ریزوم

Description
دامِ نان آمد تو را این دانشِ تقلید و ظن
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 5 months ago
[‌‌](https://t.me/Atch2023Archives/30814)روان‌شناسی با چه روش‌شناسی‌ای می‌تواند شناختن …

‌‌روان‌شناسی با چه روش‌شناسی‌ای می‌تواند شناختن روان را توضیح دهد.

به کمک متن‌خوانی فصل «فهمیدن دیگران، فهمیدن خودمان: شواهد ارزیابی ناپذیر» از کتاب چگونه ویتگنشتاین بخوانیم، تلاش کردم توضیح دهم.

1 year, 5 months ago
[‌‌](https://t.me/Atch2023Archives/30624)به چه دلیل با چت‌جی‌پی‌تی رواندرمانی …

‌‌به چه دلیل با چت‌جی‌پی‌تی رواندرمانی رخ نمی‌دهد؟

1 year, 6 months ago
[‌‌](https://t.me/Atch2023Archives/30466)اینکه تقویت کاملا تصادفی و نامرتبط …

‌‌اینکه تقویت کاملا تصادفی و نامرتبط به رفتاری خاص، مخرب است! بیانگر یکی از پیچیده‌گی‌های فرمال ذهن و روان انسان است!

این اهنگ جایزه‌ته
خودت فک کن ببین بخاطر چی!

1 year, 8 months ago

اندوه ناشی از از دست دادن چیزی که ما دوستش داشته‌ایم یا به آن احترام گذاشته‌ایم، برای فرد عادی به‌قدری طبیعی به نظر می‌رسد که آن را بدیهی می‌داند. اما برای روان‌شناسان، اندوه معمای بزرگی است، یکی از آن پدیده‌هایی که خودشان نمی‌توانند توضیح داده شوند، اما ابهامات دیگری را می‌توان به آنها نسبت داد. به نظر می‌رسد ما مقدار معینی از ظرفیت برای عشق داریم - آنچه را که ما لیبیدو می‌نامیم - که در مراحل اولیه توسعه به سمت خودِ ما هدایت می‌شود. بعدتر، هرچند هنوز در زمانی بسیار اولیه، این لیبیدو از خود دور می‌شود و به اشیاء دیگری متوجه می‌گردد که به نوعی به خود ما متصل می‌شوند. اگر اشیاء از بین بروند یا از ما گم شوند، ظرفیت ما برای عشق (لیبیدو) دوباره آزاد می‌شود؛ و می‌تواند یا اشیاء دیگری را به جای آن‌ها بگیرد یا به طور موقت به خود بازگردد. اما اینکه چرا این جدایی لیبیدو از اشیاءش باید چنین فرآیند دردناکی باشد، برای ما معماست و تا کنون نتوانسته‌ایم فرضیه‌ای برای توضیح آن ارائه دهیم. ما فقط می‌بینیم که لیبیدو به اشیاءش چسبیده است و حتی وقتی جایگزینی در دسترس باشد، حاضر به ترک آن‌ها نیست. چنین است اندوه. گفت‌وگوی من با شاعر در تابستان پیش از جنگ انجام شد. یک سال بعد، جنگ آغاز شد و زیبایی‌های جهان را از ما گرفت. این جنگ نه تنها زیبایی‌های طبیعتی را که از آن عبور کرد و آثار هنری را که در مسیرش با آن‌ها مواجه شد، نابود کرد، بلکه غرور ما را نسبت به دستاوردهای تمدن‌مان، احترام‌مان به بسیاری از فیلسوفان و هنرمندان و امیدهای‌مان برای پیروزی نهایی بر اختلافات میان ملل و نژادها را نیز خرد کرد. این جنگ بی‌طرفی بلند مرتبه علم ما را کدر کرد، غریزه‌های ما را در تمام برهنگی‌شان نمایان ساخت و ارواح شریر درون ما را رها کرد که گمان می‌کردیم قرن‌ها آموزش مستمر توسط نخبگان، آنان را برای همیشه رام کرده است. کشورمان را دوباره کوچک کرد و بقیه جهان را دورتر ساخت. بسیار از چیزهایی را که دوست داشتیم از ما گرفت و به ما نشان داد که بسیاری از چیزهایی که به عنوان تغییرناپذیر می‌پنداشتیم، چقدر زودگذر بودند. نباید تعجب کنیم که لیبیدوی ما، که بدین‌گونه از بسیاری از اشیاءش محروم شده، با شدت بیشتری به آنچه باقی مانده چسبیده است و عشق‌مان به کشورمان، محبت‌مان به نزدیک‌ترین افراد و غرورمان نسبت به آنچه که مشترک داریم، به ناگاه قوی‌تر شده است. اما آیا آن دارایی‌های دیگری که اکنون از دست داده‌ایم، واقعاً ارزش خود را برای ما از دست داده‌اند زیرا که نشان داده‌اند چقدر ناپایدار و مقاوم نیستند؟ برای بسیاری از ما این سؤال به نظر می‌رسد، اما به نظر من نادرست است. من معتقدم که کسانی که چنین فکر می‌کنند و به نظر آماده‌اند که به خاطر ناپایداری آنچه گرانبها بود، به طور دائمی از آن چشم‌پوشی کنند، در واقع در حالت اندوه برای آنچه از دست رفته‌اند قرار دارند. اندوه، هرچقدر هم که دردناک باشد، به‌طور خودبه‌خود به پایان می‌رسد. وقتی که آنچه را که از دست رفته است، ترک می‌کند، آنگاه خود را مصرف کرده و لیبیدو ما دوباره آزاد می‌شود (تا جایی که هنوز جوان و فعال هستیم) تا اشیاء گم‌شده را با اشیاء تازه‌ای که به همان اندازه یا بیشتر ارزشمندند، جایگزین کند. امیدواریم که همین امر درباره خسارات ناشی از این جنگ نیز صادق باشد. وقتی که اندوه به پایان برسد، معلوم خواهد شد که نظر ما درباره ثروت‌های تمدن هیچ چیزی از کشف آسیب‌پذیری آن‌ها از دست نداده است. ما دوباره تمام آنچه را که جنگ نابود کرده است، بازسازی خواهیم کرد و شاید بر روی پایه‌ای محکم‌تر و بادوام‌تر از قبل.

