رحیم مولاییان / نقاش/ مجسمه ساز / شاعر

Description
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 9 months ago
1 year, 9 months ago
2 years, 2 months ago

اندازه اثر ۱۵۰ در ۲ متر روی بوم

2 years, 2 months ago

من زاهدان سربازی بودم لشکر ۸۸ زاهدان تعدادی دوست زاهدانی داشتم شریف و پر مهر.. چهار راه چکنم ..چهار راه رسولی ...چهار راه مگسی ..هر غروب از پادگان بیرو میزدم و به مردمی آرام با چهره عبوس خیره میشدم .دلشان پر مهر بود و سنگینی زندگی چهره ها را عبوس نشان میداد .سخت ارتباط برقرار میکردند اما وقتی دوست بودند دومی نداشتند. دوزی رسول رفیق زاهدانی که با هم از بازار لته برمیگشتیم به سمت پادگان گفت جمعه میای با رفقا بریم طبیعت .یه جای زیبا پر درخت و آب چشمه ... تصورش سخت بود و باور نکردنی . زاهدان و اطرافش بیابان برهوت بود و صدای سکوت را میشنیدی .قبول کردم .صبح جمعه راهی شدیم یکساعت و نیم در بیابان داغ و ساکت در راه بودیم با ماشین دوستانش
و موسیقی بلوچستان .که برایم تداعی غریبی داشت ریتمیک و پر از حزن ..رسیدیم همه شوق داشتند .گوشه خلوت بیابان تنها حدود ۲۰ در خت بلند روییده بود که سایبانی زیبا را میساخت و چشمه ای عجیب و کوچک که از گوشه ای لای سنگ های تیره بیرون میزد و در انتها در بیابان گم و محو میشد ..دستی به آب بردم تک تک درتتان را بوییدم و بوسیدم .من فرزند شمال مازندران که از هر گوشه اش علفی و گیاهی و درختی بی سبب میروید .اینجا فهمیدم طبیعت کجاست ...امروز در باغ زندگی میکنم همه جا سبز است اما بارها دلم بیاد اون درختان شریف افتاد که شبیه مردمان سیستان و بلوچستان تنها اما بزرگ بودند........
مولاییان بهار ۱۴۰۳

2 years, 2 months ago
2 years, 8 months ago

یعنی اگر من رویدادی، حادثه ای، فردی و یا سوژه ای را که با من در یک زمینه و بستر زندگی، تاریخی و به طور مشخص، فردی، در ارتباط بود، بخاطر نیاورم و یا در حال فرایند بی حافظه گی قرار گرفته باشم، باید گفت در این رویداد، جهان برای من به اتمام رسیده است. ما در این لحظه با غلبه نیستی در مواجهه با هستی و بودن یک سوژه برخورد می کنیم. زیرا حافظه همان نیروی مقوم زندگی ست، که به واسطه آن، روندها و مکانیزم های زندگی انسان ساخته و برساخته می شود. با حذف حافظه، من دیگر امکان گشایش و طرح اندازی را در تاریخ نخواهم داشت. زیرا امکان های نگاه من به جهان پیرامون به وساطت حافظه ساخته می شد و با نبودگی حافظه این امکان ها به امتناع نزدیک خواهد شد.
من با نیروی حافظه به دوستی ادامه می دهم و یا دقیقا بخاطر عنصر حافظه با دیگری در میدان جدال و نزاع قرار می گیرم و خاطرات را می سازم. از این حیث است که عنصر حافظه به یکی از مهمترین عناصر زندگی انسان تبدیل می شود. اتفاقی که برای حافظه در روند زندگی روزمره رخ می دهد، این است که در پاره ای از موارد انسان با قصد خویش، قرار است حافظه خود را فراموش کند. ولی از منظری دیگر، ظهورات جدید فرد، مناسبات جدید، تفاوت سبک زندگی و هزاران دلیل دیگر به میان می آید، تا عده ای از حافظه ما در یک فرایند ناخواسته حذف می شوند. حذف از حافظه یعنی حذف از جهان و تاریخ من. یعنی یک سوژه که روزگاری با من و در جهان من حضوری بی واسطه و یا با واسطه داشت، امروز دیگر نه با من است و نه در افق جهان من.( البته باید گفت که تاریخِ نسبت ها، اثر خود را بر سوژه خواهد گذاشت).
فوکو در قسمتی از کتاب تاریخ جنون نشان می دهد که چگونه در عصر کلاسیک با دیوانگان همچون موجوداتی به مثابه یک حیوان برخورد می کردنند. در عصر کلاسیک، آخرین درجه ی جنون به معنای آن بود که انسان با حیوانیت خود بی واسطه مرتبط شود. در نگاه انسان آن عصر، گویا دیوانه هیج درد و شناختی به جهان خارج ندارد. تعبیر و فهم من اینگونه است که گویا دیوانه چونان یک فرد بی حافظه در تاریخ حضور دارد. حیوان امکان درد را از حیث تاریخی درک می کند ولی بی حافظه گی انسان، روندی است که فرد در بین دو هیج قرار می گیرد. نه می داند گذشته چیست و نه فهمی از اکنون و آینده خود دارد. می توان اینگونه بیان کرد که انسان با توجه به نسبتی که با حافظه تاریخی و فردی خود برقرار می کند، نسبتی با جهان و خاطراتی از جهان زندگی برای خود می سازد.
در قسمت دوم به، حافظه، خاطره و تاریخ اشیاء خواهم پرداخت.

2 years, 8 months ago

قسمت اول : آنچه که می نامیم حافظه، چیست؟
جهان به طور مشخص، برای سوژه ای که می زید، کجاست؟ آن سوی من یا، با من و همراه من؟ چه چیزی اساس بودن من را برای امتداد زندگی هموار می کند؟ بن دادهای شوق و میل من از کدام فرایند برساخته می شود؟ من اساسا با کدام مکانیزم به جهان می نگرد و پی در پی جهان را می کاود. اساسا جهان را با کدام مبنای بنیادین و با کدام آرخه(منبع)و بنیاد باید مورد تامل قرار داد.
حافظه، ما بدون این مفهوم چیزی جز دیوانگان گنگ و سرگردان نیستیم، همان دیوانگانی که فوکو در تاریخ جنون به قبض و بسط های آن می پردازد. شما لحظه ای از جهان را بدون حافظه تصور کن. تصور کن که نه گذشته ای قابل تصور است و نه امروز و نه می توان به یک افق آینده اندیشید. این لحظه و یا این رویداد، چگونه لحظه ای است؟ شاید بتوان نام این لحظه را همان مرگ در موقعیت بودن نام نهاد. بدنی که مکانیزم های درونی آن به فعالیت خود ادامه می دهد، ولی اساسا نمی داند که چه نسبتی با روح زندگی دارد؟
چنین نگاهی به مفهوم حافظه، یک وضعیت خاص و برجسته شده ی ایده ی ناحافظه گی است. ما کمتر به صورت بنیادین کلیت حافظه ی خود را به فراموشی می سپاریم. به صورت انضمامی، و تاریخمنمد، اساسا زیستن انسانها با طیفی ازمفهوم حافظه در ارتباط است. به طور مشخص، انسانهای اندکی کنش های تاریخی زندگی را به صورت دقیق در حافظه می سپارند. به صورت مشخص تر، فقط فرم های کلی از حافظه در ذهن ما باقی می ماند. یعنی ما در یک طیف حافظه و بی حافظه گی، خود را بازتعریف می کنیم. (البته بین حافظه و خاطره فاصله ای می توان متصور شد. به گمان من، حافظه پیشا خاطره وجود دارد. استدلال من این است که، من ابتدا واجد و صاحب حافظه هستم و بعد خاطرات را به وساطتت حافظه مرور می کنم، یعنی خاطره در نسبت حافظه امری پسینی است)
با چنین نگاهی حافظه را می توان، به دو صورت تقسیم کرد: حافظه های که از حیث تاریخ جمعی و اجتماعی فراموش می شوند 2. حافظه های که در مناسبات بین فردی و در زمان حضور سوژه رو به فراموشی می نهد. هر دو نوع از حافظه برای انسان حیاتی است، به این دلیل که قسمتی از بودن های فرد را قوام می بخشد. از منظرگاهی دیگر، اشکال زندگی فرد را سامان می دهد. در باب حافظه تاریخی باید گفت، که علم تاریخ به وساطت جمع آوری روایات، اسناد دسته اول و دوم، به تقویت حافظه ما کمک می کند. تاریخ و تاریخ نگاران برای امتداد دانایی بشر و تقویت آگاهی سوژه ها، دمادم در حال بازسازی گذشته به روایت های متعدد هستند.
چنین بازسازی، یکی از ارکان هر جامعه و نظامهای اجتماعی است. به معنای دقیق تر کلمه، فهم گذشته و حافظه تاریخی، هم به بازاندیشی هویت جامعه کمک می کند و هم خط و مشی های کلی تاریخ زندگی و افق های پیش روی را برای همبستگی اجتماعی مهیا می کند. حس میهن پرستی و یا حس دین خویی، به طور مستقیم از بازخوانی حافظه تاریخی بازتولید می شود. انسانها تلاش می کنند، حافظه ازلی را برای یک افق ابدی تنظیم کنند. به این معنا که با پیوند دادن قسمتی از خود با حافظه ازلی، جهان اکنون و افق اینده را می سازند. در فرایند تاریخ سازی، گذشته به وساطتت حافظه، به کمک امر تاریخی می آید و تکه های تاریخی را به هم متصل می کند.
ساختن چنین بنایی همان بازتولید نظم از حیث اجتماعی است. یکی از روش های ایجاد همبستگی های اجتماعی، پیوند من با گذشته است (گذشته یعنی بازخوانی حافظه). با پیوند زدن من با گذشته، سوژه ها از موقعیت انفرادی و فردیت یافته، جهان درون خودشان را به یک حافظه جمعی پیوند می زنند. این همان لحظه تولد امر اجتماعی و بازتولید زندگی جمعی است. من این لحظه را، لحظه ی حافظه مندی می نامم، لحظه ای که «من» در سیرورت حافظه ها، خود را می بیند(از بیرون) و همچنین خودش را با درون پیوند می زند.
حافظه ی شکست، حافظه خودکامکی، حافظه ی پیروزی و هر نوع حافظه ای که به خاطرات جمعی و بازخوانی آن کمک می کند باید امکان بودگی داد. فراموشی هر یک از این حافظه ها یعنی بازتولید تکرار شکست. یعنی اینکه ما به زبان سارتری به یک نیستی نزدیک می شویم. نیستی در اینجا همان بی حافظه گی است، زیرا در بی حافظه گی، تمام ناامکان ها چونان یک نیستی بر من استیلا می یابد.
نوع دیگری از مفهوم حافظه، همان حافظه شخصی فرد است. میدان چنین حافظه ای، هم سوبيکتیو است و هم ابژکتیو. چنین حافظه ای، همان حافظه ای است که در نسبت بین فرد و دیگری ساخته می شود. در این موقعیت، هم فرد در بازخوانی حافظه مداخله می کند و هم جهان بیرونی، ولی غلبه مناسبات شخصی بر ساختارهای کلان در این نوع از حافظه، بیشتر به چشم می آید . پرسش اساسی در این نوع از حافظه، این است که با فراموشی و فروپاشی حافظه، چه اتفاقی برای سوژه رّخ خواهد داد. دم دستی ترین پاسخ به این سوال، بی جهان شدگی فرد است.

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago