?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
{{ قاعده نبوی در تعامل با مردم }}
❖ مؤمن باید بگونهای با مردم تعامل کند که دوست دارد دیگران با او آن آنگونه رفتار کنند.
❁ رسول الله ﷺ فرمودند: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُزَحْزَحَ عَنِ النَّارِ، وَيُدْخَلَ الْجَنَّةَ فَلْتَأْتِهِ مَنِيَّتُهُ، وَهُوَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، وَلْيَأْتِ إِلَى النَّاسِ الَّذِي يُحِبُّ أَنْ يُؤْتَى إِلَيْهِ»: «هرکس دوست دارد از آتش دوزخ دور و واردِ بهشت شود، بايد در زمانی که مرگش فرا میرسد، به الله و آخرت ايمان داشته باشد و بايد با مردم به گونهای رفتار کند که دوست دارد با خودش رفتار گردد».
[ به روايت مسلم (رقم: ١٨۴۴) ]
{{ مذاکره علم }}
❀ امام نووی رحمه الله میگوید: «ساعتى مذاكره كردن با شخص حاذق و ماهر سودمند تر از مطالعه كردن و حفظ نمودن ساعتها بلكه سودمندتر از مطالعه و حفظ روزهاست».
[ المنهاج شرح صحيح مسلم (١ / ۴۸) ]
✿ (تعليق)
حيات و زنده بودن علم در قلوب و اذهان با مذاكره حاصل مىشود. مذاکره موجب زیاد شدن معلومات و تثبیت و تصحیح آن میشود. نزد ائمه سنت مذاکره علم از چنان اهمیتی برخوردار بود که آن را بر نماز نفل و مستحب ترجیح میدانند و به سبب مشغول بودن به مذاکره علم تنها به خواندن نمازهای فرض اکتفا میکردند. امام احمد میگوید: «(آنگاه که ابو زرعه نزد من آمد) هیچ نماز جز نماز فرض نخواندم، مذاکره با ابو زرعه را بر نماز نفل و مستحب ترجیح دادم».
[ به روايت خطيب در تاريخ بغداد (۱۲ / ۳۴) و ابن عساکر در تاریخ دمشق (۳۸ / ۱۷) ]
مذاکره زمانی سودمند خواهد بود که با کسی باشد که در علم مهارت و تبحر دارد.
{{ تمايز علما با سائر مردم در نوع پوشش لباس }}
❖ يكی از اموری كه در قرون متأخر در عالَمِ اسلامی شيوع پيدا كرده، تمايز علما و طلاب علم به نوعِ خاصی از لباس است. در اكثر بلاد اسلامی اين امری ظاهر است، بلكه در برخی بلاد موافقت لباس عالم با لباس سائر مردم امری نكوهيده و شرم آور است.
[ تميز الفقيه بلباسه (ص: ۱۸ ) ]
❁ رسول الله ﷺ در نوع پوشش لباس، مثل سائر مردم بودند و هر لباسی كه ميسر بود میپوشيدند، و در اين امر تكلفی به خرج نمیدادند.
[ ن.ک: القرمانية لابن تيمية (ص: ۴۶)، زاد المعاد لابن القیم (۱ / ۱۴۳) ]
❀ صحابه رضی الله عنهم نيز در نوع پوشش لباس، مثل سائر مردم بودند.
[ ن.ک: مقدمة ابن خلدون (۱ / ۶۲۰)، مجموع الفتاوی (۲۲ / ۳۲۵) ]
✿ ابن حاج میگويد: «از گذشتگان نقل نشده كه علمائشان لباس (خاصی) داشته باشند كه با آن از سائر مردم تمايز يابند، بلكه لباسِ برخی از آنان [= علما] به خاطر تواضع و زهدی كه داشتند از لباس برخی از عوام هم پايينتر بود».
[ المدخل (۱ / ۱۳۵)، ن.ک: مجموع الرسائل (۲/ ۷۵۷) ]
✾ برخی از اهل علم ذكر كردهاند: «اولين كسی كه لباس فقها و اهل علم را تغيير داد و از ديگران متمايز كرد، قاضی ابو يوسف يعقوب بن ابراهيم (ت: ۱۱۳ - ۱۸۲ هـ) بوده است».
[ ن.ک: وفيان الأعيان لابن خلكان (۶ / ۳۷۹)، مغاني الأخيار في شرح أسامي رجال معاني الآثار للعيني (۳ / ۲۵۲) ]
✿ عمرو بن بحر جاحظ (ت: ۲۵۹ هـ) در وصف اهل زمان خود میگويد: «هر گروهی (از فقيه و قاضی و پزشک و دیگران) طرز و سبک خاص خود را (در پوشش لباس) داشتهاند».
[ ن.ک: البيان والتبيين (۳ / ۱۱۴) ]
❖ اين امر توسعه يافت تا جاييكه در برخی مواقع، پوشيدن اين نوعِ لباس [یعنی: پوشش خاص علما و طلاب علم] نيازمند اجازه رسمی از علمایِ آن سرزمين بود، بلكه اين امر تا جايی رسيد كه برخی از فقها، قائل به تحريم تَشبُّه به فقها در لباس خاصشان شدند.
[ ن.ک: حاشية البجيرمي علی الخطيب (۲ / ۵۱۲ و ۵ / ۲۸۹) ]
❍ در حکم تمایز علما با سائر مردم در نوع پوشش لباس، دو قول وجود دارد:
➊ مستحب است كه علما در نوع پوشش لباس، از سائر مردم متمايز باشد.
اين رأی برخی از متأخرين حنفیه، برخی از متأخرين مالكيه و رأی مشهور نزد متأخرين شافعیه است.
[ حاشية ابن عابدين (۹ / ۵۱۰-۵۱۱)، نور البصر (ص: ۱۶۰-۱۶۱)، أسنی المطالب (۱ / ۲۷۹) ]
➋ مستحب نيست، بلكه مكروه است كه علما در نوع پوشش لباس از سائر مردم متمايز باشند.
اين رأی اكثر ائمه است.
[ ن.ک: الأخبار العلمية من الاختيارات الفقهية (ص: ۷۸) ]
{{ محل بستن دست در نماز }}
➊ کل احادیث مرفوع در باب محل دست بستن در نماز، ضعیف و غیر قابل احتجاج و اعتضاد است.
✿ امام ابن منذر رحمه الله تعالى میگوید: «قال قائل: ليس في المكان الذي يضع عليه اليدين خبر يثبت عن النبي ﷺ».
[ الأوسط (٣ / ۲۴۳) ]
➋ از حیث قوت يعنى: (أصح ما في باب) بستن دست زیر ناف است.
✿ امام اسحاق بن راهویه رحمه الله تعالى میگوید: «تحت السرة أقوى في الحديث».
[ مسائل الإمام أحمد بن حنبل وإسحاق بن راهويه برواية الكوسج (٢ / ۵۵۱) ]
➌ اجماع سلف از صحابه و تابعین بر وسعت امر در این باب است. یعنی: (بستن دست بالای ناف) و (دست بستن زیر ناف).
✿ امام ترمذی رحمه الله تعالى میگوید: «أَصْحَابِ النَّبِيِّ ﷺ وَالتَّابِعِينَ وَمَنْ بَعْدَهُمْ؛ يَرَوْنَ أَنْ يَضَعَ الرَّجُلُ يَمِينَهُ عَلَى شِمَالِهِ فِي الصَّلَاةِ. وَرَأَى بَعْضُهُمْ أَنْ يَضَعَهُمَا فَوْقَ السُّرَّةِ، وَرَأَى بَعْضُهُمْ أَنْ يَضَعَهُمَا تَحْتَ السُّرَّةِ، وَكُلُّ ذَلِكَ وَاسِعٌ عِنْدَهُمْ».
[ الجامع (رقم: ۲۵۲) ]
➍ بستن دست بر سینه خارج از مذاهب مسلمانان و خارق اجماع است.
✿ خلیل احمد سَهارَنفُوری رحمه الله تعالى میگوید: «انحصرت مذاهب المسلمين في ثلاثة:
أحدها: الوضع تحت السرة،
وثانيها: فوق السرة تحت الصدر،
وثالثها: الإرسال،
بل انحصر الوضع في هيئتين: تحت الصدر وتحت السرة... فقول الوضع على الصدر قول خارج من مذاهب المسلمين وخارج ﻹجماعهم المركب».
[ بذل المجهود في حل سنن أبي داود (۴ / ۱۱۳) ]
✿ امام احمد رحمه الله تعالى میگوید: «يكره أن يكون -يعني: وضع اليدين- عند الصدر».
[ مسائل الإمام أحمد برواية أبي داود (ص: ۴۸) ]
✿ امام ابن تيميه رحمه الله تعالى میگوید: «فأما وضعهما على الصدر: فيكره، نَصَّ عليه (يعني الإمام أحمد)، وذكر عن أيوب عن أبي معشر قال: (يكره التكفير في الصلاة)، وقال: التكفير: يضع يمينه عند صدره في الصلاة.
وما روي من الآثار عن الوضع على الصدر: فلعله محمول على مقاربته».
[ شرح العمدة (٢ / ۶۶۴) ]
➎ بین تابعین، در محل بستن دست در نماز، دو دیدگاه وجود دارد:
① محل بستن دست، بالای ناف است.
این قول سعید بن جبیر است.
[ به روايت عبد الرزاق در الأمالي في آثار الصحابة (رقم: ۵۴) ]
② محل بستن دست، زیر ناف است.
این قول ابو مِجلَز لاحِق بن حُمَید است.
[ به روایت ابن ابی شیبه در المصنف (۳ / ۳۲۳ / رقم: ۳۹۶۳) ]
✿ امام بیهقی رحمه الله تعالى میگوید: «أصح أثر روي في هذا الباب أثر سعيد بن جبير وأبي مجلز».
[ السنن الکبری (۲ / ۴۷) ]
➏ ائمه مذاهب نیز در امتداد اقوال صحابه و تابعین است.
❀ میتوان گفت: بستن دست بر سینه از بدعات برخی از متأخرین و برخی از معاصرین است.
والله أعلم
❀ قال أبو بكر محمد بن موسى الحازمي (٥٤٨ - ٥٨٤ هـ) رحمه الله تعالى: «آفة العلوم التقليد».
[ شروط الأئمة الخمسة (ص: ٣٩) ]
❖ از خلال قول امام حازمى رحمه الله تعالى مىتوان به برخى از مهمات تحقیق علمى اشاره كرد:
➊ تتبع اقوال از مصادر اصیل، و شناخت اصول و طرق استدلال آن
● این نشانه صحت قصد، سُمُوِّ همت و شریف بودن نفس است.
➋ تحرر و تجرد از مسائلِ مألوفى که با نقل مصدَّق ثابت نشده، و دلیل محقَّق معلوم، بر آن دلالت ندارد.
➌ داشتن انصاف در بحث
➍ تلاش و جِدّیت در بررسی مسائل علمی
➎ دقت ملاحظه و عمق تحلیل
● در این مقام امام قرافی در كتاب الفروق میگوید: «إِنَّ مَعْرِفَةَ الْإِشْكَالِ عِلْمٌ فِي نَفْسِهِ وَفَتْحٌ مِنْ اللَّهِ تَعَالَى».
{{ شعب و ارکان ایمان }}
✿ شُعَب ایمان بر سه قسم تقسیم میشود:
➊ آنچه که رکن ایمان است که عبارت است از: ایمان به الله متعال، ملائکه، کتب آسمانی، رسل و انبیاء، روز قیامت و ایمان به قضاء و قدر.
➋ آنچه که از واجباتِ ایمان است و از ارکان ایمان به شمار نمیرود؛ پس کسی که آن را ترک کند واجبی از واجبات دین را ترک کرده است، مثل: امر به معروف و نهی از منکر.
➌ آنچه که از مستحباتِ ایمان است. مثل: دور کردن خس و خاشاک از راه و مسیر عبور و مرور.
✿ بین ارکان و شُعَب ایمان سه فرق وجود دارد:
① وجود کل ارکان برای تحقق یافتن ایمان واجب و لازم و ضروری است، اما همه شُعَب ایمان اینگونه نیست، بلکه برخی از آنها رکن، برخی دیگر واجب و برخی نیز مستحب است. ② ارکان ایمان شش تاست، اما شُعَب ایمان هفتاد و چند شاخه است. ③ شُعَب ایمان، ارکان ایمان را در بر میگیرد. پس هر رکنی از ایمان، شعبهای از شعب ایمان است، اما هر شعبهای از شُعَب ایمان، رکنی از ارکان ایمان به شمار نمیرود.
[ البیان والإفادة بتوضيح الأصول الثلاثة للسعد (ص: ١٠٧) ]
{{ ننوشتن دروس و مطالب و تحقیقات با خط باریک و ریز }}
❁ عن مُحَمَّد بْن مَخْلَدٍ، قَالَ: سَمِعْتُ حَنْبَلَ بْنَ إِسْحَاقَ، يَقُولُ: رَآنِي أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ، وَأَنَا أَكْتُبُ خَطًّا دَقِيقًا، فَقَالَ: «لَا تَفْعَلْ، أَحْوَجُ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ يَخُونُكَ».
[ رواه الخطيب في الجامع (١ / ٤٤٨ / رقم: ٥٣٧)، وابن الجوزي في مناقب الإمام أحمد (ص: ٢٧٩) ]
✿ حنبل بن اسحاق میگوید: احمد بن حنبل در حالی من را دید که مشغول نوشتن بودم و با خط باریک و کوچک (چیزی را) مینوشتم، امام احمد (من را از نوشتن با خط باریک و ریز و کوچک منع کردند و) گفتند: «با خط باریک و ریز ننویس؛ زیرا هنگامی که به آن نیاز پیدا کنی، توان خواندن آن را نخواهی داشت».
[ به روایت خطيب بغدادی در الجامع (١ / ۴۴۸ / رقم: ۵۳۷)، و ابن جوزی در مناقب الإمام أحمد (ص: ٢٧٩) ]
¤ شایسته است که طالب علم هنگام نوشتن دروس و مطالب و تحقیق و... با خط باریک و ریز و کوچک ننویسد.
● امام خطیب بغدادی میگوید: «لَا يَنْبَغِي أَنْ يَكْتُبَ الطَّالِبُ خَطًّا دَقِيقًا إِلَّا فِي حَالِ الْعُذْرِ، مِثْلَ:
• أَنْ يَكُونَ فَقِيرًا لَا يَجِدُ مِنَ الْكَاغدِ سَعَةً،
• أَوْ يَكُونَ مُسَافِرًا فَيُدَقِّقَ خَطَّهُ لِيَخِفَّ حَمْلُ كِتَابِهِ».
[ الجامع ﻷخلاق الراوي وآداب السامع (١ / ٤٤٩) ]
● امام عراقى اين مسأله را در بيتى خلاصه کرده، میگوید:
٥٦٤ - وَيُكْرَهُ الْخَطُّ الدقِيْقُ إِلاَّ ... لِضِيْقِ رَقٍّ أَوْ لِرَحَّالٍ فَلاَ
[ ألفية العراقي المسماة بالتبصرة والتذكرة في علوم الحديث (ص: ١٤٢ / ط: المنهاج) ]
*?*** @nawawisham
¤ عَنْ شُرَيْحِ بْنِ عُبَيْدٍ، عَنْ كَعْبٍ، قَالَ: «لَيَأْتِيَنَّ عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ يُعَيَّرُ الْمُؤْمِنُ بِإِيمَانِهِ كَمَا يُعَيَّرُ الْيَوْمَ الْفَاجِرُ بِفُجُورِهِ، حَتَّى يُقَالَ لِلرَّجُلِ: إِنَّكَ مُؤْمِنٌ فَقِيهٌ».
[ رواه نعیم بن حماد في الفتن (١ / ص: ٤٥ / رقم: ٦١)، وابن أبي الدنيا في الزهد (ص: ٧٣/ رقم: ١٤٠) ]
● کعب احبار می گوید: «بر مردم زمانی فرا می رسد که مؤمن را به سبب ایمانش سرزنش می کنند (و ایمان را عار و ننگ می دانند)، همانگونه امروز (در عهد تابعین) فاجر را به سبب فجورش سرزنش می کنند (و فسق و فجور را عار و ننگ می دانند)، تا جاییکه می رسد که مردم در سرزنش شخص، می گویند: تو مؤمن و فقیه هستی».
*?*** @nawawisham
{{ فراموش نکردن حفظ قرآن }}
¤ مُغِيرَة بن سُبَيْع -از شاگردان عبدالله بن مسعود رضی الله عنه- می گوید: «کسی که ده آیه از سوره بقره را هنگام خواب بخواند (محفوظات خود از) قرآن را فراموش نمی کند: ۴ آیه از اول سوره، آية الكرسي و دو آيه بعد از آن و سه آيه آخر سوره».
[ به روايت دارمى در المسند (٣ / ۲۳۴ - ۲۳۵ / رقم: ۳۴۱۲) ]
● یعنی خواندن این آیات از سوره بقره:
• آیه: ۱ - ۵،
• آیه: ۲۵۵ - ۲۵۷،
• آیه: ۲۸۴ - ۲۸۶.
*?*** @nawawisham
{{ باقیات الصالحات }}
¤ عَنْ سَمُرَةَ بْنِ جُنْدبٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: «أَحَبُّ الْكَلَامِ إِلَى اللَّهِ أَرْبَعٌ؛ سُبْحَانَ اللَّهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ، لَا يَضُرُّكَ بِأَيِّهِنَّ بَدَأْتَ».
[ رواه مسلم (رقم: ٢١٣٧) ]
● شرح مختصر حديث
- اين حديث دلالت بر فضيلت اين چهار جمله است، و اينكه آنها از محبوب ترين كلام بشر در نزد الله متعال مى باشند، براى اينكه داراى شموليت در امور بزرگى مى باشند، و آن منزه كردن الله متعال، و توصيف وى با كليه ى آنچه كه از صفات كمال براى او واجب مى باشد، و همچنين تفرد او با وحدانيت و بزرگى است، و اينكه فضيلت آنها و به دست آوردن ثواب آنها به ترتيب گفتن آنها بستگى ندارد، همانگونه كه در اين حديث آماده است.
• فوائد حديث
١: اثبات محبت براى الله متعال، و اينكه او اعمال صالح را دوست دارد.
٢: برتری اين چهار كلمه بر غير آنها، و اينكه محبوب ترين كلمه ها نزد الله متعال هستند.
٣: تشويق نمودن به پايبندى به اين چهار كلمه؛ زيرا اگر بندگان بدانند كه الله متعال چيزى را دوست مى دارد، بر انجام آن پايبندى و محافظت مى كنند.
۴: آسان كردن شريعت براى مردم، "فرقى نمى كند با كدام يک شروع كنى".
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago