?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 4 months, 1 week ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 6 months, 3 weeks ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 2 months, 3 weeks ago
آینه
خانه هزارتویی از بازتابها بود. آینههایی که مانند چشمانی مراقب میدرخشیدند، در هر گوشه و کناری قرار داشتند. هر کدام تکهای از تصویری تحریف شده و سوسوزن از او، انعکاسی از زنی که بود یا شاید زنی که در حال تبدیل شدن بود را، در دست داشتند.
اولین آینهای که با آن روبهرو شد، آینهای کنار در ورودی بود، ناظر ساکت رفت و آمدش. روزی او را در تنگنای یک بازگشت خسته گرفتار کرد و سپس دوباره، در هجوم رفتنش چشمانش با هدفی نو روشن شد...
وقتی به داخل خانه میرفت، آینه دیگری میان در تا اتاقش نگهبان بود، باری دیگر در اعماق آینه خود را نگریست.
همزمان، به پناهگاهش نزدیکتر میشد...
در این آینه خود را دیده بود، واقعی، همان چیزی که همیشه پشت نقاب پنهان میکرد. سپس، به اتاقش رسید، پناهگاهی از نور و سایههای ملایم؛ آینهای قدیمی در گوشه اتاق دیده میشد، آینهای که بارها شاهد رقصها، اشکها و خندههایش، شادیها و غمهایش بود. او در این آینه انعکاسی از خود را دید، جوهرهای که او بود.
و آینه دیگری وجود داشت که رو به آشپزخانه بود، یک قطعه زیبا و عتیقه؛ وقتی زن جلوی آن ایستاد، به نظر میرسید که نیرویی عجیب از شیشه بیرون میآید و او را به دنیایی از هوسبازی میکشاند. او خودش را در حال رقصیدن با قاشقی در دست میدید، حرکاتش روان، زیبا و اغواکننده بود.
سپس در آینه ظروف نشسته را دید، فراموش شده از دیشب، یادآور نیازهای نادیده گرفته شده...، زن روزهای گمشده خود را در این بازتابها سپری میکرد. دنیای آینهای جایی بود که میتوانست از پیچیدگیهای واقعیت فرار کند، جایی که میتوانست هر کسی که میخواست باشد. هر چه زمان بیشتری را در آغوش بازتاب میگذراند، بیشتر شروع به زیر سوال بردن هویت خود میکرد. آیا او همان زنی بود که در آینه ورودی میدید، کسی که دیگران هم میدیدند؟ آیا او همان زنی بود که برای یافتنش تلاش میکرد یا شاید زنی که با قاشق میرقصید؟
دیگر نمیدانست کیست، میان بازتابها گمشده بود.
بخش اول؛ نامهای سرخ
خاک سرخ میخواهد راوی داستانهای ناگفته باشد.
از سر تا سر سرزمین سرخ، نامههایی به دستمان رسیده. نامههایی که بازتاب رنگینشان، جامههایی بر تن میشوند.
صدای نامهها خواهیم بود تا تارهای زندگی، رویاها و غمهایمان را به هم ببافیم.
دانشهایی مثل زیباییشناسی، هنرهای تجسمی انسانشناسی، دونستن تاریخ هنر، اطلاعات جامعه شناختی، تاریخی و فرهنگی، اطلاعات بومی و هویتی، جغرافیایی و... جز دانشهایی هستند که فکر میکنم برای هر هنرمند و دیزاینری به طور مشترک لازمه.
وقتی که ریزتر بشیم، هر کسی مرتبط با رشته خودش به دانشهای رشته خودش هم نیاز داره. از طرفی دانشها یا مهارتهایی هستند که ما سلیقهای و دلبخواهی در کنار مطالب دیگه کسب میکنیم تا با کارامون تلفیقش کنیم یا به کارامون اضافش کنیم.
به نظر شما، هنرمند یا دیزاینر چه دانشهایی رو لازمه داشته باشه؟
به نظر شما، هنرمند یا دیزاینر چه دانشهایی رو لازمه داشته باشه؟
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 4 months, 1 week ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 6 months, 3 weeks ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 2 months, 3 weeks ago