ترجمه ماشینی مقاله "درباره زوال" از زیگموند فروید

1 year, 8 months ago

مدت‌ها پیش، در یک پیاده‌روی تابستانی در دل طبیعتی خندان، در کنار دوستی کم‌حرف و شاعری جوان اما مشهور، بودم. شاعر به زیبایی صحنه‌های اطرافمان خیره شده بود اما هیچ شادی‌ای در آن نمی‌یافت. او از این فکر ناراحت بود که تمامی این زیبایی‌ها به زودی به نابودی خواهند رفت، مانند تمام زیبایی‌های انسانی و تمام شکوه و زیبایی‌هایی که انسان‌ها خلق کرده‌اند یا می‌توانند خلق کنند. هر آنچه را که او در غیر این صورت دوست می‌داشت و تحسین می‌کرد، به نظرش به واسطه زوالش که سرنوشتش بود، از ارزش افتاده بود. تمایل به زوال در همه چیز زیبا و کامل می‌تواند، همان‌طور که می‌دانیم، دو انگیزه متفاوت در ذهن ایجاد کند. یکی منجر به ناامیدی دردناک شاعر جوان می‌شود و دیگری به طغیانی علیه حقیقتی که تأیید شده است. نه! غیرممکن است که تمام این زیبایی‌های طبیعت و هنر، و دنیای احساسات ما و دنیای بیرون، واقعاً به هیچ تبدیل شوند. باور به این موضوع بیش از حد بی‌معنی و خودخواهانه است. به هر نحوی که شده، این زیبایی باید بتواند پایدار بماند و از همه قدرت‌های ویرانگر بگریزد. اما این تقاضا برای جاودانگی محصولی از آرزوهای ماست که به قدری واضح است که نمی‌تواند به واقعیت ادعا شود: آنچه دردناک است، ممکن است با این حال حقیقت داشته باشد. من نمی‌توانستم با زوال همه چیزها مخالفت کنم و همچنین نمی‌توانستم بر استثنایی در حق آنچه زیبا و کامل است تأکید کنم. اما من به نظر شاعر بدبین اعتراض کردم که زوال زیبایی‌ها به معنای از دست رفتن ارزش آن‌هاست. برعکس، زوال ارزش افزوده‌ای است! ارزش زوال، ارزش نایابی در زمان است. محدودیت در امکان لذت بردن، ارزش آن لذت را بالا می‌برد. من اعلام کردم که این تصور از زوال زیبایی نباید بر شادی ما نسبت به آن تأثیر بگذارد. در مورد زیبایی طبیعت، هر بار که در زمستان نابود می‌شود، سال بعد دوباره باز می‌گردد، به طوری که در راستای طول عمر ما واقعاً می‌توان آن را جاودانه دانست. زیبایی فرم و چهره انسانی در طول زندگی ما برای همیشه ناپدید می‌شود، اما زوال آن تنها به آن جذابیت تازه‌ای می‌بخشد. گلی که تنها برای یک شب شکوفا می‌شود، به خاطر این موضوع برای ما کمتر زیبا به نظر نمی‌رسد. همچنین نمی‌توانم بهتر درک کنم که چرا زیبایی و کمال یک اثر هنری یا دستاورد فکری باید به خاطر محدودیت زمانی‌اش ارزش خود را از دست بدهد. ممکن است روزی برسد که تصاویرو مجسمه‌هایی که امروز تحسین می‌کنیم، به گرد و خاک تبدیل شوند، یا نسلی از انسان‌ها بیاید که دیگر آثار شاعران و متفکران ما را درک نکنند، یا حتی یک دوره زمین‌شناسی فرا برسد که تمام زندگی زنده بر روی زمین خاتمه یابد؛ اما از آنجا که ارزش تمام این زیبایی و کمال تنها به واسطه اهمیت آن برای زندگی احساسی ما تعیین می‌شود، نیازی به بقا پس از ما ندارد و بنابراین مستقل از مدت زمان مطلق است. این ملاحظات برای من غیرقابل انکار به نظر می‌رسید؛ اما متوجه شدم که هیچ تأثیری بر شاعر و دوستم نداشته‌ام. ناکامی من مرا به این نتیجه‌گیری رساند که عاملی عاطفی قوی در حال کار است که قضاوت آن‌ها را مختل کرده است و بعدها باور کردم که آن را کشف کرده‌ام. چیزی که لذت آن‌ها از زیبایی را خراب کرده، باید طغیانی در ذهنشان علیه سوگواری باشد. ایده این که تمام این زیبایی‌ها زودگذر هستند، به این دو ذهن حساس طعم تلخی از سوگواری را در مورد مرگ آن‌ها می‌داد؛ و از آنجا که ذهن به طور غریزی از هر چیزی که دردناک است دوری می‌کند، آن‌ها احساس می‌کردند که لذت‌شان از زیبایی با افکار مربوط به زوالش مختل شده است.

