?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 3 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 6 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 2 months ago
نمیدونیم مردهایم یا زنده. نمیدونیم الان این زندگی قبل از مرگمونه یا بعدش.
هرچند... چه فرقی داره؟ ماها قبل مرگمونم زندگی نمیکنیم.
غریبگور
میلاد دارابی
نشر سیب سرخ
پسرم که رفته جبهه... اون یکی پسرم را که از کار بیکار کردن یعنی کارخانهشان تعطیل شد... خودمم که علافم. نه کاری هست و نه کاسبی... پول و پلهای ندارم که دست زن و بچههام را بگیرم و از ئی خرابشده برم بیرون... پس باید بمونم و با ترکش خمپاره مثل گوشت قربانی آش و لاش شم... میگی غر میزنی!... غر نزنم چه کنم؟... خیال نکنی که میترسم... نه.... ئی حرفها نیس... اوس یعقوب از ئی چیزا نمیترسه... اصلا چیزی ندارم که بترسم... حتی یه وجب زمین ندارم که روش دراز بکشم و بمیرم... اما دلم میسوزه... دلم میسوزه که روزای خوشی کلهگنده ها میخورن و میچاپن و سنگ وطن به سینه میزنن اما حالا که وقتشه سگ و گربهشونو هم ورداشتن و رفتن... انوقت میگی چرا غر میزنی...
زمین سوخته
احمد محمود
با اعلام آزادی کارگران فقط به ریش آنها خندیده بودند بله، آزاد بودند که از گرسنگی بمیرند و از این آزادی خوب استفاده میکردند. رأی دادن به گردنکلفتهایی که وقتی انتخاب شدند شکم گنده میکردند و اعتنایی به وضع بیچارگان نداشتند نانی به سفره خالی آنها نیاورده بود. این وضع باید هر جور شده عوض شود... خواه با مسالمت، از راه قوانین و تفاهم و دوستی یا با خشونت و آتش زدن همه چیز و پاره کردن یکدیگر. اگر پیرها چنین روزی را نبینند بچهها حتما شاهد آن خواهند بود. زیرا این قرن ممکن نیست بیانقلاب تمام شود.
ژرمینال
امیل زولا
سروش حبیبی
کاش یه گله سگ زندهیاب ول کنن تو شهر ببینیم چند نفرمون زندهایم چند نفرمون مردیم.
غریبگور
میلاد دارابی
نشر سیب سرخ
مدتها بود که سیسالگی را پشت سر گذاشته بودیم. سیسالگیِ ما به سواحل گذشته میلغزید، به این سواحل بیترحم و اندکی آمیخته به افسوس. حتی به زحمتش هم نمیارزید که سر برگردانی و به این ساحلها نگاه دوباره بیندازی. با پیر شدن چیز زیادی را از دست نداده بودیم. آخر کار گفتم: «آدم باید خیلی ذلیل باشد که افسوس سال بهخصوصی از عمرش را بخورد...! ماها میتوانیم با رضایت خاطر پیر بشویم! مگر دیروز آش دهنسوزی بود؟ یا مثلاً پارسال؟... عقیدهات غیر از این است؟... افسوس چه را بخوریم؟... ها؟ جوانی؟... ماها هرگز جوان نبودیم!...»
سفر به انتهای شب
لویی فردینان سلین
ترجمۀ فرهاد غبرایی
اگر دیگر پای رفتنمان نیست،
باری
قلعهبانان
این حجت با ما تمام کردهاند
که اگر می خواهید در این دیار اقامت گزینید
میباید با ابلیس
قراری ببندید!
احمد شاملو
ما دو خط بودیم
همیشه موازی
همیشه موازی
در حالیکه نمیدانستیم
خط دایرهایست
به شعاع بینهایت
امشب چشمانت را به من بده
تا با آتش آن
سیگاری روشن کنم
امشب چشمانت را به من بده
امشب چشمان موربت را به من بده
چرا که انتظار باران
باران را به تأخیر میاندازد
کیومرث منشیزاده
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 3 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 6 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 2 months ago