درنگ

Description
شعر و درباره ی شعر
.
ارتباط با ادمین و ارسال اثر👇
https://t.me/derangadbi
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

2 years, 5 months ago

به خدانور لجه‌ای

شعر و صدا: گروس عبدالملکیان

نقل از صفحه گروس عبدالملکیان ?

https://t.me/garousabdolmalekian

2 years, 5 months ago

صادق هدایت

2 years, 5 months ago

نگینه امانقلوا
آچه جان
#موسیقی_تاجیکی

✨️آچه= مادر

2 years, 5 months ago

♻️ شمس آقاجانی

♻️ شعر زیرزمین

به رضا براهنی
به منوچهر آتشی
و همکلاسی‌ها

من سالوادُر دالی قبول، تو از کجای تنت آفتاب می‌زند بیرون؟
اگر بگویم عشق از کنار دست تو آغاز شد می‌گویید منوچهر آتشی گفته‌ است
اگر بگویم حالا دو روز تربت من در راه‌ است‌ می‌گویید خطش بزن براهنی زده‌ است
ما شعرمان را زیرزمین می‌گوییم
نور که نباشد چشم‌ها درشت‌ترند
لودگی می‌کند کلمه، کلمه را می‌بلعند
کلمه به جای عشق می‌‌نشیند، عشق را می‌بلعند
پنج‌متر، ما شعرمان را پنج‌ متر پایین‌تر از سطح‌ زمین می‌گوییم
زیر زمین خال‌ لب سیاه‌تر است
پشه نیشش‌ را تیز می‌کند ما گوش مان را
نور که نباشد مارها عاشقانه‌ترند
لیلایِ‌ درازقامت من، مار مفصل
مجنونِ‌ توام به مانند مار کوچکی
نیشم بزن لیلایِ‌ مفصل، سیاه‌ درازقامت من
ای که من مجنون‌ مار- لیلایِ گیسوی تو
نیشم‌ بزن، چند کلمه نیشم بزن
( و ما اینجا یکی هست که پیوسته لیلا می‌سازد
با موهایی که نداری سیاه و چشم‌های درشتت)
لیلا‌ساز من ای لیلا‌ساز!
با موهایی‌که نداری سیاه و چشم‌های درشتت
از بلندای عشق‌های زیرزمین
چند کلمه پرتابم کن
لیلا‌ساز!
اگر که بگویم مرا به سطح زمین نفرست می‌گویی مگر تو عاشق ماری؟
به‌روی زمین می‌آیم من که مدیون آفتاب خدا هستم
لودگی نکن! آفتاب‌ وزوزکننده پشه‌ای
من سالوادُر دالی قبول، و از کجای تنت آفتاب می‌زند...

#شمس_آقاجانی
مخاطب اجباری، چاپ دوم، نشر بوتیمار، صص۶۰ _ ۶۱

2 years, 5 months ago

سند پنجره ها به نام لباسی است که در تاریکی پاره شده است
به وقت حراج
چروک بودیم
ارزان بودن آسان نیست
و
اتاق نیاز به نور داشت
برای
خواندن یک کتاب پارچه ای
که
امید در آن قیمتی مناسب داشت
و
آزادی تخفیف خورده بود پیراهنش در باد

حتی باد هم
دخلش به خرجش نمی خورَد
کتاب خواندن آسان نیست
سند پنجره ها که به نام تاریکی باشد

ابوالفضل حکیمی

2 years, 5 months ago

شب‌هایِ نویسندگان و شاعران ایران
شب‌هایِ شعر گوته

از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶
با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته.

شب هفتم:

داریوش آشوری
اسلام کاظمیه
جعفر کوش‌آبادی
علی باباچاهی
جواد مجابی
حمید مشرف‌تهرانی (م. آزاد)

@batarikh

2 years, 7 months ago

⚘️ نازنین نظام شهیدی

زیر ابرهای تو ایستاده‌ام
و گلوی‌ام گرفته است.
کنارِ تابستان
تلفن زنگ می‌زند
این ابتدای باران‌هاست...

گوشیِ تلفن ابری‌ست
رنگ‌ها گردِ شماره‌گیر می‌پیچند
بوی باران بر انگشتان‌ام حلقه می‌زند.
روی سیم‌هایی که به‌اندازه‌ی این هجرانی سیاه و طولانی‌ست
بر صدای‌ات بوسه می‌زنم
و ناگهان
تابستانی میان باران‌ام.

#نازنین_نظام_شهیدی

2 years, 7 months ago

? سیروس نوذری

خاموش می کنم چراغ را
آن چه نمی بینم
زیباتر است

⚘️⚘️

گورها
همه پنهان
زیر علف های بهاری

⚘️⚘️

استکان ها به هم می خورند
در جهانی
مهیای ویرانی

⚘️⚘️

سراغ لاله رفت
به بوی پونه
آواره شد

#سیروس_نوذری

2 years, 7 months ago

الیاس علوی

دستانت را گرفتند
و دهانت را خرد كردند
به همین سادگی تمام شدی

از من نخواه در مرگ تو غزل بنويسم
كلماتم را بشويم
آنطور كه خون لبهايت را شستند
و خون لبهايت بند نمي آمد

تو را شهيد نمي خوانم
تو كشته ي تاريكي هستي
كشته ي تاريكي
اين شعر نيست
چشمان كوچك توست
كه در تاريكي ترسيده است
در تنهايي
گريه كرده
اعتراف كرده است

نمي‌خواهم از تو فرشته‌اي بسازم با بالهاي نامرئي
تو نيز بي وفا بودي
بی پروا می خندیدی
گاهي دروغ مي گفتي
تو فرشته نبودي
اما آنكه سينه ات را سوخته به بهشت می رود
با حوریان شیرین هماغوشی می کند
با بزرگان محشور می شود
تو بزرگ نبودي
مال همين پائين شهر بودي

اين شعر نيست
خون دهان توست كه بند نمي آيد

#الیاس_علوی
#شعر_افغانستان

2 years, 7 months ago

علی باباچاهی
سفیدی ها را بخوان 2

بی تو نمی گیرتُم قرار

حالا بگو که فلانی سخت تهرانی شده

در شعرهای اخیرش به جای هرچه

از چراغ قرمز و / چتری که خیس

وَ این اواخر اهل حساب و کتاب است

در نوشته هایش هم / چراغ سبزی روشن می شود

اما رو به نمی دانم کجا

بی تو

فلانی که سخت

وَ نمی گیرتُم قرار

وَ دیگر اینکه مادرزاد عاشق تو بوده ام

اما تو در تمام متن های قدیم و جدید / صورت مِه آلودی داری

تاویل متن هم که یقینا" به نمره ی عینک ما مربوط است

تازه نه رنگ چشم های تو معلوم می شود

وَ نه اینکه به فرض

چند سانت از آینه ی ما بلندتری

با این همه / از همان دقیقه ی اول که تو را هرگز ندیدم

در بین سطرها و ستون های نانوشته

مست که می کردم / مشت که می کوفتم بر در و دیوار

وَ بی تو نمی گیرتُم قرار

وَ هر چه بیشتر منتظرت ماندم

متن / از معنا شدن پرهیز داشت

وَ از بسکه زیر هر کلمه / هر سطر

مولف مرده به خواب من آمد

اما نه اینکه رنگ چشم های تو را

یا چیزی در این حدود که از آینه ی ما

از قرار معلوم / مادرزاد عاشق تو بوده ام

پس وقت اینکه راه خودم را بگیرم و

با چتر خیس

از چرغ قرمز و اشیاء دیگری که به هر حال

باید به فکر تو بوده باشم

وَ در سراسر متنی که می درخشیدی

رفیقِ کلماتی بوده باشم که تو را گم کرده اند

وَ کجایی / چه می کنی؟

اسفند 1374
#علی_باباچاهی
از مجموعه ی نم نم بارانم

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••