1 year, 8 months ago
[‌‌](https://t.me/Atch2023Archives/25968)استعاره‌ها نه تنها در یک سطح …

‌‌استعاره‌ها نه تنها در یک سطح فردی فهم ما از خودمان بلکه در سطحی تاریخی روندهای متفاوت علم را تعیین می‌کنند.

آذرخش مکری

1 year, 11 months ago

آدرس فایل‌هایی که خودم توضیح دادم و متن کتاب نیست! ‌‌از نیچه چگونه می‌توان آسیب‌شناسی زندگی روزمره بیرون کشید؟ فهم دنیای مردان بر اساس مدل بازنمایانه و تفاوت‌محور تصمیم‌گیری براساس مدل درونماندگار و متعال فهم دنیای زنانه براساس مدل بازنمایانه و تفاوت…

1 year, 11 months ago

‌‌درباره‌ی هزار و یک غایت

تلاش کردم با متن‌خوانی این قطعه از چنین گفت زرتشت به معنای "تبارشناسی" بپردازم.

Telegram

📎

1 year, 11 months ago

‌‌درباره‌ی دوست

تلاش کردم‌ با متن‌خوانی این قطعه از چنین گفت زرتشت جایگاه دیگری در فلسفه نیچه را توضیح دهم

Telegram

📎

2 years, 1 month ago

‌‌اراده چیست؟
اصل "مجاورتهای ممکن" چگونه اراده را توضیح می‌دهد؟

"خود" مجموعه‌ای از امکانهاست که بر اساس رابطه‌ای که با یکدیگر دارند بر بالفعل شدن یا نشدن یکدیگر اثر می‌گذارند.
بالفعل کردن برخی امکان‌های درونی، امکان‌های مجاور بیرونی دیگری را به درون "خود" اضافه می‌کند.
ما در بالفعل‌ کردن یک امکان درونی و دست‌یابی به امکان مجاورش در بیرون از خود "مختاریم"... اما در نسبت با مجموعه‌ی خود و امکان‌هایی که در هر لحظه در مجاورت بیرونی ما هستند "مجبوریم"
چیزی که یک امکان را فعال کرده و از فعال شدن امکان دیگری ممانعت می‌کند "نسبت" میان این امکانهاست.
این نسبت چیزی خارجی نیست اما به خود این امکان‌ها هم قابل تقلیل نیست.
این نسبت با تغییر شرایط و قرار گرفتن در مقابل امکان‌های مجاورِ بیرونیِ متفاوت، و البته، فعال شدن امکان‌های متفاوت درونی، تغییر می‌کند.

فایل:
آذرخش مکری
درسگفتار خودشناسی

Telegram

📎

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago