?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
⚫ مُجتهدِ پهلوان⚫
امروز در شهر ما، حاجآقا سید مرتضی مستجابی به خاک سپرده شد؛
اینکه دیندان* بود و دستار بر سر، موجب نشود که دربارهاش پیشداوری کنیم. او از خاندان ریشهدار و پرستاره سادات صدر (صدرعاملی، صدر جبلعاملی) بود، همخاندان با سیدموسی صدر، و دوست و همنشین و همفکر با او. از نهضت ملی شدن نفت، در شمار آزادیخواهان و ایران دوستان بود. دنیا دیده بود و زبان امروزه را میدانست.
آخوندی که در گود زورخانه میچرخید، خانه پدریش را در خیابان فروغی اصفهان، نهاد خیریه کرد؛ همکف درمانگاه و طبقه اول کتابخانه. از او دادودهش دیده بودند و دستِ بگیر نه!
درِ خانهاش باز بود، برای آن زن و شوهر جوان که برای آغاز زندگیشان دعای خیر کند، و برای پدرومادری که بر گوش نوزادشان اذان بگوید، برای کارگری که کار نیافته یا فرزندی که بیماری پدر نگرانش کرده، یا آنکه عزیزش به بند افتاده...
استاندار اصفهان نزدش آمد، از او چه خواست؟! انحصار یا امتیاز؟! نه، چشمانش پر اشک شد و ناله کرد: زاینده رودِ خشک؟! اصفهان نگین ایران است، ایران نگین جهان است!
سید و دستار بر سر و سالخورده باشی و دست برای بوسیده شدن دراز نکنی؟! با هر کسی که به خانهات میآید بگویی و بخندی تا اندوه دلش سبک شود؟! کوچکتر از توست، به سن و سال نواده تو، و بر او بزرگی نفروشی؟!
میتوانست برترین و بالاترین مقامها و مناصب استانی و کشوری را بگیرد، میتوانست میان خودش و مردمش میله بکشد و محافظ بگمارد، میتوانست خدایگان باشد و جدایگان! ولی او چنین نخواست! او میخواست خاطره حاج رحیم ارباب در اصفهان از میان نرود، مردم به چشم ببیند یک نفر میتواند آیةالله، فقیه، ملیگرا، ایراندوست، پهلوان زورخانه، دست به خیر، و تا آخر عمر، میان مردم باشد، نه بالاتر از آنان. بر صدر ننشیند، بلکه به سینه درآید و بر قلب نشیند!
به خاکش سپردیم با زنگ زورخانه، آمده بودند صوفیها، روحانیان، کارگران و کارمندان، معلمان و اساتید، و نظامیان، برخی بی سلاح و حکماً برای تشییع جنازه، برخی هم با سلاح جنگی و باتوم! نمیدانم برای چه؟!!
سید مرتضی مستجابی نمونهای از عالمان مومن و پرهیزگار بود که زرق و برق فرمانفرمایی و نامداری و مالاندوزی چشم و دل و دینش را نبرد، با مردم زیست و در میان مردم جان سپرد و به دست مردم به خاک سپرده شد.
دیندان: دانا به دین، روحانی، آخوند.
محمد سلطانی رنانی
سر نوشت
https://t.me/soltanirenani600
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
ارتحال عالم جلیل القدر مجاهد بزرگ حضرت آیت الله سید مرتضی مستجاب الدعواتی رضوان الله تعالی علیه به حق ثلمه ای بود بر جهان تشیع۰
این ضایعه بزرگ را به پیشگاه حضرت بقیه الله الاعظم حجة ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف، حوزه علمیه اصفهان، علاقمندان و ارادتمندان ایشان خاندان شریف و داغدار مستجاب الدعواتی تسلیت گفته و از پیشگاه با عظمت حضرت حق برای آن مرد بزرگ غفران الهی وحشر با اجداد طاهرینش و برای بازماندگان و دوستان ایشان صبر و اجر مسئلت مینمائیم ۰
والسلام علی عباد الله الصالحین
دوم اسفند ماه سال ١۴٠٣
انجمن محققان و مدرسان روحانی اصفهان
https://t.me/anjomanmri1393
*✅ آیتالله سید محمد دستغیب: روی قانون حجاب خط قرمز بکشید!*
بسمه تعالی
اخیراً اعضای مجلس شورای اسلامی قانونی برای حجاب تصویب کردهاند. بنده این قانون را مطالعه کردم. به نظر میرسد برای مبارزه با یک منکر باید ریشههای آنرا از بین برد نه آنکه شاخ و برگ آنرا برید. اگر مسئولین امر مشکلات جامعه ناشی از فقر و فساد و … را حل کنند، قطعاً مردم ما بهخصوص جوانان با دل و جان از اسلام و احکام نورانی آن استقبال میکنند و ریشه منکرات در جامعه کنده میشود.
اگر مردم و آقایانِ فقها تا به حال دقت کنند، برای افرادی که در جامعه خلافی مرتکب شوند که نیاز به تعزیر داشته باشد، در ابواب مختلف فقه (از جمله حدود و تعزیرات و…) درباره آن گفته شده است. مثلا در مورد بیحجابی، اگر از فقیهی پرسیده شود که چه کار باید کرد ابتدا میفرمایند که باید به ایشان تذکر داده شده و بگویند حجاب خود را رعایت کنید، یا چادر به سر کنید و یا موهایتان پیدا نباشد و یا لباس تنگ نپوشید. اگر شخص اعتنا نکرد باید دوباره تذکر به ایشان داده شود و مؤمنین در این نهی از منکر مشارکت کنند و چندین بار تذکر داده شود. چنانچه باز هم قبول نکرد، اگر این خلاف مخلّ در اجتماع باشد، فقیه اگر لازم بداند (مثلا بداند که بدتر نمیشود) تعزیر میکند. این هم منحصر به بدحجابی زنان نیست بلکه هر گناهی که در جامعه علنی باشد این حکم در آن جاری میشود. البته تعزیر هم فقط تازیانه نیست، ابتدا باید مقدماتی رعایت شود و در آخر نوبت به تازیانه میرسد.
حال درباره این قانون حجاب (که تبصرههای زیاد و سختی در آن گذاشتهاند) به نظر میرسد که مشکل را حل نمیکند و همچنین از نظر بنده خلاف شرع است و پول گرفتن بیخود از افراد خاطی هیچ وجه شرعی ندارد. لذا به نظر میرسد آقایان نمایندگان که این قانون را نوشتند از ایشان خواهش میشود روی این قانون خط قرمزی بکشند زیرا به هیچ وجه قابل ملاحظه و تصحیح نیست و شرعیت ندارد. بایستی خط قرمز روی همه این قانون بکشند. بالاخره آقایان فقها هستند و میتوان از ایشان سؤال پرسید که این قوانین در کجای روایات است؟ و کدامیک از فقها چنین چیزی را تأیید میکند که از قرآن و روایات است؟
نتیجه این است که امثال این قوانین فقط ناراحتیِ بیشتر در اجتماع ایجاد میکند. و چنانچه میدانید اگر قانونی با الزامِ مردم به یک حکم شرعی به شیوهای خشونتبار موجب بیزاری از اصل دین شود طبق قاعده حرمت تنفیر، این قانون خلاف شرع مقدس اسلام است و نتیجه عکس میدهد. همچنانکه بعضی دیگر از مراجع معظم تقلید معتقدند حجاب اجباری امری نشدنی است؛ و با اجبار، وضعِ حجاب در جامعه اصلاح نمیشود.
فرض کنید خانوادهای است که یکی از دخترانشان بیحجاب است؛ با اجرای این قانون ممکن است نتیجه بدتر شده و بقیه اعضای خانواده نیز به حجاب بدبین شوند! پس آقایان باید این قانون را کلاً حذف کنند.
مخصوصا پول گرفتن از افراد خاطی را کنار بگذارید! ما در ایران اینهمه معدن و… داریم. هرکدام از آقایان هم ماهیانه حقوق بالایی دارند. چه اشکالی دارد که به جای پول گرفتن، مردم را تشویق به حجاب کنید؟ بگویید هرکس باحجاب شد ماهیانه مبلغی به او میدهیم. برای هرکسی که چادر سر کرد جایزهای تعیین کنید و از درآمدهای این مملکت به آنها بدهید!
خلاصه، این راه درستی نیست و با این وضعیتی که در اجتماع و در دنیا هست، این قانونهای سفت و سخت باعث خندیدن مردم دنیا به ما میشود.
خدایا به حق محمد و آل محمد همه ما را به تکلیف خودمان آشنا کن که باید چطور زندگی کنیم و چطور صحبت کنیم. در هر پست و مقامی که هستیم بفهمیم چطور رفتار کنیم تا در این دشواریها قرار نگیریم.
منبع: جماران
https://t.me/anjomanmri1393
اطلاعیه انجمن محققان و مدرسان روحانی اصفهان، در مورد قانون موسوم به حجاب و عفاف
به نام خدای مهرگستر
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ (اعراف، ۱۹۹)
با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکیها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان.
مشروعیت و قوام هر نوع حکمرانی به قوانین آن و تبعیت مردم از آن قوانین است. قانون خوب استحکام نظام را بیشتر، همبستگی اجتماع را افزونتر و مشروعیت آن را گسترده تر خواهد ساخت. قانون نامطلوب باعث تزلزل نظام، گسست اجتماعی و ملی گشته، مشروعیت حکمرانی را متزلزل خواهد کرد. قانون موسوم به حجاب و عفاف که قرار است در بدترین شرایط به اجرا درآید از مصادیق قانون بد، ناعادلانه و غیر قابل اجراست.
این قانون که برآمده از مصوبه یک کمیسیون است نه صحن علنی مجلس، نه تنها باعث استحکام نظام و همبستگی اجتماعی نخواهد شد و مشکلی را از جامعه حل نخواهد کرد، احیاناً موجبات گسست بیشتر مردم با نظام از یک سو، ایجاد تنش و بداخلاقی در جامعه و تنفیر و گریز مردم از دین از سوی ديگر خواهد شد و امنیت، اعتماد عمومی، همبستگی اجتماعی و آرامش جامعه را بیش از پیش به خطر خواهد انداخت و اختیار و حقوق غیر قابل انکار آنان را سلب میکند.
انجمن محققان و مدرسان روحانی اصفهان، در عین تاکید بر شرعی بودن حجاب، معتقد است در این خصوص دین، فرهنگ، اخلاق و ارزشهای اجتماعی را باید برای مردم تشریح کرد و نمیتوان با خشونت و به زور قانون، جریمه و حبس نهادینه ساخت و آنچه که به جبر شکل گرفته است را عفاف نامید. وجاهت و عقلانیت باید پشتوانه اجرای قانون باشد که این قانون در شرایط کنونی وجاهت مردمی و عقلانیت اجرایی لازم را دارا نیست و قبل از اجرای هر قانونی باید فرهنگ پذیرش آن فراهم شود. ما اجرای این قانون را نه به مصلحت کشور و نه به مصلحت اسلام دانسته و خواهان ارجاع آن به شورایی از کارشناسان با صلاحیت جهت تشخیص مصلحت اجرای آن هستیم.
انجمن محققان و مدرسان روحانی اصفهان
1403/09/16
https://t.me/anjomanmri1393
? نقدی کوتاه در نقد دکتر سروش بر بسط فقه
ارکان اصلی نقد استاد محترم جناب آقای دکتر سروش با فقیه محترم جناب آقای علیدوست، بنا بر جمعبندی خود ایشان از سه جلسه گفتگو را میتوان در سه محور خلاصه کرد:
اول- اینکه «فقه را بسط بینهایت دهیم اندیشهای به غایت ناسنجیده است، چون هر علمی و هر موجودی ظرفیت و قابلیت بسط محدودی دارد و بسطپذیری نامحدود فقه، مطلقاً بر هیچ دلیلی استوار نیست.»
دوم- «مورخان علم گفتهاند که ظهور الکتریسیته در تاریخ، حاصل کشف استعدادهای نهفته در شمع و چراغ نبود بل برآمده از گسستی تاریخی بود.» نتیجه اینکه «جامعه جدید به هیچ وجه بسط جامعه کهن و قبایلی عرب نیست تا فقهش در خور آن باشد بل نیازمند گیتی اساسی و بنیان حقوقی تازهیی است تا مشکلاتش حل شود.»
سوم- «بسط آن هم عملاً جز عقب نشینی در مقابل عرف جدید جوامع نیست.» پس «چاره در قبض فقه است به حکم ضعف ذاتی فقه و به حکم بسط ناپذیری آن و به حکم آیه ۱۰۱ سوره مائدة: «لا تسألوا عنْ أَشْيَاء إِنْ تُبْدَ لَكُم تَسُؤْكُمْ»
نقد ادعای اول: جناب دکتر، چنانکه خود فرمودهاید: بسط بینهایت یک علم به غایت ناسنجیده است. چون هر علمی و هر موجودی ظرفیت و قابلیت بسط محدودی دارد و بسط پذیری نامحدود فقه مطلقاً بر هیچ دلیلی استوار نیست ولی هیچ فقیهی چنین ادعایی نکرده است که قصد بسط بینهایت فقه را دارد، اصولا مگر چنین چیزی ممکن است. علم فقه نیز چون دیگر علوم تعریف خاص و چهارچوب خاص دارد و اگر بخواهد بسط و تحول پیدا کند باید در همان حیطه و چهار چوب بسط پیدا کند. ادعاهای گزاف از جانب هر دانشمندی در هر دانشی محتمل است ولی چنین ادعاها، حدسهایی است که دیر یا زود توسط اهل علم رسوا و ابطال میشود.
نقد ادعای دوم: فیلسوفان علم، در مورد تحول علم سخنان متعددی گفتهاند نظریه انباشتگی قدما، حدس و ابطال پوپر و نظریه سوم که آقای دکتر سروش بر اساس آن استدلال کردهاند نظریه امثال کوهن و فایرآبند است که معتقد هستند که تحول علم آن هم «نادراً» برآمده از گسستی تاریخی، انقلاب یا جهش در سنت یک علم است. بله نتیجه نظریه امثال کوهن همین است که «جامعه جدید به هیچ وجه بسط جامعه کهن و قبایلی عرب نیست تا فقهش در خور آن باشد بل نیازمند گسستی اساسی و بنیان حقوقی تازه یی است تا مشکلاتش حل شود.» ناقدان نظریه فوق معتقد هستند که گسست انقلابی در علم قابل اثبات تاریخی نیست، آنچه از تاریخ علم برمیآید این است که علم همچون یک کشتی است که هر روز بخشی از آن تعمیر و بعضاً تعویض میشود به طوری که در مقایسه بین گذشته دور و حال انسان احساس میکند که کشتی موجود هیچ شباهتی به کشتی قدیم ندارد.
آقای دکتر سروش به خوبی واقف هستند که بسط و تحول در یک علم آن را از آن علم بودن خارج نمیکند، همانگونه که تحول در فیزیک، ریاضی، پزشکی، فلسفه و معرفتشناسی و غیره آنها را از فیزیک، ریاضی، پزشکی، فلسفه و معرفتشناسی بودن خارج نساخت. این قاعده علمی بر علم فقه هم جاری است و تحول آن، آن را از علم فقه بودن خارج نمیکند. معرفت شناسی تحول یافته هم معرفت شناسی است چنانکه فقه تحول یافته هم فقه است. با وجودی که هیچ مرز تاریخی دقیقی نمیتوان برای تفکیک به دست داد ولی برای سهولت آن را به جدید و قدیم تقسیم میکنند
نقد ادعای سوم: چنانکه ملاحظه شد در این ادعا آقای دکتر سروش به سه دلیل، علم فقه را بسط ناپذیر و چاره کار را در فتوا به قبض فقه دادهاند: اولا به دلیل «ضعف ذاتی فقه و به حکمِ بسط ناپذیری آن»، ثانیاً به این دلیل که «بسط فقه عملاً عقب نشینی در مقابل عرف جدید جوامع است، ثالثاً به دلیل آیه «لا تسألوا عنْ أَشْيَاء إِنْ تُبْدَ لَكُم تَسُؤْكُمْ» که مومنان را از بسط فقه منع کرده است.
نقد دلیل اول: ایشان معتقد هستند که فقه معرفتی بسط ناپذیر است چون از ضعف ذاتی رنج میبرد. تفاوت بین علم و شبهعلم و اسطوره در این است که علم ﻗﺎﺑﻞ نقد است. فقه ادعای علم بودن و قابل نقد بودن دارد. فقها چون به لحاظ نظری خود را مخطئه و جایز الخطا میدانند، معتقد به شبهعلم یا اسطوره بودن دانش خود نیستند. بر همین اساس فقها امکان کسب حقیقت را روا ولی کسب یقین و جزمیت را ناروا میدانند. بنابراین اگر سخن از یقین میگویند بنا بر نظریه مخطئه خود، مدعی یقین روانشناختی است. بنابراین اگر فقه، علم است و علم هم قابل بسط و تحول و قابل نقد است به چه دلیل ضعف ذاتی دارد و قابل تحول نیست؟ تحول در علوم به دلخواه، توصیه و دستور کسی اتفاق نمیافتد.
دعوت انجمن محققان و مدرسان روحانی اصفهان، برای دور دوم انتخابات در رای به دکتر مسعود پزشکیان
به نام خدای مهر گستر
دور اول انتخابات ریاست جمهوری با نتایجی شگفتانگیز به پایان رسید و انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم کشید. خودداری از مشارکت اکثریت شصت درصدی مردم که به دلایل متفاوت از صندوق رای ناامید شدهاند و چهل درصد مشارکتی که نتیجه آن در کنار تحریم انتخابات، بیش از هرچیز حاکی از مطالبه تغییر در رویکردهایی است که ایران را در شرایط فعلی گرفتار کرده است.
آنان که هنوز امیدوار به تاثیر رای خود هستند، با نیروی باقیماندهشان فریاد زدند که خواهان افزایش مدارا در سیاستهای داخلی، تخصصگرایی، عدالت ورزی، رفع تحریم و تعامل با جهان هستند. آنان درمقابل جریانی قرارگرفتهاند که خود را امتداد دولت قبل میدانند و کارنامهشان نشان میدهد تنها افزایش انسداد در سیاستهای داخلی و خارجی، قبیلهگرایی، خالصسازی و توهمِ رسیدن به قله بدون نیاز به ایجاد تعامل سازنده با داخل و خارج از کشور را دربرنامه کار خود دارند. اقلیتی که با دامن زدن به دوگانگیهای اجتماعی، خود را در سمت «درست» و دیگران را «نادرست» تعریف میکنند و ابایی از «پسماند» خواندن اکثریت ملت ایران ندارند. اینان از در اقلیت بودن خود هم حماسه میسازند که «حق تنهاست» و با دادن نسبتهای ناروا به رقیب، رویکردهای افراطی خود را نماینده دین واقعی معرفی میکنند و عملا دینستیزی را تقویت میکنند.
دلسوزان دین ، فرهنگ و اخلاق، از رونق بازار این کاسبان ظواهر دین نگران هستند، چراکه امکانات کشور را مصرف میکنند، میسوزانند و دود میکنند، ظرفیت هایی که بخشی از هویت و دلبستگیهای سنت ایرانیان است.
برخی از مردم با مشاهده حذفها و افراطها که در چند سال گذشته تجربه کردند و فریادهایی که جز خشونت و حذف و تهدید و تحدید به دنبال نداشت، مسیر قهر و بیتفاوتی با صندوق را درپیش گرفتهاند گویی این پيام را می دهند که آنچه شما به نام دین میکنید نسبتی با آنچه ما به آن مومنیم ندارد.
هیچ کس نه میتواند به این عزیزان خرده بگیرد و نه به آن عزیزانی که با مشاهده این قبیل افراطها و به یادآوردن آنچه رویکردهای طالبانی و داعشی با اسلام و انسان کرده از آن روی برگرداندهاند. سرخوردگی و یاس گسترده، دعوت به مشارکت در انتخابات برای اعلان مخالفت چندین و چندباره با سیطره نگاه افراطکار و فریبکار را بسیار دشوار کرده است. در چند دهه اخیر ایرانیان بارها و بارها با روشهای مختلف و با آرای خود در انتخاباتها و همچنین در پیمایشهای ملی ثابت کردهاند طرفدار رواداری و مدارا هستند، ولی در نهایت صاحبان زور و زر که منفعتشان در سرکوب و گره برگره زدن در کار مردم است همیشه دست بالا را یافتهاند.
اکنون چه باید کرد؟ رای ندادن ما استمرار این شرایط را دست کم تا چهار و یا هشت سال آینده تضمین خواهد کرد. چهارسالی که در امتداد سه سال گذشته و چهار سال بعد از خود میتواند خسارات جبران ناپذیر فردی و اجتماعی به بار آورد و برای عدهای چارهای جز افسردگی و بیاعتنایی و آرمانی جر مهاجرت باقی نگذاشته است.
تغییر تدریجی و ذره ذره انجام میگیرد و آسان نیست. در هیچ جای دنیا زود و راحت اتفاق نیفتاده و نمیافتد.
انجمن محققان و مدرسان روحانی اصفهان بر این باور است که یکی از ابزارهای ما برای تغییر، در کنار کنشهای مدنی، همین صندوقهای رای است که در صورت انتخاب رییس جمهوری معتدل،صادق و پاکدست مانند دکتر مسعود پزشکیان میتواند افراط و قبیلهگرایی را پس براند، حرکت و تلاش برای تغییر و توسعه را با موانع کمتری مواجه سازد و بذر امید به بهبود اوضاع را در دل نسل جوان بکارد به همین جهت از همه اقشار جامعه که خواهان تغییر وضع موجودند عاجزانه دعوت میکنیم این فرصت برای تغییر در سرنوشت کشورشان را از دست ندهند و هر یک دعوت کنندهای باشند برای رای دادن به دکتر مسعود پزشکیان و رأی ندادن به بانیان وضع موجود. والسلام.
انجمن محققان و مدرسان روحانی اصفهان
۱۰ تیر ۱۴۰۳
https://t.me/anjomanmri1393
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago