علی اردستانی

Description
سیاست یک علم است.
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago
Trust in fellow citizens is a …

Trust in fellow citizens is a basic cultural belief. The Civic Culture
survey found trust in social relationships particularly high in England
and reflected in politics. The legal maxim, "The Queen can do no
wrong," echoes this belief.
پ.ن: منظور از civic culture کتاب سترگ فرهنگ مدنی است.
@ardestanialiii

1 year, 7 months ago

🔗 قلدری آکادمیک (Academic Bullying): تهدیدی برای شهرت و انسجام دانشگاه‌
✍️ علی محمد مصدق راد

💠 قلدری در محیط کار یکی از چالش‌های بزرگ مدیریت منابع انسانی است که اثرات فردی و سازمانی منفی زیادی به دنبال دارد. در این آسیب سازمانی، فرد یا گروهی با تحقیر، طرد، اتهامات بی اساس و آزار، همکار دیگر خود را وادار به ترک سازمان می‌کنند. قربانی با فشار روانی زیادی مواجه شده و این امر باعث کاهش انگیزه و رضایت شغلی، ناتوانی در کار، بیماری‌های جسمی و روحی و حتی خودکشی او می‌شود.

💠 قلدری آکادمیک نوعی رفتار هدفمند، پیچیده، پنهان و بدون خشونت علنی در محیط دانشگاه توسط یک یا چند نفر از اعضای هیأت علمی علیه یک همکار است که با هدف تهدید، تحقیر، طرد و آزار و اذیت او برای تبعیت از آن‌ها یا ترک سازمان انجام می‌شود.

💠 این نوع قلدری با توجه به استبداد، شخصیت، اهداف و رفتارهای فرد زورگو نسبت به زورگویی‌های معمول سازمانی، آثار مخرب بیشتری به دنبال دارد.

💠 با توجه به این که فرد زورگو استاد دانشگاه و به نوعی باهوش است، فرایند پیچیده ای را برای به دام انداختن قربانی طراحی و اجرا می‌کند و تلاش می‌کند تا ردی از خود برجا نگذارد.

💠 معمولاً افراد بسیار منظم، سخت کوش، پرکار، صادق، خلاق و نوآور، هدف این زورگویان قرار می‌گیرند.

💠 قربانیان معمولاً افراد موفقی در تدریس و پژوهش هستند که متوجه تخلفات قانونی فرد قدرتمندی در سازمان می‌شوند.

💠 آن‌ها معمولاً بین اساتید علمی و دانشجویان به دلیل عملکرد خوب محبوب هستند و تحمل رفتارهای غیر قانونی و غیر اخلاقی را ندارند.

💠 بیشتر این افراد واقعاً کار خود را دوست دارند و تلاش می‌کنند تا آن را به بهتری نحو انجام دهند.

💠 زورگویان معمولاً برای پوشاندن نقاط ضعف خود به قلدری آکادمیک روی می‌آورند. آن‌ها می‌دانند که شایستگی پست و مقام خود را ندارند؛ شخصیتی حسود داشته و احساس تهدید از جانب همکار شایسته‌تر خود می‌کنند. بنابراین، با به کارگیری رفتارهای ایذایی سعی در حفظ موقعیت فعلی خود دارند.

💠 اجتناب از ارتباط مستقیم، تمسخر، انگ زنی و تخریب شخصیت علمی قربانی، تضعیف، تحقیر و به حاشیه و انزوا راندن او، اشاعه شایعات بی اساس، نظارت بیش از حد، تلاش برای یافتن عیوب قربانی، توطئه و استفاده از دوستان نزدیک قربانی برای خبرچینی، محدود ساختن دسترسی قربانی به منابع سازمانی، نادیده گرفتن یا کوچک شماری موفقیت‌ها و بزرگ نمایی خطاهای کوچک قربانی، ممانعت یا به تعویق انداختن ترفیعات او، دعوت قربانی به جلسات غیر رسمی انضباطی و تهدیدهای مکرر کلامی یا کتبی به اخراج بر اساس اتهامات ساختگی یا بهانه‌های ناچیز، گرفتن مسئولیت‌های قربانی و اجبار به استعفا و همچنین تودیع و بازنشستگی پیش از موعد از جمله رفتارهای ایذایی قلدران آکادمیک است.

