عباس پهلوانی AbbasPahlavani

Description
🔹اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

لینک گروه تلگرامی درس ارزیابی توان سرزمین ، دانشجویان رشته محیط زیست دانشگاه حکیم سبزواری 👆👆👆

1 year, 6 months ago
1 year, 6 months ago

لینک گروه تلگرامی درس پرنده‌ شناسی ، دانشجویان رشته محیط زیست دانشگاه حکیم سبزواری 👆👆👆

1 year, 10 months ago

لینک گروه تلگرامی توسعه پایدار شرق ???

1 year, 10 months ago

آقای خاتمی، چهار سال دولت‌اش را به دموکراسی و چهار سال را به توسعه اختصاص داد و مجموع عملکرد ۸ ساله‌‌اش از منظر شاخص‌ها قابل قبول است. یعنی، توسعه دموکراتیک در دستور کار قرار گرفت. اما خوب پای دموکراسی آن را قلم کردند! در حالی‌که به‌ گمان من این امکان وجود داشت که هم شخص آقای خاتمی، و هم بخش‌های دیگر حاکمیت دموکراسی‌ را پیش ببرند. اما درباره آقای روحانی؛ در دولت ایشان حرف‌هایی از جنس دموکراسی زده شد، اما در عمل اتفاقی رخ نداد و این مسئله، ناشی از آن بود که ایشان می‌خواست سرریز پروژه برجام را به سیاست داخلی تزریق کند آن هم صرفاً در زمینه توسعه اقتصادی. همان‌طور که قبلاً گفتم، دولت روحانی به‌دنبال نرمال‌سازی بود، و تا حد قابل قبولی این کار را پیش برد اما مشکل این بود که در داخل خیلی با گروه‌های مخالف خود درگیر ‌شد و با ادبیات خاص خودش حرف‌هایی می‌زد که به مذاق ساخت قدرت خوش نمی‌آمد. و این امر از آنجا نشأت می‌گرفت که دولت اعتدال برخلاف دولت اصلاحات، پیوست سیاست داخلی نداشت. ضعفی که در دولت آقای پزشکیان هم محسوس است.
?با این اوصاف، وقتی آقای پزشکیان تجربه این دولت‌ها را به‌عنوان وزیر و نماینده مجلس در ذهن دارد، و می‌گوید ما دنبال دعوا نیستیم، و از طرفی به تعبیری اطرافیان رادیکال هم ندارد، یعنی این‌که پس زده نخواهد شد؟
آقای پزشکیان دنبال نرمال‌سازی جهانی و داخلی است و کابینه ائتلافی دارد. اما این‌ها شرط لازم است و کافی نیست. یعنی مشخص نیست این‌ تمهیدات به سمت توسعه بروند و هر آن ممکن است یک انسداد به‌وجود بیاید. در همین فقره سیاست منطقه‌ای و خارجی، شاهد بودیم بدون اراده ایشان محور مقاومت زیر ضرب رفت. در اقتصاد هم هر آن ممکن است تصمیمی به ایشان تحمیل شود... همان تصمیم سخت بنزینی که آقای رئیسی زیر بار اجرای آن نرفت!
?شماری از نویسندگان و فعالان سیاسی که حول مفهوم وفاق بحث می‌کنند، معتقدند اگر فرد/جریانی این پروژه کلان حاکمیت را درک نکند و با آن هماهنگ نشود، محکوم به حذف است. شما این گزاره‌ یا گزاره‌هایی شبیه به آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ببینید! من از وفاق تعریفی تئوریک و تا حدی تاریخی ارائه کردم. حالا اصحاب وفاق بگویند، کدام وفاق مدنظرشان است. شما اگر ترکیب کابینه آقای روحانی را نگاه کنید هم وفاق را استشمام می‌کنید؛ یعنی معدل‌اش اعتدالی بود، منتهی مشکل‌شان با زبان رئیس‌جمهور بود. الان، دولت آقای پزشکیان موزاییک جریان‌ها و نحله‌هاست که به «وفاق» ترجمه‌اش می‌کنند. در این ترکیب موزاییکی همه سهیم شده‌اند و حرف کسانی‌که می‌گویند دیگر نباید مخالفت و انتقادی وجود داشته باشد، ناظر به این موضوع است. در اینجا ولی یک بی‌توجهی صورت گرفته است و آن این‌که دولت بدون پروژه و راهبرد نمی‌تواند کارش را پیش ببرد زیرا حتی نیروهای درون‌اش یکدیگر را خنثی می‌کنند. شما ترکیب شوراهای تصمیم‌گیر در مسائل اساسی را ببینید؛ مثلاً شورای عالی امنیت ملی، یا در سطح دیگر شورای عالی فضای مجازی و حتی، نهادهایی که در اقتصاد سیاسی تصمیم‌ساز هستند.‌ در درون این شوراها و نهادهاست که راهبرد داشتن و توان چانه‌زنی و تصمیم‌سازی به‌کار می‌آید. باقی مسائل شاید با یک تلفن و دست‌خط حل شوند.
درباره آن دست تعابیری هم که معتقدند هر کس مخالف است، یا باید همراه شود یا سکوت کند و حذف شود، هم باید بگویم این ایده دو وجه دارد. یک‌بار ممکن است حاکمیت چنین حرفی بزند، که خوب از این حرف‌ها بسیار گفته شده است و همه می‌دانند عصر مونولوگ به پایان رسیده است. همه باید به گفت‌و‌گوی عمومی و انتقادی باور داشته باشند، تا زیست سیاسی و اجتماعی امکان‌پذیر شود. ولی یک‌بار ممکن است یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب و اعتدالی چنین حرفی بزند؛ که برخی چنین کرده‌اند. پاسخ به این‌ها از راه استخراج و بر پرده افکندن تناقض‌های‌‌شان می‌گذرد. شما نمی‌توانید نظارت استصوابی، نابرابری، فقدان حاکمیت قانون و از قبیل موارد را نقد کنید، و یک‌باره رخت مخالفان فکری‌تان را به تن کنید و از حذف بگویید. این‌ها هم باید توجه کنند که عنصر مونولوگ پایان یافته است و چهار صباح دیگر ممکن است دعوای‌شان شود و خودشان از جایگاه فعلی حذف شوند. حقیقتاً سندروم تک‌گویی و حذف منتقد، سندروم عجیبی است و گویا بنا نیست از حافظه سیاسی ما ایرانیان پاک شود.
?در پایان، سؤالی درباره پروژه سیاسی‌ای بپرسم که سال‌ها بر آن متمرکز بوده‌اید؛ فشار از پایین، چانه‌زنی در بالا. این شعار تلفیقی است از ستیز و وفاق؛ یعنی دو سنت جامعه‌شناسی و البته، معطوف به همان سنت فلسفی قراردادگرایی. فکر می‌کنید عمر این پروژه در شرایط جدید به سر آمده است؟

1 year, 10 months ago

واقعیت آن است نیروی ایدئولوژیک و کاملاً مطیع، شاید در مواردی کارکرد داشته باشد اما در کشورداری و اداره امور عمومی حتماً محکوم به شکست است. اینجا لازم است بحثی را باز کنم. ببینید! دولت آقای رئیسی تابع محض بود اما ناکارآمد از آب درآمد. طبعاً بخش زیادی از این ناکارآمدی مربوط می‌شد به تفکرات ایشان و هم‌قطاران‌شان اما بخشی دیگر به ذبح خلاقیت و ابتکار عمل راجع بود. زمانی‌که ابتکار عمل از بوروکراسی حذف شود، همچون ماشین بدون سوخت یکباره متوقف می‌شود. می‌خواهم بگویم دولت آقای رئیسی خلاقیت و ابتکار عمل را ذبح کرد و این شد که به‌گمان من حتی مدیران کل، و کارشناسان هم انگیزه‌ای برای اصلاح امور نداشتند. حال اگر آقای پزشکیان و کابینه‌اش بخواهند، این بار ذیل واژه «وفاق» خلاقیت و ابتکار عمل را حذف کنند، به همان سرنوشت دچار می‌شوند. با این تفاوت که این بار ویترین خوب است و تغییر کرده، اما درون همچنان بی‌خاصیت و فاقد خلاقیت است.
?تمرکز پاسخ شما تا حد زیادی بر حاکمیت و دولت بود. تعمیم پروژه وفاق به جامعه چگونه خواهد بود؟ اساساً به‌شکل مکانیکی تحقق‌پذیر است یا این‌که از منطقی دیگر تبعیت می‌کند؟
زمانی‌که به مسئله وفاق، از پایین به بالا نگاه کنیم، بحث متفاوت می‌شود. از منظر فایده‌گرایی، آنچه باعث رضایت جامعه و قاطبه مردم می‌شود، موجد مشروعیت است. چنانکه می‌بینیم در ادبیات سیاسی مربوط به چین، کمتر از مشروعیت سخن می‌رود زیرا علی‌الاغلب از دولت‌شان رضایت دارند. یعنی همین‌که کارکرد دولت را مثبت ارزیابی کرده و جهت آن را به‌سوی رفاه و آسایش و امنیت خود می‌بینند، برای‌شان کافی‌ست. اما، از زاویه‌ قراردادگرایی، آنچه برای مردم مهم است ریشه دولت است. یعنی، دولت‌های وراثتی، تئولوژیک و همچنین کودتایی و نیز اشغال‌گر ولو آن‌که بهبود اوضاع را به‌همراه داشته باشند، نامشروع هستند.
?با این اوصاف نسبت ما و این دو نحله فکری چگونه خواهد شد؟
وضعیت دولت ما، ترکیبی است از یک دولت بازتوزیع‌گر، و از سوی دیگر دولتی تئولوژیک. برای برون‌رفت از این وضعیت، دو راه متصور است. راه اول این است که به‌سمت دولتی توسعه‌گرا و عقلانی پیش برویم، و از آنجا چنانچه مقدور بود، به سمت دموکراسی صعود کنیم. مانند اتفاقی که در کره جنوبی رخ داد. راه دوم آن است که ابتدا پایه‌های دموکراسی را مستحکم کنیم و سپس، به سمت توسعه برویم. غایت هر دوی این‌ها می‌شود تلفیق توسعه و دموکراسی.
برخی کشورها مسیر اول را رفتند، اما در نیمه‌ ‌راه شکست خوردند. مانند رژیم پهلوی. شاه گمان می‌کرد با درآمدهای نفتی و همچنین قول‌و‌قرارهای منطقه‌ای و بین‌المللی می‌تواند رضایت مردم را جلب کند بدون آن‌که پیشینه‌ی کودتایی خود را ترمیم کند و اندکی فضای مشارکت سیاسی مردم را بگشاید. برخی کشورها مسیر دوم را رفتند و از قضا، آن‌ها هم به مشکل خوردند. تجربه آلنده در شیلی مؤید این وضعیت است. او، محصول صندوق رأی بود اما درک قابل قبولی از مسائل کلان اقتصاد، و از آن مهم‌تر سیاست خارجی و نظم جهانی نداشت. و این‌گونه بود که هر حرکت سیاستی و جزئی‌نگر، مانند گلوله برفی عمل می‌کرد که بناست است یک روز بر سر حکومت سقوط کند و همین‌طور هم شد. یعنی، از یک‌سو لشکر قابلمه‌به‌دست‌ها و از سوی دیگر، چکمه‌پوش‌ها حکومت را تسخیر کردند و نهایتاً، ژنرال‌ها کار را دست گرفتند.
جمع‌بندی من این است که راه میان‌بری وجود ندارد و بالاخره باید تصمیم گرفت. من گمان دارم، دولت آقای پزشکیان راه اول را انتخاب کرده است، در حالی‌که دولت اصلاحات، راه دوم را می‌رفت. پس، دولت آقای پزشکیان اصلاح‌طلب با قرائت دوم خردادی نیست و بیشتر شبیه به دولت آقای هاشمی رفسنجانی است. البته، ضعیف‌تر از آن. دولت آقای هاشمی فایده‌گرا و نیز به‌واسطه رئیس دولت پراگماتیست بود اما وفاق مدنظر دولت آقای پزشکیان از نوع فایده‌گرایانه است البته به‌شکل محصور و برآمده از یک سلسله قرار و مدار.
?از یک منظر می‌توان دولت آقای پزشکیان را با دولت آقایان خاتمی و روحانی مقایسه کرد. دولت اصلاحات در لحظه‌ای متولد شد که رویکرد اقتصادی و فضای سیاسی- اجتماعی شکافی را بین دولت و جامعه ایجاد کرده بود. دولت اعتدال هم در لحظه‌ای متولد شد که رویکرد ستیزه‌جویانه آقای احمدی‌نژاد در سیاست خارجی، عملاً کشور را به انزوا برده بود و حافظه سیاسی جامعه نیز همچنان درگیر مسائل انتخابات ۱۳۸۸ بود. می‌خواهم بگویم اگر این سه دولت خاتمی و روحانی و پزشکیان را به شکل طیف ببینیم، در هر سه سطحی از نیاز به وفاق مشاهده می‌شود. حال آن‌که هر کدام از دو دولت اصلاحات و اعتدال، با وجود کارویژه‌شان در عمل پس زده شدند.

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago