در زبان

Description
در زبان و زندگی
@MashaliHossein
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

1 year, 6 months ago

And I always find something wrong
[…]
I’m so gifted at finding what I don’t like the most

Kanye West, Runaway

1 year, 6 months ago

سرمای سختی است و دلم آشفته است.
(I.i.)
هملت، ترجمه‌ی م. ا. به‌آذین

1 year, 6 months ago

«احتیاجی به گفتن نیست که همه‌ی اعضاء مجلس اعیان هم‌قسم شده بودند که کلمه‌ای از این موضوع را به هیچ کس نگویند و باز هم احتیاجی به گفتن نیست که هر کدام آنها همان شب ماجرا را برای زنشان تعریف کرده بودند. این قانون قدیمی است. قانونی که اعضاء مجلش تصویبش نکرده‌اند امّا به آن عمل می‌کنند. در‌ نتیجه، بعد از اینکه بنای کلیسا تمام شد، در سایه‌ی زنهای اعیان، همه مردم شهر از راز مجلس باخبر شده بودند و هیچ کس نمی‌خواست وارد کلیسا شود.»

افسانه‌ی کرانه‌ی رود رن، ویکتور هوگو

1 year, 8 months ago

“Tired of lying in the sunshine
Staying home to watch the rain
You are young and life is long
And there is time to kill today
And then one day you find
Ten years have got behind you
No one told you when to run
You missed the starting gun”

—Pink Floyd, Time

1 year, 8 months ago

[Un]Comfortably Numb

1 year, 8 months ago

پاشا وحشتزده جیغ کشید و دست‌هایش را به نشانهٔ مخالفت تکان داد. احساس کرد که این خانم رنگ‌پریده و زیبا، که لحن هنرپیشه‌های تئاتر را داشت، با همه غرور و اصل و‌ نسبی که دارد، راستی‌راستی می‌خواهد زانو بزند تا خود را بالا ببرد و این خانندهٔ کوچک را تحقیر کند. این بود که چشم‌هایش را پاک کرد و عجولانه داد زد:«باشد، باشد، من جواهرات را به‌تان می‌دهم! بیایید بگیرید، اما بدانید که مال شوهرتان نیست! اینها را مهمان‌های دیگر به من داده‌اند. اما حالا که شما می‌خواهید، بگیرید!»
آن‌وقت کشوِ بالاییِ میز آرایش خود را بیرون کشید و از آن یک گل سینه الماس‌نشان؛ یک گردنبند مرجان؛ دو سه انگشتر و یک دستبند بیرون آورد. و چون خانم متشخص تهدید کرده بود که جلو رویش زانو می‌زند آزرده‌خاطر دنبال حرف‌هایش را گرفت:
«این هم جواهرات، اما باز هم می‌گویم، شوهرتان یکی از اینها را به من نداده. بگیرید تا ثروتمندتر بشوید. شما یک خانم به تمام معنا هستید و زن قانونی‌اش به حساب می‌آیید، پس پایش را ببندید تا جایی نرود! عرضه خودتان را نشان بدهید! انگار که من به او می‌گویم بیاید اینجا! می‌آید اینجا چون دلش می‌خواهد!»
خانم متشخص با چشم‌های اشک‌‌آلود به جواهراتی که پاشا به دستش داد بود نگاه کرد گفت:
«اینها که همه‌اش نیست. اینها پانصد روبل هم نمی‌شوند.»

—خواننده، چخوف

2 years, 2 months ago

نمی‌دونم کدوم بدتره؛ اینکه آینده‌ای نداشته باشی که بهش چشم بدوزی، یا گذشته‌ای که بهش تکیه کنی؟ #نامرئگی

2 years, 2 months ago

Arvo Pärt
«آینه در آینه»

2 years, 2 months ago

فیگور این‌دو نقاشی بر اساس فردی به نام
Claude-Ambroise Seurat
به‌تصویر کشیده شده است. در قرن هجدهم فرانسه این‌گونه هنرمندان در «نمایش عجیب‌الخلقه‌ها Freak Show» به صحنه در می‌آمدند و هرکدام به‌سبب ویژگی جسمانی نادر خود مورد توجه قرار می‌گرفتند. به‌طور مثال این‌فرد به‌دلیل لاغری مفرط با عنوان «اسکلت متحرک» شناخته می‌شد. مشابه کارکتری که در داستان «هنرمند گرسنگی» #کافکا می‌شناسیم.

2 years, 2 months ago

شقیق بلخی از مردی پرسید: «فقرای شما چه می‌کنند؟» مرد گفت: «اگر بیابند می‌خورند و اگر نه صبر می‌کنند.» شقیق گفت: «این عادت سگان بلخ است.» مرد پرسید: «فقرای شما چه می‌کنند؟» مرد گفت: «اگر بیابند می‌خورند و اگر نه شکر می‌کنند.» ~ از ترجمه‌ی زهر الربیع‌، متن دوره‌ی…

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••