💠 معمولاً همکاران فرد قربانی به خاطر ترس، از او حمایت نمی‌کنند. آن‌ها می‌ترسند که در صورت حمایت از او، خود قربانی بعدی زورگویان شوند.

💠 قربانی با توجه به این که باید از خود در برابر رفتارهای زورگویانه محافظات کند، وقت و انرژی کمتری برای افزایش بهره‌وری خود و سازمان خواهد گذاشت.

💠 شهرت سازمان به خاطر رفتار قلدرمابانه برخی از مدیران و کارکنان خدشه‌دار خواهد شد و با توجه به این که زورگویان از قدرت قانونی خود سوء استفاده می‌کنند، به راحتی دروغ گفته و اصول اخلاقی را رعایت نمی‌کنند، قربانی به تنهایی نمی‌تواند از خود محافظت کند. بنابراین، او نیازمند حمایت سازمانی و قانونی است

💠 اثرات سازمانی قلدری آکادمیک شامل کاهش روحیه، انگیزه، رضایت شاغلی، تعهد سازمانی، خلاقیت و بهره وری و افزایش غیبت، جابجایی و فرسودگی شغلی کارکنان است.

💠 مدیران ارشد دانشگاه باید اقدامات مربوط به پیشگیری و درمان مناسب این پدیده را طراحی و اجرا کنند. آن‌ها باید محیط کاری سالمی را برای پرسنل خود ایجاد کنند تا با همه اساتید و کارمندان با احترام رفتار شود.

💠 مدیران باید فرهنگ عدم تحمل زورگویی آکادمیک را در دانشگاه ایجاد کنند.

💠 آزادی بیان در محیط دانشگاه باید تشویق شود تا هزینه قلدری برای زورگویان افزایش یابد. همچنین قوانین و مقررات ضد آزار و اذیت باید تدوین شود و کدهای اخلاق حرفه‌ای و سازمانی بایستی تقویت شوند.

💠 متن کامل مقاله را از اینجا بخوانید:
http://payeshjournal.ir/article-1-1682-fa.html

payeshjournal.ir
قلدری آکادمیک: تهدیدی برای شهرت و انسجام دانشگاه
سردبیر محترم قلدری Mobbing و زورگویی Bullying در محیط کار یکی از چالش‌های بزرگ مدیریت منابع انسانی است که اثرات فردی و سازمانی منفی به دنبال دارد. قلدری و زورگویی یک آسیب سازمانی است که فرد یا گروهی با تحقیر، طرد، اتهامات بی‌اساس و آزار و اذیت، همکار دیگر خود را وادار به ترک سازمان ...

1 year, 8 months ago
چند نکته در حاشیه همایش «کار …

چند نکته در حاشیه همایش «کار گِل»

نخست، عدم توجه به برخی اکابر نظیر دکتر محمود صناعی، دکتر جواد شیخ الاسلامی و جزآن.

دوم، فقدان نظم و ترتیب منطقی در سخنرانان. علی الاصول چیده مان جلسه باید برحسب سن و سال باشد تا حرمت پیشکسوتی حفظ شود و نه بر حسب این یا آن رانت. ضمن این که مسئولان برگزار کننده مراسم نیز نباید با خواهش و تمنا از کسی بخواهند سخنرانی کند. دو یا سه سخنران پیشسکوت فرهیخته به ده ها سخنران متوهم می ارزد.

سوم، عدم رعایت اخلاق علمی از سوی برخی سخنرانان. اول اینکه سخنرانی که دعوت می شود باید در چارچوب تعیین شده صحبت کند و اگر ایرادی در کار وجود دارد، مثلا اسم کسی از قلم افتاده، نباید پشت تریبون با شور و حرارت به بیان آن بپردازد. دوم اینکه تا این حد خود را مقید به اخلاق علمی بداند که تا آخر جلسه حضور داشته باشد. اگر به هر دلیلی نمی توانند حضور داشته باشد اساسا نباید حضور بیابد. نباید کسی دچار این توهم شود که اوست که «رطب» می بافد و بقیه «یابس». این کار بی احترامی به کل جلسه است. همچنین، نباید همایش را با کلاس اشتباه گرفت و مخاطبان آن را دانشجویان کلاس درس دانست. مخاطبی که هشتاد سال سن دارد و دهها ترجمه انجام داده است، نیازی به شنیدن این ترهات ندارد. افاده فضل، عقده گشایی، و منت گذاری جایی در هیچ مراسم علمی ندارد.

چهارم، پیام کتبی این یا آن استاد بزرگ که در خارج است باید در ابتدا خوانده شود و نه در آخر.

پنجم، فقدان تعریف مشخصی از علوم سیاسی و اختلاط مفهوم سیاست و علم سیاست. این موضوع به شدت در جریان همایش نمود داشت و نگاهی اجمالی به پوستر همایش به خوبی این موضوع را نشان می دهد. حتی سخنرانانی که در کسوت دانشگاهی بودند به این موضوع بی توجه بودند. هر کسی که کتابی سیاسی ترجمه کرده است نمی توان او را مترجم علوم سیاسی دانست. همین ورود افراد غیرمتخصص به حوزه علم سیاست باعث شده تا اساسا علم سیاست شکل نگیرد و آنچه هم تحت عنوان «علوم سیاسی» شکل گرفته است در ابتذال کامل به سر می برد. رشته ای که هنوز مهمترین کتاب هایش ترجمه، و فهم، نشده است نباید کسی را به توهم «مترجم بودن» مبتلا کند. بخش مهمی از افرادی که در این همایش از آنان نام برده شد، کمترین سنخیت را با علم سیاست به عنوان یک دیسیپلین علمی داشتند. سیاست یک علم است و نه ابزاری ایدئولوژیک!

پ.ن1: اصطلاح «کار گل» برگرفته از پیام کتبی دکتر حسین بشیریه است که کار ترجمه را کار گل قلمداد کردند.
پ.ن 2: ملاحظات فوق نافی ارزش کار دست اندرکاران همایش، به ویژه دبیر بسیار محترم و سختکوش آن، دکتر دلاوری، نیست. به این بزرگواران باید برای برگزاری چنین مراسمی دست مریزاد گفت. این نکات صرفا پیشنهاداتی برای بهبود کیفی جلساتی از این دست در آینده است.
@ardestanialiii
B2n.ir/b87441

2 years ago

? مشروطه خواهی به مثابه مد فکری
یکی از عوارض مهم هر فکر و نظریه ای در ایران این است که به سرعت به مدی فکری یا روشنفکری تبدیل می شود. عده زیادی بدون اینکه به جوانب و پیامدهای آن فکر کنند، بر طبل هواداری آن می کوبند و گاه به رگ گردن حجت می کنند. اندیشه مشروطه خواهی مصداق این امر است. بیش از دو دهه است عده ای کوشیده اند که با تجدید حیات سنت مشروطه خواهی خون تازه ای به کالبد نیم بسمل ایران تزریق کنند. بدون ورود به جزئیات و بدون ذره ای تردید در نیت پاک این افراد، به نظر می رسد سطح مباحث مربوط به قدری انتزاعی و نظری شده است که جز برای عده ای اهل فن برای بقیه قابل درک و فهم نیست. درواقع، به مباحث اسکولاستیکی شبیه شده است تا راهکاری برای برقراری حاکمیت قانون در کشور. به عبارت دیگر، فاقد جنبه عملیاتی است. این بدان معناست که حتی اگر نظام مشروطه در ایران برقرار شود، قادر به حل مشکلات عمیق و ساختاری کشور پیچیده ای مانند ایران نیست. کشوری که در آن به دلایل مختلف نیروهای گریز از مرکز و شکاف های اجتماعی به شدت رشد یافته است، نمی توان با کوک مشروطه ساز کرد. در واقع، سوال این است که ما از مشروطه چه می خواهیم؟ اگر ما به دنبال توسعه و مدرنیزاسیون کشور هستیم، آیا مشروطه می تواند این مهم را انجام دهد؟ تاریخ ایران چه قبل و چه بعد از مشروطه گواه آن است که ما تنها زمانی توانسته ایم کشوری پیشرفته باشیم که دولتی قوی با تکیه بر «نظم شاهنشاهی» در آن استقرار یافته است.
@ardestanialiii

2 years ago

? به بهانۀ انتشار کتاب «پدرسالار و سایر آثار سیاسی»

? یکی از مهمترین وجوه تفاوت سیاست در ایران و کشورهای بزرگ غربی به فقدان سنت های فکری در اولی و وجود آنها در دومی بازمی گردد. در واقع، اگر می بینیم که این کشورها بر نظم و مدار معینی پیش می روند، و سیاست هویت و معنابخش است، ریشه در همین سنت های فکری دارد. این سنت های فکری حکم درختان تناوری دارند، که هیچ علف هرزی نمی‌تواند به آنها صدمه بزند: چند صباحی جولان می دهند، اما با اولین باد از جا کنده می شوند.

? یکی از این سنت های فکری مهم که در ایران کاملا مغفول مانده، سنت فکری «پدرسالاری یا پدرسالارگرایی» است. اگرچه این سنت در سایر مناطق جهان نیز وجود داشته است، اما در اروپا بوده که  صورت بندی شده و مبنای نظریه پردازی قرار گرفته است.  این صورت بندی به ویژه  طی سده های پانزدهم و شانزدهم و هفدهم انجام شد که علم سیاست برای تاسیس مبنایی جدید جدال سختی را پشت سر می گذاشت. درواقع، از درون همین جدال بود که علم سیاست مدرن پدیدار شد.

? این جدال از یک سو میان هواداران امت گرایان هوادار پاپ و ناسیونالیست ها بود، و از سوی دیگر، میان محافظه کاران و دموکرات ها. به عبارت دیگر، از یک سو نظم قدیم معنا و جایگاه خود را از دست داده بود، و از سوی دیگر نظم جدید هنوز استقرار نیافته بود. این امر باعث شده بود تا خطر «آنارشی» یا هرج و مرج در سطح جامعه افزایش یابد که نتیجه ای جز فروپاشی کشور به همراه نداشت.

? برخی متفکران بزرگ با درک این خطر مهلک کوشیدند تا در پرتو  «مطلقه گرایی» به دفع مخاطرات امت گرایان و دموکرات ها بپردازند.  آنان نه سر در آخور پاپ و امت گرایی داشتند و نه علاقه و توجهی به شعارهای پوپولیستی و  عوام فریبانه دموکرات ها نشان می دادند. آنان میهن پرستانی بودند که ورای هر چیز به حفظ کشور و استقرار صلح در آن می اندیشیدند. مهم ترین این متفکران در این دوره مخاطره آمیز تامس هابز و  سر رابرت فیلمر بودند که با انتشار رسائل مهمی کوشیدند با دفاع از سنت پادشاهی مطلقه  از این دیالکتیک بین نظم و بی نظمی و یا بین آنارشی و ثبات رهایی یابند. در اینجا می کوشیم نگاهی اجمالی به کتاب فیلمر داشته باشیم.

? کتاب «پدرسالار و سایر آثار سیاسی» شامل کل مجموعه  آثار سیاسی فیلمر است که برای اولین بار توسط دکتر علی اردستانی منتشر می شود. این کتاب را نشر نگاه معاصر در سال ۱۴۰۳ در ۴۹۲ صفحه روانه بازار کرده است. کتاب شامل یادداشت مترجم، مقدمۀ و یراستار، و ۷ رساله از سر رابرت است. مبنای ترجمه نسخه پیتر لسلت، دانشمند سیاسی شهیر انگلیسی، است، اما در کنار آن از نسخه دیگری، نسخه یوهان سامرویل، استفاده شده است که به گفته استاد نمونه کامل ویراستاری است.

? مترجم گرانقدر در  یادداشت مهم خود به دلایل انتشار اثر، اهمیت فیلمر برای ایران، مشکلات ترجمه، و تفاوت های ترجمۀ اخیر با کتاب قبلی (یعنی، با کتاب «پدرسالار یا قدرت طبیعی شاهان که در سال 1396 خود ایشان منتشر کردند) می پردازد. همان طور که مترجم خاطرنشان می کند، کتاب حاضر کلا کتاب جدیدی است و حتی خود متن پدرسالار هم بر اساس نسخه لسلت از نو ترجمه شده است. بنابراین، کل کتاب جدید است.

? قسمت دوم کتاب به «مقدمۀ» مفصل ویراستار پرنفوذ کتاب اختصاص دارد، که شامل ۶ بخش است: زندگی نامه، استدلال فیلمر، پدرسالارگرایی در تفکر سده هفدهم: فیلمر و هم عصرانش، بازنشر آثار فیلمر: فیلمر، لاک، و لیبرالیسم، یادداشت کتاب شناختی، و کتاب شناسی.در هر کدام از این بخش ها پروفسور لسلت تمام نکات مربوط را به خوبی توضیح می دهد. او به خوبی نشان می دهد اساس استدلال فیلمر قوی تر از لاک است و لاک پاسخی برای آن نداشته است. ادامه ???

2 years, 1 month ago

?(13) پرسشی که در اینجا ممکن است مطرح شود این است که چرا علم سیاست در ایران شکل نگرفته است؟ در میان سایر عوامل، به نظر می رسد مهم ترین عامل به فقدان دولت (state) و ترتبیات قانونی (constitutonal) در ایران برمی گردد. ما اگر دوران شاهان پهلوی را مستثنا کنیم که با جدیت تمام کوشیدند بنای دولت به مفهوم واقعی کلمه را پایه ریزی کنند، هیچگاه در ایران دولت وجود نداشته است: آنچه بوده سایه سنگین قبیله گرایی و ملوک الطوایفی است که هر طایفه متناسب با قدرت خود و به عریان ترین شکل ممکن به اعمال حکومت پرداخته است. بی دولتی منطق حاکم بر تاریخ ما بوده است. این امر باعث شده تا هیچ نهاد مستقلی شکل نگیرد، و آن دسته از نهادهایی هم که شکل گرفته اند، به سرعت از محتوا تهی شده اند. اگر امروز می بینیم که تمام نهادهای مدنی کارکرد خود را از دست داده و اعضای آنها به موضوع کنترل و سرکوب تبدیل شده اند، ریشه در همین بی دولتی دارد. جمهوری اسلامی مصداق عینی این بی دولتی است. در این رژیم سیاسی اساسا مشخص نیست نهاد حکمرانی در اختیار کیست، و هر تکه و بخش دولت در دست این یا آن گروه است که آنها نیز به دنبال سهم خود از «خوان یغما» هستند. سرنوشت غمبار این رشته و انجمن های وابسته به آن مثال مناسبی در این زمینه فراهم می کند. وقتی دولتی وجود ندارد، علم سیاست به طور خودبخود موضوعیت خود را از دست می دهد.
@ardestanialiii

2 years, 1 month ago

? (12) انتخابات - اگر بتوان به آن انتخابات گفت - اخیر در ایران یک بار دیگر ثابت کرد که سیاست یک علم است که بی توجهی به آن تنها می تواند عرض مدعیان را ببرد. این که سیاست نخوانندگان با یک کرشمه سیاست بازان از خود بی خود شوند و سر بر آستان این یا آن رسوا نهند، شگفت انگیز نیست: آنان نه با مبانی و اصول آن آشنا هستند و نه احتمالا علاقه ای به درک قوانین حاکم بر آن دارند. شگفت انگیز آنجاست که شاغلان آن (اعم از استادان، دانشجویان و پژوهشگران ) نیز بدون توجه به قواعد و قوانین حاکم بر آن «حدیث آرزومندی» سر دهند. این که شاغلان علوم سیاسی در ایران قدرت درک فرایند/ فرایندهای حاکم بر جامعه را ندارند، اول از همه، همان طور که قبلا گفته شد، به مجموعه تعالیم نامربوط و درعین حال مملو از کلمات قلنبه و سلنبه و دهان پرکنی بر می گردد که در چند دهه اخیر بر فضای آن غالب بوده است (برای این موضوع بنگرید به بالا). در وهله دوم، که ارتباط مستقیم با مورد پیش گفته دارد، باید آن را ناشی از شکاف بین شاغلان علوم سیاسی - گفتیم که در ایران علم سیاست وجود ندارد - و مردم در جامعه دانست. شوربختانه، بخش قابل توجهی از شاغلان این رشته دچار این توهم هستند که در جامعه مرجعیتی دارند و مردم منتظر فراخوان آنان برای حضور در سیاست هستند. آنان این موضوع را درک نمی کنند که شاغلان هر رشته ای - در اینجا علوم سیاسی - در وهله اول باید در چارچوب اصول و اهداف رشته خود به تحلیل مسایل بپردازند، و سپس دست به اقدام بزنند نه اینکه به ماشینی برای توجیه منویات سیستم سیاسی تبدیل شوند. وقتی غیر از این باشد، همانی می شود که اکنون هست: جامعه مسیر خود را می رود و شاغلان علوم سیاسی نیز مسیر وهم آلود خود را.
@ardestanialiii

2 years, 1 month ago

? (11) «سياست حقيقى كه من آن را به‌عنوان بخشى از فلسفه‌ اخلاق ملاحظه مى‌كنم، چيزى جز هنر رفتار درست در جامعه و حمايت از اجتماع در ميان همسايگانش نيست. جوانان بايد با ارسطو شروع كنند و سپس در صورت تمايل متأخران را مطالعه كنند.» (از نامه لاک به لیدی موردانت 1697).
این سخن جان لاک بدین معناست که سیاست حقیقی اولا، در پیوند با اخلاق قرار دارد. دوما، هنر رفتار درست است، و سوما، بر حمایت از اجتماع ملی در مقابل همسایگان مبتنی است. اخلاق همان است که ما از آن تحت عنوان روح علم یا پرنسیپ در بالا نام بردیم، و، همان طور که اشاره شد، گمشده امروز علوم سیاسی ایران است. «هنر رفتار درست» و «حمایت از اجتماع در مقابل همایسگان» ناظر به وجوه داخلی و خارجی سیاست است که بروز آنها به نهادینه شدن فضایل مدنی بستگی تام دارد. بنابراین، عنصر حیات بخش جامعه «آموزش» است. بدون آموزش فضایل مدنی نه می توان شهروندانی فضیلتمند داشت و نه کامنولثی نیرومند؛ و این آغازی است بر آنارشی و هرج و مرج هم ذهنی و هم عینی در جامعه. وقتی در جامعه ای هیچ کدام از فضایل مدنی نهادینه نشده است، و چه بسا کمترین آگاهی و اطلاعی از آنها وجود ندارد، چطور می توان انتظار داشت که اعضای آن جامعه «سیاست حقیقی» را دریابند. در چنین جامعه ای سیاست چیزی جز «دروغ» و «النصر بالرعب» نیست, آن گونه که در جامعه کنونی ما رواج دارد.
@ardestanialiii

2 years, 2 months ago

?(8) شاید مهم ترین تاثیر حکومت بر رشته علوم سیاسی نه تعیین سرفصل های دروس و تبدیل آن به کارخانه ای برای «تولید نیرو» و، در شرایط کنونی، «تولید علم» - که خود این مبین نفوذ قاطع نگرش فنی و مهندسی بر تصمیم گیران حکومتی است - بلکه تزریق روحیه «جبن» و «انفعال»…

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago