تأملات اسلامی

Description
تأملاتِ بعضاً انتقادیِ یک مسلمان درباره‌ی اسلام

ارتباط با ادمین:
@Mohamadali_Mirbagheri
.
وبلاگ من:
http://tafakoresadeh2.blogfa.com/
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 10 months ago
فرموده‌اند: «در ادبیات فقه امامیه زمان …

فرموده‌اند: «در ادبیات فقه امامیه زمان و مکان در تغییر احکام دخالت دارد.»

جالب است که زمان و مکان فقط در احکامی که باب طبع ایشان باشد مدخلیت می‌یابد و در احکامی مانند حجاب، ارث زن، و اخذ خمس با وجود مالیات حکومتی، بلااثر است.

✒️@tamolate_eslami

2 years, 2 months ago

فایل صوتی نشست صد و دوم انجمن مباحثات قرآن

با موضوع
گزارش کتاب "رساله ای انتقادی درباب اعجاز قرآن"

? دکتر  محمدعلی میرباقری

?   ۳۰ خرداد ماه ۱۴۰۳

? انجمن مباحثات قرآنی
https://t.me/Anjoman_Mobahesat_Archive

2 years, 4 months ago

از مقدمۀ کتاب مجادلات بر سر خاستگاه‌های‌ اسلام/4

حلقۀ پژوهشگران تجدیدنظرطلب نه‌تنها شامل افرادی می‌شود که ارزش تاریخی منابع اسلامی را انکار می‌کنند، بلکه آن‌هایی را نیز شامل می‌شود که از منابع سنتی، در کنار انواع دیگر مدارک، به نحو انتقادی استفاده می‌کنند تا به نتایجی متفاوت از نتایج موجود در تبیین‌های سنتی مسلمانان برسند. بنابراین، آنچه سنت‌گرایان را از تجدیدنظرطلبان متمایز می‌کند استفاده یا کنارگذاشتن متون اسلامی نیست. محدود کردن «تجدیدنظرطلبی» به آن‌هایی که متون اسلامی را یکسره کنار می‌گذارند بیش‌ازحد ساده‌انگارانه و انعطاف‌ناپذیر است، و از توصیف دقیق پژوهشگران مهمی ناکام می‌ماند که [ضمن استفاده از منابع سنتی،] نظریات و رویکردهایی را پدید آورده‌اند که به شکل قابل‌توجهی از مواضع مشخص سنت‌گرایان متفاوت هستند.
من‌باب نمونه، اگرچه فرد دانر نسبت به شکاکان تجدیدنظرطلب که منابع اسلامی را به‌عنوان منابعی فاقد ارزش تاریخی رد می‌کنند موضعی انتقادی دارد، اما پژوهش‌های او با توصیف سنتی از ظهور تاریخی اسلام مطابقت ندارد. دانر با انکار ادعای شکاکان مبنی بر اینکه منابع اسلامی ارزش تاریخی ندارند، می‌گوید «می‌توان گفت که منابع اسلامی سنتی، وقتی به‌صورت کلی در نظر گرفته شوند، بااینکه (گاهی) بخش‌های بخصوصی از آن‌ها به‌طور گسترده ویرایش شده، واجد مواد کافی برای بازسازی دست‌کم آن موضوعات اصلی‌ای است که مؤمنان در دورۀ اولیۀ اسلام دربارۀ آن بحث کرده‌اند.» بااین‌حال، نظریۀ خود دانر دربارۀ خاستگاه اسلام به نحو بنیادین متفاوت از آن فرض غالبی است که پیامبر اسلام جزئیات اسلام را چنانکه ما امروز می‌شناسیم تعیین کرده است. دانر می‌گوید که اسلام در دورۀ اولیه‌اش هنوز به‌صورت دینی تعریف‌پذیر در نیامده بود. تنها در اواخر قرن اول یا اوایل قرن دوم بود که این دین موجودیت اعتقادی متمایزی پیدا کرد. دانر معتقد است که سیالیت یا پرمنفذ بودن هویت اعتقادی در آن جامعۀ اولیه به مرزبندی‌های سفت و سخت‌تری در حوالی قرن دوم منتهی شد؛ یعنی زمانی که هستۀ مرکزی جامعه خودش را پیرامون قرآن و شخصیت پیامبر بازتعریف کرد و به معنای سنتی کلمه مسلمان شد. این نظریه دربارۀ تکوین تدریجی اسلام به‌عنوان دینی متمایز، چنانکه رابرت هویلند به‌درستی گفته است، «جریانی محبوب در میان اسلام‌پژوهانی است که ذهنیت تجدیدنظرطلبانه دارند.» بنابراین، می‌توان با خیال راحت پژوهش‌های دانر را نمونه‌ای از رویکرد تجدیدنظرطلبانه (رویکردی که نمی‌توان گفت واحد و منسجم است) دانست.

✒️@tamolate_eslami

2 years, 4 months ago

از مقدمۀ کتاب مجادلات بر سر خاستگاه‌های‌ اسلام/4

کتاب حاضر نشان می‌دهد که منظرهای تجدیدنظرطلبانه کاملاً متنوعند؛ منظرهایی حاوی بصیرت‌های بدیع، که هم فهم به ما غنا بخشیده و هم به حوزۀ پر جنب و جوش مطالعات اسلامی کمک کرده‌اند. حتی در میان تجدیدنظرطلبان اولیه، دیدگاه‌ها و نتیجه‌گیری‌های متعارضی وجود دارد. برای مثال، درحالی‌که ونزبرو به نفع رسمی‌سازی متأخر قرآن استدلال می‌کند، جان برتون می‌گوید که قرآن در زمان حیات خود محمد [ص] جمع‌آوری شده است. بااین‌حال، علی‌رغم اختلافاتشان، پژوهشگران تجدیدنظرطلب توافق دارند که مطالعات اسلامی باید در پارادایم‌های بنیادینی که زیربنای شناخت ما از ظهور و گسترش اسلام را شکل می‌دهند، بازاندیشی کند. تجدیدنظرطلبان معتقدند که مطالعات اسلامی باید از روش‌های انتقادی مختلفی استفاده کند که در پژوهش‌های دیگر سنت‌های دینی با موفقیت به کار برده شده‌اند. این بدان معنا است که منابع اسلامی باید با لنز تاریخی-انتقادی خوانده شوند تا تصویر اسلام اولیه، ماهیت و شکل واقعی آن (نه آن تصویری که توسط مسلمانان بعدی ایدئال‌سازی شده است) بهتر فهم شود.

✒️@tamolate_eslami

2 years, 4 months ago

از مقدمۀ کتاب مجادلات بر سر خاستگاه‌های‌ اسلام/3

به نظر می‌رسد رابرت هویلند نیز، وقتی مطالعات اخیر در باب اسلام اولیه را به دو گروه تقسیم می‌کند، همین چهارچوب انعطاف‌ناپذیر را دنبال می‌کند. دو گروه مورد نظر او عبارتند از: «سنت‌گرایان که تصویر [موجود از تاریخ اسلام اولیه] را می‌پذیرند و تجدیدنظرطلبان که آن را رد می‌کنند.» هویلند به‌عنوان نمونه‌هایی از آثار گروه دوم به کتاب پاتریشیا کرون و مایکل کوک که صرفاً مبتنی بر منابع غیر اسلامی است، و کتاب یِهودا نِوو و جودیث کُرِن که مبتنی بر شواهد باستان‌شناختی است، ارجاع می‌دهد. وی سپس می‌گوید اگرچه این دو نوع کار پژوهشی بصیرت‌های مهمی پدید آورده اند، اما این بصیرت‌ها «بسیار ناکافی‌تر از آن هستند که یک دیدگاهِ جایگزینِ معتبر فراهم آورند.»
درحالی‌که آرمسترانگ و هویلند پژوهش‌های تجدیدنظرطلبانه را یکدست فرض می‌کنند، کتاب حاضر به کثرت در تجدیدنظرطلبی –هم در رویکرد آن به منابع اسلامی، و هم در نتایج کلی‌اش– توجه می‌کند. اگر دیدگاه‌های سنتی و تجدیدنظرطلبانه پیش‌فرض‌ها و رویکردهای متفاوتی را دربارۀ ارزش تاریخی نوشته‌های مسلمانان اتخاذ می‌کنند، هرکدام از این دیدگاه‌ها به‌نوبۀ خود دارای تنوع‌هایی در درون خود نیز هستند.

✒️@tamolate_eslami

2 years, 4 months ago

از مقدمۀ کتاب مجادلات بر سر خاستگاه‌های‌ اسلام/2

این سه جنبه –یعنی سیرۀ محمد [ص]، گردآوری قرآن، و تاریخچۀ گسترش قلمرو و نفوذ سیاسی مسلمانان– به پیدایش اسلام مربوط بوده و موضوع مطالعات جدی اخیر بوده‌اند. همچنین این سه مطالعۀ موردی موضوعات موردتوجه اصلی در کتاب حاضرند. در کتاب پیش رو این مطلب بحث می‌شود که تبیین سنتی این موضوعات تا کجا می‌تواند در مقابل موشکافی‌های انتقادی‌ای که پس از موج پژوهش‌های جدید –از دهۀ 1970 به بعد– سر برآوردند، تاب بیاورد. محققان این حوزه «روایت غالبِ» (master narrative) تبیین سنتی را به پرسش کشیده، تبیین جایگزینی پیشنهاد کرده‌اند. البته این بدان معنی نیست که پیش از دهۀ 1970 باورهای سنتی راجع به خاستگاه‌های اسلام همواره همان‌طور که هستند پذیرفته می‌شدند. اما موج جدیدتر پژوهش انتقادی –که در مطالعات غربی اسلام در دهۀ 1970 ریشه دارد– در آشکار کردن ضعف‌های عمدۀ روایت سنتی کاملاً موفق بوده است. من‌باب ذکر چند نمونه، کتاب‌های تأثیرگذار مطالعات قرآنی (Qur’anic Studies) (1977) و محیط فرقه‌ای (The Sectarian Milieu) (1978)، نوشتۀ پژوهشگر سرشناس بریتانیایی جان ونزبرو، اساساً منابع اسلامی سنتی را به‌مثابه آثار ادبی، و نه تاریخی، می‌بینند. از نظر ونزبرو، این منابع تاریخِ رستگاری (salvation history)‌ هستند، نه تاریخ «آنچه واقعاً رخ داده». در سال 1977، پاتریشیا کرون و مایکل کوک نیز کتاب جنجال‌برانگیز خود هاجریسم (Hagarism) را منتشر کردند و جان برتون جمع قرآن (The Collection of the Qur’an) را منتشر کرد، که هر دو کتاب از روش‌شناسی ونزبرو متأثر بودند. البته این چهار کتاب با هم تفاوت دارند؛ اما به‌عنوان یک کل، نسبت به آنچه عموماً تبیین سنتی از ظهور اسلام است تبیینی کاملاً متفاوت ارائه می‌دهند.
در مطالعات اسلامی اخیر، شیوۀ تحقیقی که ونزبرو و دیگران پی‌ریزی کردند و دیدگاه‌های بدیلی را ارائه می‌دهد، با عنوان «تجدیدنظرطلبانه» (revisionist) شناخته می‌شود. اگرچه می‌توان رد پژوهشگری تجدیدنظرطلبانه را –که اصالت سنت‌های اسلامی را به پرسش می‌گیرد– تا پژوهشگران متقدم‌تری مانند ایگناتس گلدتسیهر، هانری لامنس و یوزف شاخت دنبال کرد، تنها از دهۀ 1970 بود که تجدیدنظرطلبی صورت جدی به خود گرفت. البته همان‌طور که مفهوم تجدیدنظرطلبی مفهومی یکدست نیست، هیچ تعریفی از «تجدیدنظرطلبی» که مورد اتفاق عام باشد نیز وجود ندارد. در این کتاب تجدیدنظرطلبی به‌عنوان چهارچوبی غیرمعمول و نامرسوم در نظر گرفته می‌شود که رویکرد روش‌شناسانۀ بدیلی نسبت به منابع اسلامی ارائه می‌کند. رویکرد تجدیدنظرطلبانه، مانند رویکرد سنتی، به‌هیچ‌وجه یگانه و منعکس‌کنندۀ شاخۀ واحدی از دانش نیست؛ بلکه در درون خود دارای تکثر است. هم رویکرد تجدیدنظرطلبان به منابع و هم نتایج آن‌ها اغلب با یکدیگر در تعارض‌اند. برای نمونه، تجدیدنظرطلبان مجموعه‌های متفاوتی از معیارها را برای اصالت‌سنجی منابع اولیه ایجاد کرده‌اند. در نظر برخی تجدیدنظرطلبان مانند بِرگ «وجود اِسناد [نه‌تنها] نشانۀ انتقال خبر نیست، بلکه نشانۀ جعل پسین (یعنی، پس از قرن نخست) یا دستکاری خبری است که اِسناد به آن متصل شده تا خبر را اصیل جلوه دهد.» دیگران مانند استیون شومیکر استفادۀ محدود از نقد سند (Isnād-criticism) را مجاز می‌دانند، زیرا معتقدند «قطعاً دیدن اینکه این نتایج با این روش تصدیق می‌شوند ارزشمند است.» همانطور که در این کتاب بحث خواهد شد، عدم توافق علمی نه‌تنها میان سنت‌گرایان با تجدیدنظرطلبان، بلکه میان پژوهشگران هر گروه با خودشان نیز وجود دارد. البته کتاب حاضر به بررسی همگرایی میان پژوهشگران مختلف نیز می‌پردازد.

✒️@tamolate_eslami

2 years, 4 months ago

از مقدمۀ کتاب مجادلات بر سر خاستگاه‌های‌ اسلام/1

کتاب‌های بسیار دیگری وجود دارند که دربارۀ پیدایش و گسترش تاریخی اسلام اولیه نظریه‌پردازی کرده‌اند. اما کتاب حاضر پیشرفت‌های اخیر در حوزۀ مطالعۀ آکادمیک خاستگاه‌های اسلام، ازجمله منظرها و روش‌های تازه را به بحث می‌گذارد؛ این منظرها و روش‌ها از رویکردهای سنت‌گرایانه تا دستاوردهای نوآورانه را که در نتیجۀ فهم بهتر مراحل مختلف شکل‌گیری دین حاصل شده است، شامل می‌شود. من از اصطلاح «سنت‌گرایی» برای اشاره به دیدگاهی استفاده می‌کنم که زایش و گسترش اسلام را به همان شکلی می‌بیند که در متونی که نخستین مورخین مسلمان فراهم آورده‌اند ارائه شده است. هربرت برگ، تا حدی به نحو جدلی، برای اشاره به این رویکرد از عبارت «خوش‌بینانه» استفاده می‌کند؛ به این معنا که چنین پژوهشگرانی معتقدند «برای کسب اطلاعات تاریخی، یعنی "آنچه واقعاً رخ داده" می‌توان به منابع مربوط به دوران تکوین اسلام (در درجۀ نخست قرآن، سیره و سنت) تکیه کرد». آن‌طور که برگ می‌گوید، این پژوهشگرانِ خوش‌بین «تمام نسخه‌های موجود از احادیث مربوطه را جمع‌آوری می‌کنند، سپس هم از طریق بررسی متن (با استفاده از روش‌هایی مانند نقد ویرایشی (redaction criticism)) و هم از طریق بررسی اِسناد (با استفاده از علم رجال) به نحوی پیش‌رونده نسخه‌های نخستینِ متون را بازسازی می‌کنند تا به متن اصلی (Urtext) برسند که اغلب با محمد [ص] یا صحابۀ او هم‌زمان است. این پژوهشگران باور دارند که با انجام این کار به نحوی قاطع نشان داده‌اند که احادیث عمدتاً اصیل‌اند. من نشان می‌دهم که هر پژوهشگر روش‌های مختلفی را ساخته و مواد متفاوتی را مطالعه کرده است. برای مثال، یکی از پژوهشگران خوش‌بینِ مورد نظر برگ، هرالد موتسکی، نتیجه‌گیری بالا را رد کرده، می‌گوید «استفادۀ برگ از روش اسناد-متن فاقد دقت و مهارت لازم است» و «این روش هنگامی‌که به نحو شایسته به کار گرفته شود، به چنین نتایجی ختم نمی‌شود.»
من در این کتاب اصطلاح «سنت‌گرایان» را [بر خوش‌بین] ترجیح داده‌ام، نه صرفاً به این خاطر که کمتر تحقیرآمیز است، بلکه همچنین به این خاطر که به نظر می‌رسد روش‌ها و نتایج سنت‌گرایان یکپارچگی سنت‌های اسلامی را بیشتر حفظ می‌کند. پژوهشگران سنت‌گرا در بازسازی اسلام اولیه بسیار بر سیرۀ پیامبر و مکتوبات تاریخی مسلمانان متکی هستند. این بدان معنا نیست که آن‌ها این مکتوبات را به همان شکل که هستند می‌پذیرند، بلکه باور ایشان آن است که مورخین می‌توانند از این مکتوبات برای بازسازی آنچه در قرن نخست اسلامی اتفاق افتاده، ازجمله حیات محمد [ص]، استفاده کنند.

✒️@tamolate_eslami

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago