𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌

Description
t.me/HidenChat_Bot?start=1993117680
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

نقدِ عشقِ در دوران کنونی!

فدای آن فیلر زیر لب‌های قلمبه‌ات شوم بانو! من عاشقت شده‌ام. خب مگر عیبی دارد؟ مگر عشق چیزی غیر از همین تمنای رسیدن و بوسیدن لب‌های قلمبه‌ات است؟ مگر چیزی جز لمسِ انحناهای ساختگیِ بدنت است؟ اگر کسی ادعای عاشقی به شیوه‌ای دیگر داشت که همه اینطور یکدست نمی‌شدند. اگر عاشقان واقعی در جهان وجود داشتند و تعدادشان به اندازه‌ی کافی زیاد بود، همه درِ مطب جراحان زیبایی صف نمی‌کشیدند. پس معلوم است که عشق چیزی جز این نیست. عشق همین ظاهر پسندی است. چیزی ورای این بدن وجود ندارد. عشق همین میل به ارضای امیال لحظه‌ای‌ست. پس فرصت را تلف نکن، بیا ببوسمت بانو!

-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌

1 year, 6 months ago

«حساسیت و تاثیرپذیری»

چراییِ رفتار انسان را باید درونِ ذهن او جست؛ البته این به معنای ذهن‌گراییِ محض و نادیده‌ گرفتنِ تاثیرِ بدن بر ذهن نیست، اما با در نظر گرفتنِ تعاملِ متقابلِ این دو، شاید بتوان تاثیرِ ذهن بر بدن را بزرگتر برآورد نمود. سالیان سال است بر سرِ کارکردهای مغز بحث‌های بسیاری وجود دارد. آیا ذهنیت صرفا از ساختارِ زیست‌شناختیِ مغز نشئت می‌گیرد یا اینکه حاصلِ اموری فراتر از آن است. آیا روح یا نفسِ غیرمادی‌ست که آگاهی و خودآگاهیِ انسان را می‌آفریند یا این خودآگاهی حاصلِ ارتباطاتِ بین ساختارهای مغز است؟!

شاید این دوگانگی‌ها حل ناشدنی بنظر برسند اما با پیشرفتِ علم و استفاده از تکنولوژی‌های مختلف جهتِ تصویربرداری از مغز، ما امروزه اعمال مختلف، هیجاناتِ مختلف و تفکراتِ مختلفِ انسان را بر مبنایِ فعالیتِ قسمت‌های مختلفِ مغزِ او تبیین می‌نماییم.
برای مثال اینکه چرا عده‌ای از افراد مشغولِ خواندنِ کتابهای فلسفی می‌شوند یا بطور کلی بسیار زیاد مطالعه می‌کنند و در راهِ جستجوی علم و حقیقت از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند و این‌کار به نوعی آنها را تسکین می‌دهد، درحالی که عده‌ای دیگر از راهِ رفتارهای مخاطره آمیز مثل تک‌چرخ زدن با موتور، بیش از اندازه خرید کردن، بیهوده وقت گذراندن در شبکه‌های اجتماعی یا از راهِ مصرفِ سیگار خودشان را تسکین می‌دهند و لذت می‌برند، همیشه موضوعی سوال برانگیز بوده است.

یکی از تفاوت‌های بینِ گروهِ اول و دوم در حساسیت و تاثیرپذیری است. به قول یکی از استادانم: «تاثیرپذیری اصلا چیزِِ بدی نیست، من ممکن است حتی از مگسی که درونِ اتاق پرواز می‌کند هم تاثیر بپذیرم؛ اما تاثیرپذیری با انقیادِ کامل متفاوت است.»
همانطور که مولانا گفته است، انسان همان چیزی‌ست که در جستنِ آن است؛ یعنی همان چیزی که نسبت به آن حساس است و از آن تاثیر می‌پذیرد. افرادی که ما اکنون آنها را به عنوان نابغه می‌شناسیم، اکثرا افرادِ حساسی بوده‌اند. آنها آستانه‌ی بسیار پایینی برای دریافتِ محرک‌های بیرونی داشته‌اند که ممکن است بتوانیم این آستانه را به تحریکِ شدید‌ترِ اعصابِ مغزِ آنها در مواجهه با رویدادهایی که بنظرِ دیگران عادی‌ست، از طریقِ ترشح مقدار بیشتری از ناقلهای عصبی علی‌الخصوص دوپامین نسبت بدهیم. با این حال نقشِ عوامل شناختی را نیز نباید نادیده‌ گرفت.

افرادِ حساس آنانی هستند که معمولا از فعالیت‌هایی لذت می‌برند که دیگران از آنها لذتی نمی‌برند، علایقِ به خصوصی دارند که معمولا توسطِ هرکسی درک نمی‌شود و به چیزهایی توجه می‌کنند که دیگران به آنها توجه نمی‌کنند. این گونه افراد شبیه نیوتون هستند که با افتادنِ سیب از روی درخت، جاذبه‌ی زمین را کشف کرد! یا شبیهِ انیشتین که روابطِ میان فردیِ آنچنان جالبی نداشت اما علم فیزیک را با نظریاتش متحول کرد. یا مثلا ونگوگ که نقاشی‌هایش پرده‌ی خیالِ ذهنِ انسان را می‌درند!

چیزی که بینِ ما انسانها مشترک است این است که همه‌ی ما به دنبالِ لذتیم. همه‌ی ما می‌خواهیم احساسِ High بودن کنیم و در اوج باشیم، حتی اگر این تجربه‌ی اوج دوامِ چندانی نداشته باشد. با این حال برخی از آنان که آستانه‌ی تاثیرپذیری و حساسیتِ پایین‌تری دارند، ارتباطِ متفاوتی با محیط برقرار می‌کنند و در عینِ حال به سمتِ دنیای درونِ خودشان کشیده می‌شوند و به انتزاعیات پناه می‌برند چرا که از این طریق لذت می‌برند.

البته این به این معنا نیست که نبوغ را امری صرفا ذاتی بدانیم یا نابغه را فردی جدا افتاده از اجتماع در نظر بگیریم. بنظر می‌رسد افرادی که این حساسیت‌ِ زیست‌شناختی یا ژنتیکی را هم ندارند می‌توانند با محدود کردنِ علایق سطحی یا فعالیت‌های لذت‌بخشِ زندگی‌شان، به تدریج علایقِ عمیق‌ترِ خودشان را کشف کنند و استعدادهای نهفته خودشان را دریابند. این نکته قابل توجه است که تا وقتی خودمان را به شلیکِ بی‌امانِ دوپامین ناشی از فعالیت‌های مختلف بسته‌ایم و از اینکه تجربه‌ی اوجمان به پایان برسد هراس داریم، نمی‌توانیم فعالیت‌هایی را که به راستی به آنها علاقه داریم و انجامشان موجب شکوفاییِ خلاقیت‌مان می‌شوند را کشف کنیم. واضح است آنکه صبح تا شب در اینستاگرام می‌چرخد، از پسِ یک صفحه کتاب خواندن هم برنمی‌آید!
-𝖼𝗈𝗇𝗌𝖼𝗂𝗈𝗎𝗌𝗇𝖾𝗌𝗌

1 year, 9 months ago

«تأملات‌ بهنگام» *

ماهیت حقیقی یک میل تنها پس از ارضای آن برای سوژه مشهود می‌شود چرا که ولع و تمایل شدید پیش از ارضا همواره چشم انسان را کور می‌کند.‌ از این رو سوژه پس از ارضای میل متوجه می‌شود که در چرخه‌ای باطل گیر افتاده است. چیزی شبیه همان اراده‌ی حیات که شوپنهاور به آن اشاره می‌کند. با این حال فرد پس از گذشت زمان دوباره این حقیقت را به دست فراموشی می‌سپارد، چرا که اراده‌ی حیات امری پویا و خودسازنده است‌؛ از این رو اراده‌ی حیات بعد از مدتی دوباره با لشکریانش به سمت فرد هجوم می‌آورد و او را مجبور می‌سازد که به سوی ارضای امیال خویش بشتابد. فرد نیز از آنجا که ملالی که ارضای این امیال به دنبال دارد را فراموش کرده، دوباره شبیه موشی داخل گردانه به دنبال هیچ و پوچ می‌دود و باز با همان ملال همیشگی روبرو می‌شود. همه‌ی اینها ناشی از نوعی پوچی عظیم است که اراده‌ی حیات به بار می‌آورد و در این میان آن کس رشد می‌یابد که ملالِ پس از ارضای امیال پیش پا افتاده‌اش را به خاطر بسپارد و لذتِ رسیدن به اهداف و ارضای امیال بزرگتر را به خود نوید بدهد.
-?????????????

1 year, 9 months ago

It's a weird feeling that you aren't waiting for anyone or anything.

-?????????????

1 year, 9 months ago

یادم بندازید سر فرصت در مورد تضادِ ظاهری اینطور دیدگاه های عارفانه و شهودی با تقریبا کلِ فضای آکادمیک علی الخصوص در رابطه با رشته هایی که زیر مجموعه ی علوم انسانی هستن بنویسم.
در واقع بخش زیادی از علوم انسانی مخصوصا زمینه ی فعالیت خودم (جامعه شناسی و روانشناسی) بطور کامل تحت سیطره ی نظریه ها هستن و هرکس وارد این رشته ها میشه میخواد خودشو یه جورایی بچسبونه به یه نظریه و طرز فکر.
با این حال این موضوع که ما چرا نباید آزادانه تر فکر کنیم و بنویسیم، همیشه واسه من جای سوال بوده و هست.

1 year, 9 months ago
همان‌طور که مشت ِ بسته نمی‌تواند …

همان‌طور که مشت ِ بسته نمی‌تواند هدیه‌ای را دریافت کند،
ذهن و اندیشه‌ی بسته هم نمی‌تواند هیچ درسی را یاد بگیرد.

گاهی عقیده‌ها که از ریشه‌ی عقد می‌آیند (به معنی ِ بسته شده) باعث می‌شوند یادگیری و رشد ِ تو از حرکت بایستد.

1 year, 9 months ago
1 year, 9 months ago

«در مورد آهو دریایی»
نقدی جامعه‌شناختی به اتفاقی که در دانشگاه علوم و تحقیقات تهران افتاد.

چه برچسبی باید به این اتفاق زد و چه نامی باید بر آن گذاشت؟ حرکتی انتحاری از سر خشم یا هیجانات کنترل نشده؟ اعتراضی از پیش برنامه‌‌ریزی شده به حجاب اجباری؟ اختلال روانی یا فشار ناشی از طلاق و سرپرستی دو فرزند؟
چند روز پیش، آهو دریایی، دانشجوی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران پس از بحث و کشمکش‌هایی که بر سر پوشش نامناسبش با حراست دانشگاه داشت، لباس‌هایش را در آورد و با لباس زیر به محوطه‌ی دانشگاه قدم گذاشت. این اقدام او از طرف وزیر علوم و مسئولین، ناشی از اختلال روانی و فشارهای روحی دانسته شده است اما آیا واقعا این تنها دلیل است و آیا این دلیل خودش نیز ناشی از دلایلی دیگر نیست؟
نکته‌ی‌‌اول حجاب است. اصلا چرا پیروی از دین باید امری اجباری باشد و دستور دین مبنی بر حجاب به قانونی الزام آور بدل شود؟ مگر در قرآن نیامده است که «لا اکراه فی‌ الدین»؟ درست است، بعد از آن هم به پیامد‌های پیروی کردن یا نکردن از دین به صورت جداگانه اشاره شده است؛ با این حال خداوند خودش چه در دنیا و چه در آخرت پاسخگوی اعمال هر کسی خواهد بود، پس چرا بایستی کارد به گلوی دختران دانشجو گذاشت که آنها جان به لبشان برسد و همان حجاب به قول شما نصفه نیمه‌ای که دارند را هم از تن به در کنند؟ اصلا همه‌ی این اتفاقات هم از جایی شروع شد که شما مسئولین محترم بیش از حد بر این بحث حجاب تاکید کردید درحالی که بسیاری از قواعد و دستورات دیگر اسلام را چه در حوزه‌ی فردی و چه در حوزه‌ی اجتماعی از نظر به دور داشته‌اید.
نکته‌ی‌دوم برهنگی‌ست. مگر زن چیست که مدام دستور به پوشش و سانسور او می‌دهید؟ مگر او چه دارد که ما و شما از آن بی‌خبر هستیم؟ این خشونت علیه تن زنان و این استعاره‌ی تاریخ مصرف گذشته‌ی «مرواریدِ درون صدف» از کجا می‌آیند؟ شاید آهو صرفا خواست همین را بگوید که تن و جسم او، ظاهر و باطن، چیزی بیش از همانی که شاهدش بودید نبوده و نیست؛ پس دلیل اینهمه درگیری و کشمکش بر سر پوشاندن یا نپوشاندن آن چه می‌تواند باشد؟
نکته‌ی‌سوم طلاق و کودکان تک‌ سرپرست است‌. چرا باید آمار وقوع چنین مسائلی سر به فلک کشیده باشد؟ این مسئله تا چه حد به عصر تاریخی ما مربوط است، تا چه حد به جهانی شدن و روابط بین‌الملل ارتباط دارد، تا چه حد مختص جامعه‌ی ایران است و پیامد‌های آن برای زنان، مردان و فرزندان چه می‌تواند باشد؟
نکته‌ی‌چهارم اختلال روانی‌ست. یکی از اساتید خوبمان سر یکی از کلاسها می‌گفت که هیچوقت رفتار نادرست یک فرد را به پای روانی بودن او نگذارید چرا که اگر این کار را بکنید، در واقع عاملیت و اختیار داشتن او را در برابر اعمالش نفی کرده‌اید. با این حال مسئولین کاری را انجام می‌دهند که دقیقا برعکس این است: آنها به فرد برچسب بیمار روانی می‌زنند که تمام تقصیر را بر گردن خودش و تنها خودش بیندازند. آنها در واقع دارند به شکلی پنهان اعلام می‌کنند که قوانین هیچ ایرادی ندارند، حراست دانشگاه هیچ اشتباهی مرتکب نشده و همه‌ی دانشجویان نیز با همین شرایط کنار آمده‌اند؛ بنابراین کسی که قدرت انطباقش را از دست می‌دهد و به چنین واکنش‌هایی دست می‌زند به اختلال روحی-روانی دچار است!
نکته‌ی‌پنجم که فکر می‌کنم چندین نفر دیگر در متونشان به آن اشاره کرده‌اند نیز نوعی بی‌توجهی افراد به وضعیت این دختر است که در ویدیوها و عکس‌ها شاهدش بودیم. همانطور که دیدیم، ملتِ همیشه در صحنه‌ آنجا هم حضور داشتند ولی عده‌ای چشم‌پوشی کردند در حالی که عده‌ای دیگر فیلم می‌گرفتند و با هیجان می‌گفتند که باورشان نمی‌شود و نمی‌توانند به چشم‌هایشان اعتماد کنند‌! اما شاید همانطور که انتظار می‌رفت هیچ‌کس کاری نکرد. هیچکس حتی به آهو نزدیک‌ هم نشد. این بی‌توجهی شاید ناشی از ترس از عواقب مداخله در ماجرا بوده، شاید ناشی از هنجارها و ارزش‌های سفت و سخت و شوکی که در نتیجه‌ی زیر پا گذاشتن اینها توسط دیگران به فرد دست می‌دهد بوده و شاید دلایل دیگری داشته‌ است‌. نمی‌دانم!
-?????????????

1 year, 9 months ago

اگر فشاری از سمت جهان خارج بر روی من نباشد، کارهایم را تا به ابد یه تعویق می‌اندازم. نمی‌دانم ای دی اچ دی‌ست یا کوفت و زهرمار دیگری‌ست! شاید این هم نوعی بهانه‌ است: به وضعیتم برچسب می‌زنم و نامی روی آن می‌گذارم تا خودم را در دادگاه ذهنم تبرئه کنم!
-?????????????

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago