?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
"آبادان"
آبادان چنان که می دانیم،نام شهری در خوزستان است.در متون کلاسیک،(بعد از ساسانیان،) این نام به صورت، "عبادان" نوشته می شده است از جمله در سفرنامه ی ناصر خسرو قبادیانی.یا این مثل که "لیس قریه ورا عبادان" یا در سفرنامه ابن بطوطه و....این نام در زمان پهلوی اول به درستی به آبادان تغییر یافته است.هرچند در این تغییرنام،معنی آن نیز تغییر کرده است و به جای "آباد" اشاره دارد. که در اصل چنین نبوده است.اما آنانی که امروزه نام این شهر را عبادان، می نویسند،عرب های افراطی ای هستند که فکر می کنند این نام عربی است و این شکل نوشتاری،می تواند کمک حال افکار شوم آنان باشد.در صورتی که اگر این نام عبادان، عربی می بوده است،نخست این که باید به ضم اول شروع می شده است.در ثانی افزودن "ا،ن،"تثنیه به دنبال جمع مکسر نقض غرض است و غلطی فاحش.
این نام در اصل نامی ایرانی از باستان است که بعد از ساسانیان به شکل غلط نوشته شده است.شکل نوشتاری درست آن "اپیدان"بوده است به معنی تالار ستوندار،که در آن، به ویژه در زمان ساسانیان،روحانیان زرتشتی،مسیحی و یهودی بحث می کردند که می توان دنباله این مجلس بحث را تا جلسات مباحثه مأمون عباسی، مانند مجلس مباحثه ی گجستک ابالیش، دنبال کرد.این واژه، از واژه مرکب "بی_،دان"مانند "دیو_دان،"در کتیبه خشایار شاه در تخت جمشید است.این نام مشابه "بی نیصرفی" مسیحیان است.جلسات مباحثه نمایندگان ادیان در طول دوره ساسانی رواج داشت .در زمان خسرو اول این جلسات بارونق و نظم بیشتری برگزار می شده است.در ابیدان، طومار نوشته های همه ادیان و همچنین مطالب علمی نگهداری می شده است.برای نمونه،شاهپور اول از موبدان می پرسد آیا لازم هست در جمع آوری اوستا تومارهای موجود غیر شرعی نگهداری شوند.؟همچنان که "،یوسف بن خاوش ما"ی یهودی می گوید که تورات و طومارهای سایر ادیان در "ابیدان"،نگهداری می شده اند. شاید لازم به ذکر باشد که یهودیان ایرانی زبان شان فارسی بوده است و زبان دینی آنان زبان تورات.
۱۴۰۳/۷/۱۳
آبعلی.majidasadiravosh
سنتکام اقدام به اعزام تعدادی دیگر از جنگنده های خود به منطقه کرده است،بعضی از خبرگزاری های غربی از قول مقامات آمریکایی احتمال پاسخ ایران به اسرائیل را در ساعات آینده بالا می دانند و قیمت نفت در بازارهای جهانی افزایش یافت.
اگر همه ی این نشانه ها،دال بر پاسخ ایران به اسرائیل در ساعات آتی باشد، و این پاسخ واقع شود، اعتقاد دارم که ج.ا.به اشتباه مهلکی دچار شده است که تبعات سنگین و غیرقابل پیش بینی ای برای کشور خواهد داشت.و از قضا این عمل بازی در همان میدانی است که دشمنان ایران خواهان آن بوده اند.که تنها یکی از این دشمنان نتانیاهو است.ترکیه و عربستان جز شعار گاهگاهی،خود را از میدان کنار کشیده اند و منتظر وضعیت بعد اتفاقات جنگ ایران هستند و حتا می توانم گفت مترصد وضعیت کشور بعد جنگ می باشند.روسیه و اران را نیز باید در همین مسیر دید.عده ای که به مسوولان ج.ا. فشار می آورند تا در جنگ دخالت کند،یا نگران تبعات آن نیستند و آگاهی چندانی ندارند،یا کشور برایشان مهم نیست.بهترین روش مبارزه با اسرائیل در این مقطع،همچنان تقویت حزب الله،و نیروهای نیابتی در منطقه،از جمله در عراق،سوریه،یمن و...می باشد تا دلارهای آمریکا همچنان در راه فرسوده کردن اقتصاد و ارتش اسراییل در جنگی فرسایشی مصرف شود. و قدرت چانه زنی ج.ا. را بالا ببرد.در هر صورت هیچ جنگی بدون صلح نیست.دخالت مستقیم در جنگی نابرابر با وضعیت اقتصادی فعلی کشور،بدترین انتخاب است.امیدوارم چنین نشود.
۱۴۰۳/۷/۱۰
تهران.majidasadiravosh
در جواب پیام نتانیاهو به ملت ایران.
آقای نتانیاهو،
به عنوان یک نفر ایرانی،بگذارید از این قسمت پیام شما شروع کنم که گفتید "دو قوم باستانی ایرانی و یهود سرانجام در صلح خواهند زیست".
باید بدانید که ملت طبیعی ایران در طول هزاره ها،هیچ گاه قوم نبوده است به خلاف قوم یهود که همیشه با کیفیت یک جماعت مذهبی زیسته است .پس اطلاق قوم به یهود،اطلاقی درست است نه به ایرانیانی که از هزاره های دور دارای فرهنگی متنوع و وسیع ، چند لایه،و دارای وحدتی مفهومی بوده اند.البته این نه نشانه خود برتر بینی است و باز نه نشانه یهود ستیزی.که مردمان یهود نیز انسان هایی هستند مانند ما.وما با یهودیان در طول هزارها در آرامش با هم زیسته ایم.ولی مشکل اینجاست که شما مردمی را قوم یهود می دانید که به ایدئولوژی ضد انسانی شما باور دارند.
گفته اید که "رژیم" شما.البته از شما انتظار بهتری نمی رود که حکومت کشوری را با بی ادبی "رژیم" بنامد. و متوجه این مهم نیستید که به زعم خودتان دارید با ملت ایران سخن می گویید،نه با سیاست مداران مخالف خود.اما بدانید،اگر چه ما ایرانیان هزاران مسئله با حاکمیت ج.ا. داشته باشیم، همه هزاران مسئله،مسئله ماست،و به هیچ بیگانه ای نمی رسد که در این مورد اعلام موضع کند تا چه رسد به کسی چون شما که کارنامه ی سیاهی از ترور و جنایت در زیر بغل دارد.
با ادبیات خود ،از تروریست های حماس گفتید، و از حزب الله،و مفهوم تروریست را هم مانند خاک تحت اشغال خود،در عذاب انداخته اید.چگونه است کسانی که نزدیک به سده ای است برای رهایی کشورشان می جنگند،تروریست هستند،آن وقت حکومتی که حقوق همگان را زیر پا می گذارد و دست به ترور و جنایت مداوم می زند تروریست نیست.راستی اگر حماس و حزب الله تروریست هستند،مشکل شما با محمود عباس و حکومت خودگران چیست که کمتر از مردم فلسطین و حماس آنها را در مضیقه قرار نداده اید، و بیشتر مواد توفق نامه ی صلح ناچاری فلسطینیان را،زیر پا گذاشته اید و حتا قصد انتقال سفارت خانه ها را به بیت المقدس کرده اید. هرچند موفق نبوده اید.حماس و حزب الله در اثر رفتار ستم گرانه شما بوجود آمده اند که هم ظاهرا و هم باطنا،چاره ای جز این واکنش از طرف جماعتی از مردم فلسطین و لبنان نبوده است.باعث ترویج خشونت اعمال ایدئولوژیک شما ست..سده ای است که مردمی را به اجبار از خانه هایشان و میهن شان کوچ داده اید،سده ای است که راه تنفس مردمی را بسته اید و دست به هزار جنایت زده اید،آن گاه بدون انصاف و درنظر گرفتن قامت خود،بی وجه و ناشایست، تکیه بر جای بزرگان می زنید و ملت بزرگ ایران را مورد خطاب قرار می دهید. بدانید که ما تاریخ داریم و ملت دارای تاریخ فریب نمی خورد،و دشمنان خود را بهتر از هر کس می شناسد.پس ، اگر فرصت کردید، از شما می خواهم تاریخ ما را با دقت بخوانید. تا مطمئن شوید در صورت هرگونه اشتباه، ملت ایران با همه گرفتاری ها، همچنان که در طول تاریخ ،در مقابل حمله بیگانگان، دفاع کنندگان قهاری بوده است، امروز نیز بر همین مسیر درست است .و متجاوزان را تا خانه هایشان تعقیب خواهند کرد.مطمئن باشید.
۱۴۰۳/۷/۹
تهران.majidasadiravosh
ملت ایران،با عنوان قدیمی ترین ملت،و ملتی طبیعی،هر روز به ناظران کم بین خود،با زبانی فصیح اندرز می دهد،اما کم نیستند و نبوده اند،که آمادگی شنیدن را ندارند.مسعودی از مورخان سده های پیشین می نویسد،فاصله ی طولانی بین شهرها و روستاهای ایران،مانع آن نشده است که آنها تاریخ خود را با اختلاف دنبال کنند(نقل به مضمون).سده ها بعد در زمان صفویه،ژرژ تکتاندر بل،سفیر اروپای شرقی در ایران می گوید،ما چیزی نداریم تا در مورد تاریخ ایران به ایرانیان بگوییم.آنها بهتر از ما به تاریخ خود اشراف دارند. در سده بیستم که سده رویگردانی عده ای روشنفکر مآب از ایران و تاریخ ایران است.مفاهیم جعلی فراوانی را نفهمیده وارد زبان فارسی کرده اند که یکی از این مفاهیم،"پوپول "به منظور سیاسی است ."توده".در صورتی که مردم ایران هیچ گاه مضمون این مفهوم مناسب قرون وسطایی غرب و سده نوزده روسیه را بر نمی تافتند.زیرا این مردم بودند که تاریخ ایران را در نبود حاکمیت های ملی همراه بودند.و توانسته بودند،وزرایی بزرگ،دیوانسالارانی متبحر،کاتبان همه فن و بی نظیر ،شاعران و فلاسفه ای تکرار ناپذیر تحویل دهند تا از ایران و ایرانی حراست کنند.سوگمندانه،عده ای خوشبینانه بگوییم،بی خبر از تاریخ ایران،به راهی می روند کج،که بارها فرهنگ ایران این کژی ها را بیاراست.اما گویا همچنان چشمی بینا و گوشی شنوا نیست.غرض از این مقدمه مانند این که،آنان که دم از قومیت می زنند با توجه به آمار آرای ملت ایران در روزهای اخیر،بر حسب گزارش همین نهادهای ج. ا. باید به ماهییت این آرا در تمام جغرافیای ایران نظر کنند. تا ببینند که با ملتی یکپارچه روبرو هستند.برای این منظور کافی است ببینیم که تعداد کسانی که در خراسان رضوی،محل تولد آقای جلیلی، به آقای پزشکیان رای داده اند،بیشتر از آرایی است که به آقای جلیلی داده اند و اگر آقای جلیلی شعارهای آقای پزشکیان را بر زبان می داشت و آقای پزشکیان موضع آقای جلیلی را،حتم دارم که در ارومیه و تبریز،آرای آقای جلیلی بیشتر از پزشکیان به صندوق وارد می شده است و این یعنی "وحدت آگاهی"،در جغرافیایی که باعث وحدت مفهومی یعنی" ملت" ، در هزاره های دور شده است و این به مثابه امری فراگیر فرهنگی در این جغرافیا،چون زبان فارسی یا دیوان حافظ و.... است.به عبارتی دیگر، آیا می شود ادعا کرد که دیوان حافظ در استان فارس بیشتر از آذربایجان نفوذ دارد و شاهنامه در خراسان بیشتر از مازندران جایگاه دارد؟. جای بسی تاسف است که عده ای تحت تاثیر افاضات مغرضان و بیگانگان قرار می گیرند. سخنی غیر تاریخی و تهی از آگاهی برزبان می رانند و هر کلی ای را معلول ریختن شیشه روغن می بینند.!! اعتقاد دارم،هیچ حکومتی نمی تواند بر جغرافیایی اعمال حاکمیت کند مگر بر اساس ماهییت تاریخ آن جغرافیا، و دراینجا یعنی ایران، حکومتی موفق است، که خود را نماینده ی ملت ایران بداند که این ملت ، بر اساس دولت تاریخی خود ، و بر اساس قانون و در مدت مقرر ،اعمال حاکمیت را به حکومت وقت،تفویض کرده باشد.
۱۴۰۳/۴/۱۶
تهران.majidasadiravosh
استبداد،نتیجه آزادی!!
ماهییت هر عمل،ارزش آن را می نمایاند. و چنانچه عمل یا فعلی دارای ماهییتی ذاتی باشد،یعنی هر عمل منبعث از گوهری زمان مند باشد،آن عمل تاریخی،ثواب و صحیح در آن موقع تقویمی است. که حاصل آن، موضع صاحب عمل (با اغماض باید از صاحب عمل گفت) را و معرفت او را می نمایاند. در این روزها که بحث شرکت یا عدم شرکت در انتخابات در کشور رواج دارد،هرکس مخیر است حسب وظیفه تاریخی و ملی(رسیدن به این موقع خود تشخصی می خواهد که حاصل تلاش سال ها فراروی اندیشه است.)،با این مهم،رویا رو شود.اما عده ای که به هر دلیلی از این کشور مهاجرت کرده اند و صدای آزادی خواهی آن ها،گوش سیارات دیگر را کر کرده است،امروز با دیدن دیگر هم وطنان مهاجرشان(با هر سلیقه و شیوه ی تفکر)که به سوی صندوق های رای می روند،نه انتقاد،که فحاشی می کنند. و مزاحم رای دادن دیگران می شوند.اینان که امروز،قدرت ندارند چنین اند،اگر صاحب قدرت شوند ،چه خواهند کرد. اگر از اینان پرسیده شود این چه حرکتی است؟ شایدبگویند این حرکت، نتیجه ستم هایی است که بر ما رفته است!اما می دانیم که پاسخی درست و شایسته نیست.انسا نهای متشخص به خود اجازه نمی دهند، معلول علت ها و عمل های دیگران باشند، تا از این طریق سقوط کنند.
آین افراد باید بدانند،بجای این که در فضای تا حدودی آزاد سرزمین نه چندان میزبان،به جای آن که با استفاده از فضای آزاد موجود، باعث بروز ارزش های انسانی موجود در استعداد خود شوند،تنها استعداد استبداد خود را، که از این سرزمین استبداد زده با خود بردند، در سرزمین میزبان به روی ناموقع خود قی می کنند. آن ها آمادگی ندارند در فضای آزاد تنفس کنند. چنان که هیچ مستبدی این آمادگی را ندارد.و باز هم چنان که هیچ آزاده ای هم نمی تواند، در فضای استبدادی نفس بکشد. پس این می رساند که آنها آزاد فکر نیستند،و استعداد خود را که همانا استبداد باشد،در سرزمین به اصطلاح آزاد ظاهر می کنند. آن ها نمی توانند به این درک برسند که،به هیچ کس نمی رسد که دیگری را وادار به عملی یا ممانعت از عملی کند،مگر به حکم قانونی که میثاق ملی است.و این قانون نیز باید توسط نهادها و افراد شناسنامه دار اعمال شود.و...
این فعل ناشایست نشان می دهد که،قفل ها یی که به هر در دیده می شود،با شکستن قفل در باز نمی شود بلکه هر قفلی از درون باز می شود نه به خلاف ظاهر از بیرون.یعنی دموکراسی حاصل فراروی اندیشه در معادلات و روابط اجتماعی است و زمانی به آسانی جاری می شود، که به عنوان فرهنگ جامعه،بر جامعه نظارت کند.و تا آن روز،هنوز فاصله داریم.
۱۴۰۳/۴/۱۵
آبعلی.majidasadiravosh
نه آقای پزشکیان،و نه آقای جلیلی، نسخه ای شفابخش در دست ندارند.(بگذریم از تبلیغات متعارف و نامتعارف، در این گونه موارد، یعنی در فضای انتخابات،که هرکدام دیگری را دچار انواع بی راهی و گمراهی نشان می دهند.)،هیچ کدام نمی توانند رسالت تاریخی ای را در قوه به نمایش بگذارند،تا امیدی در آینده برای و در فعل این دو نامزد دیده شود.به باور من آقای پزشکیان تنها چند،درسد می تواندبه سمت افق گام بردارد و یا آقای جلیلی چند،درسد بیشتر نمی تواند این وضع نا گشوده را کور تر کند.زیرا پاشنه اصلی در، در جای دیگر می چرخد.به همین دلیل با شنیدن سخنان این دو نامزد،فکر می کنم،هر کدام نسخه ای دیگر از حکومت های موفق و ناموفق قبلی ای هستند، که از ادبیات آن حکومت ها،یعنی اصول گرایان ویا اصلاح طلبان بهره می گیرند. به همه این دلایل نیز هست که، هنوز پرسش هایی وجود دارد، که شاید در زمان انتخابات ریاست جمهوری چهارم به بعد، وجود داشته است.و این به مثابه این نکته نیست که موضوع این پرسش ها در ریاست جمهوری اول تا چهارم وجود نداشته است. بلکه این پرسش ها به این دلیل در زمان انتخابات ریاست جمهوری اول تا چهارم طرح نمی شده اند، که جامعه در درون، دچار انواع مشکلات از جمله بی ثباتی تا سال ها،و در بیرون نیز، در مقابل تهاجم خارجی ایستاده بود.اما پس از پایان جنگ ایران و عراق،تا امروز موضوعات پرسش های متنوع،از حاشیه اغماض، به متن آورده شده اند که، همچنان حل نشده در متن جامعه ایرانی به همراه پرسش های شان،دست نخورده و در عمل بلا پاسخ مانده اند. و در مواقع انتخابات ذکری و یادی از این پرسش ها می شود و نسخه ای نیز پیچیده می شود.و چنان که امروز می بینیم،وسعت و شمولیت این موضوعات اساسی،از سیاست داخلی گرفته، تا خارجی را در بر می گیرد . و باز،چنان که می بینیم، هیچ کدام از آقایان پزشکیان و جلیلی نه تنها،برنامه درخوری برای رفع و حل این پرسش ها و به تبع آن گذر از این موضع قدیمی از سال ها پیش حال شده،ندارند، که نسبت به اسلاف خود،نیز بی رونق تر فکر می کنند.برای نمونه آقای پزشکیان بجای این که یکی از مشکلات امروز جامعه ما را،نقض قواعد شهروندی در اثر سلایق مذهبی بداند،در بی راهه ی قوم گرایی افتاده است.موضعی که اصلاح طلبان با شرمندگی و کم رویی در آن گام می گرفتند.اما ایشان با صراحت بیشتر،در این ورطه افتاده است.در مقابل آقای جلیلی،در فضای امت گرایی و جهان بینی دوبنی خیر و شر پا سفت کرده است، که به شدت ایدئولوژیک است،تا حدی که این پافشاری،بهره ای از دین ندارد. و جای تاسف این که،هر دو نامزد اطلاعی چندان از تاریخ کشوری که می خواهند در مدت مقدور بر آن اعمال حاکمیت کنند را ندارند.به همین دلیل به پرسش های سوگمندانه کهنه،پاسخ های کهنه نیز می دهند. به هر روی ،ما شنبه پیش رو را،تا حدود زیادی،یا با حکومتی شبیه حکومت روحانی و یا با حکومتی شبیه حکومت آقای رییسی شروع خواهیم کرد.
۱۴۰۳/۴/۱۲
آبعلیmajidasadiravosh
رنج دانایی یا رنج نادانی؟!
در کتاب حکمت سلیمان می خوانیم که :"کثرت حکمت ،کثرت رنج است".شاید به همین دلیل است که در اساتیر سامی،گشودن چشم را نهی می کردند.و این وجه تا عقل ستیزی دوره وسطا در غرب و دوره میانه درایران(در ایران دوره فرود تاریخی میانه داریم نه قرون وسطا) جریان داشت.اما رنج ملی ما امروز در اثر نا آگاهی و نادانی است.به دلیل این که زبان خود را بلد نیستیم. چون تاریخ خود را نتوانسته ایم بخوانیم ونخوانده ایم و تا اطلاع ثانوی گویا در بر همین پاشنه خواهد چرخید، پس مرعوب مفاهیم و مقولات وارداتی ای شده ایم، که در ایران موضوعیت نداشته و ندارد.اما سوگمندانه این شبه روشنفکران بی مبانی، دانسته یا ندانسته به راهی رفته اند،که مقصد "دیگری" بوده است.غرض از این ذکر مصیبت، مفهوم و مضمون بندهایی از عهدی است، که یکی از نامزدهای ریاست جمهوری "آقای پزشکیان" نشر داده است.که در بند بیستم چنین آورده است:"متعهد می شوم همه اقوام ایران در نظام مدیریتی کشور،بر اساس اصل شایسته سالاری،حضور موثر داشته باشند.و طبق اصول قانون اساسی مدافع هویت اصیل خود باشندو بندهای دیگر...
کسی که اراده کرده است، تا بر اثر توانایی ها و ارزش هایی که در خود دیده است، و بر اساس احساس مسوولیت ، می خواهد با رای مردم،مسوولیت اجرایی کشور را بر عهده بگیرد،نمی تواند در چنین مرحله ی خطرناکی که به حتم ضد منافع ملی است ورود کند.وظیفه هر مسوول، از میان انواع وظایف، یکی این که، بسترهای مصنوعی ای که باعث مجال بازی توسط بدخواهان و بیگانگان می شود را حذف کند.نه این که آن بستر را واقعی جلوه داده و در رفع و حذف آن وعده دهد!! اصل نوزده قانون اساسی ج.ا.ا.همه ایرانیان را از هر ناحیه ی ایران، مطلقا برابر می داند.و دارای حقوق یکسان.وزمانی که در حقوق سیاسی و مدنی همه افراد برابرباشند،ادعای وجود قومیت از نظر سیاسی ادعایی درست نیست.چنان که از متون باستانی ما از یشت ها تا خردنامه بر می آید،همه تیره ها دارای سهم و ارزش برابر بودند. و یشت ها،"یل متحد کننده سرزمین های ایرانی را می ستاید،" نه اقوام ایرانی را که به مفهوم غربی و مورد استفاده تجزیه طلبان هیچ گاه در ایران واقعیت نداشته است و ندارد. این ادعا در این موضوع از اساس نامفهوم و سالبه به انتفای محمول، نه که ساله به انتفای موضوع است.
اما نا برابری و ناحقی را نمی شود انکار کرد.که البته این ناحقی و ستم،در حوزه قومیت نیست که در ایران وجودندارد، بلکه در ناحیه مذهب و ایدئولوژی مذهبی است.این که ما نتوانیم به این ناحیه اخیرالذکر ورود کنیم، و تنور تفرقه را که بیش از سده ای است، اجانب بر آتش نداشته اش می دمند بدمیم،عملی از اساس غلط، ضد ملی و خوش بینانه از روی نادانی است.درقسمت دیگر همین بند بیستم عهد نامه مذکور آمده است:"..طبق اصول قانون اساسی ج.ا.ا.،مدافع هویت اصیل خود باشند...،"(یعنی اقوام مورد نظر اقای پزشکیان).باید از اصلاح طلبان فعال در ستاد این نامزد ریاست جمهوری، و دیگر مشاورانش"به احتمال زیاد پان ها"پرسید که این هویت اصیل را در مقابل کدام هویت نااصل و نسب تعین می بخشند؟هویت ایرانی هویتی است که حامل و حاصل هویت همه ایرانیان است. همانند زبان فارسی :"چون که صد آمد نود هم پیش ماست." در عالم ادراکات،هر مقوله ی پسینی حامل مقوله پیشینی و قبل خود است.و از آنجایی که کشور و در اینجا "ایران، غایت مطلق است، این ایران حامل هویت محقق شده همه ایرانیانی است که آن را هویت ایرانی می گوییم.هویت تیره ها و افراد ایرانی،غایت محقق است که در اثر تحول و تجمیع،به هویت ایرانی می رسد.بر این اساس هویت من مازندرانی از اساس در هویت ایرانی دیده می شود .که یکی از ریشه های آن هویت مازندرانی است ،وهنگامی که وارد آگاهی تاریخی شده باشم، سایر شاخه های این هویت، از همه جای ایران است که در هویت ایرانی من،محقق می شود. و.هویت من ایرانی را،نه دیگر مازندرانی"را تشکیل می دهد.و..
گر تو قرآن بدین نمط خوانی....
در خاتمه امیدوارم خداوند کشور را از هر گزندی از جمله رنج نا آگاهی محفوظ دارد.
۱۴۰۳/۴/۷
آبعلیmajidasadiravosh
بارها می شنویم که اگر در کشور،احزاب شناسنامه دار،دارای آزادی کامل وجود داشته باشد،ما در انتخابات و کشورداری موفق تر خواهیم بود.و....
در صورتی که اعتقاد دارم مشکل در جایی دیگر است. و حتا اگر ج. ا. برای فعالیت احزاب،آزادی کامل و فضای مناسب قائل شود،در خوش بینانه ترین حالت از منافع شخصی به منافع گروهی و فرقه ای در این احزاب، خواهیم رسید. (کافی است به کارنامه دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا در این چند دهه نظر کنیم.) که از این وضع تا موضع منافع ملی، راه درازی در پیش است. و اعتقاد دارم،تازمانی که ما نتوانیم تاریخ خود را بخوانیم،و مفاهیمی چون "ملت"،"دولت"،"حکومت"،و حقوق و مسوولیت های وضع شده در دل این مفاهیم را درک کنیم و پی به مزایا و معایب آنها نبریم،و همه را در مفهومی گیتایی و مینوی چون "ایران"نبینیم، نمی توانیم به تاریخ مندی و به تبع آن به تشخصی برسیم، که در آن مسوولیت تاریخی و ملی حرف نخست را می زند. در موضعی غیر از این وضع، مصادیق بد قوارگی و بی مسئولیتی فراوان است.برای نمونه، کافی است به جنگ "گلون آباد"که بین سپاه سلطان حسین و افاغنه روی داد، نگاهی بیاندازیم که سپاه پیروز سلطان بی دلیل نظامی ،(و فقط به علت اشاره فرمانده جناح چپ که نمی خواست این پیروزی به نام و کام رقیب ثبت شود) عقب می نشیند،آن گاه غلجاییان در حال فرار بر می گردند. اصفهان را در محاصره می گیرند و بعد از آن همه آثار قحط و غلا و کودک خوری در اصفهان،سال ها جان و مال و ناموس ایران و ایرانی به یغما می رود.. یک سده بعد از آن، در جنگ ایران و روس، باز شاهد همین وضع ناتاریخی و بی مسوولیتی هستیم.همچنین در بسیاری از قراردادهای زمان ناصری به بعدو....
اما امروز حدود سه سده و اندی، از وضع ناتاریخی گلون آباد می گذرد، که در مناظره انتخاب ریاست جمهوری باز می شنویم که فلان قرارداد بخاطر ناکام گذاشتن رقیب و یا فلان قانون به همین جهت و نه به جهت منافع ملی،توسط طرف مقابل با مشکل مصنوعی و سنگ اندازی روبرو شده و اجرا نشده است. که جدای وارد آمدن میلیاردها دلار زیان به کشور از این عمل غیر ملی، این بی مسوولیتی حیثیت ملی ما را نیز زیر سوال برده است. در همین زمان افتخار نامزدی در این است که مانع می شود تا در خانه اش با زبان ملی فارسی صحبت کنند.!!
بر این اساس، اعتقاد دارم نخست باید به ترویج تاریخ از اعماق نا آگاهی به آگاهی ملی پرداخت. تا هر نا مسؤولیتی در برابر مسوولیت ملی و تاریخی رنگ ببازد. و بدانیم،تا ما انسان ها به عنوان انسان تاریخ مند، نخست در سیاسات در جغرافیای سیاسی خود نایستیم ،نمی توانیم منتظر ظهور مردان سیاسی با شانه ای به استعداد بر داشتن مسوولیت تاریخی باشیم.
۱۴۰۳/۴/۵
آبعلیmajidasadiravosh
ایستاده ام،
بر لبه ی گوری خالی،
دلخوش،
به پرواز کبوتری سفید،
که در آسمان اوج می گیرد.
ای دو حد لبخنده ات،
مثال خلیج های جهان،
پر از خیال ماهیان آن جهانی و ناشناس،
و صیادان سرگردان تهی دست!
بعد تو،
جهان فقط هست!
کودکان بی گناه حوا،
هر پرانتزی را آغوش می بینند،
حتا، در زوزه باد های دایمی.
بعد تو،
زمین جاذبه ای ندارد،
تمام سنگ های سرگردان،
به سوی من در پروازند،
عمر بیشترکودکان فروردین،
چون کودکان قرون وسطا
تا شاخه های بلند شهریور قد نمی دهد.
کجایی!
آن شب که ماه،
در جستجوی تو،
چشمه، یه چشمه، سیاره را می گشت،
نبض زمین آن قدر تند شده بود،
که ناچار،
دماوند رازیر پیراهن ام گرفته بودم
ضرب زمین را اگر گرفتم آن شب،
شانه هایم سال هاست ،
همچنان می لرزد،
ای د و حد لبخنده ات،
مثال خلیج های جهان
پر از خیال ما هیان آن جهانی وناشناس،
و صیادان سرگردان و تهی دست،
کجایی!
۱۴۰۳/۴/۵آبعلی
.majidasadiravosh
سخنی در باب امروز.
مواضع کاندیداهای ریاست جمهوری و پاسخ آنها به پرسش های مردم ، در بعضی مواقع نه تنها باعث تاسف است، که باعث نگرانی نیز هست.وقتی کسانی مدعی پذیرش مسؤولیتی بزرگ در سطح ملی برای مدتی مقید در قانون اساسی اند،آن هم در موقعی حساس که نخست خود جامعه بزرگ ایران،سپس منطقه و سپس تر جهان در مسیر تحولی بزرگ قرار دارد. باید بسیار استخوان سوده تر از اینی باشند که می بینیم.در حالی که، در این وضع خطیر،این هرچهار سال تکرار شوندگان،نه تنها از جامعه و تاریخ این جامعه اطلاع چندانی ندارند،به تبع این ناکامی نخست، و تهی دستی از این موقع بزرگ و محسوس،نیز نمی توانند از تحولات منطقه و چشم انداز جهانی حاصلی داشته باشند. و بر این مبنا چندان امیدی به این افراد نمی توان داشت.برای نمونه چند نفر کاندید ریاست جمهوری که مانند رقبای خود، خود را اصلح می دانند، گویا هیچ خط قرمزی و قیدی را برای دریافت رای واجب نمی شمارند و به سخن دیگر وارد حوزه ای می شوند، که در هیچ جامعه ای، هیچ مقامی حق ورود به این ناحیه را ندارد.از آنجایی که امر ملی را نمی توانند درک کنند، میدان امر سیاسی آنها نه تنها غیر ملی وسیال که مخدوش است.یک روز احدی از کاندیداها"اقای زاکانی"،با خواندن سلیقه ای اصل سد قانون اساسی ج.ا.گله از نبود دولت های !!!محلی می کند.و ندانسته وارد حوزه حقوق ملت می شود که هیچ کس را حق ورود به این حوزه در هیچ جای جهان نیست.دیگری "آقای پزشکیان است که "بروز انواع " پان هارا به دلیل بی عدالتی!! می داند.یاد دوست پروفسورم افتادم که در سخنرانی اش با اطمینان کامل قلبی اعلام کرد :"من یک فمنیست هستم"حضرت استادی فکر می کرد فمنیست بودن همانا ،احترام گذاشتن به زن است.!هیچ کس منکر بی سلیقگی در جمهوری اسلامی نیست. که بعد گذشت سده ای از مشروطه هنوز حقوق شهروندی را نمی پذیرد.اما از جناب کاندیدای ریاست جمهوری باید پرسید،آیا صرف بی عدالتی و بدسلیقگی بستری برای تجزیه طلبی است؟ اگر چنین است در سده اخیر بیش از هفتاد درسد فرماندهان نظامی ما برادران آذری ما بودند.و سایر تیره ها نیز در مسوولیت های مهم ملی سهم بزرگ و انکار ناپذیری داشته اند.و پرسش بعدی این که پان ها،چه در آذربایجان یا کردستان چه سهمی از ذهن مردم را در تاثیر دارند؟به گمان من با همه حمایت های همه جانبه خارجی و حتا داخلی، به تقریب هیچ.اما جناب پزشکیان به جای توجیه تولید پان ها در اثر بی عدالتی که کسی آین بی عدالتی را انکار نمی کند، کافی است تاریخ روایی به اقل حد "آران" از آغاز جنگ جهانی اول و فروپاشی روسیه تزاری، تا برقراری امنیت در این منطقه ،توسط روسیه شورایی را مروری کنند. تا متوجه شوند که پان های ترکی و کردی چگونه تولید شده اند.ریشه کنی هر نوع بی عدالتی در داخل حاکمیت ملی امری عادی و معمول و دارای پشتوانه ای ازحقیقت انکار ناپذیراست. اما اگر هرمشکلی بهانه ای شود برای خروج از موقع ملی،در سراسر جهان با این گونه گروه ها و افراد سخن نمی گویند...
این که به زبان بومی خود افتخار می کنیم و باز این که به آذری بودن یا کرد بودن و...خود افتخار کنیم حقی است که البته نمی تواند مانع این شود که به زبان ملی فارسی خود که هستی چند هزاره ای ما را این مفهوم بر دوش می کشد،افتخارکنیم .زبانی که اگر استان فارس ما،سهمی در پرورش و گسترش آن داشته است،سهم آذربایجان در این میدان هیچ کمتر نیست و نخواهد بود.کسانی که ماهییت ملی خود را "خوش بینانه بگوییم"درک نکنند، مسوولیت ملی کدام جغرافیا را برکدام شانه خواهند کشید.؟.
۱۴۰۳/۳/۳۱آبعلی
majidasadiravosh
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago