱۳۲۰ هنگامی که خبر اشغال کشور به‌وسیلهٔ قوای روس و انگلیس منتشر شد شاهد بودم که در اکثر نقاط و مردمِ ایران، تولید نشاط و شعف نمود. شرمنده هستم اظهار دارم روزی که خبر خروج رضاشاه از ایران شنیده شد مردمِ بسیاری از شدت ذوق و شعف یکدیگر را می‌بوسیدند و بالاخره اکنون [سال ۱۳۲۶] نیز که قوای خارجی پس از شش سال کشور ما را ترک کردند منفعل هستم که بگویم اکثر مردم آرزو می‌کنند که ای‌کاش باز کشور ما به‌وسیلهٔ قوای اجانب اشغال می‌شد و از شر قوای ژاندارم - آرتش - مالیات‌بردرآمد و وزارت دادگستری و تأمیناتچی راحت می‌شدیم و از دست هیأت‌های جبارِ حاکمه آسوده می‌گشتیم. آری این مطالب برای تاریخ ما موجب شرمندگی و خِجْلت و انفعال است. ولی چه باید کرد. حقایق باید افشا شود تا اصلاحات آغاز گردد (حکیمْ الٰهی فَریدَنی، ۱۳۲۷: ۲).

منابع
۱. بیرشک، احمد، ۱۳۸۰، گاه‌شماری ایرانی، بنیاد دانشنامهٔ بزرگ فارسی، ویرایش ۳، چ ۱، تهران.
۲. حکیمْ الٰهی فَریدَنی، هدایت‌الله، ۱۳۲۷، با من به ارتش بیایید، بی‌نا، بی‌جا.
۳. رجبی، محمدحسن، ۱۳۷۴، زندگینامهٔ سیاسی امام خمینی، مؤسسهٔ فرهنگی قبله.
۴. زریاب خویی، عباس، ۱۳۹۳، «زندگانی من»، دوماهنامهٔ بخارا، ش ۱۰۴، بهمن و اسفند.
۵. مصاحب، غلامحسین، و همکاران، ۱۳۸۱، دایرةالمعارف فارسی، ۳ ج، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، وابسته به امیرکبیر، چ ۳، تهران.
@shahab_rouyanian

3 years, 12 months ago

ابن‌سینا، دانشمندی که هرگز کتابی را کامل نمی‌خواند

شهاب رویانیان

اول شهریور، روز بزرگداشت ابن‌سینا (۳۷۰-۴۲۸ق) و روز پزشک نام‌گذاری شده است.

وی تنها دانشمند ایرانی در فهرست ۱۰۰ دانشمند برتر تاریخ محسوب می‌شود (Rogers, 2010: 36-37).

جرج سارتُن (George Sarton) شیمی‌دان و تاریخ‌دان بلژیکی – آمریکایی (۱۸۸۴-۱۹۵۶م) و پایه‌گذار رشتهٔ «تاریخ علم»، دربارهٔ ابن‌سینا می‌گوید:
جامع‌العلوم، فیلسوف، طبیب، ریاضی‌دان، منجم، پرآوازه‌ترین دانشمند اسلام و یکی از مشهورترین دانشمندانِ همهٔ ملت‌ها و کشورها و اَعصار؛ کسی که می‌توان گفت فکرش مظهر اوج فلسفهٔ قرون‌وسطا است (سارتُن، ۱۳۸۳: ج ۱، ص ۶۹۴-۶۹۵).

غرب به‌واسطهٔ ابن‌سینا توانست تفکر یونانیان را درزمینهٔ دنیای مادی و غیرمادی کشف کند و آن‌ها را با تعلیمات علمای قرون‌وسطای مسیحی پیوند دهد. در سدهٔ دوازدهم میلادی بخشی از کتاب شِفا و قدری بعد هم تمام کتاب قانون در طب به زبان لاتین ترجمه شد. کتاب قانون جای کتاب جالینوس را گرفت و چند صد سال در غرب، مرجع و متن درسی طب بود (آدلر، ۱۳۹۳: ج ۱، ص ۲۳۷).

قانون، نوشتهٔ ابن‌سینا، مهم‌ترین کتاب پزشکی اجباری در فرانسه به‌ویژه در دانشکدهٔ مون‌پِلیه بود. این کتاب تا سال ۱۹۰۹م در دانشکدهٔ پزشکی بروکسل، با نام طب ابن‌سینا تدریس می‌شد (بَریمانی، ۱۳۷۰: ۸۹).

برتری کتاب قانون بر منابع پزشکی یونانی تا حدی بود که نظامیِ عَرُوضی در این‌باره گفته است: اگر بُقراط و جالینُوس زنده شوند، روا بُوَد که پیش این کتاب سَجده کنند (نظامی عروضی، ۱۳۳۱: ۱۰۸).

اهمیت کتاب‌های فاخر تمدن اسلامی، ازجمله قانون ابن‌سینا برای اروپاییان به‌قدری زیاد بود که کلیفورد د. کانر (Clifford D. Conner)  تاریخ‌نگارِ علم و عضو هیأت علمی دانشکدهٔ مطالعات حرفه‌ای دانشگاه نیویورک (تولد: ۱۹۴۱م، نیوجرسی، آمریکا) می‌نویسد:
مدرسانِ طب و پزشکانِ اشرافیِ اوایلِ عصرِ جدیدِ اروپا، نوشته‌های ابن‌سینا و رازی را عملاً وحیِ مُنزَل می‌دانستند (کانر، ۱۳۹۵: ۱۶۹).

ابوعُبِید جوزجانی، شاگرد ابن‌سینا، دربارهٔ او می‌نویسد:
و از شگفتى‏هاى کار شیخ این بود که من بیست‌وپنج سال همراه وى و در خدمت او بودم و هرگز ندیدم که چون بر کتاب تازه‏اى مى‏نگرد، بر سراسر آن بنگرد. بلکه بر جاهاى دشوارِ آن و مسائلِ مشکل آن مى‏نگریست تا ببیند گردآورندهٔ آن در آن چه گفته است؛ و بدین گونه اندازهٔ آن در دانش و پایهٔ آن در فهم بر وى روشن مى‏شد (بَریمانی، ۱۳۷۰: ۷۹).

معلوم نیست روش کتاب‌خوانی ابن‌سینا در تمام عمر این‌چنین بوده است و یا اینکه پس از طی دورهٔ کودکی و نوجوانی و به دلیل تسلط بر علوم مختلف، در بزرگ‌سالی وقتی کتابی به دستش می‌رسید نیازی نمی‌دید تمام آن را بخواند.

ابن‌سینا بااینکه معتقد بود: «اندر تن ما هیچ‌چیز نیست که عقل، او را اندر نتواند یافت» (ابن‌سینا، ۱۳۸۳: ۱۲۰)، انحصارِ وجود در محسوسات را مردود می‌دانست و گفته بود: «بدان که گاه مردم می‌پندارند موجود، همان محسوس است؛ و آنچه به حس درنمی‌آید، فرضِ وجودش مُحال است» (ابن‌سینا، ۱۳۷۵: ۹۵).

بر اساس زندگینامهٔ ابن‌سینا نوشتهٔ ابوعبید جوزجانی، احتمال داده می‌شود مرگ وی براثر سرطان دستگاه گوارش که به مغز سرایت و دگرنشینی (Metastasis) کرد و موجب بروز حملات صرع شد؛ و یا از اسهال خونیِ آمیبی رخ داده باشد. در عکسِ جمجمهٔ منسوب به ابن‌سینا که در گور وی، در هنگام ساخت مقبرهٔ جدید در همدان و در سال ۱۳۳۱ به دست آمد، دگرنشینیِ استخوانی مشهود نیست و اگر دگرنشینی رخ داده باشد، مربوط به خود مغز بوده است (بَریمانی، ۱۳۷۰: ۸۳).

منابع
۱. آدلر، فیلیپ جِی، ۱۳۹۳، تمدن‌های عالم، ۲ ج، ترجمه: محمدحسین آریا، امیرکبیر، چ ۳، تهران.
۲. ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، ۱۳۷۵، الاشارات والتنبیهات، نشرالبلاغه، چ ۱، قم.
۳. ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، ۱۳۸۳، طبیعیات دانشنامهٔ علایی، دانشگاه بوعلی سینا، چ ۲، همدان.
۴. بَریمانی، جلال، ۱۳۷۰، تاریخ روابط پزشکی ایران و فرانسه، مؤلف، چ ۱، تهران.
۵. سارتُن، جرج، ۱۳۸۳، مقدمه بر تاریخ علم، ۴ ج در ۶ مجلد، ترجمه: غلامحسین صدری افشار، علمی و فرهنگی، چ ۲، تهران.
۶. کانر، کلیفورد دی، ۱۳۹۵، تاریخ علم مردم، ترجمه: حسن افشار، ماهی، چ ۲، تهران.
۷. نظامی عَرُوضی، احمد بن عمر بن علی نظامی سمرقندی، ۱۳۳۱، چهار مقاله، تصحیح: محمد قزوینی، به کوشش: محمد معین، ارمغان، چ ۱، تهران.
8. Rogers, Kara, 2010, The 100 most influential scientists of all time, Britannica Educational Publishing, 1st ed., New York.
@shahab_rouyanian

4 years ago

علت برکناری وزیر منابع طبیعی در سال ۱۳۵۰

ارتشبد حسین فَرْدُوست، که از دورهٔ کودکی تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، نزدیک‌ترین دوست محمدرضا شاه پهلوی بود و سِمَت‌های مهمی همچون قائم‌مقام ساواک، رئیس سازمان بازرسی شاهنشاهی، رئیس دفتر ویژهٔ اطلاعات داشت، در خاطرات خود علت برکناری ناصر گل‌سرخی (۱۳۰۲-۱۳۶۸)، وزیر منابع طبیعی، را در سال ۱۳۵۰ این‌چنین شرح داده است:

[سپهبد پرویز خسروانی (۱۳۰۱-۱۳۹۴) معاون نخست‌وزیر و سرپرست سازمان تربیت‌بدنی] هر شب در خانه‌اش جلسات قمارِ کلان داشت که در واقع جلسات کلاهبرداری هم بود. هدایتِ این جلسات را جلال آهنچیان به دست داشت. آهنچیان تاجر معروف بازار بود و بازاریان عمده باید او را بشناسند. خودش مدعی بود که در بازار نفوذ زیاد دارد. در او حتی یک خصلت خوب هم یافت نمی‌شد و هر چه بود بد بود. ثروت بی‌حساب داشت. خانهٔ مجلل او تصور می‌کنم در دَرُّوس بود. این خانه را در یکی از میهمانی‌هایش که جزء مدعوین بودم دیده‌ام. او دوست صمیمی خسروانی و خانواده‌اش بود و دائماً، به‌خصوص در اوقات فراغت و روزهای تعطیل، در منزل او بود. او در منزل خسروانی جلسات قمار تشکیل می‌داد که در آن کلاهبرداری‌های بزرگ می‌شد. در این جلسات قمار حسن زاهدی (وزیر کشور هویدا)، ناصر گل‌سرخی (وزیر منابع طبیعی)، وزیر دادگستری هویدا ... [منوچهر پرتو]، یک یهودی ثروتمند و معروف، جلال آهنچیان و پرویز خسروانی شرکت می‌کردند. البته آن‌ها در مقابلِ میهمانان بازی نمی‌کردند، بلکه زیرزمینی را به این کار اختصاص داده [بودند] و هیچ فردی را به آن راه نمی‌دادند. من مدت‌ها نمی‌دانستم که این‌ها در این زیرزمین چه می‌کنند، زیرا طوری وانمود می‌کردند که مثلاً ورقِ رامی [(Rummy)] یا تخته‌نرد بازی می‌کنند. بعداً معلوم شد که هر شب میلیون‌ها تومان بردوباخت می‌شده است.

جریان کلاهبرداری چه بود؟ ماجرا ازاین‌قرار بود: آهنچیان به گل‌سرخی، وزیر منابع طبیعی، می‌گفت که فلان بازاری یا مالک، یک میلیون مترمربع زمین در فلان منطقه دارد که متری ۱۰۰۰ تومان می‌ارزد و یا چند هکتار زمین در فلان روستا دارد که یک میلیارد تومان می‌ارزد. کافی است که آگهی دهید و این زمین را به استناد مادهٔ ۵۶ [قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع] جزء ‌اراضی منابع طبیعی (ملی) اعلام کنید. من (آهنچیان) از صاحب زمین ۵۰۰ میلیون تومان برای شما (گل‌سرخی) اخذ می‌کنم و یک هفته بعد اعلام کنید که در روزنامه اشتباه شده و زمین جزء منابع طبیعی نیست. البته آهنچیان حدود نصف مبلغ را از گل‌سرخی می‌گرفت و از صاحب زمین نیز مبلغ کلانی برای خود دریافت می‌کرد.

این کار، عادتِ آهنچیان و گل‌سرخی شده بود. بالاخره روزی محمدرضا [شاه] مطلع شد و از من جریان را پرسید. صحّت جلسات قمار و کلاهبرداری را تأیید کردم. همان روز ۳ وزیر و خسروانی (سرپرست تربیت‌بدنی) معزول شدند. در مورد کلاهبرداری، افسرِ مأمور تحقیق با چند نفر از صاحبان اراضی صحبت کرد ولی چون کارشان درست شده بود موضوع را انکار کردند و چون گل‌سرخی برکنار شده بود، مسأله دنبال نشد. ولی به هر روی، چندی بعد حسن زاهدی استاندار خراسان (اگر اشتباه نکنم) شد و وزیر دادگستری نیز سناتور! معلوم شد که عَلَم یا هویدا سفارش آن‌ها را به محمدرضا [شاه] کرده است.

منبع: فَرْدُوسْت، حسین، ۱۳۸۶-۱۳۸۷، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، ۲ ج، ویراستار: عبدالله شهبازی، اطلاعات، چ ۲۴ (ج ۲)، چ ۲۵ (ج ۱)، تهران، ج ۱، ص ۲۷۰، ۲۷۱.
@shahab_rouyanian

4 years ago

مقالهٔ «خزر، مناسب‌ترین نام برای بزرگ‌ترین دریاچه جهان»
@shahab_rouyanian

4 years ago

مقالهٔ «توصیف دقیق جهانگرد ژاپنی از طبیعت مازندران در عهد قاجاریه»
@shahab_rouyanian

4 years ago

امام سجاد علیه‌السلام: چگونه اندوهم پایان یابد؟

[امام سجاد علیه‌السلام] بیست سال بر پدرش حسین، علیه‌السلام، گریست؛ و هرگز غذایی جلواش نمی‌گذاشتند مگر آنکه می‌گریست. تا آنکه غلامش گفت: ای پسر رسول خدا! اندوهت کِی پایان می‌یابد؟ فرمود: وای بر تو! یعقوبِ پیامبر دوازده پسر داشت. خدا یکی را از او پنهان کرد. از بس گریست چشمانش نابینا و سرش از اندوه سفید و پشتش از غم خمیده شد. بااینکه پسرش زنده بود. من به چشم خود دیدم که پدرم و عمویم و هفده تن از خاندانم در کنارم کشته شدند. چگونه اندوهم پایان یابد؟

منابع
۱. ابن‌بابویه محمد بن علی، ۱۳۶۲، الخصال، ۲ ج، تصحیح: علی اکبر غفاری، جامعهٔ مدرسین، چ ۱، قم، ج ۱، ص ۵۱۸، ۵۱۹.
۲. ابن‌بابویه محمد بن علی، ۱۳۸۲، الخصال، ۲ ج، ترجمه: یعقوب جعفری، نسیم کوثر، چ ۱، قم، ج ۲، ص ۲۸۹.
@shahab_rouyanian

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago