?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
اگر یک گام تنها میتوان برداشت در هر راه
چه فرقی میکند سرباز این شطرنجها با شاه؟
خودم را خاک پای دوستان کردم در این دنیا
تو هم یک گام مهمان کن مرا ای عشق! بیاکراه
دلم را سیب سرخی بر سرم کردم، کمانت کو؟
اگر پایینتر از آن هم زدی خوب است، بسم الله
تمام عمر را دنبال خوشبختی تلف کردیم
و خوشبختی همین جا بود بین خندهای کوتاه
رفاقت مثل آهنگیست خوش در ضبط یک ماشین
دقیقاً نقطهی اوجش به مقصد میرسی ناگاه
من از این زندگی چیزی نمیخواهم به غیر از عشق
نمیدانم چرا دنیا خطابم میکند خودخواه؟!
✍سید سعید صاحب علم
? Channel| @nimkat33
دیشب که خانه نبودی، تنهایی برایم خیلی سخت گذشت. باید با تو دربارهی مسائل کاری و غیر کاریِ زیادی صحبت میکردم و دربارهی مسائل عاطفی و غیر عاطفیِ خیلی زیادتری درد و دل . تو نبودی و من یک گوشهی خلوتِ خانه را پیدا کردم و بعد از دودوتا چهارتا کردن ِ نامهربانی های آدمها... باخدا دعوایم شد! هرچه میگفتمش سکوت میکرد و سرتکان میداد. اینجوری که نمیشود. بشنوی و صدایت هم درنیاید؟ انقدر بی توجه؟ حداقل یک «هرجور خودت صلاح میدانیِ» مسخره هم تحویلم نداد. طاقت نیاوردم و سرش داد زدم که خودت از این همه بی محلی به من و بقیه خسته نشدی؟ دلش شکست...از اتاق بیرون رفت و پشت پنجره تا خودِ صبح بارید!
#الهه_حرفهایم_را_میفهمد
#فرشته_حکمتنیا
? Channel| @nimkat33
من برای اینکه چشمهایم، پس از هربار شکستن و عبور، دوباره عمیــق و نافذ و گرم باشد و در رقابت با کلامِ ذاتا شوخطبع و لبهای خندانِ از سر عادت ، باز هم بخندنــــد، رنجهای بسیـــاری به جان کشیدهام...
اما رنجش بسیار، جای خالی نفوذ را در چشمها، با پاسخ مناسب پر میکند!
? Channel| @nimkat33
بعد از گذشت تمام این سالها، حمایت نشدن از سمت آشنایانم برای من بسیار عادی شده است!
عادت نکردم!
هیچ وقت هم عادت نخواهم کرد!
اما عادی شده...
هر بار هر فرصتی که برای حمایت از من پیش آمده، در قدمهای پر شتابم، تلاشهایم و ساختن مسیری متفاوت و پر از رنج برای تغییر جهت در زندگی و ...، آنهایی که دم از رفاقت و علاقه میزنند از من فاصله گرفتند و تفاوتی با غریبهها نداشتند، چه بسا غریبترینها مرا بیشتر مورد لطف و مهربانی قرار دادند.
-آیا به این موضوع عادت کردم؟ خیر! هر بار که با عدم حمایت از سوی آنها روبرو میشوم، مثل دفعات قبل، در هم میشکنم.
-آیا این امر برای من عادی شده؟ بله! به هیچ عنوان شگفتزده نمیشوم و این رفتار برای من کاملاً قابل پیش بینی است!
چه عادی شدنش و چه عادت نکردنش... زخمیام میکند!
? Channel| @nimkat33
ساعت از وقت خوابم گذشته
تازه کتاب «پیگیر اخبار نباشید» را تمام کردم و چشمانم آمادهی چرتِ شبانه است.
از اتاق پدر ، صدای رادیو می آید. او در ادامه بیخوابیهای چند شبِ گذشته شدیداً پیگیر اخبار از رادیویی است که امواج نامیزان و صدای خش خش ناکوکش، حکمِ لالایی شبانه را برایش دارد.
محتوای کتاب و موسیقیِ صحنهی شبانگاهی ِ خانه، چه پارادوکسی!
? Channel| @nimkat33
این اختیار را دارید که درباره ی هرچیزی و هرکس اظهارنظر نکنید و به این ترتیب روحتان را از ناآرامی حفظ کنید، زیرا هیچ چیز به خودی خود از شما طلبِ قضاوت نمیکند.
#بریده_کتاب | پیگیر اخبار نباشید
? channel | @nimkat33
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد
در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،
شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر
رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد
✍حامد عسکری
? Channel| @nimkat33
?
.
الهه جانم
کلاهخود و زره آهنین خودت را بپوش و به همه سلولهای تنت فرمان "از جلو نظام" بده و آماده یکی از ساده ترین و سنگین ترین ضربه هایی باش که پتک محکم روزگار ممکن است به سوی تو روانه کند:
"روزی کسی همان رفتاری را با تو خواهد داشت که تو با دیگران داشتی"
امیدوارم جمله بالا را جوری خوانده باشی که انگار در یک سالنِ تئاترِ فوق العادهِ تاریک، روی تک صندلیِ مخملِ قرمز رنگ نشسته ای و تنها بازیگر آن صحنه منم که مرکز توجه همه نورهای آن سالن هستم و فریاد که نه... اما تشویشِ صدایم چندین بار در چهارگوشه سالن میپیچد:
"روزی کسی همان رفتاری را با تو خواهد داشت که تو با دیگران داشتی"
الهه جانم؛ منظورم از این کلمات، کارما و خوبی کردن و بدی کردن و "هرچه کنی به خود کنی" نیست ها؛
منظورم ساده ترین اتفاقهایی ست که خطرِ شکسته شدن روح به واسطه آن، از خطر رانندگی در هوای مه آلود و جاده های لغزنده بسیار بیشتر است...
مثل نادیده گرفتنِ سلامِ یک آدمِ درونگرای خجالتی... که همه شرمش را پنهان کرده است فقط برای تو.
مثل تظاهر به جدی گرفتن چیزی یا کسی وقتی چشمانت پراز تمسخر است و عضله ی گوشه لبت درحال لرزیدن است.
مثل "من صلاح خودت را میخواهم" هایی که تحویل بقیه میدهی اما پر از صلاحِ شخصی خودت است
مثل وقتهایی که به خودخواهیت، برچسب تقدیر، نشدن های تخم مرغیِ سرنوشت، انتخاب، یا هرکوفت و زهرمار دیگری میزنی تا وجدانت از تلاش نکردن آرام گیرد...
عزیز من... الهه...خیلی مراقب باش، چرا که:
"روزی کسی همان رفتاری را با تو خواهد داشت که تو با دیگران داشتی"
#الهه_حرفهایم_را_میفهمد
#فرشته_حکمتنیا
? Channel| @nimkat33
گیرم تمام شهر پر از سرمهریزها
خالی شدهست مصر دلم از عزیزها
داش آکل و سیاوش و رستم تمام شد
حالا شدهست نوبت ابرو تمیزها
دیگر به کوه و تیشه و مجنون نیاز نیست
عشاق قانعند به میخ و پریزها
دستی دراز نیست به عنوان دوستی
جز دستهای توطئه از زیر میزها
دل نیست آنچه جز به هوای تو میتپد
مجموعهایست از رگ و اینجور چیزها
خانم بخند! که نمک خندههای تو
برعکس لازم است برای مریضها
چون عاشقم و عشق بسان گدازه داغ
پس دست میزنم به تمامی جیزها
? Channel| @nimkat33
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago