?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
استخراج
مدفونم زیر خروارها خاک
چاهی از کمالگراییِ خود
و انتظاراتِ دیگری
باید خودم را دوباره استخراج کنم
باید طلایِ درونم را بیابم.
✍ زری عارضی
شب یلدای بنیامین❤️
میانهروی در امور نه بدهکارت میکند نه طلبکار.
✍ زری عارضی
# جملنده
خلافِ سنگینِ خانوادگی
نقطهضعف ویژگی است که در رفتار یا تفکرِ افراد وجود داشته و غالبن آسیبزا است. خانوادهی ما هم یک نقطهضعفِ بزرگ دارد. خصیصهای که خلافِ سنگینِ دودمانِ ما محسوب میگردد. نگران نشوید. منظورم مشروباتِ الکلی و موادِ مخدر نیست. به بِزِهی سبک و کوچک بیندیشید. در دستهی نوشیدنیها و کشیدنیها جایگاهی ندارد. خوردنی گوارا و خوشایند.
بیراهه نروید. آنچه ما را اینگونه مدهوش و پریشان میسازد شیرینی است. آری به هنگامهی عسر و حرج به شیرینی متوسل و کامروا میشویم. به رسمِ عادتِ مألوف چند کیلو از این مادهی محبوب را خریده و نوشِجان مینماییم. میزانِ دلبستگی ما چنان است که حتا فرصتی برای چیدن در ظرف هم نمیماند. جعبه را وسطِ میز گذاشته و به گِردش حلقه میزنیم.
اسبابِ عیش و نوش بدینسان مهیا میشود. در نظراندازم این نقطهضعف بسی مایهی مباهات است و شایستهی قدردانی از سویِ والدینِ گرامی. اگر هم زیانی در کار باشد گریبانِ خودمان را خاهد گرفت و آسیبی به دیگران نمیرسد. خدمتتان عارضم که فعلن جای دلواپسی نبوده و نشانهای از دیابت هم وجود ندارد. در آینده هم خدا بزرگ است. خلافِ سنگین شما چیست؟
✍ زری عارضی
? به نسبت امیدهای خود وعده میدهیم و به اندازهی ترسهایمان وفا میکنیم.
? عشق حقیقی به ظهور ارواح میماند، همه از آن میگویند؛ اما اندک کسی آن را دیده است.
? یک گونه عشق بیش نیست و هزاران نسخهی گوناگون.
? فریفتن خویش بیآنکه بفهمیم، همانقدر آسان است که فریفتن دیگران بی آنکه بفهمند، دشوار.
? اگر خود بیعیب بودیم، از ملاحظهی عیوب دیگران چنین لذت نمیبردیم.
? کبر در همگان به تساوی است، تمایز فقط در شیوه و طرز اظهار آن است.
? هرگز نه چنان خوشبخت و نه آنقدر شوربختیم که خود میپنداریم.
? چنان به تغییر چهره مقابل دیگران خو کردهایم که آخر برای خود نیز چهره میآراییم.
? عاقل بودن بهر دیگران آسانتر است تا بهر خویشتن.
? گاه با خود همانقدر غریبهایم که با اغیار.
? بسا سرزنشها که ستایش و ستایشها که مذمت باشد.
? بعضی با همه شایستگی به دل نمینشینند و برخی دیگر با تمام عیوب خود دلنشیناند.
? شر نیز چون خیر، قهرمانانی دارد.
? کمال شجاعت آن آست که در خلوت همان کنیم که در جلوت بدان قادریم.
? داشتن خصال برجسته کفایت نمیکند، بلکه باید پیمانه هر یک را نگه داشت.
? لطفی که از کس دیدهایم، حکم میکند که بدی او در حق خویش را نیز حرمت نهیم.
? آنگاه که خود را به هیچ روی مزاحم ندانیم، اغلب موجب زحمت دیگران خواهیم شد.
? شایستگی انسانها همچون میوهها هر یک فصلی دارد.
? گاه حوادثی در زندگی پیش آید که تنها با کمی دیوانگی میتوان از آنها جان به در برد.
? در فکر کاهلتریم تا در تن.
? نزاعها دوام زیادی نمیداشت اگر فقط یک طرف خطاکار بود.
? هر کس بر دیگران همان را خرده گیرد که دیگران بر او.
? پنهان کردن احساسات داشته، دشوارتر از تظاهر به احساسات نداشته است.*
Alireza Ghorbani - Roozegare Gharib (320) (2).mp3
? وجودم را در تو میآمیزم، فردیتم را نه.
✍ زری عارضی
# جملنده
نه به شکست، آری به چه؟
شکست اِلزامن رویدادی منفی نیست. شاید نوردیدنِ محدودیتها و عبور از گذشته باشد یا سلامی به فردا. نقطهای باشد برایِ انجامیدنِ تجربهای آزموده و آغازیدنِ مسیری جدید. به گاهِ مواجهه با آن نَهَراس و بیاغوشَش بسانِ بخشی از راه که تو را به مقصد میرساند.
✍ زری عارضی
به کجا چنین شتابان
به کجا چنین شتابان؟
گَوَن از نسیم پرسید
دلِ من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر! اما، تو و دوستی، خدا را
چو ازین کویرِ وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلامِ ما را.
این شعر محمدرضا شفیعی کدکنی را نخستین بار در دبیرستان خاندم. بیش از ۲۰ سال است که از آن روزها میگذرد. به ذهنم سپردمش. هیچ وقت از من جدا نشد. نمیدانم چه چیزی در این شعر نهفته است که مجذوبش شدم.
به راستی شعر چیست؟ شعررازی است سر به مُهر به وسعتِ تمامِ جهانیان. هر کس با هر شعر، بیت، مصرع یا واژه به گونهای منحصر به فرد برخورد میکند. برخوردی که به اقتضایِ شرایطِ زمانی، مکانی، روحی و جسمی تجربهی متفاوتی است. از همان قِسم که مولانا میگوید: «هر کسی از ظنِ خود شد یارِ من.»
جهان با شعر و شاعران زیستگاهی دلنشین و قابل تحملتر است. شعر شاید مرهمِ دلهایِ خستهی آدمیان باشد در برابرِ دردها و سختیهایِ روزگار. هر چه باشد شعر شیرین است و عزیز.
شعرِ کدکنی را میخانم و سیراب نمیشوم. کاش میشد به آن روزها برگردم. با شعر میتوان در زمان سفر کرد، کاری که در واقعیت غیر ممکن است. همین پرواز هم غنیمت است برای دمی آسودن، جانی تازه کردن و ادامه دادن.
✍ زری عارضی
خوشاِنگاری و عمرتباهی
نمیدانم کِی بود که عاشقت شدم. شاید نخستین بار که دیدمت، چند سالِ پیش. یادم نیست. این رازِ سَر به مُهر را در قلبم پروریدم. از اِبرازش واهمه داشتم. احساس میکردم که تو هم دلآشوبی. نگاهت، پیامت و رفتارت میگفت اما کلامت نه. رویا بافتم. من و تو. تو و من. هر بار که میدیدمت یا همکلام میشدیم چشمبراه بودم، چشم براهِ یک کلمه یا یک اشاره. از همه چیز میگفتیم جز. چیزی بود فقط در تصورِ من نه در پندارِ تو. سالیانی را به خوشانگاری و عمرتباهی گذراندم.
من با تو در خیالم نردِ عشق میباختم و تو گذرِ زندگانی را به نِظاره نشسته بودی. من در تو غرق میگشتم و تو در که و چه؟ در گمان باتو خوش بودم و در واقع بیتو ناخوش. سرمایهی حیاتم هیچ نبود جز افسوسِ حاصل از اتلافِ جوانی. عاقبت بیدار شدم. دریافتم که جمعِ من و تو ما نمیشد. ما تعلقی به هم نداشتیم. حقیقتِ تلخی بود که ناگزیر بودم به پذیرشش.
«از تو تنها که از یاد تو هم دل کندهام
خانه را از پایبست این بار ویران کردهام»*
✍ زری عارضی
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago