?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 9 months, 1 week ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 11 months, 3 weeks ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 7 months, 3 weeks ago
این تصور رایج که ایران بازوهای خود در منطقه را از دست داده است، ناشی از این فرض اشتباه است که ایران روابط نیابتی با نیروهای مقاومت داشته است. مقاومت ریشه در اشغال سرزمینهای عربی توسط اسرائیل، هتک حرمت به اماکن مقدس اسلامی، آپارتاید، نسلکشی و تجاوز مداوم به همسایگان دارد. مقاومت پیش از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹وجود داشته و تا زمانی که علل ریشهای آن باقی باشد، ادامه خواهد داشت. تلاش برای نسبت دادن آن به ایران ممکن است برای یک کارزار روابط عمومی کارساز باشد، اما مانع از هرگونه راهحل واقعی خواهد شد.
ایران نیز همچون دیگر ملتها چالشها و اشتباهات خود را داشته است. مردم ایران که با فداکاری سختیهای فراوانی را تحمل کردهاند، اکنون با عزمی راسخ و اعتماد به نفس آمادهاند تا گامهای شجاعانهای بردارند. این گذاراز نگاه تهدیدمحور به رویکردی فرصتمحور با چشماندازی که رئیسجمهور پزشکیان (و اینجانب) در کارزار انتخاباتی تابستان گذشته در ایران مطرح کردیم، کاملاً همراستاست.
طرح مودت ما را به بازاندیشی در تصویر منطقه، نه بهعنوان میدان نبرد، بلکه بهعنوان کانون مودت، دوستی و همدلی فرا میخواند، منطقهای که در آن جستوجوی فرصتهای مشترک و رفاه جمعی محوریت دارند. زمان تغییر فرا رسیده است. ضروری است که به گفتوگوهای معنادار و البته صریح بپردازیم تا بتوانیم آیندهای مبتنی بر همکاری، توسعه مشترک و پایدار، عدالت اجتماعی، رفاه و امیدی نوین ترسیم کنیم.
تبدیل غرب آسیا به یک نماد صلح و همکاری تنها یک آرزوی بیپایه نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی و هدفی قابلدستیابی است که تنها به تعهد، گفتوگو و یک دیدگاه مشترک نیاز دارد. طرح مودت میتواند فضای این تحول را فراهم کند. بیاییم این فرصت را غنیمت شماریم تا غرب آسیا را به منطقهای پایدار، شکوفا و صلحآمیز تبدیل کنیم؛ منطقهای که در آن همدلی، درک متقابل و همکاری جایگزین اختلافات و تفرقهها شود. ما که در دولتهای کشورهای خود مسئولیت داریم، باید این فرصت را مغتنم شماریم و به آینده بنگریم نه اینکه اسیر گذشته باقی بمانیم. زمان عمل هماکنون است.
@jazeare
یکپارچگیاقتصادی بخشی محوری در چشمانداز طرح مودت است. به دلیل شبکههای تجاری پراکنده، بیتوجهی به توسعه سازوکارهای بانکی و پرداختی درونمنطقهای، رقابتهای سیاسی و اتکای شدید به بازارهای خارجی، آسیای غربی با فقدان وابستگی متقابل مواجه است. تاسیس «صندوق توسعه مودت» میتواند طرحهای زیرساختی ضروری را، بهویژه در مناطقی که در درگیریها آسیب دیدهاند، تأمین مالی نماید. علاوه بر این، اصلاحات حکمرانی در سوریه – به منظور دریافت کمکهای اقتصادی - اصل مسئولیتپذیری را تقویت خواهد کرد و زمینهساز ایجاد کشوری امن و پایدار خواهد بود که در آن زنان و اقلیتها بتوانند به شکوفایی دست یابند.
سوریه پس از اسد چالشی بزرگ برای همه ما محسوب میشود. تجاوزگری بیحد و حصر اسرائیل که حاکمیت سوریه را نادیده میگیرد، مداخلات خارجی که تمامیت ارضی سوریه را تهدید میکند، صحنههای وحشتناک خشونت و قساوت که یادآور وحشیگری داعش است، و خشونتهای قومی و مذهبی که ممکن است به جنگ داخلی گسترده منجر شود، نیازمند توجه فوری اعضای طرح مودت است.
رسیدگی به فاجعه انسانی در فلسطین همچنان برای ثبات منطقهای حیاتی است. طرح مودت باید حق تعیین سرنوشت فلسطینیها را در اولویت قرار دهدو از راهحلهای عادلانهای حمایت کند که به طور کامل به آرمانهای این مردم احترام میگذارند. این امر فقط شامل راهحلهای سیاسی نمیشود، بلکه نیازمند فرصتسازیهای اقتصادی و به رسمیت شناختن حقوق مسلم فلسطینیان است.
طرح مودت زمینهای مستعد برای برنامههای زیرساختی فراهم خواهد کرد: از حمل و نقل تا خطوط انرژی و شبکههای ارتباطی. این طرحها نه تنها حرکت کالاها را تسهیل میکنند، بلکه تبادل انرژی، اطلاعات و خدمات را نیز ممکن میسازند. ما در غرب آسیا باید درک کنیم که مفهوم استقلال با جایگاه یک کشور در زنجیره ارزش افزوده جهانی ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده است.
تضمین امنیت انرژی یکی از ارکان اساسی همکاریهای منطقهای است که فرصتهایی برای ایجاد وابستگی متقابل در سطح منطقه فراهم میآورد. توافقهای منطقهای در زمینه انرژی باید با هدف حفاظت از مسیرهای انرژی و کاوشبرای منابع انرژی پایدار طراحی شوند. ظرفیت گسترده و دستنخورده فلات ایران و دیگر اراضی کشورهای عضو مودت که برای مزارع خورشیدی و بادی مناسب هستند، همکاری در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر را به یک برنامه اقتصادی قابل تحقق تبدیل میکند که انرژی پاک را برای منطقه و حتی فراتر از آن تأمین خواهد کرد.
طرح مودت میتواند زمینهساز همکاریهای جدید منطقهای در حوزه آزادی کشتیرانی از طریق ایجاد گشتهای امنیتی مشترک دریایی باشد. منطقه ما گذرگاه اصلیآبراههای راهبردی جهان از جمله تنگه هرمز، کانال سوئز و تنگه بابالمندب است. ایران، با توجه به موقعیت راهبردی و تجربهاش در حوزه امنیت، جایگاهی منحصربهفرد برای مشارکت سازنده در تأمین امنیت آبراههای حیاتی نظیر تنگه هرمز دارد. دیگر کشورها نیز میتوانند نقشی کلیدی در تأمین امنیت کانال سوئز و تنگه بابالمندب ایفا کنند.
پویش صلح هرمز (HOPE)، که بیش از 5 سال پیش از سوی ایران پیشنهاد شد، نمونه برجستهای از یک ابتکار منطقهای است که هدف آن تقویت صلح و ثبات در میان کشورهای منطقه هرمز است. این ابتکار میتواند در حال حاضر - به دلیل پیشرفت قابل توجه در روابط میان ایران، امارات و عربستان سعودی - جان تازهای بگیرد. همکاری میان ایران و عربستان سعودی— به عنوان دو قدرت تأثیرگذار منطقه—نقش اساسی برای تقویت وحدت و برادری میان مسلمانان شیعه و سنی خواهد داشت و از این مسیر میتوانیم به طور مؤثری با نیروهای تفرقهافکن، افراطگرایی و نزاعهای فرقهای که به طور تاریخی منطقه را بیثبات کردهاند، مقابله کنیم.
تلاش برای ایجاد منطقهای عاری از سلاحهای هستهای و احیای برنامه جامع اقدام مشترک ایران (برجام) عناصر اساسی این چشمانداز خواهند بود. این رویکرد نه تنها به مسئله عدم اشاعه سلاحهای هستهای میپردازد، بلکه تعهد مشترک به صلح و ثبات را نیز تقویت خواهد کرد. چارچوب طرح مودت باید همکاری در زمینه تبادلات فرهنگی، مدیریت منابع آب، مبارزه با تروریسم و کارزارهای رسانهای که همزیستی را ترویج میدهند، در اولویت قرار دهد.
نقش ایران
ایران نیز مانند سایر کشورها نقشی اساسی در چارچوب پیشنهادی مودت ایفا خواهد کرد. در طول ۴۵ سال گذشته، کشور من تابآوری و خودکفایی قابل توجهی در حوزه امنیت و دفاع نشان داده و توانسته است نه تنها بدون کمک خارجی به بقای خود ادامه دهد، بلکه حتی در برابر فشارهای قدرتهای فرامنطقهای پیشرفت کند.
https://x.com/xpmov/status/1869794501415608619?t=R-UOnjVMCxDSAplnCmREPA&s=35
مصاحبه آقای حسن فضل الله نماینده حزب الله در پارلمان لبنان
*?پوتین گردن ایران انداخت!*
سخنان امروز ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه درباره سقوط بشار اسد درخور توجه و تامل است. او با بیان دو نکته به نوعی مسؤولیت این سقوط را گردن ارتش سوریه، ایران ومتحدانش انداخت. نخست این که گفت ۳۵۰ نفر از نیروهای مخالفان در حالی وارد حلب شدند که ۳۰ هزار نظامی ارتش سوریه و نیروهای متحد ایران بدون درگیری عقبنشینی کردند.
نکته دوم این که اظهار داشت که روسیه نیروی زمینی به سوریه نفرستاده بود و صرفا دو پایگاه دریایی و هوایی در طرطوس و حمیمیم داشت. به این معنا که روسیه نیروی زمینی برای مقابله با مخالفان نداشت و این گونه مسؤولیت این مقابله و جلوگیری از پیشروی آنها را متوجه ارتش سوریه و نیروهای ایرانی و نیروهای همسو با آنها دانست.
پوتین در عین حال هم بیان داشت که روسیه ۴ هزار نیروی ایرانی را از طریق پایگاه هوایی حمیمیم به تهران منتقل کرده است.
هنوز ایران واکنش رسمی به این اظهارات نشان نداده است.
اما نکته قابل توجه دیگر در گفتههای امروز رئیس جمهور روسیه درباره تحولات سوریه تاکید بر این موضوع بود که کشورش در سوریه شکست نخورده و اهداف خود را محقق کرده است! مفروض این سخنان او این است که حفاظت از نظام سوریه هدف مسکو نبوده است.
او هدف از حضور روسیه در سوریه را «جلوگیری از شکلگیری یک حکومت تروریستی» دانست و تاکید کرد که این هدف «به طور کلی» محقق شده و گفت که گروههای مسلح سوری تغییر کردهاند و سازمانهای تروریستی نیستند و نشانه آن را تعامل آمریکا و اروپا با این گروهها دانست و این «تغییر» را محصول حضور روسیه در سوریه دانست!
چند روز قبل هم نگارنده طی یادداشتی بیان داشت که یکی از عوامل مهم سرنگونی نظام بشار اسد تضاد منافعی بود که میان ایران و روسیه پس از «تثبیت موقت» نظام او به عنوان هدف و منفعت مشترک در جریان بحران فراگیر داخلی در این کشور ایجاد شد. پس از حفظ نظام سوریه، منافع دو متحد او هیچ همپوشانی نداشت و تضاد منافع رفته رفته ابعاد مختلفی به خود گرفت.
در حالی که ایران و متحدانش، سوریه را کانون و محور نفوذ سختافزاری و رکن رکین جبهه خود در شامات و به ویژه در تقابل با اسرائیل و کریدور تسلیح مستمر حزبالله میدیدند، روسیه هیچ نوع همدلی با این راهبرد ایران نداشت و عملا مخالف آن بود و سوریهای میخواست که منافعش در شرق مدیترانه و خاورمیانه را با پاسداشت روابط راهبردیاش با اسرائیل حفظ کند.
حالا هم سخنان امروز پوتین مبنی بر این که غایت کشورش در سوریه حفظ اسد نبوده است بیشتر توجیهگر عدم مداخله برای حمایت از او به نظر میرسد، اما اکنون پرسش این است که چرا مسکو این بار نه تنها دخالت نکرد؛ بلکه هماهنگیهایی هم با اسد و ترکیه برای خروج او از سوریه و ارتباط میان مخالفان و نخستوزیر دولت اسد برای انتقال آرام قدرت در دمشق انجام داد! آیا با ترامپ برای امتیازگیری در آینده از جیب اوکراین معامله کرد؟ یا با ترکیه؟ یا این عدم مداخله از موضع ضعف و به علت مشغولیت در جنگ اوکراین بود؟ یا اساسا پوتین با نتانیاهو معامله کرده است؟ که هم بخشی از سوریه به این شکل اشغال شود و هم تمام توان نظامی سوریه در حملات اسرائیل نابود شود و ....
در این راستا هم ناگفته نماند که روسیه در ۱۰ سال گذشته آسمان سوریه را در اختیار داشت؛ اما عملا و غیرمستقیم چتری حمایتی برای حملات مستمر اسرائیل به اهداف ایران و نیروهای همسو با آن فراهم کرد و حتی یک بار سیستمهای پدافندی پیشرفته روسیه و لو اشتباهی با این حملات مقابله نکردند.
#صابر_گل_عنبری
@Sgolanbari
در اتفاقاتِ اخیر سوریه؛ "ایران" ابتدا "روایتسازی" را به "تحریر الشام" باخت، بعد به "هاکان فیدان"، وزیر خارجه ترکیه و حالا هم به روسها
وقتِ آن است از شوک بیرون بیاییم!
https://x.com/aghplt/status/1869804782199943582?t=LLQABQzI0UIpuyx1spvoRg&s=35
? #منابع
در کمتر از 48 ساعت:
⭕️ "گوریل" فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا از سوریه بازدید می کند، سپس به بغداد می رود و با محمد شیعه السودانی نخست وزیر عراق دیدار می کند.
⭕️پس از این دیدار، سودانیها به سرعت بدون اخطار برای دیدار با ملک عبدالله دوم، پیش از بازگشت به #بغداد راهی اردن شدند.
⭕️ ملک عبدالله پس از خداحافظی با سودانیها، با عجله به امارات متحده عربی میرود تا با محمد بن زاید دیدار کند.
⭕️بلافاصله پس از بازگشت سودانیها به بغداد، هیئتی از وزارت خارجه آمریکا وارد پایتخت عراق میشود تا دیداری جدید با سودانیها داشته باشد.
⭕️پس از آن سودانی ها از محمد بن سلمان ولیعهد سعودی تماس تلفنی دریافت کردند.
⭕️ سرانجام از وزیر دفاع آلمان و هیئت همراهش پذیرایی می کند.
فرستاده سازمان ملل متحد با مرجع عالیقدر دینی سید علی سیستانی دیدار کرد.
?️?️پشت صحنه چه خبر است؟ این حرکات سریع چه چیزی را پنهان می کند؟
آرنو برتران:
آنچه در سوریه در حال وقوع است احتمالاً نامفهومترین رویداد ژئوپلیتیکی است که تاکنون با آن مواجه شدهام، و هرچه بیشتر به آن نگاه میکنید، گیجکنندهتر میشود.
منظورم را ببینید، به این فهرست نگاه کنید:
- اول از همه، سرعت سقوط اسد هنوز خیلی منطقی به نظر نمیرسد: پس از مقاومت موفق در برابر دشمنان متعدد به مدت ۱۳ سال با پشتیبانی روسیه و ایران در یک جنگ داخلی خونین، رژیم او ناگهان در عرض فقط ۱۱ روز و تقریباً بدون خونریزی فرو ریخت.
- "آزادکنندگان" سوریه که غرب آنها را جشن میگیرد، گروههای اسلامگرایی هستند که در فهرست تروریستی رسمی خودشان قرار دارند. رهبر جدید کشور، الجولانی، هنوز جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای سرش به عنوان "تروریست جهانی ویژه" برای تأسیس شاخه القاعده سوریه تعیین شده است.
- بایدن این را "فرصتی تاریخی برای مردم رنجدیده سوریه برای ساختن آیندهای بهتر" خواند در حالی که دولت او همچنان یک سوم سوریه را اشغال میکند، میدانهای نفتی آن را کنترل میکند، تحریمهای فلجکننده را حفظ میکند و خاک آن را بمباران میکند... که بدیهی است این آینده بهتر را بسیار به خطر میاندازد.
- نخستوزیر اسد فوراً موافقت کرد با شورشیان همکاری کند و آنها او را پذیرفتند - علیرغم اینکه در یک جنگ داخلی ۱۳ ساله خونین دشمنان جانی یکدیگر بودند.
- الجولانی، پس از سالها سازماندهی بمبگذاریهای انتحاری و قتلعامهای فرقهای علیه غیرنظامیان، اکنون ناگهان خود را به عنوان "طرفدار تنوع" معرفی میکند.
- روسیه، علیرغم داشتن اتحاد با سوریه که به دوران شوروی برمیگردد، میلیاردها سرمایهگذاری در محافظت از اسد، و تنها پایگاه دریایی مدیترانهای خود در طرطوس، اساساً به همه اینها بیاعتنایی کرد و اجازه داد متحدش سقوط کند.
- رهبران جدید سوریه به طرز عجیبی درباره تهاجم اسرائیل به خاک خود و بمباران و اشغال کشورشان توسط آمریکا سکوت کردهاند. آنها هیچ چیزی درباره نابودی داراییهای استراتژیک خود - از جمله کل نیروی دریایی و هوایی - در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل نگفتهاند.
- آمریکا به اشغال یک سوم سوریه (شامل اکثر میدانهای نفتی) ادامه میدهد و ادعا میکند این برای "اطمینان از شکست دائمی داعش" ضروری است - علیرغم اینکه ترامپ در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد (و آمریکا از آن زمان مکرراً تأیید کرده) که "ما داعش را در سوریه شکست دادهایم". رسانههای غربی عمدتاً این اشغال مداوم را نادیده میگیرند در حالی که "آزادی" سوریه را جشن میگیرند.
- حماس، در حالی که در میانه جنگ با اسرائیل است، وقت گذاشت تا به شورشیان سوری تبریک بگوید - با وجود اینکه اسد متحد دیرینه آنها (و ایران) بود و سقوط سوریه موقعیت استراتژیک خود آنها را به طور قابل توجهی تضعیف میکند.
- آمریکا آزادی زندانیان سوری را جشن میگیرد در حالی که اردوگاههای تمرکز خود را در کشور اداره میکند که دهها هزار نفر را بدون محاکمه نامحدود نگه میدارد - نیمی از آنها کودک هستند - اما ظاهراً این ستم محسوب نمیشود.
- ترکیه با تأیید ظاهری آمریکا علیه نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) به رهبری کردها میجنگد، در حالی که SDF با اسد (که آمریکا میخواست) میجنگید - یعنی نیروهای تحت حمایت آمریکا عملاً با نیروهای دیگر تحت حمایت آمریکا میجنگند.
- ایران، که معمولاً مشتاق دفاع از منافع منطقهای خود است، ناگهان میلیاردها سرمایهگذاری و یک متحد استراتژیک مهم در "محور مقاومت" خود را رها کرد و پرسنل و شهروندان خود را ظرف چند ساعت تخلیه کرد.
واقعاً یکی از عجیبترین فصلهای تاریخ معاصر ژئوپلیتیک است. هر توضیح ممکن تناقضهای خود را دارد، و اکثر بازیگران برخلاف اصول و منافع اعلام شده خود عمل میکنند.
در این مرحله به نظر میرسد سادهترین توضیح میتواند چیزی شبیه این باشد: آمریکا از سقوط یک رقیب دیرینه استقبال میکند؛ قدرتهای همسایه مانند اسرائیل و ترکیه فرصتی برای دستاورد ارضی میبینند؛ رهبران شورشی به نظر میرسد حاضرند در ازای کنترل داخلی بر سوریه تضعیف شده، از دست دادن حاکمیت و سرزمین را بپذیرند؛ روسیه و ایران با توجه به اولویتهای دیگر منطقهای تصمیم گرفتند ضررهای خود را محدود کنند؛ و بازیگران کوچکتر مانند حماس در تلاشند خود را سازگار کنند. با این حال، سرعت و هماهنگی بیسابقه این رویدادها نشان میدهد که ما برخی قطعات مهم این پازل بسیار عجیب را از دست دادهایم.
در چنین شرایطی به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت باید خود را در یک موقعیت تجدید قوا و نیرو قرار دهند. جبهه مقاومت از همان اوان شکل گیری بر پایه اعتقاد و حمایت مردم ایجاد شد و حال نیز باید تمام هم و غم خود را بر تداوم بخشی به حمایت همین پایه اصلی قرار دهد. نیروهای مقاومت در عراق و یمن باید ضمن تقویت جایگاه خود در جامعه، به ائتلاف سازی با احزاب و گروههای مختلف بپردازند و شبکه خود را در بین مردم کشورهایشان گسترش دهند.
اما جمهوری اسلامی ایران که رهبر گروههای مقاومت است و در نتیجه بیش از همه در معرض تهدید و توطئه قرار دارد نیز باید تدابیر جدی برای تقویت قدرت داخلی خود انجام دهد. هر چند بعد از حمله های وعده صادق 1 و 2 ایران به اسرائیل و نحوه پاسخگویی این رژیم به کشورمان، به نمی رسد اسرائیل قصد حمله مستقیم به ایران و آغاز جنگی گسترده را داشته باشد، اما تحریک و تجهیز نیروهای مخالف نظام، جنگ رسانه ای، ایجاد نارضایتی عمومی در بین مردم، حملات سایبری و هوشمند به مراکز کلیدی و ناکارامد جلوه دادن نظام حکمرانی در ایران احتمالا در رأس برنامه های این رژیم علیه ایران قرار دارند.
در چنین شرایطی گام اول مواجهه شفاف و واقع گرایانه با تهدیدات موجود است؛ تکذیب و انکار و شعارهای بی پشتوانه نه تنها دردی از کشور دوا نمی کند، بلکه ممکن است سبب رخوت و سستی در برنامه ریزی برای مواجهه دقیق و جدی با تهدیدات موجود شود.
گام دوم بازگرداندن صاحبان و ولی نعمتان حکومت به جایگاه اصلی خودشان است؛ قاطبه مردم ایران باید احساس کنند حکومت متعلق به خود آنها است و هدفش چیزی جز خدمت و فراهم کردن آسایش و رفاه برای آنها نیست. در نتیجه، در شرایط کنونی لازم است بیشترین سرمایه گذاری روی تقویت رضایت و خوشنودی مردم و تقویت سرمایه اجتماعی صورت بگیرد و از ارائه و اجرای هر برنامه ای که بین اقشار مختلف مردم فاصله می اندازد یا آنها را از بهبود شرایط کشور ناامید می کند، پرهیز شود.
خاورمیانه امروز در حال تغییر چهره است؛ رژیم اسرائیل با همکاری دولت آمریکا در تلاش است تا رهبر این تغییرات باشد و سیر تحولات را به نفع خود جهت بدهد؛ ترکیه و کشورهای عرب خلیج فارس نیز به دنبال جایابی جدید برای خود در این شرایط نوین هستند؛ روسیه تنها به فکر خروج آبرومندانه و کم ضرر خود از باتلاق اوکراین است و چین جز به حفظ و ارتقای قدرت اقتصادی و تقویت هژمون جهانی خود در این آشفته بازار به چیز دیگری اهمیت نمی دهد. تصمیم گیران و دیپلماتهای ایرانی باید این واقعیتها را ببینند و با صحبت شفاف در مورد آنها نشان دهند که برای این شرایط برنامه ریزی و آمادگی دارند.
لم تكن الحرب في سوريا في أي وقت قضية داخلية، لكنها اليوم توشك أن تصبح نزاعا إقليميا مباشرا، يتجاوز استخدام الوكلاء إلى التدخل المباشر. إيران لوحت بإرسال قوات إلى سوريا (إذا طلبت حكومتها ذلك)، وربما يمتد الأمر لتورط العراق، وذلك قد يدفع تركيا إلى أمر مماثل، وهنا سيكون تدخل إسرائيل في جنوب سوريا أمرا راجحا. ومع تواجد قوات روسية أمريكية بالفعل، فسيكون الصراع دوليا يجتذب أطرافا أكثر.
كل ذلك مرهون بنتائج اجتماع الدوحة خلال أيام، بين روسيا وتركيا وإيران، لكن الجديد في المقاربة الخاصة بسوريا، أن الفصائل السورية، قد تكون هذه المرة أكثر تشددا في التعاطي مع مطالب الداعمين، بعدما تعرضت من قبل للخذلان، وحتى الخديعة.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 9 months, 1 week ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 11 months, 3 weeks ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 7 months, 3 weeks ago