?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
خانیم سیندیران قابین سسی چیخماز= وقتی «خانم خانه» ظرفی می شکنه صداش در نمی آد (تلویحا یعنی اگر به جای خانم خانه یکی از خدمتکاران ظرف را می شکست در خانه غوغا می شد اما وقتی خانم خانه می شکنه موضوع کم اهمیتی تلقی می شه.)
حالا چی شد یاد این ضرب المثل افتادم؟!
این روزها مد شده توی سر چپگراها می زنند و آنها را چپول می خوانند. اغلب حملات به چپگراها با ادبیات ورفتارهای لمپنانه انجام می گیرد. اما این لمپن ها پشتوانه ای از افراد یک مقدار مودب تر و با فرهنگ تر هم دارند که دست روی این نکته صحیح می گذارند که کشورهای کمونیستی عموما از نظر اقتصادی و فساد مالی داغون شده اند. اما نکته اینجاست که کشورهای بسیاری هم بوده اند که سرمایه داری افسارگسیخته بر گرفته اند. در آمریکای لاتین یا در اروپای شرقی بعد از فروپاشی بودند کشورهایی که به شرکت های آمریکایی چراغ سبز کامل نشان دادند و وام های آن چنانی با توکل و ایمان به سیستم سرمایه داری گرفتند و بعد، به ذلت و خواری ای گرفتار شدند ده مرتبه بدتر از ذلت و خواری کشورهای کمونیست زده که این همه روی بدبختی شان مانور داده می شود.
منتهی رسانه های مرجع وابسته به همان سیستم سرمایه داری زیاد به آن نمی پردازند. خانیم سیندیران قابین سسی چیخماز.
باز هم به این موضوع خواهم پرداخت. جا دارد بسیار بسیار به این موضوع پرداخته شود.
به تازگی کتاب کیمیا خاتون به قلم سعیده قدس را خواندم. این کتاب در سال ۸۲ نوشته شده و به چاپ ۵۴ ام رسیده است. نویسنده از هیچ فرصتی برای این که توهینی هم روانه تُرک ها بکند دریغ نمی ورزد. راستش من یکی دو مصاحبه از بانو سعیده قدس دیده بودم و از زبان بدن او حدس زدم که باید کتابش حاوی توهین به ترک ها باشد. این قدر از این افراد دیده ایم که دیگه از چند کیلومتری قبل از این که دهان باز کنند می فهمیم که اگر کتابی بنویسند جا به جا توهین به ترک ها خواهند نمود. درواقع پول دادم این کتاب را خریدم تا بخوانم و ببینم حرف حسابش چیه. چون برنامه ای دارم که وقتی بازنشسته شدم رمانی تاریخی بنویسم و جواب همه این نوع توهین ها را از منظر خودم بدهم.
نژاد پرستی رمان به علیه قوم ترک خلاصه نمی شود. در رمان ادعا می شود کنیز سیاهپوست که ملک طلق کیمیا خاتون هست بو می داده و....
در کتاب از این که این کنیز از والدینش جدا شده شکایتی نمی شود و خرید آن برای کیمیا خانون دلالت بر مهربانی پدر ثروتمند ایرانی تبار وی دارد.
در اوایل دهه ۱۳۸۰ این قبیل نژادپرستی سکه رایج بود. بعدش احمدی نژاد آمد و شور آن را هم در آورد. نمایش چفیه انداختن بر گردن کوروش توسط احمدی نژاد که یاد تان هست؟!
گویا رمان دیگری به عنوان «کیمیا پرورده حرم مولانا» نوشته شده که در آن با مستندات تاریخی به زندگی کیمیا می پردازد. من این دومی را نخوانده ام اما گویا برای اعاده حیثیت شمس نگاشته شده. در رمان سعیده قدس، به طرز بی امانی شمس تبریزی تحقیر می شود و در انتها، به قتل متهم می گردد. اتهامی که نویسنده «کیمیا پرورده حرم مولانا» بر اساس مستندات به جا مانده از آن تاریخ، رد می کند. حالا درسته که دنیای قدیم به زنها ارزش کمتری قایل می شد اما قتل یک زن در آن زمان هم خطایی قابل چشمپوشی نبود! اگر شمس مرتکب چنین جرمی می شد بی مجازات نمی ماند. نقد هایی بر کتاب دیدم که نوشته در آن زمان ازدواج پیرمرد با دختر جوان قبیح شمرده نمی شد. راستش در این ادعا هم شک دارم. مردم آن زمان با مردم این زمان که با فانتزی «شوگر ددی» و «شوگر مامی» حال می کنند از این جهت خیلی فرق نداشتند. سعدی همزمان با شمس و مولانا در گلستانش بسیار به این نکته می پردازد و صراحتا نوشته که « زن جوان را اگر تیری در پهلو نشیند به که پیری !»
صد سال بعدش هم حافظ (درست مثل مردان امروزی) هنوزبا این مفهوم درگیر بود. از یک سو می گفت «چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون رو/ رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی». از سوی دیگر می گفت «گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش/ تا سحرگه زکنار تو جوان برخیزم.» خواستم بگم که تنها فرق قدیم و جدید ازاین جهت قرص ویاگرا بود. اما با خود گفتم لابد عطاران قدیم هم به این منظور أنواع و اقسام معجون ها می فروختند. پس تفاوت مفهومی ای از این جهت وجود نداشت.
دیدم مردان- به خصوص مردانی که به شمس و مولانا ارادت می ورزند- در نقد و تقبیح کتاب سعیده قدس نوشته اند که کتاب فمینیستی است. کتاب هرچه بود فمینیستی نبود. ضد مرد بود. به خصوص ضد مردان تُرک! اما قبلا هم بارها نوشته ام که فمینیزم ضدیت با مردان نیست. هدف فمینیزم برابری است. بنابراین نه با ضدیت با مردان سازگار هست و نه با برتری جویی قومی و نژادی. اگر یک فمینیست کتاب را می نوشت قطعا کیمیا و مادرش را آن همه اسیر سرنوشت و بی دست و پا نشان نمی داد و زنان پیر حرم را آن قدر تحقیر نمی کرد. شاید بگویید که از این جهت واقعگرایانه هست و زنان آن دوران همان قدر دست و پا بسته بوده اند. با هر دو جمله مخالفم.اولا کجای آن کتاب واقعگرایانه هست؟ سراپا فانتزی های ذهن نویسنده هست منتهی در فانتزی هایش سیاهپوست، «بو» می دهد (چیزی که ابدا واقعیت ندارد). ثانیا اتفاقا قرون ششم تا هشتم هجری دورانی هست که زنان با جربزه در آن بیش از سایر ادوار پیشامدرن و پسا اسلام تاریخ ایران، آزادی داشتند و عرض اندام می کردند. شما به نوشته های فارس ها و عرب های آن دوران بنگرید سراپا تقبیح دوران هست البته نه به دلیلی که پان-ایرانیست ها امروز می گویند بلکه به دلیل این که در اثر مهاجرت و سپس غلبه قبایل صحرانشین کوچنده، زنان از پرده بیرون آمده بودند. صد سال پیش از آن مهستی گنجوی را داشتیم که دبیر دیوانسالاری سلجوقی بود. شعرهایش هم چنان بی پروا ست که صد تا فروغ، هنوز به گرد پایش نمی رسند. نویسنده اگر فمینیست بود قهرمان داستانش را از مهستی گنجوی الگو می گرفت. اما در فانتزی های ذهن نویسنده زیباتر این بوده که روی چشمان آبی و موهای طلایی کیمیا مانور داده شود و مظلوم و مطیع «خداوندگار خانه» (یعنی مرد خانه) باشد و بعد از شدت این اطاعت جان بازد.
خانم دیگر که بیش از ۲۰ سال مدیر عامل یک موسسه خیریه مربوط به کودکان و نوجوانان بود می گفت این پدیده شوم نتیجه تقابل سنت و مدرنیته هست. به کار بردن عباراتی مثل «تقابل سنت و مدرنیته» شاید به درد آن بخورد که گوینده را به عنوان کارشناس، به شبکه بی بی سی یا ایران اینترنشنال دعوت نمایند. اما به درد فهم مسئله نمی خورد چه برسد به درد حل مسئله. کدام تقابل سنت و مدرنیته؟
فرار دختر و پسر باهم (یا معادل ترکی اش«قوشولوپ قاچماق» یا معادل انگلیسی اش «
(eloping
از همان چند هزار سال پیش که جوامع پدرسالار شکل گرفته بوده مرسوم بوده. در مناطقی که تک قومی بوده اند یک جورهایی حل شده. در مناطقی که چند قومی بوده اند و مردان قوم های متفاوت در مورد غیرت و ناموس و.... برای هم دایم کُرکُری می خواندند منجر خشونت دوچندان شده. مدرنیته این وسط چه کاره هست؟
باز همان خانم قاضی بازنشسته می گفت باید صبر می کردند که خشم پدر فرو می خفت. قضیه خشم نبود! قضیه کرکری خواندن در جمع مردان آن منطقه چند قومی بود. با این عمل وحشیانه در جمع احمقانه مردانه خودشان به زعم خودشان برای مردان قوم خود اعتباری دست و پا کرده بود که در کرکری ها در مورد ناموس و غیرت از اقوام دیگر کم نیاورند.
قاتل بعد از قتل دخترک معصوم هم رفته بود در کوچه با افتخار عربده کشیده بود وبه همه اعلام کرده بود که با بریدن گلوی نحیف و ظریف دخترک بی دفاع چه ناموس پرستی ای راه انداخته!
در میزگرد فرض مسلم می گرفتند که پدیده فرار دختران نوجوان با پسران از خانه نتیجه بدرفتاری در خانه هست. در این مورد لابد چنین بوده باشد اما همیشه چنین نیست. در دوران نوجوانی و در اوج فوران هورمون و عصیان نوجوانی انگیزه های دیگری هم برای این قبیل کارها می تواند باشد.
وقتی من بچه بودم در همین تبریز خودمان و حتی در بین طبقه متوسط این پدیده وجود داشت. در طبقه حاشیه تبریز خیلی بیشتر هم بود. درمورد ورژن طبقه متوسط اش اول بگم بعد برسیم به ورژن حاشیه شهری اش. در طبقات متوسط والدین تصور می کردند خیلی بچه هایشان را نازپرورده بار می آورند. بگذریم که این تصورشان هم خیلی وقت ها غیرواقعی بود و دخترشان آن قدر که تصور آنها بود در خانه پدر و مادر لای پنبه و پرقو نبود. ولی به هرحال خانه، محیط آزارگری هم نبود! خیلی وقت ها دختر دل به پسر آسمان جلی می داد ولی والدین می گفتند تو نازپرورده ای و نخواهی توانست با شرایط مالی این پسر بسازی. دخترها هم برای این که ثابت کنند اون قدر ها دست پا چلفتی ناشی از نازپروردگی نیستند فرار می کردند. پدر بعد از چند روز با دختر آشتی می کرد. بعد هم الحق و انصاف دختر جربزه ای نشان می داد و زندگی را می ساخت. چیزی بود که در سطح تبریز زیاد اتفاق می افتاد. الان دیگه جوانان آزادی بیشتری دارند و کمتر نیاز به این حرکت ها حس می شود. در حاشیه شهر گاه پدرانی که فکر می کردند قادر نیستند جهیزیه برای دخترانشان تهیه کنند چراغ سبز نشان می دادند که دختر و پسر یواشکی با هم فرار کنند. این طوری دیگه جامعه از پدر انتظار تهیه جهیزیه نداشت!
ببینید! من دختربچه ای بودم که در خانه یک استاد دانشگاه و یک مهندس عمران که صحبت اصلی در آن راجع به
بتن آرمه و
مقاومت مصالح و.... بود بزرگ شدم.با این حال، اینها را از همان کودکی شنیدم و می دانم. نمی فهمم چه طور سه زن که بیش از ۲۰-۳۰ سال در این مملکت کار مددکاری و نظایر آن کرده اند این قدر از این مسایل بی خبر و ناآگاه باشند؟!
اصلا این مسایل در آهنگ فولکلریک هم هست. در داستان های عامیانه محلی هست. در خیلی از موارد رمانتیسیزه هم شده. اما آن سه زن کاملا از این مسایل ناآگاه بودند! باوجود دراجتماع بودن، انگار در دنیای موازی ای می زیستند!
من فکر می کنم قبل از این که شخص بلند شود و دنیا را نجات دهد (چنان که آن سه زن ادعا داشتند) ابتدا بخش کوچکی از آن دنیا را باید فراتر از کلیشه های بلغور شده در جهان خودشان بشناسد. حداقل چهار تا آهنگ فولکلر شنیده باشد. کسی که افتخارش آن هست که از چایکوفسکی پایین تر گوش نمی دهد چه طور می تواند آن مردم را بفهمد که ترانه هایشان چیزی مثل
«من هاشیما گدجیم اؤز باشیما گدجیم
منی هاشیما ورمسلر دامنان آشب گدجیم» است؟
این چند روز به خاطر شب یلدا قنادی های مشهور شهرها غلغله بود. حتی بیش از سال های قبل. امیدوارم این مشاهده باعث نتیجه گیری اشتباه نشود. البته که مردم ایران در هر شرایطی یلدا و نوروز را زنده نگاه می دارند. همان طوری که در طول هزاره ها مملو از جنگ و قحطی و ظلم و استبداد این جشن های ملی را زنده نگاه داشته اند. اما شلوغی بیش از پیش قنادی ها نشانه وضع خوب اقتصادی مردم در سال ۱۴۰۳ نیست. فقط شلوغی چند قنادی موفق را در این دو سه شب نبینید. این را هم در نظر بگیرید که در سال های اخیر چند تا قنادی بسته شده است! اون چند تایی که مانده اند به مناسبت شب یلدا فروش بیش از پیش داشته اند.
از بین عکس های متعددی که گروه تحقیقی بارسلونایی برای ساخت «دهکده اسپانیایی» صد سال پیش گرفته بودند این عکس بیش از همه توجهم را جلب نمود. طاقچه ای با تزئینات زیبا در نمای خارجی ساختمانی درب و داغون! از این قبیل صحنه ها در محلات قدیمی خودمان -به خصوص در تبریز- زیاد می بینیم. دیدن آنها در من منجر به احساسات ضد و نقیض می شود. از یک طرف زیبایی تزئینات مجذوبم می کند و از سوی دیگر به هم ریختگی دور وبرش آزارم می دهد.در شهرهای کنونی اروپا چنین چیزی نمی بینیم. اما گویا صد سال پیش در اسپانیا می توانستند بسیاری از این صحنه ها ضبط کنند.
جالب آن که همه را با عشق ثبت کردند و با دستمایه قرار دادن آنها شاهکاری چون «دهکده اسپانیایی» را برای عرضه به جهانیان ساختند.
بعدش جنگ داخلی و دیکتاتوری فرانکو پیش آمد و.....
دوستان بارسلونایی می گفتند تا ۲۰ سال پیش همین دهکده اسپانیایی درب و داغون گوشه ای از شهر بارسلون افتاده بود. ۲۰ سال پیش که بارسلون دوباره رونقی گرفت دستی به سر و رویش کشیدند و دوباره به این شکل شکوه در آمد.
سالن اپرای بارسلون ازجمله سالن های بسیار معروف دنیاست. ایرانیان شاید به دلیل این که یکی از کنسرت های خواننده پاپ، شاهکار بینش پژوه در این سالن برگزار شد با این بنا آشنا باشند. در واقع جلال وجبروت همین سالن بود که او را در بین ایرانیان شناساند. هزینه ساخت…
عکس های بالا، مربوط به بیمارستانی در بارسلون هست که صد سال پیش توسط مونتر معمار شهیر این شهر طراحی شده است. در باره این بیمارستان مفصلا خواهم نوشت
شاهد تعطیل شدن بیمارستان های بزرگ خواهیم بود.
متاسفانه الان که کمی جریان اعتصابات خوابیده
، همکاران ما رو توبیخ میکنند.
بی شک چنین رفتارها و عدم رسیدگی به مطالبات ما با موج شدیدتر و گسترده تری از اعتصابات همراه خواهد بود
فعلا کادردرمان زمان کمی به دولت داده در صورت ناامیدی از این دولت شاهد تعطیل شدن بیمارستان های بزرگ خواهیم بود
???
**دفاع از از مبارزات پرستاران در جهت ارتقا سلامت همگان است!
برای تغییر فردا امروز متحد شویم!**
✊«نترسید، ما همه با هم هستیم»
✊"تجمع، تحصن،اعتصاب ایران ادامه دارد"
✊یه اختلاس کم بشه حق ما داده میشه
✊تنهاترین دستهایم از وعدهها خستهایم
✊فکر نکنید یه ر وزه وعده ما هر روزه
✊حقمونو نگیریم شیفتامونو نمیریم
.
✊وعده زیاد شنیدیم ،جوابی هم ندیدیم
✊ما که نماد صبریم، صبرمون به سر رسیده!
✊ اصلاح تعرفهگذاری و ثبت خدمات پرستاری به نام پرستاران
✊ حذف اضافهکار اجباری و تصحیح حقالزحمهی مربوط به اضافهکاری.
✊پرستار داد بزن حقتو فریاد بزن
✊«وعده وعید کافیه سفره ما خالیه»
✊تعرفه ما کجاست توی جیب شماهاست
✊پرستار میمیرد ذلت نمیپذیرد
✊با کرونا جنگیدیم حمایتی ندیدیم
اتحاد و اعتراض سراسری رمز پیروزی ماست!
.
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران
#پرستاریم_معترضیم
#کمپین_سراسری_پیگیری_مطالبات_پرستاران
Telegram
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران
#کمپین\_سراسری\_پیگیری\_مطالبات\_پرستاران ماپرستاران که در صف مقدم عرصه بهداشت و سلامت هستیم، با فراز و نشیب های متعدد شغلی و معیشتی همراه با شرایط سخت کاری اعم از مشکلات جسمی و روحی دست به گریبانیم. با کرونا جنگیدیم و همراه با مردم از نبود استاندارهای…
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago