مَواعِظٌ بَليغَة

Description
﴿وَذَكِّر فَإِنَّ الذِّكرى تَنفَعُ المُؤمِنينَ﴾

وپیوسته پند وتذکر بده, زیرا که بی گمان پند و تذکر مؤمنان را سود می بخشد.
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 9 months, 1 week ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 11 months, 3 weeks ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 7 months, 3 weeks ago

6 months, 1 week ago

بدان هرکس از مرگ ترسید فرصت ها را غنیمت می شمارد. عمر گریه نمود. جارود گفت: بر امیر المؤمنین جرأت پیدا کردی و او را به گریه انداختی. عمر به او اشاره نمود که او را واگذارد. هنگامی که فارغ شد فرمود: آیا این را می شناسی؟ گفت: نه. فرمود: این خوله دختر حكيم است که الله سخنش را شنید پس عمر شایسته است که سخنش را بشنود. اشاره به این فرموده الله متعال است: {قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِير (1)} [المجادلة] «الله سخن آن زن را شنید که دربارۀ شوهرش با تو صحبت می‌کرد و به الله شکایت می‌بُرد. الله گفتگوی شما را می‌شنود؛ چرا که الله شنوای بیناست.»

عمر رضي الله عنه آن هنگام که ضربه خورد فرمود: (لو أن لي طلاع الأرض ذهبًا، لافتديت به من عذاب اللَّه عزَّ وجلَّ قبل أن أراه) «اگر به اندازه تمام زمین طلا داشتم همه را از ترس عذاب الله پیش از آنکه آن را ببینم فدا می کردم». (صحيح البخاري ص 705 رقم 3692.)

عمر بن عبد العزيز می فرماید:(من خاف اللَّه أخاف اللَّه منه كل شيء، ومن لم يخف اللَّه خاف من كل شيء) «هرکس از الله بترسد الله همه چيز را از او می ترساند و هركه از الله نترسد الله او را از همه چيز می ترساند».

حسن گریه نمود. به او گفته شد: چرا گریه می کنی ؟ گفت: (أخاف أن يطرحني غدًا في النار ولا يبالي) «می ترسم فردا مرا در جهنم اندازد و اهمیت نداشته باشد».

یحيى بن معاذ رازي می گوید: (على قدر حبك للَّه يحبك الخلق، وعلى قدر خوفك من اللَّه يهابك الخلق) «به اندازه محبتت برای الله مردم تو را دوست می دارند و به اندازه ترست از الله مردم از تو حساب می برند».

امام احمد بن حنبل می فرماید: (الخوف يمنعني من أكل الطعام والشراب، فلا أشتهيه)

«ترس مانع خوردن و نوشیدن من می شود اشتهایی برای خوردن آن ندارم».

والحمد للَّه رب العالمين، وصلى الله وسلم على نبينا محمد، وعلى آله وصحبه أجمعين.

💎@mawaaez

6 months, 1 week ago

می فرماید: {أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَاد (36)} [الزمر] «آیا الله براى دفاع از بنده‌اش كافى نیست؟ اما تو را از معبودانشان مى‌ترسانند؛ و هر کس كه الله او را گمراه کند، هیچ هدایتگری نخواهد داشت.»

علامه ابن قيِّم می فرماید: و از مکر و حیله دشمن الله این است که مؤمنان را از لشکر و دوستانش می ترساند تا با آنها جهاد نکنند و آنها را به معروف امر و از منکر نهی ننمایند و الله متعال آگاه گردانیده که این از مکر و کید شیطان و ترساندن اوست و ما را نهی می کند از او بترسیم.

فرمود: ومعنای آن نزد همه مفسرين این است: شما را با دوستانش می ترساند.

قتاده می فرماید: آنها را در دلهایتان بزرگ جلوه می دهد هر اندازه ایمان بنده قوی تر باشد به همان اندازه ترس اولیای شیطان از قلبش زایل می گردد.
الله متعال می فرماید: {إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (76)} [النساء] «قطعاً نیرنگ شیطان ضعیف است.»

هر اندازه ایمانش ضعیفتر باشد ترسش از آنها قوی تر است.
این آیه دلالت دارد بر اینکه ترس خالصانه برای الله از شروط کمال ایمان است. (فتح المجيد شرح كتاب التوحيد، ص 396 - 397)

شيخ الإسلام ابن تيميه می فرماید: (الخوف ما حجزك عن محارم اللَّه ) «ترس آنچه است که تو را از محارم الله باز دارد.» (مدارج السالكين1/ 551)

ابن رجب حنبلي می فرماید:(القدر الواجب من الخوف ما حمل على أداء الفرائض واجتناب المحارم، فإن زاد على ذلك بحيث صار باعثًا للنفوس على التشمير في نوافل الطاعات، والانكفاف عن دقائق المكروهات، والتبسط في فضول المباحات، كان ذلك فضلاً محمودًا) «مقدار واجب از ترس آنچه است که سبب انجام فرایض و دوری از محارم باشد اگر بر آن ترس بیافزاید بگونه‌ای که باعث وادار شدن نفس ها بر انجام عبادت های نافله و رها کردن جزئیات امور نکوهیده و گستردگی در امور مباح باشد آن فضیلتی پسندیده است. (التخويف من النار/ لابن رجب، ص 21).

ترمذي در سننش از عایشه رضي الله عنها روایت می‌کند: از رسول الله صلی علیه وسلم درباره این آیه پرسیدم: {وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ} [المؤمنون: 60] «و کسانی ‌که در انجام کارهای خیر می‌کوشند و از اینکه به سوی پروردگار‌ خویش بازمی‌گردند دل‌هایشان هراسان است».
عایشه گفت: آیا آنها کسانی هستند که شراب می نوشند و دزدی می کنند؟ فرمود: «لَا يَا بِنْتَ الصِّدِّيقِ، وَلَكِنَّهُمُ الَّذِينَ يَصُومُونَ وَيُصَلُّونَ وَيَتَصَدَّقُونَ، وَهُمْ يَخَافُونَ أَنْ لَا يُقْبَلَ مِنْهُمْ، أُولَئِكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ» «خیر ای دختر صدیق! اما آنها کسانی هستند که روزه می گیرند، نماز می خوانند و صدقه می دهند و در همان حال می ترسند که الله از آنها نپذیرد؛ آنها کسانی هستند که در نیکی ها سبقت می گیرند». (ص 504 برقم 3175، وصححه الألباني رحمه الله في صحيح سنن أبي داود 3/ 79 برقم 2537).

ابو علي روذباري می گوید: ترس و امید مانند دو بال پرنده هستند هنگامی که برابر باشند پرنده تعادل دارد و پروازش را تمام می کند و چون در یکی از آن ها کوتاهی رخ دهد در آن نقص ایجاد می شود و چون هر دو را از دست بدهد پرنده تا حد مرگ پیش می رود.

فضيل بن عياض می فرماید: ترس داشتن از امید داستن بهتر است برای شخصی که سالم و تندرست باشد و چون در حال مرگ قرار گیرد امیدوار بودن از ترس داشتن بهتر است. (التخويف من النار/ لابن رجب، ص 16)

و دلیل بر این گفته آنچه است که ترمذي در سننش از انس بن مالك رضي الله عنه روایت می کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم بر بالین جوانی که در حال مرگ بود حاضر شد و فرمود: «كَيْفَ تَجِدُكَ؟» «خود را چگونه می یابی؟» گفت: قسم به الله ای رسول الله! به الله امیدوارم و بر گناهانم می ترسم. رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «لَا يَجْتَمِعَانِ فِي قَلْبِ عَبْدٍ فِي مِثْلِ هَذَا الْمَوْطِنِ، إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا يَرْجُو، وَآمَنَهُ مِمَّا يَخَافُ» «این دو در قلب بنده‌ای ‌جمع‌ نمی‌شوند، جز این‌که‌ الله به‌ او آنچه‌ را که‌ امید دارد، می بخشد و از آنچه‌ که‌ ترس دارد، ایمنش‌ می‌گرداند» (ص 177 برقم 983، وحسنه الألباني رحمه الله في صحيح الترمذي 1/ 289 برقم 785)

عمر می گوید: اگر ندا دهنده ای از آسمان ندا دهد: ای مردم جز یک نفر همه شما داخل بهشت می شود می ترسم که آن یک نفر من باشم.

روزی عمر به همراه جارود به سوی بازار خارج شد پیرزنی بر او سلام کرد و عمر جواب سلامش را داد و به عمر گفت: ای عمر! من آن روز را به خاطر دارم که تو را عُمیر صدا می‌کردند و در بازار عکاظ بچه‌ها را می‌زدی. سپس روزها گذشت و تو را عمر صدا می‌کردند و سپس بعد از مدت کمی تو را امیرالمؤمنین صدا می‌کنند. از الله در مورد زیردستانت بترس.

6 months, 1 week ago

خطبه چهل و چهار: ترس از الله

الحمد للَّه، والصلاة والسلام على رسول الله، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهد أن محمدًا عبده ورسوله، وبعد:

ترس از الله از برترین جایگاه های دین و بهترین آن است و در اینکه انواع عبادت که اخلاص برای الله متعال باشد اجماع دارند. الله متعال در باره بهشتیان می فرماید: {قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِين (26) فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُوم (27)} [الطور] «می‌گویند: ما در دنیا، در خانوادۀ خود می‌ترسیدیم. الله بر ما منت نهاد و ما را از عذاب سوزان محافظت کرد.»

می فرماید: {وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَان (46)} [الرحمن] «هر کس از ایستادن در پیشگاهِ پروردگارش مى‌ترسد، دو باغ دارد».

می فرماید: {وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى (40) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَاوَى (41)} [النازعات] «و اما کسی‌ که از ایستادن در حضور پروردگارش بیمناک بوده و نفس را از هوی بازداشته باشد، قطعاً بهشت جایگاه اوست»‌.

بخاري ومسلم از ابو هريره رضي الله عنه روایت می کنندکه پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللَّهُ فِي ظِلِّهِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّه» «هفت گروه هستند که در روز قیامت در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرند روزی که هیچ سایه ای جز سایه او نیست.
» و از آن جمله بیان می کند: «وَرَجُلٌ دَعَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ مَنْصِبٍ وَجَمَالٍ، فَقَالَ: إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ» «جوانی است که یک زن زیبا و صاحب مقام او را به فحشا دعوت کند و او در جوابش می گوید من از الله می ترسم .» (ص 277 برقم 1423، وصحيح مسلم ص 397 برقم 1031).

شيخ عبد الرحمن بن حسن آل شيخ رحمه الله می فرماید: ترس سه قِسم می باشد:

ابتدا: ترس نهان

ترس نهان این است که از غیر الله از بت یا طاغوت از اینکه به او آسیب برسانند بترسد.

الله در باره قوم هود بیان می کند که آنها گفتند: {إِن نَّقُولُ إِلاَّ اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوَءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللهِ وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُون (54) مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لاَ تُنظِرُون (55)} [هود] «جز این نمی‌گوییم که برخی از معبودانمان به تو گزندی رسانده‌اند. گفت: الله را گواه می‌گیرم و شما گواه باشید که من از آنچه شریک قرار می‌دهید بیزارم. به جز او پس همگى برای من نقشه بکشید و مهلتم ندهید.»

می فرماید: {وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ} [الزمر: 36] «اما تو را از معبودان شان مى‌ترسانند».

و این واقعیت قبر پرستان و بت پرستان است که از آن می ترسند و به وسیله آن موحدانی که عبادتش را انکار کنند و به خالص کردن عبادت برای الله امر کنند را می ترسانند و این منافی توحید است.

دوم: بر انسان واجب است که ترس از بعضی از مردم را ترک کند و این نوع ترس حرام است.

الله متعال می فرماید: {الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ} [آل عمران: 173] «همان کسانی‌ که برخی به آنان گفتند: مردم برای جنگ با شما جمع شدند پس از آنها بترسید».

در حدیثی که ابن ماجه از ابو سعيد خدري رضي الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم خطبه ای بیان نمودند و در آن فرمودند: «أَلَا لَا يَمْنَعَنَّ رَجُلاً هَيْبَةُ النَّاسِ: أَنْ يَقُولَ بِحَقٍّ إِذَا عَلِمَهُ» «آگاه باشید مبادا ترس از مردم مانع آن شود كه كسى حقّ را بداند و نگويد.» گفت: ابوسعید گریه نمود و گفت: به الله قسم! ما چیزهایی را دیدیم و ترسیدیم که بگوییم. (ص 431 برقم 4007، وصححه الشيخ الألباني رحمه الله في صحيح سنن ابن ماجه 2/ 368 برقم 3237).

سوم: ترس طبيعي

و آن ترس از دشمن یا حیوان درنده و ... است و این ترس اشکالی بر آن وارد نیست.
الله متعال درباره پیامبرش موسى می فرماید: {فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ} [القصص: 21] «موسی با ترس و نگرانی از شهر خارج شد».

ومعنى فرموده: {إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ} یعنی در حقیقت، این شیطان است که شما را از دوستانش می‌ترساند. {فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين (175)} [آل عمران] «پس اگر ایمان دارید، از آنان نترسید و از من بترسید.»

این نهی از جانب الله متعال برای مؤمنان است که از غیر او نترسند و فرمانی برای آنهاست که ترسشان بر الله متعال خلاصه شود و جز از او نترسند و این اخلاصی است که الله بندگانش را به آن فرمان می دهد و به آن راضی می باشد. هنگامی که ترس و همه عبادت ها را برایش خالص نمودند آنچه امید دارند را به آنها می بخشد و از خطرات دنیا و آخرت آنها را امنیت می بخشد.

8 months, 2 weeks ago

ابوجهل و عبدالله بن ابی امیه گفتند: ای ابوطالب آیا از آیین عبدالمطلب روی می گردانی؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم پیوسته آن را بر او عرضه می کرد و آنها هم آن سخنشان را تکرار می کردند تا اینکه آخرین سخن ابوطالب این بود که من بر آیین عبدالمطلب هستم و از گفتن لا اله الا الله خودداری نمود. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَمَا وَاللَّهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ مَا لَمْ أُنْهَ عَنْكَ» «قسم به الله برایت پیوسته استغفار می کنم تا زمانی که از آن نهی نشوم»؛ الله صاحب عزت و جلال آیه نازل نمود: {مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَن يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيم (113)} [التوبة] «برای پیامبر و کسانی‌ که ایمان آوردند سزاوار نیست که برای مشرکان ـ پس از اینکه برایشان آشکار شد که آنان اهل دوزخند ـ آمرزش بخواهند؛ هر چند از نزدیکان شان باشند.»
الله متعال در باره ابوطالب آیه نازل نمود و به رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: {إِنَّكَ لاَ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِين (56)} [القصص] «بی‌تردید، تو نمی‌توانی هر کس را دوست داشته باشی هدایت ‌کنی؛ بلکه الله است که هر کس را بخواهد هدایت می‌کند و او به حال راه‌یافتگان داناتر است‌». (صحيح البخاري (3/ 62، 63) برقم (3884)، وصحيح مسلم (1/ 54) برقم (24) - واللفظ له -).

دوم: غالب مجالس فاسقان در آن از الله یاد نمی شود بلکه نافرمانی او می گردد بخاطر همین سبب حسرت و پشیمانی بر چنین کسانی در روز قیامت می شود.

ترمذي در سننش از ابو هريره رضي الله عنه روایت می کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم می فرماید: «مَا جَلَسَ قَوْمٌ مَجْلِسًا لَمْ يَذْكُرُوا اللَّهَ فِيهِ، وَلَمْ يُصَلُّوا عَلَى نَبِيِّهِمْ، إِلَّا كَانَ عَلَيْهِمْ تِرَةً؛ فَإِنْ شَاءَ عَذَّبَهُمْ، وَإِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُمْ» «هیچ گروهى نیست که در مجلسى بنشينند و در آن ذكر الله را نكنند و بر پيامبرشان درود نفرستند، مگر اينكه دچار حسرت و افسوس می‌شوند، اگر الله بخواهد آنها را می بخشد و اگر بخواهد عذاب می دهد» (ص 535 برقم 3380، وقال الترمذي: هذا حديث حسن صحيح).

شافعي رحمه الله می فرماید:

إذا لَمْ أَجِدْ خِلًّا تَقِيًّا فَوِِحْدتي
ألذُّ وأشهى من غَوِيٍّ أُعَاشِرهُ

«اگر همنشینی با تقوا نیافتم، تنهایی ام از کسی که همنشینی اش مرا گمراه کند پسندیده تر است »

وَأَجْلِسُ وَحْدِي للعِبَادَةِ آمِناً
أَقَرُّ لِعَيْنِي مِنْ جَلِيسٍ أُحَاذِرُه

«و تنهایی و با امنیت به عبادت بنشینم
برایم چشم روشنی تر از همدمی است که از همنشینی اش می ترسم.»

سوم: همنشین بد همدم خود را به مانند خود بسوی حرام ها فرا می خواند و افتادن در معصیت و گناه را در قلبش سبک و کوتاهی در عبادت را بر او سهل و آسان می کند.

امير المؤمنين عثمان بن عفان رضي الله عنه می فرماید: «ودَّت الزانية لو زنى النساء كلهن» «زناکار زنا را دوست دارد اگر چه با تمام زنان زنا کند».

همنشین بد با کوچک ترین اختلاف یا از دست دادن مصلحتی از او جدا می شود بلکه بعد از آن نسبت به او کینه و‌نفرت نیز می گیرد.

عبدالله بن معتز می فرماید: إخوان السوء ينصرفون عند النكبة، ويقبلون مع النعمة «دوستان ناباب هنگام فلاکت جدا می شوند و با داشتن نعمت جلو می آیند».

بدین خاطر برادرانم را نصیحت می کنم که فرزندانشان را در حلقات قرآن کریم شرکت دهند که همنشینی نیکوست و دارای برنامه های مفیدی هستند که سبب می شود جوانان وقتشان را در آن سپری و از همنشین بد دوری کنند.

والحمد للَّه رب العالمين، وصلى الله وسلم على نبينا محمد، وعلى آله وصحبه أجمعين.

?@mawaaez

8 months, 2 weeks ago

الله متعال می فرماید: {وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِين (133)} [آل عمران] «و به سوی آمرزش پروردگارتان و بهشتی بشتابید که گسترۀ آن به اندازۀ آسمان‌ها و زمین است و برای پرهیزگاران مهیا شده‌ است.»

می فرماید: {وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَامُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللهُ إِنَّ اللهَ عَزِيزٌ حَكِيم (71)} [التوبة] «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند؛ به نیکی فرمان می‌دهند و از کارهای ناپسند بازمی‌دارند و نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از الله و پیامبرش اطاعت می‌نمایند. اینانند که الله آنان را مورد رحمت قرار خواهد داد. بی‌تردید، الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است.»

می فرماید: {وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُون (26)} [المطففين] «در این باید بر یکدیگر پیشی گیرند.»

سوم: بركت همنشینی.

هرکس با آنها بنشیند برکت همنشینی شامل او می گردد و خیر بسیاری از آنها به او می رسد اگر چه عملش به مانند آنها نباشد.

شيخین از ابو هريره رضي الله عنه روایت می کنند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «إِنَّ للَّهِ مَلائِكَةً يَطُوفُونَ فِي الطُّرُقِ، يَلْتَمِسُونَ أَهْلَ الذِّكْرِ، فَإِذَا وَجَدُوا قَوْمًا يَذْكُرُونَ اللَّهَ، تَنَادَوْا: هَلُمُّوا إِلَى حَاجَتِكُمْ» «الله متعال ملائکه هایی دارد که می گردند و کسانى که ذکر الله مى‌کنند را پیدا می نمایند، هرگاه جماعتى را دیدند که ذکر الله مى‌کنند این ملائکه همدیگر را صدا می زنند و مى‌گویند: بیایید آنچه که شما دنبالش می گردید اینجا هستند» و در آخر حديث می فرماید: «فَيَقُولُ اللَّهُ: فَأُشْهِدُكُمْ أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ، قَالَ: يَقُولُ مَلَكٌ مِنَ الْمَلائِكَةِ: فِيهِمْ فُلَانٌ لَيْسَ مِنْهُمْ، إِنَّمَا جَاءَ لِحَاجَةٍ، قَالَ: هُمُ الْجُلَسَاءُ لَا يَشْقَى بِهِمْ جَلِيسُهُمْ» «الله مى‌فرماید: اى ملائکه! من شما را شاهد و گواه قرار مى‌دهم که من از این جماعت گذشت کردم و ایشان را مورد عفو و مغفرت قرار دادم. فرمود: یکى از این ملائکه مى‌گوید: پروردگارا! فلان کس جزو کسانى نیست که ذکر مى‌کردند، بلکه براى کارى به میان آنان آمده بود، الله مى‌فرماید: آنان همه در یک مجلس با هم جمع شده‌اند کسى که رفیق و هم مجلس آنان باشد اهل شقاوت و دوزخ نخواهد بود» (ص 1230 برقم 6408، وصحيح مسلم ص 1230 برقم 2689).

عمر می گوید: «لولا ثلاث، ما أحببت العيش في هذه الحياة الدنيا: ظمأ الهواجر، ومكابدة الساعات من الليل، ومجالسة أقوام ينتقون أطايب الكلام، كما ينتقى أطايب التمر» «اگر به خاطر سه چیز نبود زندگی در این دنیا را دوست نداشتم: تشنگی در روزهای گرم (روزه داری)، رنج مشغول شدن ساعاتی از شب به عبادت، هم مجلسی کسانی که بهترین کلام را انتخاب می کنند به مانند غذا دهنده ای که بهترین خرما را انتخاب می کند.»

و چه بسا شخص هدایت یابد و از جمله کسانی گردد که بر نماز محافظت و مجالس بد را ترک کند و روی به دعوت می آورد؟! تمام اینها به فضل الله و سپس رفیق نیکو می باشد.

ترمذي در سننش از ابو سعيد رضي الله عنه روایت می کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «لَا تُصَاحِبْ إِلَّا مُؤْمِنًا، وَلَا يَاكُلْ طَعَامَكَ إِلَّا تَقِيٌّ» «جز با شخص مؤمن همنشین نشو و جز شخص پرهیزگار از غذایت نخورد». (ص 392 - 393، برقم 2395.).

خطابي می گوید: این تنها برای غذای مهمانی است نه غذای نیازمند و اینکه الله سبحان می فرماید: {وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا (8)} [الإنسان] «و غذا را با اینکه دوست دارند به مستمند و یتیم و اسیر می‌بخشند.» و معلوم و مشخص است که اسیرانشان کافرانی غیر از مؤمنان و پرهیزگاران هستند این دوری کردن از همنشینی از کسی است که تقوا ندارد ونهی از معاشرت و هم غذا شدن با اوست زیرا هم غذا شدن ، الفت و دوست داشتن را در قلب ها ایجاد می کند. (عون المعبود شرح سنن أبي داود 13/ 123).

و آثاری که از همنشینی بدکاران حاصل می شود بسیار است از جمله :

ابتدا: او دوست و همنشینش را از طاعت و عبادت به سمت معصیت و گناه می کشاند و عمل زشت را برایش زیبا جلوه می دهد.

بخاري ومسلم از سعيد ابن مسيب از پدرش روایت می‌کند: هنگامی که ابوطالب در حالت احتضار قرار گرفت رسول الله صلی الله علیه وسلم نزدش رفت دید که ابوجهل و عبدالله بن ابی امیه بن مغیره هم حضور دارند . رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «يَا عَمِّ قُلْ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، كَلِمَةً أَشْهَدُ لَكَ بِهَا عِنْدَ اللَّهِ» «ای عموی من بگو لا اله الا الله تا به وسیله آن نزد الله برایت شهادت دهم».

8 months, 2 weeks ago

خطبه سی و هفت: دوست و همنشین صالح و نیکوکار

الحمد للَّه، والصلاة والسلام على رسول الله، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهد أن محمدًا عبده ورسوله، وبعد:

انسان عادتاً دوست دارد با دیگران معاشرت کند و همنشینی داشته باشد که بر مصلحت هایش در دنیا و آخرتش او را کمک کند و مردم در دین و اخلاقشان با هم متفاوتند. از آنها کسانی بزرگوار هستند که همنشینی و دوستی با او سودمند و کسانی بدکار هستند که دوستی و معاشرتش ضررمند است. و همنشینی صالحان خیر و برکت در دنیا و آخرت را به همراه دارد.

الله متعال می فرماید: {الأَخِلاَّء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِين (67)} [الزخرف] «دوستان در آن روز، دشمن یكدیگرند؛ مگر پرهیزگاران.»

و نشست و برخواست با همنشینان بد حسرت و پشیمانی روز قیامت را به دنبال دارد.

الله متعال می فرماید: {وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَالَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً (27) يَاوَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَنًا خَلِيلاً (28) لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلإِنسَانِ خَذُولاً (29)} [الفرقان] «و روزی که ستمکار، دستانش را می‌گزد و می‌گوید: ای کاش من راهی با پیامبر برگزیده بودم! ای وای بر من! ای کاش فلان را به دوستی نمی‌گرفتم! بی‌تردید، پس از آنکه قرآن به من رسید، او مرا به گمراهی کشاند و شیطان همواره انسان را تنها وامی‌گذارد.»

بخاري ومسلم از ابو موسى اشعري رضي الله عنه روایت می کنند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «مَثَلُ الْجَلِيسِ الصَّالِحِ وَالسَّوْءِ: كَحَامِلِ الْمِسْكِ وَنَافِخِ الْكِيرِ؛ فَحَامِلُ الْمِسْكِ: إِمَّا أَنْ يُحْذِيَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَبْتَاعَ مِنْهُ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ مِنْهُ رِيحًا طَيِّبَةً؛ وَنَافِخُ الْكِيرِ: إِمَّا أَنْ يُحْرِقَ ثِيَابَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ رِيحًا خَبِيثَةً» «مثال همنشينِ نيک و همنشينِ بد، مانند دارنده ی مِشک و دمنده ی کوره ی آهنگر است. دارنده ی مشک، يا از آن به تو می بخشد و يا از او مِشک می خَری و يا بوی خوشی از او به تو می رسد؛ ولی دمنده ی کوره ی آهنگر، يا لباست را می سوزاند يا بوی بدی از او به تو می رسد» (ص 1091 برقم 5534، وصحيح مسلم ص 1055 برقم 2628).

ترمذي در سننش از ابو هريره رضي الله عنه روایت می کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «الرَّجُلُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ، فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِلُ» «هرکسی بر دين و آيين دوست خويش است؛ پس باید هريک از شما بنگرد با چه کسی دوستی و همنشينی دارد». (ص 390 برقم 2378، وحسنه الشيخ الألباني في السلسلة الصحيحة 1/ 633) برقم 927).

فرموده: «عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ»: یعنی بر خوی و خصلت و راه و روش دوستش هست.
فلينظر یعنی: بیاندیشد و فکر کند چه کسی را به دوستی می گیرد پس هرکس از دین و اخلاقش راضی است او را به دوست بگیرد و کسی که از او دوری نکند خلق و خوی او را می رباید. (عون المعبود شرح سنن أبي داود 13/ 123).

شاعر می گوید:

عَنِ المرْءِ لاَ تْسأَلْ وَسَلْ عَنْ قَرِينِهِ
فَكُلُّ قَرِينٍ بالمُقَارَنِ يَقْتَدِي

«از شخص نپرس بلکه بپرس دوست و همنشین او کیست چرا که دوستان از هم تأثیر می پذیرند»

و انسان از همنشین و دوستش تأثیر می پذیرد و روح ها صف های بهم پیوسته هستند.

بخاري ومسلم در صحيح شان از ابوهریره رضي الله عنه روایت می کنند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «الأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ، فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ، وَمَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ» «ارواح صف های به هم پیوسته هستند، آنهائی که با هم سنخیت دارند با یکدیگر مأنوس می شوند و الفت می گیرند، و آنهائی که سنخیتی ندارند با هم اختلاف می ورزند.» (ص 636 برقم 3336 تعليقًا، وصحيح مسلم ص 1057 برقم 2638 عن أبي هريرة).

منظور از مأنوس بودن یعنی اینکه الله او را بر آن از سعادت یا بدبختی در ابتدا آفریده است.

ارواح هر دو قسمت روبروی هم هستند هنگامی که جسم هایشان در دنیا با هم روبرو شوند انس و اختلافشان به اندازه آنچه است که بر آن آفریده شده اند نیکان به سوی نیکان و اشرار به سوی اشرار تمایل می یابند. (عون المعبود شرح سنن أبي داود 13/ 124).

از جمله ثمرات همنشینی با نیکوکاران عبارتند از:

ابتدا: یاری دادن بر طاعت و عبادت و دوری از معصیت و گناهان.

الله متعال می فرماید: {وَالْعَصْر (1) إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْر (2) إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر (3)} [العصر] «سوگند به عصر که انسان در زیان است مگر مؤمنان نیکوکاری که یکدیگر را به حق سفارش نموده‌اند و به شکیبایی توصیه کرده‌اند.»

دوم: شتاب بسوی نیکی ها و مسابقه در عبادت ها.

8 months, 3 weeks ago

ترمذي در سننش از كعب بن عجره رضي الله عنه روایت می کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «يَا كَعْبَ بْنَ عُجْرَةَ، إِنَّهُ لَا يَرْبُو لَحْمٌ نَبَتَ مِنْ سُحْتٍ، إِلَّا كَانَتِ النَّارُ أَوْلَى بِهِ» «ای کعب بن عجره! گوشتی از خوراك حرام نمی روید، مگر اینکه آتش به او سزاوارتر است» (قطعة من حديث ص 121 برقم 614، وصححه الشيخ الألباني رحمه الله في صحيح سنن الترمذي (1/ 189) برقم 501).

بخاري در صحيحش روایت می کند که برده ای که به او مدعم گفته می شد همراه پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم بود و در غزوه خيبر شهید شد؛ تیر ناشناخته ای به او اصابت کرد. صحابه گفتند : شهادت مبارکش باشد! پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «كَلَّا وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، إِنَّ الشَّمْلَةَ الَّتِي أَخَذَهَا يَوْمَ خَيْبَرَ مِنَ الْمَغَانِمِ، لَمْ تُصِبْهَا الْمَقَاسِمُ، لَتَشْتَعِلُ عَلَيْهِ نَارًا» «هرگز قسم به آن کسی که جانم در دست اوست آن جامه‌ای که روز خیبر از غنیمت‌ها برداشت در حالی که هنوز غنایم تقسیم نشده بود، بر تنش آتش خواهد گرفت و شعله‌ور خواهد شد!» (قطعة من حديث ص 1279 برقم 6707).

این جامه، عبایی بود که قیمت آن چند درهم بود با این وصف دارنده آن را از مجازات خوردن مال حرام حفظ ننمود. (انظر: الأسهم المختلطة/ للشيخ صالح التميمي حفظه اللَّه).

اللَّهم اكفنا بحلالك عن حرامك، وأغننا بفضلك عمن سواك

«يا الله، ما را با حلال خود از آنچه حرام کرده ای، کفايت بفرما و به فضل خويش ما را از غير خود بی نياز بگردان».

وسبحانك اللَّهم وبحمدك، أشهد أن لا إله إلا أنت، أستغفرك وأتوب إليك.

?@mawaaez

8 months, 3 weeks ago

و از آنچه در این روزها مشاهده می شود: همراهی بسیاری از مردم بر سهام های شبهه دار و حرام می باشد و این مصداق فرموده پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم در حدیث است که بخاری در صحیحش از ابو هریره رضي الله عنه روایت می کند: «لَيَاتِيَنَّ عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ، لَا يُبَالِي الْمَرْءُ بِمَا أَخَذَ المَالَ: أَمِن حَلَالٍ أَمْ مِنْ حَرَامٍ؟!» «بر مردم زمانی می آید که شخص اهمیت نمی دهد مالی که بدست آورده حلال است یا حرام؟!» (ص 393 برقم 2083).

ترمذي در سننش از كعب بن عياض رضي الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «إِنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ فِتْنَةً، وَفِتْنَةُ أُمَّتِي الْمَالُ» «هر امتی فتنه و آزمایشی دارد و آزمون امت من مال و دارایی است.» (ص 385 برقم 2336، وقال الترمذي: هذا حديث حسن صحيح غريب).

و این شركت ها به سه بخش تقسیم می شوند:

ابتدا: شركت هایی که تجارتشان بر اساس کارهای مباح است و دنبال بهره برداری حرام نیستند بلکه به صنعت و تجارت مشغول هستند تفاوتی ندارد تجارت اموال منقول، غیرمنقول یا زراعی باشد و داد و ستد حرام نباشد؛ نه قرض ربوی می گیرند و نه قرض ربوی می دهند و پولشان را در بانک ها جهت گرفتن سود نمی گذارند و سود عایدی را در حرام بکار نمی گیرند پس این اصل جایز است.

دوم: شركت هایی که تجارتشان بر حرام می باشد: مانند بانک های ربوی، صنایع الکلی، آلات موسیقی یا تجارت خوک به شیوه ای که اصل کارشان حرام است این بخش از شرکت ها مسلمانان در حرام بودنش اختلافی ندارند. در تصمیم مجمع فقهی اسلامی آمده: اختلافی در حرام بودن سهام این شرکت ها مانند معامله ربوی، فرآورده های حرام یا تجارت کردن آنها که هدف اساسی آن بر پایه حرام است نمی باشد. (في دورته الرابعة المنعقدة بمكة المكرمة، والتي بدأت في 20/ 8/1415هـ.).

سوم: شركت هایی که تجارتشان مشروع است و بهره برداری شان از چیزهای مباح است: مانند صنعت آهن، ورق ، زیتون، حمل و نقل و تجارت زمین های اراضی و ... جز اینکه گاهی معامله حرام می کنند مانند گذاشتن پول در بانک ها و گرفتن سود از آنها یا با ضمانت اصل مالش قرض ربوی می دهند یا دریافت می کنند پس این سود با سود سهامش را تضمین می‌کند و این شرکت ها که میان مردم به اسم سهامی مختلط مشهور هستند یعنی حلال و حرام در آن آمیخته است در این باره میان علما اختلاف است کسانی از آنها قائل به جایز بودن بر اساس ضوابط معین و مشخص هستند و کسانی قائل به حرام بودن هستند و این گفتار غالب علما می باشد.

از هیئت دائمی فتوا در باره سهام شرکت های مختلط سؤال شد که اساس کارش تولید، خدمات یا تجارت و ... است اما در مخالفت های شرعی افتاده است: مانند این که وجوه مازادش را در بانکها می گذارد یا از بانک ها وام می گیرد و مخالفت های دیگری که انجام می دهد؛ هیئت فتوا حکم به حرام بودن آن می دهد: به دلیل عموم ادله از قرآن و سنت در باره حرام بودن ربا. الله متعال می فرماید: {وَأَحَلَّ اللهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا} [البقرة: 275] «در حالی که الله، داد و ستد را حلال و ربا را حرام نموده است» و می فرماید: {وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُوا عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ} [المائدة: 2] «و در نیكوكارى و پرهیزگاری به یكدیگر یاری رسانید و در گناه و تجاوز دستیار هم نشوید» و سایر دلایل که در این باره وجود دارد. (فتاوى اللجنة الدائمة 13/ 408 رقم 8715).

بر مسلمان واجب است که خود را بپرهیزد و از شبهات دوری کند.

بخاري ومسلم از نعمان بن بشير رضي الله عنهما روایت می کنند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «إِنَّ الْحَلَالَ بَيِّنٌ وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَهُمَا مُشْتَبِهَاتٌ لَا يَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ: كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ، أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، أَلَا وَإِنَّ حِمَى اللَّهِ مَحَارِمُهُ» «حلال مشخص است، و آنچه كه حرام است نیز واضح است، و در میان آنها امور شبهه داری وجود دارد كه بسيارى از مردم از آن بى خبرند، پس هر كسى از آنها دورى جست خود را از گناه در دين و ناموس خود محفوظ كرده است، و هر كسى مرتكب اين موارد شد، مرتكب حرام شده است، مانند: چوپانى كه در محدوده علف زارى (حيوانات) خود را مى چراند، و هر لحظه امكان دارد در داخل آن علف زار بچرند، بدانيد هر پادشاهى محدوده ى حمايت شده اى دارد، و محدوده ى حمايت شده ی الهى محرمات او هستند». (ص 388 برقم 2051، وصحيح مسلم ص 651 برقم 1599 - واللفظ له -).

8 months, 3 weeks ago

خطبه سی و شش: حكم سهام مختلط

الحمد للَّه، والصلاة والسلام على رسول الله، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهد أن محمدًا عبده ورسوله، وبعد:

بخاري ومسلم در صحيح شان از ابوسعید خدری رضي الله عنه روایت می کنند: رسول الله صلى الله عليه وسلم بر منبر نشست و ما نيز پيرامونش نشستيم. فرمود: «إِنَّ مِمَّا أَخَافُ عَلَيْكُمْ بَعْدِي، مَا يُفْتَحُ عَلَيْكُمْ مِنْ زَهْرَةِ الدُّنْيَا وَزِينَتِهَا» «از جمله مواردی که در مورد آنها بر شما می ترسم، اين است که پس از من دروازه های زرق و برق دنيا و زینت های آن بر شما گشوده شود» مردي گفت:يا رسول الله! مگر خير باعث شر مي شود؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم سكوت كرد وجوابي نداد. به او گفتند: چرا چیزى از پیامبر مى‌پرسى که به تو جواب ندهد؟ از آثار چهره رسول الله صلى الله عليه وسلم متوجه شديم كه بر ايشان، وحي نازل مي شود. آنگاه، رسول الله صلى الله عليه وسلم عرق هاي پیشانی اش را پاك نموده، فرمود: سؤال کننده كجاست؟ گويا از سؤال او خوشنود بود و بعد فرمود: «إِنَّهُ لَا يَاتِي الْخَيْرُ بِالشَّرِّ، وَإِنَّ مِمَّا يُنْبِتُ الرَّبِيعُ يَقْتُلُ أَوْ يُلِمُّ، إِلا آكِلَةَ الْخَضِرِ، فَإِنَّهَا أَكَلَتْ، حَتَّى إِذَا امْتَلأَتْ خَاصِرَتَاهَا، اسْتَقْبَلَتْ عَيْنَ الشَّمْسِ، فَثَلَطَتْ، وَبَالَتْ، ثُمَّ رَتَعَتْ؛ وَإِنَّ هَذَا الْمَالَ خَضِرٌ حُلْوٌ، وَنِعْمَ صَاحِبُ الْمُسْلِمِ هُوَ: لِمَنْ أَعْطَى مِنْهُ الْمِسْكِينَ، وَالْيَتِيمَ، وَابْنَ السَّبِيلِ (أَوْ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وسلَّم)؛ وَإِنَّهُ مَنْ يَاخُذُهُ بِغَيْرِ حَقِّهِ، كَانَ كَالَّذِي يَاكُلُ وَلَا يَشْبَعُ، وَيَكُونُ عَلَيْهِ شَهِيدًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ» «بعضى از گیاهان که در کنار جویبارها مى‌رویند (به علت خاصیت نفخ موجب مى‌شوند) که حیوان‌هاى پرخور را به هلاکت برساند، یا آن‌ها را به مرگ نزدیک نماید، مگر حیوان‌هایى که از گیاه‌هاى سبز (که خاصیت نفخ ندارند) و به اندازه نیاز مى‌خورند تا سیر مى‌شوند، سپس رو به خورشید مى‌ایستند به استراحت و نشخوار و تخلیه معده مى‌پردازند و مجدداً به چراگاه بر مى‌گردند. متاع و ثروت دنیا میوه‌اى است که رنگش زیبا و طعم آن شیرین است، بهترین مال و ثروت انسان مسلمان آن است که قسمتى از آن به فقیر ، یتیم و غریب داده شود یا اینکه فرمود: کسى که کالای دنیا را بدون اداى حق آن در دست دارد، مانند کسى است که مرض پرخورى دارد هرچه مى‌خورد سیر نمى‌شود، و این کالا در قیامت علیه صاحبش شهادت مى‌دهد». (صحيح مسلم ص 403 برقم 1052، وصحيح البخاري ص 1234 برقم 6427.).

حافظ ابن رجب می فرماید: این مانند کسی است که دنیا را با اشتهای غیر قابل وصف و سیری ناپذیر می گیرد به گونه ای که آرامشی ندارد نه به کم آن قانع و نه از بسیاری آن سیر می‌شود به حلال و حرام اهمیت نمی دهد بلکه حلال نزد او آنچه است که بدست آورد و بر آن سیطره یابد و حرام نزدش آنچه است که از آن منع شود و از انجامش ناتوان باشد. او در اموال الله و رسولش در آنچه نفسش بخواهد فرو رفته است و در روز قیامت جز آتش در انتظارش نیست. این هشداری است برای کسی که در مال حرام از ربا، خوردن مال یتیم ، مال غصب شده، دزدی، خیانت در معامله و چیزهای دیگر فرو رفته باشد . پس تمام این اموال و آنچه به آن شبیه است و با آن در دنیا به خانواده اش داده و از آن لذت برده اند و به لذت های دنیا و شهوت های آن مشغول شده اند بعد از مردنشان تغییر می یابد و تکه سنگی از تکه های جهنم می شود که در شکمشان می گذارند به تبع آن لذتش نیز باقی نمی ماند.

شاعر می گوید:

تَفْنَى اللَّذاذَةُُ ممَّن نَالَ لَذَّتَهَا
مِنَ الحَرامِ وَيَبْقَى الإِثْمُ والعَارُ

«خوشی هایى که از حرام فراهم مى‏ شود از میان مى‏ رود و گناه و ننگ باقى مى‏ ماند.»

تَبقَى عَواقِبُ سُوءٍ من مَغَبَّتِها
لاَ خَيْرَ فِي لَذَّةٍ مِن بَعْدِها النارُ

«با از میان رفتن آن، سرانجام ناپسند برایش باقى مى ‏ماند و در لذتى که پس از آن آتش باشد، خیرى نیست».

بدین خاطر پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم کسی که دنیا را به ناحق می گیرد و در غیر حق خود قرار می دهد به چهار پایانی تشبیه می کند که از گیاهان کنار جویبارها تغذیه می کند تا این که شکمش را از خوردن آن پر می کند پس یا او را می کشد یا نزدیک است بکشد پس کسی که دنیا را به ناحق می گیرد و در غیر شیوه خود قرار می دهد آن (دنیا) او را با میراندن دین و قلبش می کشد و هرکس بر این حالت بدون توبه و اصلاح حال و وضعش بمیرد با چنین عملی مستحق آتش است. (لطائف المعارف ص 531). اهـ.

9 months ago

او هم در جواب می‌گفت: مرا با پروردگارم تنها بگذار، مگر بر من نگهبان قرار داده شده‌ای؟ گفت: به الله سوگند! الله تو را نمی‌بخشد. یا الله تو را وارد بهشت نمی‌کند؛ الله جان آن‌ها را گرفت و نزد پروردگار جهانیان گرد آمدند؛ الله به فرد عابد گفت: آیا تو نسبت به خواست من آگاه بودی؟ یا بر آنچه در دست من است، توانا بودی؟ و به فرد گناهکار فرمود: برو به واسطه‌ی رحمتم وارد بهشت شو و نسبت به دیگری فرمود: او را به آتش ببرید».

ابوهریره گفت: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، چنین فردی چیزی گفت که آن کلمه، دنیا و آخرتش را از بین برد». (ص532 برقم 4901، وصححه الشيخ الألباني رحمه الله في صحيح سنن أبي داود (3/ 926) برقم 4097) (انظر شرح العقيدة الطحاوية ص367 - 371).

والحمد للَّه رب العالمين، وصلى الله وسلم على نبينا محمد، وعلى آله وصحبه أجمعين.

?@mawaaez

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 9 months, 1 week ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 11 months, 3 weeks ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 7 months, 3 weeks ago